گل‌هایی که حامل سر شهیدان بودند
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۰۸۹۲۰

گل‌هایی که حامل سر شهیدان بودند

بعد از شهادت شهید احمد صمیمی ترک، شبی در خواب دیدم که کنار نهر آبی هستم و گل‌های لاله بسیاری از روی آب می‌گذشت و وسط هر گل یک سر شهید قرار داشت که بیشتر آنها بیرجندی بودند...
به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از بیرجند، حاج آقای احمدی، همرزم شهید احمد صمیمی ترک می گوید: بعد از شهادت ایشان شبی در خواب دیدم که کنار نهر آبی هستم و گل های لاله بسیاری از روی آب می گذشت و وسط هر گل یک سر شهید قرار داشت كه بیشتر آنها شهدای بیرجند بودند؛ از جمله شهید احمد صمیمی ترک.
 
من ایشان را به نام صدا زدم و نزد من آمد. قبل شهادت سر ایشان مو نداشت، اما هنگامی که او را خواب دیدم سرش مو داشت. علتش را پرسیدم، گفت: «مگر نمی دانی کسانی که به بهشت می روند، بدون عیب و نقص می شوند؟» گفتم چگونه جان دادی؟ گفت: «اصلا سخت نبود. فقط یک لحظه احساس سوزش کردم و بعد دیدم جنازه ام افتاد و خودم از بالا جنازه ام را نگاه می کردم. هر کجا که جنازه ام را می بردند همراه جنازه ام می رفتم تا اینکه جنازه ام را به بیرجند آوردند. هنگام تشییع به خانواده ام می گفتم گریه نکنید، ولی آنها نمی شنیدند.»

گفتم: الان چه کار می کنی؟ گفت: «در باغی هستم که قصرهای زیبایی دارد و هنوز نتوانسته ام آن باغی را که برایم ساخته اند دور بزنم.»

کم کم گل هایی که حامل سر شهیدان بودند کم شدند. گفتم: احمد چرا تعدادشان کم شد؟گفت: «جنگ رو به اتمام است و شهدای بعدی که می آیند شهدای آینده هستند.»

خوب که دقت کردم یکی از آنها را شناختم، سفر علی رضایی بود جانشین گردان. بعدها که بخوابم  را برای صفر علی تعریف کردم با تعجب فراوان گفت: «آن گلهایی که در خواب دیدی من هم در خواب دیدم ، گل من آن آخری ها بود.»

صفر علی رضایی در عملیات مرصاد شهید شد و از آخرین شهدای جنگ بود.
 
شهید احمد صمیمی ترک در بيست و چهارمين روز از فروردين ماه سال 1344 (ه.ش) در محله جواديه شهرستان بيرجند متولد شد. پدرش حسين صميمي ترک، مردي نظامي بود. احمد نيز از همان ايام کودکي، روحيه اي نظامي داشت.

تحصيلات ابتدايي را در دبستان «سندروس» به پايان رساند وارد مدرسه راهنمايي شد. دومين دوره از تحصيل او با حرکت هاي ضد طاغوتي مردم ايران همزمان بود.

با شروع جنگ تحميلي، بنا به احساس وظيفه اي که داشت، راهي جبهه شد و براي اولين بار در سال 1360 در کردستان حضور پيدا کرد. سپس به عنوان نيروي ثابت بسيج، فعاليت هايش را ادامه داد و بارها و بارها راه جبهه را در پيش گرفت و از آن جا که پاسداري از دين و کشور را وظيفه خود مي دانست، در سال 1362 به عضويت رسمي سپاه درآمد.

از آن به بعد با پوشيدن لباس سبز سپاه که آن را مقدس مي دانست و به آن عشق مي ورزيد، اهداف خود را مصرانه تر از قبل پي گرفت. زماني که به مرخصي مي آمد، نيز کار و تلاش را رها نمي کرد و با شرکت در برنامه هاي بسيج و سپاه، به سازماندهي نيروهاي حزب الله مي پرداخت.

گرچه در بسياري از امور نظامي مهارت فوق العاده اي داشت، کمتر حاضر مي شد که مسئوليتي را بپذيرد. تنها در عمليات کربلاي 4 و 5 معاونت پدافند تيپ 21 امام رضا (ع) را به عهده داشت. او که در مبارزه با دشمن سراز پا نمي شناخت، بارها و بارها تا مرز شهادت پيش رفت و با جسمي مجروح بازگشت.

تا اينکه به تاريخ 29/10/1365 در عمليات کربلاي 5، در حالي که مي کوشيد تانک هاي به جا مانده از دشمن فراري را جمع آوري کند، مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت و به شهادت رسيد. پيکرش پاکش را در گلزار شهداي زادگاهش بیرجند به خاک سپردند.
پربازدیدترین آخرین اخبار