کارهایی را که انسان انجام می‌دهد از قبل در لوح محفوظ ثبت است
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۴۵۵۵
استاد حوزه و دانشگاه قم:

کارهایی را که انسان انجام می‌دهد از قبل در لوح محفوظ ثبت است

استاد حوزه و دانشگاه قم، گفت: هر کاری که انسان انجام می دهد در لوح محفوظ از قبل توسط خداوند ثبت شده است زیرا علم خداوند است.  
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از کرمان؛ حجت الاسلام تراب پور دیروز در چهارمین جلسه انسان شناسی طرح ولایت استان کرمان در دانشگاه خیام مشهد؛ علم ذاتی، فعلی و مکتوب را از علوم خداوند عنوان کرد واظهار داشت : علم مکتوب همان علم خداوند است که در لوح محفوظ به صورت مکتوب موجود است.

استاد حوزه و دانشگاه قم، گفت: خداوند علم دارد که انسان با اختیار خودش انجام می دهد که همان علم ذاتی است.

حجت الاسلام تراب پور، با بیان اینکه لوح محفوظ با اختیار انسان هیچ تضادی ندارد؛ گفت: غیر از لوح محفوظ الواح محو و اثبات وجود دارند  که بستگی به عمل اختیاری ما دارد تغییر کند.

وی با بیان اینکه انواع انتساب معلول واحد به علت های متفاوت داریم، تصریح کرد:  معلول واحد علت های متفاوت دارد و انواع مختلف دارد.

استاد حوزه و دانشگاه قم، انواع انتساب معلول را چهار مورد عنوان کرد و افزود: علت ها در کنار هم با هم عمل می کنند،علت ها متناوب عمل می کنند، علت ها مترتب بر یکدیگرند، تأثیر مترتب بر علل طولی که حتما باید علت ها در طول یکدیگر انجام شوند و معلول به یکدیگرند.

حجت الاسلام تراب پور، تفاوت علت سوم و چهارم  در این است که در تفاوت سوم باید اداره انسان باشد اما در علت چهارم سلسله علل پایین تر وجودشان وابسته به علت بالاتر است، عنوان کرد.

وی تصریح کرد: آیاتی که دلالت بر جبر دارد اشاره به توحید افعالی خداوند دارد که تنها فاعل مستقل در عالم خداوند است و موجودات دیگر استقلالی نیستند و به اذن خداوند فعل انجام می دهند.

استاد حوزه و دانشگاه، افزود: علت بودن ما را وابسته به خداوند است و خدا علت مستقیم است و مابقی علت های غیر مستقیم هستند.

حجت الاسلام تراب پور، شبهه جبر فلسفی،جبر طبیعی، جبر تاریخی، جبر اجتماعی است که این چهار شبهه برای اینکه انسان مختار نیست مجبور است، عنوان کرد و افزود: در شبهه فلسفی یک قاعده فلسفی داریم هر گاه علت های ناقصه در کنار هم جمع شوند و تبدیل به علت تام شود از لحاظ عقلی محال است که معلول محقق نشود یعنی معلول ضرورت پیدا می کند پس واجب است که به وجود بیاید.

وی درپاسخ اول این شبهه، بیان داشت: افعال و رفتار انسان مستثنی از این قاعده نیست زیرا علت تام محقق شدن افعال وقتی موجود شود آن فعل ضرورت پیدا می کند و انسان اختیاری در انجام ندادن آن ندارد.
 
استاد حوزه و دانشگاه قم، در پاسخ به این شبهه در افعال اختیاری تا اراده انسان نباشد علت تام فعل محقق نمی شود چرا که اراده جزیی از علت تام در افعال اختیاری است؛ گفت: به همین دلیل ما در انجام کار مختار هستیم نه مجبور.

حجت الاسلام  تراب پور شبهه جبر طبیعی را تمام افعال ور فتار متأثر از امر ظبیعی عنوان کرد و گفت:  قوانین طبیعی ایجاب می کنند که کار خاصی از انسان سر بزند عمل دیدن به واسطه بازتاب نور خورشید صورت می گیرد و اگر این بازتاب نباشد عمل طبیعی صورت نمی گیرد و یا در اثر وراثت ویژگی های خاصی بر انسان موجب می شود و حتی محیطی که انسان زندگی می کنند تأثیر دارد پس همه اعمال و رفتار انسان متأثر از قانون طبیعت است و انسان اختیاری از خود ندارند و همه اینها به عنوان جزء العله پذیرفتنی است نه به عنوا علت تامه که از انسان سلب اختیار نمایند.

وی با اشاره به  جبر تاريخى که اين دسته مى‏گويند تاريخ واقعيّت دارد و احكامى ويژه خودش را دارد؛ افزود: مردمى كه در يك مقطع ويژه تاريخى واقع‏اند، محكوم آن قوانين تاريخى‏اند؛ يعنى آن قوانين، هرچه را براى آن مرحله خاص اقتضا كند، همان خواهد شد؛ چه مردم بخواهند و چه نخواهند.

این استاد حوزه و دانشگاه قم، در پاسخ به این شبهه؛ اظهار داشت: اين فرضى است كه نه‏تنها دليلى ندارد بلكه دلايلى برخلاف آن نيز مى‏توان اقامه كرد. اوّلاً تاريخ، واقعيّت خارجى ندارد؛ بلكه امرى انتزاعى است، و امّا ادّعاى قانونمندى تاريخ نيز تخيّلى بيش نيست؛ چرا كه چيزى كه واقعيت عينى ندارد چگونه مى‏تواند «قوانين حقيقى خاصّ خود» داشته باشد؟

تراب پور در ادامه  افزود: روش علمى، روش مبتنى بر تجربه است؛ بنابراين اين روش را در موردى مى‏توان اعمال كرد كه قابليّت تكرار داشته باشد؛ اگر تكرار مثلاً صد بارِ تاريخ يك قوم ممكن مى‏بود، ادّعاى كشف قانون براى هر مقطع خاص، بر اساس تجربه صحّت مى‏داشت ولى مى‏دانيم كه تاريخ يك جريان غير قابل تكرار است و هرگونه فرضيّه‏اى در اين زمينه، فاقد ارزش علمى خواهد بود.

وی تصریح کرد: بنابراين، با چنين فرضيه‏هاى غير علمى و غير قابل اثباتى نمى‏توانيم مسأله بديهى اختيار را كه در خود مى‏يابيم و همه آيات و روايات آن‏را تأييد مى‏كنند و همه اديان و هر نظام اخلاقى يا تربيتى مبتنى بر آن است، ناديده بگيريم و از آن دست برداريم.

این مدرس حوزه علمیه و دانشگاه فم، جبر تاريخى را مربوط به فلسفه تاريخ بود و جبر اجتماعى، متعلّق به جامعه‏شناسى عنوان کرد.

تراب پور در ادامه جبر اجتماعی را که طرفداران اين نظر مى‏گويند؛ جامعه داراى قوانين قطعى و بى‏تخلّف است و لذا اراده انسانها در برابر آنها، تاب ايستادگى ندارد؛دانست و گفت: قبول جامعه به عنوان يك وجود عينى و حقيقى و قايل شدن قوانين مستقل و ويژه براى جامعه، مستقل از قوانين حاكم بر افراد  که این مسأله نهاده بر این دو پيش‏فرض است.

استاد حوزه و دانشگاه فم با اشاره به اینکه پس از اين پيش‏فرض، تازه مى‏رسد به اصل مسأله كه آيا فرد در برابر قوانين حاكم بر جامعه مقاوم است يا خير؟ افزود: اما هر دو پيش‏فرض قابل انكار و مناقشه است زیرا جامعه، امرى اعتبارى است و از ديدگاه فلسفى، وجود حقيقى ندارد؛ جز اين‏كه افراد انسان دور هم جمع مى‏شوند و با هم روابطى دارند و اجتماعى را به وجود مى‏آورند، چيز ديگرى به نام جامعه وجود ندارد.
پربازدیدترین آخرین اخبار