کد خبر:۲۰۹۸۶۳
دلم هوای مشهد الرضا دارد ...
مدتی است که این دلم حال و هوای مشهدالرضا دارد؛ بطلب که این بنده طلب ها دارد آقا ...
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» – معصومه سرخانی؛
از فال دست خودم چه بگویم که ماجرا
از فال دست خودم چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد
در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد ...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)
السلام علیک یا غریب الغربا (ع)
السلام علیک یا معین الضعفا (ع)
آقای غریب ...
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر م خوانم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)
السلام علیک یا غریب الغربا (ع)
السلام علیک یا معین الضعفا (ع)
آقای غریب ...
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر م خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی دانم
نمی دانم چرا اینقدر بامن مهربانی تو
نمی دانم چرا اینقدر بامن مهربانی تو
نمی دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم
نگاهم روبروی تو بلا تکلیف می ماند
که از لبخند لبریزم که ازگریه فراوانم
به دریا می زنم، دریاضریح توست غرقم کن
به دریا می زنم، دریاضریح توست غرقم کن
در این امواج پر شوری که من یک قطره از آنم
یا علی بن موسی الرضا (ع) ...
مگذار در این هیاهوی روزگار تنها شویم ؛ و همدم تنهایی هایمان غصه هایمان باشند.
یا امام رئوف ...
غصه محاسن سفید رهبرمان کم بود
به تازگی دلمان داغ اهانت به جد بزرگوارتان را نیز دیده است
دلمان غصه دار دیر کردن آن آقای مهربانی است که قرار بود بیاید .
باز هم بگویم از قصه غصه های دلمان ...؟
ای کاش آقاجان ... می شد که دوباره ضمانت دلمان را کنی
از بند غصه ها رهایمان کنی
کاش می شد در دلمان یک پنجره ی فولاد باز کنی
تا مژده ی آن یار سفر کرده را با نسیمی بدهی و این دلمان راشاد کنی
آری آقا ... ای کاش می شد دوباره تکرار کنی، تکرار قشنگ
آن بچه آهو ...
یا ضامن آهو ...
یا ضامن آهو از این همه انزوا مردد شده ام ، از تمام دنیا بی مدد شده ام
با پای دلم به درخانه ات رجوع نموده ام
ردم نکن گرچه بدم
تو رو به جوادت آقا بین دخیل عاشقی به دستم بسته ام
دست گدایی،دلی پر از غصه
بسه جدایی آخه کی می رسه پایون قصه
امام رضا ...
اگه ضمانت دلم را نکنی چه کنم...؟
دیوانه رنگ زرد گنبد شده ام، چه کنم ...؟
آقا مدتی است که دلم حال کبوتر دارد،
مدتی است که لبم تشنگی سقا خانه ات را دارد،
مدتی است که چشمم بی قراری ایوان طلایت را دارد،
می دانم صحن و حرمت صفا صفا دارد
چرا که این دلم اربابی چون رضا دارد.
بگذار ساده بگویم آقا ...
مدتی است که این دلم حال و هوای مشهدالرضا دارد
بطلب که این بنده طلبها دارد آقا
در این روز زیارتی خاصت.
کاخ همه شاهان جهان را که بگردی
یک پنجره فولاد ندارد.
یا علی بن موسی الرضا (ع) ...
مگذار در این هیاهوی روزگار تنها شویم ؛ و همدم تنهایی هایمان غصه هایمان باشند.
یا امام رئوف ...
غصه محاسن سفید رهبرمان کم بود
به تازگی دلمان داغ اهانت به جد بزرگوارتان را نیز دیده است
دلمان غصه دار دیر کردن آن آقای مهربانی است که قرار بود بیاید .
باز هم بگویم از قصه غصه های دلمان ...؟
ای کاش آقاجان ... می شد که دوباره ضمانت دلمان را کنی
از بند غصه ها رهایمان کنی
کاش می شد در دلمان یک پنجره ی فولاد باز کنی
تا مژده ی آن یار سفر کرده را با نسیمی بدهی و این دلمان راشاد کنی
آری آقا ... ای کاش می شد دوباره تکرار کنی، تکرار قشنگ
آن بچه آهو ...
یا ضامن آهو ...
یا ضامن آهو از این همه انزوا مردد شده ام ، از تمام دنیا بی مدد شده ام
با پای دلم به درخانه ات رجوع نموده ام
ردم نکن گرچه بدم
تو رو به جوادت آقا بین دخیل عاشقی به دستم بسته ام
دست گدایی،دلی پر از غصه
بسه جدایی آخه کی می رسه پایون قصه
امام رضا ...
اگه ضمانت دلم را نکنی چه کنم...؟
دیوانه رنگ زرد گنبد شده ام، چه کنم ...؟
آقا مدتی است که دلم حال کبوتر دارد،
مدتی است که لبم تشنگی سقا خانه ات را دارد،
مدتی است که چشمم بی قراری ایوان طلایت را دارد،
می دانم صحن و حرمت صفا صفا دارد
چرا که این دلم اربابی چون رضا دارد.
بگذار ساده بگویم آقا ...
مدتی است که این دلم حال و هوای مشهدالرضا دارد
بطلب که این بنده طلبها دارد آقا
در این روز زیارتی خاصت.
کاخ همه شاهان جهان را که بگردی
یک پنجره فولاد ندارد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰