کد خبر:۲۰۴۱۶۳
استاد حوزه و دانشگاه قم:
اختیار ملاک ارزش افعال انسانی است
استاد حوزه و دانشگاه قم با بیان اینکه آنچه ملاک ارزش افعال انسانی است، اختیار میباشد، گفت: انسان نیرویی دارد که با آن میتواند از حالت انفعال خارج شود و پا فراتر نهد و حاکم بر غرایز و جاذبههای مختلف شود.
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از کرمان، حجت الاسلام مهدی تراب پور امروز در سومین جلسه انسان شناسی طرح ولایت استان کرمان در دانشگاه خیام مشهد اظهار داشت: واژه اختیار در عرف ما و نیز در مباحث نظری به چند صورت و در چند مورد به کار میرود.
وی با بیان اینکه اختیار در مقابل اضطرار قرار دارد، گفت: در فقه میگویند اگر کسی از روی اختیار بخواهد گوشت مردار بخورد جایز نیست؛ اما از روی اضطرار اشکال ندارد، یعنی اگر نخورد جانش به خطر میافتد یا ضرری بسیار شدید به او روی خواهد آورد.
این استاد حوزه و دانشگاه مفهوم اختیار را در مقابل اکراه عنوان کرد و افزود: این مورد بیشتر در امور حقوقی کاربرد دارد؛ اکراه آن است که شخص، تهدید به ضرر شود و به سبب تهدید شخص دیگر، کار را انجام دهد و اگر تهدید در کار نبود، آن را انجام نمیداد و اختیار نمی کرد.
حجت الاسلام تراب پور فرق اضطرار و اکراه را در این دانست که در اضطرار تهدید غیر در کار نیست و شخص بر اثر شرایط خاص و استثنایی، خود ناگزیر است کاری انجام دهد.
وی اختیار به معنای قصد و گزینش را یکی دیگر از معانی اختیار دانست و افزود: در فلسفه فاعلِ فعل را به اقسامی تقسیم کرده اند که یکی از آن اقسام «فاعل بالقصد» نام دارد.
استاد حوزه و دانشگاه قم با اشاره به اینکه فاعل بالقصد کسی است که راههای مختلف و متعددی پیش روی دارد و پس از سبک و سنگین کردن، یکی را انتخاب می کند، تصریح کرد: این قصد و گزینش، گاهی اراده و اختیار نامیده میشود و به فاعلهایی اختصاص دارد که باید کار خودشان را قبلا تصور کرده باشند و نسبت به آن شوقی پیدا کنند و آنگاه تصمیم به اجرای آن بگیرند، هر چند این گزینش به دنبال تهدید غیر یا در شرایط استثنایی اتخاذ شود.
تراب پور آخرین مفهوم اختیار را اختیار در مقابل جبر عنوان کرد و افزود: گاهی اختیار در معنایی وسیع به کار می رود و آن این است که کاری از فاعل، تنها از روی میل و رغبت خودش صادر شود، بی آنکه از سوی عامل دیگری تحت فشار قرار گیرد؛ این معنا از معانی دیگر اختیار و حتی از «فاعل بالقصد» عام تر است.
وی افزود: اختیار به این معنا در مورد خدا و فرشتگان و سایر مجردات نیز صادق است، با توجه به اینکه در مورد آنها و خداوند تصور و تصدیق و غیره مطرح نیست، ولی عالی ترین مراتب اختیار، همچنان از آن آنهاست.
این مدرس حوزه و دانشگاه قم تصریح کرد: اگر در فاعل های ارادی گاهی عوامل متضادی نیز در نفس وجود دارد یا از خارج زیر فشار واقع می شود، در مورد این فاعل ها چنین چیزی وجود ندارد؛ در برابر قدرت الهی، قدرتی وجود ندارد تا او را زیر فشار گذارد.
حجت الاسلام تراب پور در مورد مجردات نیز گفت: مجردات تمام این ویژگی را دارند که تحت تاثیر عامل خارجی واقع نمی شود؛ برای مثال اگر ملائکه را مجرد دانستیم، تسبیح و تقدیس آنها اختیاری است؛ خود آنها تسبیح و تقدیس را می خواهند و دوست دارند. اما در مورد آنها اختیار به معنای قصد مسبوق به تصور و سنجش، صادق نیست؛ زیرا ذهنی ندارد و مقایسه ای نمی کند و شوقی در آنان برانگیخته نمی شود؛ اساسا هیچ گونه تغییری در ذات شان رخ نمی دهد، ولی مختار نیز هستتند.
وی گفت: معنای اختیار با مفهوم اراده، از نظر مصداق ممکن است فرق کند؛ البته اگر اراده به همان معنای قصد و عزم باشد، هر فاعلی که از روی قصد کار می کند مختار است، ولی چنین نیست که هر فاعل مختاری به این معنا قاصد باشد.
این مدرس حوزه و دانشگاه قم همچنین با طرح این سوال که اختیاری بودنی که ملاک تکلیف انسان هاست و موجب می شود که انسان بر سایر حیوانات امتیاز پیدا کند، چه اختیاری است؟ تصریح کرد: بدون شک هر انسانی دارای فعل ارادی است، کارهای ارادی انسان با مبادی خاصی از ادراکات و تمایلات نفسانی وی، به مدد دستگاه های تمایلات، ادراکات و نیروهایی که خدا در او قرار داده است، اعم از نیروهای روانی یا بدنی و حتی به کمک اشیای خارجی، صورت می گیرد.
تراب پور افزود: آنچه که موجب ارزش انسان می شود این است که کارهای وی گزیده یک راه از چند راه است.
وی گفت: در درون انسان گرایش های مختلفی وجود دارد که معمولا در مقام عمل با هم تزاحم می یابند، شبیه نیروهای مختلفی که از جهات مختلف در یک جسم اثر می کنند؛ جاذبه ای آن را به راست و جاذبه دیگر به چپ می کشاند.
این مدرس حوزه و دانشگاه قم اضافه کرد: در طبیعت وقتی بدین گونه، نیروها جهات مختلفی داشته باشند، آنچه در خارج تحقق می یابد برآیند نیروهاست، ولی در انسان این طور نیست که هر جاذبه ای قوی تر باشد خود به خود تأثیر صد درصد در انسان بگذارد؛ مگر انسان هایی که نیروی اختیار و تصمیم را به کار نمی گیرند و تسلیم غرایز می شوند.
تراب پور تصریح کرد: انسان ها نیرویی دارند که می توانند در برابر جاذبه های قوی نیز مقاومت کنند و اینگونه نیست که در مقابل کشش های طبیعی صرفا حالت انفعالی داشته باشند و همین است که به کار انسان ارزش می بخشد.
وی با بیان اینکه آنچه که ملاک ارزش افعال انسانی است، اختیار است، افزود: انسان نیرویی دارد که با آن می تواند از حالت انفعال خارج شود و پا فراتر نهد و حاکم بر غرایز و جاذبه های مختلف شود و خواسته ای را فدای خواسته دیگر کند، اینجاست که با ترجیح یکی بر دیگری، کار آدمی ارزش می یابد.
این مدرس حوزه و دانشگاه قم اضافه کرد: چنین ارزشی تنها در مورد موجودی صدق می کند که دارای گرایش های متضاد باشد؛ یعنی فقط گرایش هایی که در مقام عمل و ارضا قابل جمع نیستند و با هم تزاحم می یابند، ولی هر یک ذاتا دافع دیگری نیست، بدین معنا که انگیزه هایی در انسان به وجود می آید که ارضای همه آنان در یک آن و یک جا امکان ندارد و باید یکی را انتخاب کند؛ نمی توان هم خدا را، هم شیطان و دل را راضی کرد.
تراب پور با اشاره به اینکه برای فرشتگان که لذت آنان در عبادت خداست و اصولا لذت شیطانی در آنان نیست، انتخاب هم مطرح نیست، گفت: آنها میل دیگری جز عبادت خدا ندارند، البته مجبور هم نیستند، اختیار دارند و به میل خود کاری را انجام می دهند، اما جز این میل، میل دیگری ندارند. به دیگر سخن مختارند ولی انتخابگر نیستند، تنها یک را در پیش رو دارند، اما انسان دارای خواسته های متضاد است و علاوه بر اینکه مختار است باید انتخاب هم بکند و این منشا ارزش است.
وی به آیه 29 سوره کهف که به صراحت بر اختیار انسان دلالت دارد اشاره کرد و گفت: قدرت تصمیم گیری و انتخاب، یکی از یقینی ترین اموری است که مورد شناسایی انسان واقع می شود، زیرا هر کسی آن را در درون خویش با علم حضوری خطا ناپذیر می یابد، چنانکه از سایر حالات روانی خودش با چنین علمی آگاه می شود و حتی هنگامی که درباره چیزی شک دارد، وجود خود «شک» را با علم حضوری درک می کند و نمی تواند درباره آن تردیدی به خود راه دهد.
این مدرس حوزه و دانشگاه قم با اشاره به اینکه جای هیچ تردیدی در وجود اراده و اختیار نیست و نباید شبهات گوناگون، موجب تشویش ذهن و شک درباره چنین امر وجدانی و بدیهی شود، گفت: وجود اختیار به عنوان یک اصل بدیهی در همه نظام های تربیتی و اخلاقی و ادیان و شرایع آسمانی پذیرفته شده و بدون آن جایی برای وظیفه و تکلیف و نکوهش و ستایش و کیفر و پاداش وجود نخواهد داشت.
تراب پور افزود: آنچه موجب انحراف از این حقیقت بدیهی و گرایش به جبر شده شبهاتی است که باید به آنها پاسخ داده شود، تا جایی برای وسوسه و تردید باقی نماند.
در قرآن کریم آیاتی است که دلالت بر جبر دارد
وی با اشاره به اینکه برخی از آیات قرآن کریم دلالت بر جبر دارند و در آیه 29 سوره تکویر آمده است؛ «و شما اراده نمی کنید مگر اینکه البته خداوندگار جهانیان بخواهد»، گفت: در این آیات مشیت و اراده انسان محکوم به مشیت خداست و مشیت خدا بر انسان غلبه دارد.
این مدرس حوزه و دانشگاه قم با بیان اینکه در آیه 100 سوره یونس آمده است؛ «هیچ کس نمی تواند ایمان بیاورد جز به فرمان خدا»، افزود: این آیه بیانگر آن است که آنچه انسان انجام می دهد، باید به اذن خدا باشد.
تراب پور عنوان کرد: هیچ کاری خارج از حوزه های قضا و قدر الهی تحقق نمی یابد؛ درک درست این معارف احتیاج به تامل و تیزبینی خاصی دارد.
وی مفهوم واژه «قدر» را به معنای اندازه و «تقدیر» را به معنای سنجش و اندازه گیری و چیزی را با اندازه معینی ساختن عنوان کرد و گفت: واژه «قضا» به معنای یکسره کردن و به انجام رساندن و داوری کردن استعمال می شود که گاهی این دو واژه به صورت مترادف و به معنای «سرنوشت» بکار می رود.
این مدرس حوزه و دانشگاه قم با بیان اینکه منظور از تقدیر الهی این است که خدای متعال برای هر پدیده ای اندازه و حدود کمي و کیفی و زمانی و مکانی خاصی قرار داده است که تحت تاثیر علل و عوامل تدریجی، تحقق می یابد، افزود: منظور از قضای الهی این است که پس از فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرایط یک پدیده، آن را به مرحله نهایی و حتمی می رساند.
تراب پور با اشاره به اینکه مرحله تقدیر قبل از مرحله قضا و دارای مراتب تدریجی است، تصریح کرد: این مرحله شامل مقدمات بعید و متوسط و قریب می شود و با تغییر بعضی از اسباب و شرایط، تغییر می یابد.
وی در ادامه بیان داشت: مرحله قضا دفعی و مربوط به فراهم شدن همه اسباب و شرایط و نیز حتمی و غیر قابل تغییر است.
این مدرس حوزه و دانشگاه قم گفت: مقتضای اعتقاد به قضا و قدر الهی وجود پدیده ها از آغاز پیدایش تا دوران شکوفایی و تا پایان عمر است، بلکه باید آن را از هنگام فراهم شدن مقدمات بعیده تحت تدبیر حکیمانه الهی بدانیم و فراهم شدن شرایط پیدایش و رسیدن به مرحله نهایی را مستند به اراده الهی بشماریم.
تراب پور افزود: به سخن دیگر، همان گونه که وجود هر پدیده ای انتساب به اذن و مشیت تکوینی خدا دارد و بدون اذن او هیچ موجودی پا به عرصه وجود نمی نهد، پیدایش هر چیزی نیز مستند به تقدیر و قضای الهی است و بدون آن، هیچ موجودی شکل و حدود ویژه خودش را نمی یابد و به سرانجام خودش نمی رسد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: جمع بین چنین اعتقادی و پذیرش اختیار انسان، عده ای را دچار مشکل کرده است و از این رو گروهی از متکلمین (اشاعره) که شمول قضای الهی را نسبت به رفتار انسان ها پذیرفته بودند، گرایش به جبر پیدا کردند و گروهی دیگر (معتزله) که نمی توانستند جبر و پیامدهای وخیم آن را بپذیرند، منکر شمول قضای الهی نسبت به افعال اختیاری انسان شدند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰