شاهچراغ؛ تجلی ولایت علوی
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۶۹۹۱
به مناسبت سالروز بزرگداشت شاهچراغ(ع)؛

شاهچراغ؛ تجلی ولایت علوی

پس از شهادت امام موسی کاظم(ع)، مردم مدینه به لحاظ شخصیتی که احمد داشت، به در خانه او رفته و با وی بیعت کردند و او پیشاپیش جمعیت به مسجد پیغمبر رفت و خطبه‏‌ای خواند و به مردم گفت ...
گروه دین و اندبشه «خبرگزاری دانشجو»، امروز، روز بزرگداشت حضرت احمدبن موسي الکاظم عليه السلام ملقب به «شاهچراغ» است و به همين مناسبت فرازهايي از زندگي آن حضرت به نقل از خبرگزاري حوزه در پي مي آيد. ایشان از فرزندان امام موسی کاظم(ع) معروف به «سید السادات» و «شاه چراغ» است.
 
وی از شخصیت‏های عالی مقام و جلیل القدر و پرهیزکار بود. آگاهی درباره زندگی ایشان بسیار اندک و برخی از مقاطع زندگی او مبهم و در منابع جز به بعضی از قسمت‏های زندگی او پرداخته نشده است. در خصوص رابطه احمد با پدرش این اندازه آورده‏اند که امام کاظم(ع) او را دوست داشت و ملکی از خود را بدو بخشید و او را به بخشندگی و دلیری ستود.
 
مورخان گزارش داده ‏اند که پس از شهادت امام کاظم(ع)، مردم مدینه به لحاظ شخصیتی که احمد داشت، به در خانه او رفته و با وی بیعت کردند و او پیشاپیش جمعیت به مسجد پیغمبر رفت و خطبه‏ ای خواند و به مردم گفت: «ای کسانی که با من بیعت نموده‏ اید! بدانید که من خودم با برادرم علی بن موسی الرضا(ع) بیعت کرده ‏ام و او واجب الاطاعة است، بر من و شما است که از او اطاعت کنیم»، سپس از منبر پایین آمده و به اتفاق همه مردم به در خانه برادرش رفته و با حضرت بیعت کردند.
 
درباره آمدن احمد بن موسی(ع) به ایران و انگیزه او گزارش‏های گوناگون وجود دارد و این قسمت از زندگی وی فاقد شفافیت است. برخی عقیده دارند احمد در بغداد ساکن بود و آن گاه که خبر شهادت و درگذشت ناگهانی امام رضا(ع) را شنید، شدیداً ناراحت شد و گریه نمود. آن گاه با همراهانی بسیار «حدود سه هزار نفر» به خون خواهی و انتقام از مأمون خروج کرد و روی به ایران نهاد.
 
بر پایه این گزارش او در قم و ری با سپاهیان مأمون جنگید و سرانجام به خراسان آمد و در جایی نزدیک اسفراین طی جنگ با لشکریان مأمون کشته شد.
 
بعضی دیگر باور دارند که احمد پیش از درگذشت امام رضا(ع) و مقارن با ولایت عهدی او همراه جماعتی قصد ایران کرده تا به برادرش ملحق شود. حرکت او به طرف فارس بود. این گزارش نیز به صورت‏های گوناگون بیان شده است. برخی آورده‏اند که عامل مأمون در نزدیکی شیراز با او جنگید. هنگامی که یاران احمد شنیدند امام رضا(ع) وفات یافته است، متفرق شدند و به سوی شیراز رفتند.
 
مورّخان در خصوص شهادت و یا وفات و محل دفن احمد بن موسی نیز اختلاف دارند. این اختلاف مبتنی بر آن است که وی به اسفراین رفته و در آن جا به شهادت رسیده و یا در شیراز وفات یافته و یا به شهادت رسیده است. برخی عقیده دارند وی در اسفراین به شهادت رسید و در همان جا دفن شد و زیارتگاه او همان جا است. بر این اساس قبر احمد در اسفراین و یا مکان‏های دیگر بوده و آرامگاه شیراز مربوط به احمد بن موسی نیست.
 
برخی دیگر باور دارند که احمد بن موسی در شیراز در جنگ با عامل مأمون شهید شد و یا این که در شیراز مخفی شد و بعد وفات نمود و در همان جا دفن گردید. محسن امین بعد از گزارش آنانی که محل دفن احمد را اسفراین و یا مکان دیگر می داند، می نویسد: «و هذا غریب مخالف للمشهور من ان مشهده شیراز.»
 
حقیقت امر آن است که به طور قاطع نمی توان گفت قبر وی در کجا است، ولی شواهد و قرائن دیدگاه آنانی را که قایل هستند شیراز محل دفن احمد می باشد، تأیید می کند و مشهور همین است. محسن امین بعد از بیان عقیده آنانی که محل دفن احمد بن موسی را در اسفراین و یا مکان دیگر می دانند، می نویسد: این عقیده بعید و مخالف با عقیده مشهور است که محل شهادت و قبر او شیراز می باشد.
 
تاریخ وفات احمد بن موسی دقیقاً معلوم نیست، ولی برخی تاریخ وفات را همزمان با شهادت امام هشتم(ع) ذکر نموده‏ اند.
 
ورود به فارس و شهادت
 
زماني که کاروان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و شيعيانشان به سرزمين فارس مي رسند، ماموران خبر ورود آن حضرت را به حکام فارس مي رسانند، وي که از دست نشاندگان مامون عباسي بود، لشکري انبوه و کارآزموده را تجهيز کرد و در هشت فرسنگي شيراز و در محلي به نام «خانه زنيان» راه را بر آن کاروان بست. حضرت سيدامير احمد(ع) چون دشمنان را که براي کارزار صف آرايي کرده بودند، مشاهده کرد، به همراهان خويش فرمود: «اين قوم ظالم به قصد ريختن خون فرزندان علي(ع) آمده اند، هر کس ميل بازگشت به مدينه را داشته باشد و يا راه گريز از اين مهلکه را بداند، مختار است.»
 
برادران، برادرزادگان و ياران که حضرت را در جهاد مصمم ديدند وفاداري خود را نسبت به ايشان ابراز داشتند. براساس آن چه مورخان نوشته اند جنگ در چند نوبت در گرفت که بر اثر رشادت و شجاعت بي مانند سيداحمدبن موسي(ع) و شجاعت يارانشان هر بار لشکر اشرار شکست مي خوردند و عقب نشيني مي کردند و جمعي از امامزادگان و شيعيان آن حضرت مجروح يا شهيد مي شدند.
 
سپاهيان دشمن که ياراي مقاومت در خود نديدند به مکر و خدعه پناه آوردند و شايعه شهادت حضرت علي بن موسي الرضا(ع) را در ميان ياران حضرت پراکندند و عده کمي را به مقابله فرستادند و افراد بسيار و کارآزموده را در پناهگاه هاي شهر پنهان و آماده نبرد کردند.
 
شيعيان که از خبر شهادت امام رضا(ع) دلشکسته بودند بي محابا بر مزدوران حمله بردند و آنان را تار و مار کردند و با تصور پيروزي وارد شهر شدند. اما ستمگران که از قبل آماده و در کمين بودند بر آنان تاختند و هر کدام را به وضعي به شهادت رساندند.
 
حضرت احمد بن موسي(ع) با آن که ضربتي بر فرق مبارکش خورده بود و زخم هاي کاري بر بدن داشت همچنان با شجاعت مي جنگيد تا به مکاني که اکنون تربت مقدس آن بزرگوار است، رسيد و از شدت جراحات به درجه رفيع شهادت نائل شد. پس از شهادت سيداحمد بن موسي(ع) تا مدت ها کسي بر مدفن آن حضرت واقف نبود تا زمان سلطنت عضدالدوله ديلمي، که اهل ايمان مکرراً از حوالي محل شهادت مشاهده نور مي کردند و به اطلاع حاکم شهر رساندند که چراغي در نهايت روشنايي در بالاي تلي از خاک مي درخشد و تا طلوع صبح نورافشاني مي کند.
 
وی پس از مشورت با علما و مشايخ زمان دستور داد اين محل را شکافتند تا بر لوحي از سنگ يشم رسيدند که بر آن نوشته بود «السيد امير احمد بن موسي الکاظم». چون سنگ را برداشتند سردابي عميق آشکار شد، مشهور است که شيخ ابوعبدا... محمدبن خفيف معروف به شيخ کبير که در تقوا و پرهيزگاري سرآمد عصر خود بود به سرداب مشرف شد. پيکر مطهر آن حضرت را صحيح و سالم و بدون تغيير و تبديل در حالي که نوري بس شگفت از آن ساطع بود، مشاهده کردند و انگشتري در دست راست حضرتش يافتند که بر نگين آن منقوش بود «العزة لله احمد بن موسي». سپس عضدالدوله دستور داد تا بنايي شايسته بر مرقد مبارکش بسازند.
 
شاه منی که مونس هر سال و هر دمی
شاهی ولی غریب‌ترین شاه عالمی
باران اشک اذن ورود حریم توست
در هر کویر علت باران نمی نمی
حیرت نکن از این که خرابم مقابلت
آخر همان که از ته دل دوست دارمی
بر شانه‌های تو حرم حضرت رضاست عباس وار
عباس وار حامل راز محرمی
هر چند گنبد تو طلا نیست شاه من
در چشم‌های خیس طلای مجسمی
ای معدن محبت شهر گل و غزل
هر قدر کشف می‌کنمت باز هم مبهمی
هر لحظه بی تو ماندن دنیا جهنم است
کاری کن ای بهشت نماند جهنمی
 
پربازدیدترین آخرین اخبار