کد خبر:۲۰۶۱۷۸
خاطره منتشر نشده سردار نائینی از شهيد شوشتري
مقاومت يعني فكر كردن براي عبور با روش جهادي، يعني اقدامات يپوسته و موثر انجام دادن؛ به گونهاي كه دشمن را منفعل ميكند...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ در آستانه هفته دفاع مقدس، اين خبرگزاری گفت و گويي با سردار علیمحمد نائینی، فرمانده دانشکده و پژوهشکده فرهنگی اجتماعی دانشگاه امام حسین عليه السلام ترتیب داده است که مشروح آن به شرح ذيل است.
«خبرگزاري دانشجو»- از ديدگاه سردار نائینی فرهنگ جبهه و دفاع مقدس چه تعريفي دارد؟
نائيني: فرهنگ دفاع مقدس همان فرهنگ انقلاب اسلامي است؛ فرهنگ ايستادگي و مقاومت در برابر سلطه و فرهنگي كه مردم و پتانسيلهاي اجتماعي را باور دارد و دين را منبع اصلي قدرت ميداند و اعتقاد دارد عامل اصلی توان رزمی روحیه است.
اگر خودباوري، ايمان و اعتماد به نفس در يك كشور وجود داشته باشد، از همه قدرتهاي داخلي و خارجي مي توان عبور كرد.
«خبرگزاري دانشجو»- چه ضرورتهاي منجر شد شما با محوريت فرهنگ و به عنوان یکی از مسئولین ستاد تبلیغات جنگ، به صحنه بیایید؟
نائيني: البته حضور اوليه ما درجنگ حضور رزمي بود، ولي چون قبل از وقوع انقلاب اسلامي درس طلبگي مي خواندم و كار فرهنگي ميكردم مديريت قسمتي از فعاليتهاي فرهنگي را به عهده گرفتم.
نكته اصلي قوت نظام جمهوري اسلامي باورها و ارزشهاي فرهنگي است؛ يعني در یک تهاجم همه جانبه و نيابتي که رژيم بعث عراق به نيابت از جامعه جهاني، در شرايطي تحميل شد كه ما توان بازدارندگي نظامي و ثبات سياسي لازم را نداشتيم، اما آن چیزی که تهديد عميق همه چانبه را به فرصت تبديل كرد، قدرت نرم نظام جمهوري اسلامي بود.
يعني حضرت امام خميني (ره) با رهبري هوشمندانه خود توانست ظرفيتهاي جامعه را به جريان بيندازد، ظرفيتهاي كه دشمن براوردي از آن نداشت از جمله باورهاي ديني مردم و توان بسيج اجتماعي، عمق راهبردي نظام جمهوري اسلامي و اعتمادي كه مردم نسبت به نظام داشتند.
عراق با همان باورهای متعارف حمله کرد و در همان اهداف اوليه تحميل جنگ هم موفق نشد و به طور قطع اين باورها در جامعه موج مي زد و براي ترويج، انتقال و حفظ اين باورها در عرصه دفاع مقدس در کنار مديريت نظامي و پشتيباني رزمي مدیریت مباحث فرهنگي- تبليغي جنگ شكل گرفت.
«خبرگزاري دانشجو»- ويژگيهاي فرهنگ دفاع مقدس را بيان كنيد؟
نائيني: مقاومت، عنصر برجسته دفاع مقدس است و وقتي از مقاومت حرف مي زنيم معنايش انفعال در برابر دشمن نيست بحثي كه امروز درخصوص مقاومت در حوزه اقتصاد مطرح است، بهعنوان راهبرد مقام معظم رهبري تحت عنوان اقتصاد مقاومتي متأسفانه به ذهنها اين گونه متبادر مي شود كه منظور از مقاومت انفعال و وادادگي است.
ما يك الگوي موفق به نام هشت سال جنگ داريم. راهبرد اصلي ما در جنگ مقاومت و ايستادگي در برابر دشمن بود. ما با يك تحليل و برآورد درست از تواناييها، ظرفيتها، ضعفها و آسيبها، خلاقانه و با ابتكار عمل فضا را به نفع انقلاب به دست گرفتيم؛ يعني در هشت سال جنگ به غير از برهه اول كه مديريت در دست بني صدر بود و نيز مقطع آخر جنگ كه مشكلاتي داشتيم، در تمام طول جنگ مبتكرانه و خلاقانه اقدام كرديم.
مقاومت يعني فكر كردن براي عبور با روش جهادي؛ يعني اقدامات پيوسته و موثر انجام دادن؛ به گونهاي كه دشمن را منفعل مي كند. كسي كه راهبردش مقاومتي باشد بهطور طبيعي روي نقاط مثبت دشمن تمركز نميكند، بلكه به ظرفيتها و نقاط مثبت خود مينگرد.
با اينكه دشمن به لحاظ قدرت سياسي، اقتصادي، فناوري، رسانهاي، تكنولوژيك و تسليحاتي غلبه زيادي بر ما داشت و همه دنيا به آن كمك ميكردند، كشورهاي حاشيه خليج از طريق فروش نفت روزانه خود به عراق كمك ميكردند؛ تواناييها و ظرفيتهايی كه اصلا با تواناييهای ما قابل مقايسه نبود.
ما به اين نتيجه رسيديم كه فاصله خود را با خلاقيت و ابتكار پر كنیم؛ مثلا انجام جنگهاي شبانه در محور حور و عبور از اروند) و موازنه را به هم زديم. واقعا با محاسبات معمول اصلا نميتوانستيم آفند كننده باشيم، اما در هشت سال جنگ دشمن هميشه منفعل بود و استراتژي دشمن آفند و يورش همه جانبه – جنگ كوتاه مدت پرشدت – براي اشغال كامل خوزستان بود كه تبديل به پدافند شد.
همين شيوهاي كه حضرت آقا هميشه به كار مي گيرند و هرزمان كه صحبت مي كنند يك فهرستي از ظرفيتها و نقاط قوت نظام را برميشمرند و با استفاده از آنها هر جا كه لازم است، تهاجم را ترسيم مي كنند.
«خبرگزاري دانشجو»- گاهی وضعيت زمان جنگ را به يك وضعيت آرماني تشبيه ميكنند كه از لحاظ فرهنگي بهترين برهه پس انقلاب اسلامي بوده، برخي اين شرايط را بعد از انقلابها طبيعي ميدانند، اما برخي آن را به حساب فعاليتهاي تبليغي و فرهنگي ميدانند. آيا واقعا وضعيت شهرها پس از انقلاب آرماني بوده يا اينكه وضعيت جبههها را به شهرها تسري ميدهند؟
نائيني: با يك متغيير نميتوان وضعيت فرهنگي را تحليل کرد؛ چون اين تحولات تحت تأثير متغيرهاي مختلف اجتماعي، سياسي، فرهنگي، داخلي و جهاني است. معمولا در تهديد سخت جامعه به هم ميريزد و در فضايی كه مردم احساس تهديد مستقيم می کنند که مترادف با تهديد اصل نظام و براندازي نظام است در جامعه زمينههاي بسيج اجتماعي، انسجام ملي، زمينههاي وفاق و تأكيد بر هويتهاي فرهنگي آن بيشتر ميشود.
نكته بعدي اين است كه دفاع مقدس ريشه در انقلاب اسلامي داشت و ما نميتوانيم دفاع مقدس را از انقلاب تفكيك كنيم. اصلا حضور در جبهههاي جنگ به معناي دفاع از انقلاب بود و هنر حضرت امام(ره) اين بود كه بين انقلاب اسلامي و دفاع مقدس پيوستگي ايجاد كرد و دفاع را فرهنگی اعتقادي كرد؛ يعني هر كسي که در صحنههاي دفاع از كشور شركت ميكرد، اين را به حساب دفاع از دين و ارزشهاي اعتقادي ميگذاشت.
دكترين حضرت امام و نوع مديريت ايشان و پيوستگي انقلاب و جنگ و نيز جنس و ماهيت تهديد نظامي همه اينها كمك ميكند تا فضاي گفتمان الهي-فرهنگي در كشور برجسته شود.
این گفتمان غالب بود، اما نه به اين معني كه همه ظرفيتهاي كشور معطوف به دفاع مقدس باشد؛ آن زمان هم براي حضور بخشهایي از جامعه مشكل داشتيم و برخي از دستگاهها براي پشتيباني از جنگ به رسالت تاريخي خودشان درست عمل نكردند و پاي كار نيامدند و برخي گروههاي اجتماعي همه همين طور بودند، اما فضاي كلي كشور مقابله با دشمن خارجي و پاكسازي سرزمينهاي اشغالي بود و در مقايسه با جنگهاي مختلفي كه در كشورهاي دنيا تحميل شده، ميبينيم ملت ايران كار واقعا بزرگي انجام داده است.
همانطور كه در عرصههاي مختلف توانستهايم همه ظرفيتها جامعه را به كار بگيريم اگر در آن دوران هم چنين بود، قطعا نتايج مناسبتري را به دست ميآورديم. اگر ميتوانستيم سالي چند عمليات سرنوشت ساز انجام دهيم، می توانستیم رژيم بعث را زودتر شكست دهيم تا جنگ با روش و تدبير سياسي خاتمه پيدا نكند.
«خبرگزاري دانشجو»- بحث ستاد تبليغات در هنگام جنگ از سوی ایران يك امر طبيعي بود يا یک نوع خلاقیت محسوب می شد؟
نائيني: اساسا بخشي از جنگها مديريت روحيه است، وقتي به جنگهای طول تاريخ نگاه می کنیم، پيشينه جنگ رواني در جهان را طولاني می بینیم، هميشه تحميل اراده از طريق روشهاي فيزيكي نبوده و آن چيزي كه ارتشهاي دنيا را در جنگها حمايت ميكرده مديريت روحيه بوده است كه از ابزارهاي تبليغي مختلفي استفاده ميكردند، نقش تبليغات در جنگهاي جهاني اول و دوم، جنگ امريكا و ويتنام که كتابهاي فراواني در اين زمينه نوشته شده بسيار موثر بوده، اصولا هيچ جنگي به اهداف خود نميرسد مگر اينكه مردم و نخبگان جامعه جهاني را با خود همراه كند حتي از نظر آموزههاي قرآني دو سوم قدرت، قدرت روحي و رواني است.
در تمام ارتش ها سيستمي به نام سيستم جنگ رواني وجود دارد، ارتش عراق هم جداي از اين نبود و حتي تا رده گردان افسر توجيح سياسي داشت به تدريج در طول هشت سال جنگ تجربيات ما هم افزايش يافت و ساختاري به نام تبليغات جنگ تقريبا همزمان با عمليات فتحالمبين ايجاد شد و سه هدف عمده داشت 1)تقويت و حفظ روحيه رزمندگان در جبهه نبرد 2) پشتيباني از جنگ توسط مردم و حفظ روحيه ملي-حماسي 3) مقابله با جنگ رواني.
«خبرگزاري دانشجو»- از خاطرات خود در دوران دفاع مقدس بگویید.
نائيني: یک خاطره منتشر نشده از شهيد شوشتري را عرض می کنم، این خاطره را شهيد شوشتري تقريبا دو هفته قبل از شهادتش در جلسهاي بيان كرد.
شهيد شوشتري در اواخر جنگ فرمانده قرارگان نجف در كرمانشاه بود و من رئيس ستاد سپاه چهارم در كرمانشاه بودم، در اواخر جنگ ما با تهاجم همه جانبه ارتش عراق در جنوب خوزستان مواجه بوديم و فرماندهان قرارگاههاي مختلف و لشكرها براي دفع آن تجاوز در خوزستان حضور داشتند.
همزمان با این تهاجم منافقين حركتي را با پشتيباني ارتش عراق از غرب آغاز كردند، آنها از منطقه قصرشرين و سرپل ذهاب حركت كردند به سمت كرندغرب و اسلام آباد و حدودا تا 45 كيلومتري كرمانشاه متوقف شده بودند البته آن زمان ما توجيه نبوديم كه آنها منافقين هستند و بعدها متوجه شديم.
شهید شوشتری نقل می کردند «اولين كسي كه خبر حركت تك منافقين را به من داد، نائینی بود. من در جنوب بودم و وقتي نائيني به من زنگ زد احتمال دادم كه اشتباه ميكند و حتي به او تند شدم، من ذهنم درگير غرب شد و با آقا محسن كه فرمانده سپاه بود در ميان گذاشتم، آن لحظه ما به جمعبندي نرسيدیم كه من جنوب را رها كنم و به سمت غرب بيايم.
همينطور كه در محوطه قرارگاه قدم ميزدم مقام معظم رهبري -كه آن زمان رئيس جمور بودند- وارد قرارگاه عملياتي جنوب شدند، وقتي حالت نگراني و آشفتگي مرا ديدند علت را پرسيدند، گفتم تماس گرفتند كه دشمن به سمت غرب حركت كرده است، بعد از نماز مغرب حضرت آقا به من گفتند اينها كه از غرب حركت كردند منافقين هستند و ما تا آن زمان تحليل و براوردي نداشتيم، حضرت آقا به آقا محسن گفتند اجازه دهيد ايشان (آقای شوشتری) به سمت غرب برود ما شبانه با يك هواپيماي شكاري به قرارگاه نجف در كرمانشاه رفتيم و بعد هم صياد شيرازي حضور پيدا كرد و عمليات مرصاد براي مقابله طراحي شد، اين برآورد مقام معظم رهبري در قرارگاه جنوب از اوضاع غرب واقعا قابل تأمل است.
«خبرگزاري دانشجو»- در رابطه با دو نبرد آخر جنگ به خصوص نبرد فكه كمتر صحبت شده، نبرد فكه از سوی دشمن برنامهريزي شده بود؟ قصد دشمن از تهاجم دوباره پس از پذيرش قطعنامه چه بود؟
نائيني: با عنايات الهي و هوشمندي و مديريت حضرت امام اقدامات ما در هشت سال جنگ عمدتا غافلگيرانه بود از جمله پذيرش قطعنامه كه در آن شرايط يك اقدام مبتكرانه و غافلگيرانه بود، دشمن تصور نميكرد كه ما در آن شرايط قطعنامه را بپذيريم قطعنامه هم مشكلاتي داشت اما در مقايسه با قطعنامههاي قبلي فرصتها و ظرفيت هاي خوبي را براي ما ايجاد ميكرد.
ارتش عراق ميخواست با يك تهاجم جديد و اشغال سرزمينهاي بازپس گيري شده در مذاكرات سياسي از ايران امتياز بگيرد، بنابراين نه تنها در فكه بلكه در سراسر جنوب پيش روي كرد يعني ميخواست قضيه را به همان ماههاي اول جنگ برگرداند و بعد اعلام كند كه ما هم قعطنامه را قبول داريم، اقدانات منافقين هم مكمل اين بود.
اما با وجود مشكلاتي كه ما در ماههاي آخر جنگ داشتيم، مديريت حضرت امام در پذيرش قطعنامه و توجيحات و تبيينهاي ايشان بسيج فوقالعادهاي در كشور به جريان انداخت كه در طول جنگ بيسابقه بود و افرادي كه در طول هشت سال براي مقابله با دشمن نيامده بودند آمدند و موج عظيمي از نيروها به سمت جبههها حركت كرد و همان انگيزه بالايي كه ايجاد شد و حضور گسترده مردمي ارتش عراق را شكست داد ارزش استراتژيك آن شكست فوق العاده بود اما متأسفانه كمتر به اين حماسه پايان جنگ پرداخته ميشود.
«خبرگزاري دانشجو»- عدهاي عقيده دارند كه امام را مجبور به پذيرش قطعنامه كردند و در رابطه با این موضوع میان رزمندگان و فرماندههان اختلاف وجود داشت، نظر شما چيست؟
نائيني: حضرت امام فرمودند كه من مسئوليت مديريت جنگ و همه تصميمات آن را به عهده مي گيرم شيوه امام به اين ترتيب بود كه نقطه نظرات كارشناسان را ميگرفتند و بعد خودشان تصميم ميگرفتند سياسيون در نحوه پايان يافتن جنگ ديدگاههاي متفاوتي از نيروهاي مسلح داشتند، بهخصوص فرمانده سپاه كه معتقد بود اگر بسيج متحد شود و همه امكانات در اختيار جنگ قرار گيرد ميشود با روشها و اقدامات نظامي، دشمن را در صحنه نبرد شكست داد.
اما برخي از سياسيون ميگفتند ظرفيت كشور همين است و گزينههاي ديگري را براي نحوه خاتمه جنگ مطرح ميكردند، يك ديدگاه اين بود كه در سالهاي آخر عملياتهاي بزرگ و سرنوشت ساز انجام شود تا از طريق مذاكرات سياسي و با استفاده از آن اقتدار نظامي جنگ را پايان دهيم دليل اين ديدگاه اين بود كه به طريق نظامي نميتوانيم دشمن را شكست دهيم حداكثر اين است كه يك عمليات تعيين كننده انجام دهيم و بعد خاتمه دهيم.
در دو سال پايان جنگ اين دو، مسئله كلان كشور براي خاتمه جنگ بود اما هيچ كدام مسئله افكار عمومي در بين رزمندگان و مردم نبود.
به نظر من اين حرف درستي نيست كه بگوييم اين تصميم به امام تحميل شد، امام با تدبير و درايت و با توجه به مجموعه كارهاي كارشناسي به تصميم ميرسيدند اما ديدگاهها متفاوت بود چنان كه در بسياري از مسائل كشور نقطه نظرات متفاوت است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰