ماجراي لاتی که شاگرد مرحوم قاضی شد / روايت ملا آخوند معصومی از فردي كه معطر به صلوات بود
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۶۳۸۳
حجت الاسلام عالی در حرم مطهر رضوی عنوان کرد:

ماجراي لاتی که شاگرد مرحوم قاضی شد / روايت ملا آخوند معصومی از فردي كه معطر به صلوات بود

مرحوم قاضی دستم را بالا گرفت و شبح خودم را آن طرف دستش دیدم، تمام گذران زندگی‌ام را به من نشان داد تا این که از ماذنه‌های مساجد صدا آمد آیت الله خویی رحلت کردند ...
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از مشهد، حجت الاسلام مسعود عالی از شاگردان آیت الله بهجت و کارشناس فرهنگی برنامه «سمت خدا» شب گذشته در جمع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی با اشاره به فرازهایی از زیارت جامعه کبیره به بررسی ظاهر و باطن صلوات بر پیامبر و اهل بیت ایشان پرداخت.
 
وی در این سخنرانی به نقل خاطرات و کراماتی از آیت الله علی قاضی بویژه در پیش بینی سرنوشت آیت الله خویی توسط ایشان پرداخت که مشروح این سخنان در ادامه آمده است:
 
زیارت جامعه کبیره از ذخائر شیعه است و آنهایی که دنبال پاک شدن هستند، جمله ای در این زیارت برای این کار است؛ در این زیارت می گوییم، ای اهل بیت، خداوند صلواتی را که ما (شیعیان) بر شما می فرستیم را برای این قرار داده است که دست ولایت شما (اهل بیت) بر سر ما بیاید.
 
چهار اتفاقی که به خاطر عنایت اهل بیت برای انسان می افتد
 
طبق همین جمله زیارت جامعه کبیره، وقتی دست ولایت اهل بیت بر سر ما (شیعیان) می آید، چهار اتفاق می افتد؛ اول این که ذات ما پاک می شود، قبل از این دنیا عوالمی هست، زمانی که طینت ما شکل می گرفته است، بعضی از ما به تعبیر عامیانه خرده شیشه داریم و هرچند نور ولایت و شیعه بودن به ما رسیده است؛ اما بازهم خرده شیشه هایی داریم که با این دست کشیدن، از بین می رود.
 
دوم این که نفوس ما طاهر و پاک می شود؛ چرا که به منبع طهارت وصل شده است.
 
سوم اینکه تزکیه می شویم و چهارم هم گناهانمان جبران می شود؛ البته معنی اش این نیست که ما هرچه می خواهیم گناه کنیم، نه! منظور گناهی است که خودمان هم از انجام آن ناراضی و پشیمانیم.
 
ظاهر صلوات
 
اهل بیت خودشان این صلوات را که این خاصیت ها را دارد، تفسیر کرده اند.
 
صلوات ظاهر و باطنی دارد، ظاهر همین لفظی دارد که به زبان می آوریم و خیلی هم تاثیر گذار است. از پیامبر در وسایل الشیعه روایت است که ایشان می فرمایند اگر کسی یک بار بر من صلوات بفرستد، خدا در هزار صف از ملائکه بر او، هزار صلوات می فرستد و چیزی در عالم وجود ندارد که به احترام خدا و ملائکه صلوات نفرستد.
 
چوپانی که جواب سلام از امام حسین(ع) می گرفت
 
یک اهل معرفتی که نمی خواهم اسمش رو بیاورم، می گفت: در قدیم از سمت کرمانشاه و مهران پیاده به کربلا می رفتم، به منطقه ای غیر شیعه و به چوپانی رسیدم که هیکل بزرگی داشت، از من پرسید که کجا می روم، جواب دادم که به زیارت کربلا می روم. از من پرسید می روی که چه بشود؟ من ترسیدم که در این منطقه غیر شیعه چه جوابی بدهم، گفتم می روم به حسین(ع) سلامی بکنم.
 
این چوپان ازمن پرسید: سلام بکنی، جواب هم می گیری؟ من اگر جواب ندهند، سلام نمی کنم. گفتم تو سلام کن، ببین جواب می گیری یا نه. چوپان سلام کرد و ناگهان صدایی از عالم رسید که فضا را معنوی کرد و جواب او را داد.
 
چوپان که گویا اهل دل بود به من گفت: تو هم سلام کن. من هم در دل به امام حسین (ع) گفتم آبروی مرا بخر، هرچند ناچیزم. سلام کردم و جوابی شنیدم؛ البته نه به کیفیت صدای جواب سلام چوپان.
 
عطری که به خاطر صلوات بر پیامبر(ص) نصیب انسان می شود
 
ملا آخوند معصومی همدانی از هم شاگردی های امام (ره) بود، در ایام مذهبی، در خانه اش مراسم می گرفت. او (ملاآخوند ) می گفت که در میان مردم یک نفر بود که بوی عطر غیر دنیایی داشت. یک بار از این فرد پرسیدم چه عطری می زنی، جواب داد من اصلا عطر نمی زنم. فهمید که من مسئله اش را فهمیدم.
 
این فرد معطر تعریف کرد که من بسیارصلوات می فرستم، یک بار در خواب دیدم در جمعی پیامبر(ص) هستند که ایشان پرسید، هرکسی بیشترین صلوات را بر من می فرستد بلند شود، این مسئله را سه بار گفتند؛ اما کسی بلند نشد. تا این که خودشان به سراغ من آمدند و مرا بوسیدند و این عطر از بوسیدن پیامبر(ص) است.
 
سه دلیلی که ابراهیم خلیل الله شد
 
بنابراین این صلوات ها لفظی کم چیزی نیست. در کتاب علل شرایع برای خلیل الله بودن حضرت ابراهیم(ع) دلایلی می آورد؛ اول این که ابراهیم(ع) هیچ سائلی را رد نمی کرد و همیشه مهمان دار و سفره دار بود. دومین دلیل این است که از غیر خدا چیزی نمی خواست، نمونه اش هم زمانی که او را به آتش می انداختند، است. آنجا که جبرئیل از ایشان پرسید که حاجتی ندارید، حضرت ابراهیم(ع) پاسخ داد، حاجت بسیار دارم؛ اما از خدا می خواهم و او از همه آنچه در دلم است، خبر دارد.
 
سومین دلیل خلیل شدن ابراهیم، کثرت صلواتش بر محمد و آل محمد(ص) بود. انبیاء با توسل به اهل بیت جلو رفته اند.
 
خدا در این دنیا، خلیل الله، کلیم الله و روح الله دارد؛ اما فقط یک حبیب الله دارد و آن وجود مقدس پیامبر(ص) است.  اگر کسی به اهل بیت نزدیک شود، محبوب خدا می شود. صلوات انسان را به خدا نزدیک می کند. این ظاهر صلوات است.
 
باطن صلوات، تسلیم شدن در برابر پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) است
 
امام صادق(ع) برای باطن صلوات آیه صلوات را می گوید: «یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و صلموا تسلیما» .
ظاهر همان «صلوا» است و باطن « صلموا و تسلیما». اگر تسلیم بودیم، دست ولایی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) بر سر ما می آید و ما را نورانی می کند؛ در حالی که بعضی از ما در دین، کارهای را می کنیم که می دانیم اهل بیت (ع) راضی نیستند.
 
لاتی که مرحوم قاضی، نماز شب خوان کرد
 
مرحوم قاضی در صد سال اخیر بی نظیر هستند، شاگردهای ایشان امثال آیت لله بهجت و علامه طباطبايی بودند، کسانی که خود مرجع و مجتهد و دارای کرامت بودند.
 
ایشان(مرحوم قاضی) زمانی که در نجف زندگی می کردند، هم محله لاتی می شوند که با تمام لاتی اش، مرحوم قاضی را دوست داشت، این لات به قاسم معروف بود؛ مرحوم قاضی آخر آدم ها را می دانست.
 
در مورد این که آخر کار آدم ها را می دانست خاطره ای را که زمان رحلت آیت الله خویی از رادیوی خودمان به نقل از شاگرد آیت الله خویی برایتان بگویم.
 
نشان دادن زندگی آیت الله خویی تا پایان مرگش توسط مرحوم قاضی
 
شاگرد آیت الله خویی تا زمانی که ایشان زنده بود، اجازه نقل این خاطره را نداشت.
 
آیت الله خویی می گفت: «در جوانی به نجف رفتم، شنیدم آقای قاضی استاد اخلاق و عرفان است؛ عده ای هم بدی او (مرحوم قاضی) را می گفتند که مثلا درویش است.»
 
« من شک کردم که بروم یا نروم، تا این که ناگهان پیکی از طرف خود مرحوم قاضی پیغامی آورد که فلانی ! تو که بچه نیستی، گول بخوری، درس خوانده ای، پس به مجلس ما بیا.دیدم درست می گویند، برای همین رفتم و در جلسه درس مرحوم قاضی شرکت کردم.»
 
بعد از این آیت الله خویی چند سالی شاگردی مرحوم قاضی را می کند و در یک ماه رمضان از ایشان دستور عملی را می خواهد تا بتواند ماه رمضان را به طور کامل درک کند. مرحوم قاضی هم دستوری می دهند و می گویند شب بیست و سوم ماه رمضان بیا.
 
وقتی آیت الله خویی پیش مرحوم قاضی می رود، ایشان دستشان را بالا می گیرند، آیت الله خویی می گوید «ناگهان آن طرف دست ایشان، شبح خودم را دیدم. سنم بالا رفت و شاگردانم بیشتر شد، سوالات فقهی را از سرتاسر جهان اسلام از من می پرسیدند. گذران زندگی ام را آن طرف دست مرحوم قاضی می دیدم که ناگهان از ماذنه های بعضی مساجد صدا آمد که آیت الله خویی رحلت کرد، یعنی مرگ خودم را هم دیدم. مرحوم قاضی به من گفت، این ها را نشان دادم که یقین پیدا کنی.»
 
مرحوم قاضی بعدا می گوید که اگر این سید طاقت داشت، بعد از مرگش را هم نشان می دادم.
 
مرحوم قاضی این چنین آدمی بود. ایشان به قاسم که لات محله شان بود گفت: «قاسم، مگر محبت من را نداری، پس امشب بلند شو و قبل از نماز صبح، نماز شب بخوان و بخواب». اگر ما می بودیم اول می گفتیم، نمازهای واجب را بخواند، ببینید مرحوم قاضی کجا را دیده است.
 
قاسم می گوید: «من نماز صبح بلد نیستم، چه برسد به نماز شب؛ نمی توانم آن موقع صبح بیدار شوم، چرا که تا ظهر مي خوابم.» مرحوم قاضی جواب می دهد که «تو نیت کن، من بیدارت می کنم.» بیدار کردن مرحوم قاضی مثل این نبوده است که برود درب خانه اش رو بزند.
 
قاسم یک ساعتی را نیت می کند و همان ساعت هم بیدار می شود، وقتی بیدار شد دید چه حال خوشی دارد، خیلی از ماها در نماز شب بیدار می شویم؛ اما حال نداریم.
 
قاسم رفت وضو بگیرد و در همین که آستین ها را بالا می زد، می گفت:« خدایا در این دنیا کسانی هستند که صدایشان برای ملائکه و تو آشناست؛ اما صدای من آشنا نیست، دیر به درگاهت آمده ام، مرا بپذیر»
 
لاتی که مردم از نیم خوره غذایش برای تبرک می بردند
 
قاسم بعد از این قضیه جز شاگردان آیت الله قاضی می شود؛ به طوری که مردم نیم خورده غذایش را برای تبرک می بردند.
 
آیت الله قاضی خاک پای امام رضا (ع) و امیرالمونین (ع) است. اگر مرحوم قاضی این گونه پاک می کند، آن وقت امام رضا (ع) چگونه پاک خواهد کرد و حضرت معصومه (س) چگونه پاک خواهد کرد.
 
حضرت معصومه (س) گوشه ای از عصمت اهل بیت را دارند، این لقب معصومه (س)را هم حضرت رضا(ع) خودشان به ایشان دادند. شفاعت حضرت معصومه (س) عالم را می گیرد، شفاعت امام رضا (ع) که دیگر قابل تصور نیست.
 
اگر دلتان سنگین بود، امام رضا(ع) را به فرزندش، جواد الائمه و خواهرش ایشان معصومه (س) قسم بدهید.
پربازدیدترین آخرین اخبار