از منِ دهه هفتادي که گذشت اما ...
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۴۸۸۳

از منِ دهه هفتادي که گذشت اما ...

آهای پدر و مادرها، آهای صدا وسیما، آهای جامعه، چه بلایی آوردید بر سر نسل من و این دهه هشتادی‌ها، خوب است گاهی از خودتان بپرسید که ما چرا این طور شدیم؟!
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، مریم همتی؛ شاید همیشه وقتی کسی از موضوع لوس و غیر قابل تحمل بودن نسل جدید حرف می زند، گوینده حتماً دهه شصتی است و کسی که مورد هجوم قرار گرفته دهه هفتادی بیچاره است. ولی امروز من یک دهه هفتادی، می خواهم درباره دهه هشتادی هایی بگویم که شاید کم تر کسی حواسش به آنها باشد. کسانی که الآن در دبستان مشغول درس خواندن هستند.
 
وقتی تصمیم گرفتم بنویسم اصلاً هدفم هجوم به این نسل نبود، کما اینکه دهه شصتی ها در این سالها تا خواسته اند بر ما تاخته اند که چه نسل لوس و ننری و از ستوه آمدنشان به خاطر زیاده خواهی ما گفته اند و هیچ وقت از خودشان نپرسیده اند که ما چرا اینطور شدیم.
 
من آمدم تا بنویسم از ما که گذشت کسی به فکر این نسل باشد که پدر و مادرش را شبیه کارت های بانکی عضو شبکه شتاب می بیند.
 
فکر این نسل باشید که دخترانش دیدن همه سری انیمیشن های باربی تنها دغذغه شان است و پسرانش لباس اسپایدر من می پوشند و مانند بت من از در و دیوار بالا می روند.
 
نسلی که چیزی به اسم احترام و ملاحظه پدر و مادر برایشان بی معنی است، البته فرآیند این بی معنی شدن از نسل ما شروع  شده بود، تقصیری هم ندارد همان پدر و مادرها بر اساس یک هماهنگی بی سابقه به این بی احترامی ها و گستاخی ها عشق می ورزند.
 
اینها را که گفتم خیلی راحت و با یک بازار رفتن نزدیک ماه مهر می توان فهمید. مادران و پدران در این بازارها رام فرزندان خود هستند و اصلاً برایشان مهم نیست که قشر کم درآمد و متوسط جامعه اند فقط مهم این است که  تب مصرف گرایی فرزندان دلبند خود را پاسخ بگویند و البته بچه محترم پیش هم کلاسی ها سرافکنده نشود.
 
در این بازارها تو می بینی که چگونه ابهت همیشگی پدران افول می یابد و راستی این خانم هایی که دست این بچه ها را گرفته اند، ندیمه و خدمتگزار این بچه ها هستند یا مادرشان.
 
پدران و مادرانی که فکر کردند چون خودشان محرومیت کشیدند ما باید همه جور امکانات داشته باشیم حتی اگر این همه امکانات داشتن به قیمت ندیدن پدر و مادرمان باشد حتی اگر این راحتی و رفاه به قیمت بی قید و بندشدن بعضی از ما باشد و فکر نکردند که وقتی کوله پشتی بچه را تا مدرسه اش می برند فردا کیف اداری بچه را هم خودشان تا اداره مربوطه خواهند برد؟
 
و صدا و سیما ی ما فکر نکرد که در انیمیشن هایش وقتی تمام ارزش دختران بر ظاهر زیبایشان بنا شد و ارزش پسران بر خشونت طلبی، فردا جامعه به دست همین دختران ظاهر گرا و پسران خشونت طلب اداره خواهد شد.
 
و حالا دهه هفتادی های همیشه مورد هجوم، دو سه سالی است که وارد دانشگاه شده اند. گاهی تحمل شان برای من دهه هفتادی سخت است، چه رسد به دهه شصتی های رنج و درد کشیده.
 
از غیر قابل تحمل بودن ظاهر بعضی هامان گرفته تا عقاید و علایق مان. حالا تصور کنید روزی را که دهه هشتادی ها پا به دانشگاه بگذارند، اساتید محترم چه زجری خواهند کشید. الان که به قول نسل های قبل دانشگاه شبیه دبستان شده حتماً وقتی دهه هشتادی ها بیایند دانشگاه می شود پیش دبستانی.
 
همه در شک و تردیدند در آینده آیا می توان بار سنگین اداره این مملکت را بر دوش دهه هفتادی گذاشت و به آنها اعتماد کرد، ولی این شک و تردید در مورد دهه هشتادی به اطمینان تبدیل شده و همه متفق القول اند که هیچ اعتمادی به این نسل نیست.
 
آهای پدر و مادرها، آهای صدا وسیما، آهای جامعه چه بلایی آوردید بر سر نسل من و این دهه هشتادی ها. خوب است گاهی از خودتان بپرسید که ما چرا این طور شدیم. راستی از من دهه هفتادی که گذشت کسی به فکر این بچه دبستانی هایی باشد که هنوز می توان خوب تربیت شان کرد. از ما که گذشت...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار