«يوسف پيامبر»؛ مرهون جذابيت تاريخي داستان نه جلوه هاي هنري
محمدرضا محقق
سريال يوسف توانسته است به خوبي مخاطب عام را جذب خود كرده و در بيان تصويري تاريخ انبيا براي عموم تماشاگران گامي به پيش نهد.
وابستگي مضموني سريال يوسف پيامبر (ص) به متون ديني- قرآن كريم و روايات – و داستان پردازي اين اثر تصويري بر مبناي داشته هاي متون ديني و تاريخ متقن روايي، اثري نسبتاً منطبق بر مضامين و رويدادهاي برآمده از آن متون را فراهم آورده است.
اساساً تصوير پردازي در اين سريال چه به لحاظ روايت و چه بازيگري و لوكيشن ها و ...... از نوع سادگي و آسان گيري پيروي كرده است در واقع در اين اثر، ما با پيچيدگي روبرو نيستيم و ابهام و ايهام هاي هنري جاي خود را به اصل موضوع مورد نظر سازندگان يعني روايتي ساده از داستاني مشخص داده است.
حجم قابل توجهي كه در ديالوگ ها و روايت هاي سريال، به بيان تاريخ و پند و اندرزهاي مشفقانه اختصاص يافته است، خود گوياي اين امر است.
در سريال يوسف ما با مجموعه اي از نصايح ارجمند و مشفقانه و رويكردي صميمي و ساده در اين راستا روبروييم كه مخاطب عادي را با خود همراه مي كند و اضافه شدن جذابيت هاي نهفته در اصل داستان حضرت يوسف، به علاوه چهره آرايي هاي مربوط به بعضي از شخصيت ها، من حيث المجموع اثري پرمخاطب و جذاب را فراهم آورده است.
شايد همين نكته كه سريال يوسف، وفادار به اصل داستان است و خود را از پيچش هاي هنري و روايت هاي خاص و مدرن دور نگهداشته، نكته اصلي و دليل اولي براي اين حجم از مخاطبان باشد كه سريال را بنا بر داستان و روايتي كه خود نيز از پيش با كليت آن، آشنا بوده اند، دنبال مي كنند.
در سريال يوسف پيامبر با مولفه ها و اجزا آشنايي روبروييم كه براي مخاطبين تلويزيوني قابل هضم و استفاده اند تطابق مطلق خير و شر، مكر انساني و مكر الهي، جذابيت هاي پيدا و پنهان پيامبري همچون يوسف (ص)، حكايت هاي اخلاقي، نصايح انساني، پند و عبرت گيري از سرنوشت بدكاران و اجر و پاداش، خوبان و .....
در واقع مي توان گفت سريال يوسف پيامبر بيش از آنكه وامدار هنر تصوير و جلوه هاي خاص عرصه تصوير پردازي باشد مرهون اصل داستان و مستندات تاريخي خويش است و اين يعني دقيقاً رويكردي كه بايستي در مقابل خواهش مخاطب عام و نياز خيل عظيم و گسترده و حجيم تماشاگران رسانه پر برنامه اي مثل تلويزيون به كار گرفت.
در سريال يوسف (ص) همه چيز در نهايت سادگي و نزديكي اتفاق مي افتد، حركات و سكنات بازيگران ساده اند، ديالوگ هاي كاملاً اوليه و مبتدئانه و گويا و بي توجه به غرض ورزي هاي هنرمندانه اند و حتي نوع چهره پردازي شخصيت ها هم از همين دستور پيروي مي كنند و البته موسيقي بسيار خوب و زيبايي سريال در كنار بازي خيلي خوب شخصيت زليخا، با بازي كتايون رياحي، جز رهيافت هاي هنر ورزانه اي است كه در چنين پيش گفته در مورد اجزا اين سريال، به شكل كاملاً واضحي به چشم مي آيند.
فرج الله سلحشور با ساخت سريال يوسف، به خوبي و تمامي، دين خود را به متون مقدس ديني و روايي و تاريخي به جز مواردي كه از اسرائيليات وارد متن فيلمنامه شده بود و انتقاد دلسوزانه علماء را در پي داشت، ادا كرد.
اميد است مخاطبين ميليوني اين سريال، با رجوع به اصل متن ها، ضمن بالا بردن دانش تاريخي و روايي خود، هر چه بيشتر با آثار مكتوبي كه بزرگان در اين زمينه تبيين و تدوين كرده اند آشنا شوند و كار سريال را تمام كنند.
چه كار را كه كرد، آنكه تمام كرد!/انتهاي پيام/