کد خبر:۲۲۵۴۴۴
آقای شجریان! شما نفرین شدهای؛ نه ایران
محمدرضا شجریان در تازه ترین افاضات خود ایران را سرزمین نفرین شده دانست!

به گزارش «خبرگزاری دانشجو» به نقل از کیهان، استاد آواز ایرانی که مدتی است به دلیل تنزل آثارش سعی دارد تا با ژست سیاسی و شبه اپوزیسیون در خارج از کشور وجهه ای کسب کند، چندی پیش در مراسم تشییع جنازه «همایون خرم» سخنرانی کرده و گفته بود: «حیف صد حیف که هراز گاهی یکی از فروزه ها و تابش های فروغ مهر و هنر این سرزمین نفرین شده به خاموشی می گراید».
شجریان که سال 88 و در اوج فتنه به استقبال رسانه های دولت های جنگ طلب و ضدبشر رفته بود، گویا به خاطر ایستادگی مردم ایران در برابر زورگویی های این دولت ها ایران را سرزمینی نفرین شده دانسته است.
گفتنی است، ابراز نفرت شجریان نسبت به ایران، از سوی رسانه های زنجیره ای و ضد انقلاب سانسور شده است.
همچنین دگربان در مطلبی نوشت: گویا باید دوباره برای این خواننده کهنسال، برخی نکات را یادآوری کرد، با افسوس گفتی این سرزمین نفرین شده است، آری این سرزمین نفرین شده است اما برای آنها که میخواستند ایران را تجزیه کنند و نتوانستند، برای آنها که 34 سال است به اشکال مختلف نظامی، اقتصادی، فرهنگی و… چشم انتظار فروپاشی حکومت ایران هستند اما جز حسرت چیزی نصیب آنها نشده است. آری ایران نفرین شده است همانگونه که اربابان امریکاییات بعد از واقعه طبس و معجزه سربازی شنها به آن پی بردند تا دیگر به ایران تعدی نکنند. آری ایران نفرین شده است، زیرا هشت سال 44 کشور دنیا به این سرزمین هجوم آوردند و مثل سگان درنده خرمشهر را از ایران جدا کردند ولی نتوانستند تکهای از ایران را بکنند و زمانیکه شماها در ساحلی امن شعار وطنم وطنم را آن سوی آبها میسرودید این جوانان رشید وطن بودند که با خونشان همین سرزمین را حفظ کردند. آری این سرزمین نفرین شده است برای وطنفروشانی که مردمشان را به ساز و نواز اجنبی میفروشند، سرزمینی نفرین شده برای دجالوشان که خبر ظهورشان در این دوران توسط امامان قبلاً داده شده بود.
آقای شجریان! روزگاری با امکانات و سرمایههای همین سرزمین نفرین شده به نان و نوایی رسیدی و مشهور شدی که حالا اینطور نمکدان میشکنی؟! در حالی که هر کس فرای بیدین یا دینداریاش در هرکجای دنیا باشد نسبت به وطن و سرزمین خود احساس تعهد میکند زیرا آن را ریشه و هویت خود میداند، نه اینکه مانند شماها چنین جوگیر رنگ و لعاب غرب شود و سرزمینش را به باد توهینش بگیرد تا برای مزاج عدهای خوش بیاید.
آقای شجریان! هنوز چندروزی نیست که محرم و صفر تمام شده سالهای زیادی از ایران دور بودی و مثل خیلی چیزهای دیگر واقعه کربلا را هم از یاد بردهای، برای امثال شما، همین بس که بدانی هنرمردان خدا شهادت است. شاید حسرت میخوری که این استادان مسلم هنر در ایران و در سرزمینشان مدفون میشوند و قابل تقدیر هستند اما امثال شماها در تنهایی و غربت بدون هویت ملی و دینی باید به سر ببرید. محض اطلاع بد نیست بدانی که شما همیشه با احترام از سوی مردم و مسئولان روبهرو بودهای، حتی بعد از فتنه 88 که نقاب از چهره برداشتی، باز هم اجازه رفت و آمد در همین سرزمین نفرین شده را داشتی، راستی کدام یک از کشورهای متمدن به زعم شما چنین رفعتی دارد؟! افرادی همچون حبیب آن کاخ رؤیایی تو و امثال تو را به همین سرزمین نفرین شده فروختند و اکنون کاستهای او بهراحتی در این کشور نفرین شده و هنرمندکش فروخته میشود و مورد استقبال عمومی است.
استاد! خوب است کمی به آیینه نگاهی بیندازی و گذشتهات را منصفانه مرور کنی، نمکدان شکستن در دل اجنبی عاقبت ندارد. آقای شجریان! بد نیست تا کمی هم تاریخ بخوانی و به سرگذشت وطنفروشان بیهویت هم نظری بیندازی. ما همه از خاک هستیم و به خاک میرویم. این ارج و قربهای رسانهای، در آن دنیا به کار هیچ کس نمیآید.
همچنین دگربان در مطلبی نوشت: گویا باید دوباره برای این خواننده کهنسال، برخی نکات را یادآوری کرد، با افسوس گفتی این سرزمین نفرین شده است، آری این سرزمین نفرین شده است اما برای آنها که میخواستند ایران را تجزیه کنند و نتوانستند، برای آنها که 34 سال است به اشکال مختلف نظامی، اقتصادی، فرهنگی و… چشم انتظار فروپاشی حکومت ایران هستند اما جز حسرت چیزی نصیب آنها نشده است. آری ایران نفرین شده است همانگونه که اربابان امریکاییات بعد از واقعه طبس و معجزه سربازی شنها به آن پی بردند تا دیگر به ایران تعدی نکنند. آری ایران نفرین شده است، زیرا هشت سال 44 کشور دنیا به این سرزمین هجوم آوردند و مثل سگان درنده خرمشهر را از ایران جدا کردند ولی نتوانستند تکهای از ایران را بکنند و زمانیکه شماها در ساحلی امن شعار وطنم وطنم را آن سوی آبها میسرودید این جوانان رشید وطن بودند که با خونشان همین سرزمین را حفظ کردند. آری این سرزمین نفرین شده است برای وطنفروشانی که مردمشان را به ساز و نواز اجنبی میفروشند، سرزمینی نفرین شده برای دجالوشان که خبر ظهورشان در این دوران توسط امامان قبلاً داده شده بود.
آقای شجریان! روزگاری با امکانات و سرمایههای همین سرزمین نفرین شده به نان و نوایی رسیدی و مشهور شدی که حالا اینطور نمکدان میشکنی؟! در حالی که هر کس فرای بیدین یا دینداریاش در هرکجای دنیا باشد نسبت به وطن و سرزمین خود احساس تعهد میکند زیرا آن را ریشه و هویت خود میداند، نه اینکه مانند شماها چنین جوگیر رنگ و لعاب غرب شود و سرزمینش را به باد توهینش بگیرد تا برای مزاج عدهای خوش بیاید.
آقای شجریان! هنوز چندروزی نیست که محرم و صفر تمام شده سالهای زیادی از ایران دور بودی و مثل خیلی چیزهای دیگر واقعه کربلا را هم از یاد بردهای، برای امثال شما، همین بس که بدانی هنرمردان خدا شهادت است. شاید حسرت میخوری که این استادان مسلم هنر در ایران و در سرزمینشان مدفون میشوند و قابل تقدیر هستند اما امثال شماها در تنهایی و غربت بدون هویت ملی و دینی باید به سر ببرید. محض اطلاع بد نیست بدانی که شما همیشه با احترام از سوی مردم و مسئولان روبهرو بودهای، حتی بعد از فتنه 88 که نقاب از چهره برداشتی، باز هم اجازه رفت و آمد در همین سرزمین نفرین شده را داشتی، راستی کدام یک از کشورهای متمدن به زعم شما چنین رفعتی دارد؟! افرادی همچون حبیب آن کاخ رؤیایی تو و امثال تو را به همین سرزمین نفرین شده فروختند و اکنون کاستهای او بهراحتی در این کشور نفرین شده و هنرمندکش فروخته میشود و مورد استقبال عمومی است.
استاد! خوب است کمی به آیینه نگاهی بیندازی و گذشتهات را منصفانه مرور کنی، نمکدان شکستن در دل اجنبی عاقبت ندارد. آقای شجریان! بد نیست تا کمی هم تاریخ بخوانی و به سرگذشت وطنفروشان بیهویت هم نظری بیندازی. ما همه از خاک هستیم و به خاک میرویم. این ارج و قربهای رسانهای، در آن دنیا به کار هیچ کس نمیآید.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
انشا... هدايت شوند!!!
ورنه قطره قطره دريا درياست
آقاي شجريان فقط به عنوان يه ايراني هنر دوست و طرفدار صداي سابقا دلنشينت مي گم : واقعا برات متأسفم
جاي تاسفه که آدم يه زماني قاري قرآن باشه بعدش بشه هم فکر با مخالفان قرآن!!!
ما براي استاد بايد دعاکنيم تا هدايت بشه!
مزخرفاتتو نشنيده ميگيرم،دفعه آخرت باشه به سرزمين اسلامي ما توهين ميکني
اميدوارم به زودي از خواب بيدار بشي...