آژانس گيشه اي!
محمدرضا محقق:
اخراجي چه 1 و چه 2، از نكات قابل توجه و مفيد بي بهره نيست. همين كه يك فيلم بتواند با رويكردي به جنگ و دفاع مقدس مردم را بخنداند و در عين حال كه از جنگ و شهادت و رشادت مي گويد، لحظات مفرح و شادي را هم براي مردم عموم مردم فراهم آورد، كار قابل ستايشي است.
اخراجي هاي 1 و 2 در عين حال در حكم خون تازه اي در رگ هاي سينماي دفاع مقدس ما هم بود.
واقعيت تلخ اين است كه سينماي دفاع مقدس هم به دليل استحاله و انزوا و تغييرات ماهيتي، شخصي و شخصيتي بعضي از پيشكسوتانش و هم به دليل كم كاري مسئولان فرهنگي و هنري و هم سستي نخبگان عرصه قلم و انديشه در ايجاد فضاهاي خلاقانه هنري در اين عرصه، به نوعي ركود و نخوت دچار شده است.
سينمايي سرشار و غني كه آثار گهربار و جاودانه اي مثل مهاجر، سفر به چزابه، ديده بان، هور در آتش، اشك سرما، آژانس شيشه اي و .... را در كارنامه اش دارد، سال هاست كه از پديد آوردن حتي جرقه اي در فضاي مه گرفته سينماي ايران عاجز مانده است.
اينجاست كه ارزش و اهميت كارهايي مثل اخراجي ها، فارق از جنبه هاي منفي و آسيب هاي كار كه كاملاً طبيعي و قابل پيش بيني و البته با تلاش مضاعف قابل برطرف شده است، مشخص مي شود.
اخراجي هاي 1 و 2، فيلم هايي پر خون، اكتيو، پر جنب و جوش و اتفاقاً كاملاً سينمايي است، حجم بالاي مولفه هاي عامه پسند مثل ديالوگ، شوخي و خنده، طنز و فكاهه و لودگي و نيز حضور بيش از ده ها بازيگر چهره و ستاره باران بازيگران شهره در اين فيلم ها، همگي دست به دست هم داده است تا اثري كاملاً گيشه پسند و مردم گرا به وجود آيد.
تلاقي اين موقعيت با موضوع و مضمون فيلم يعني دفاع مقدس و حواشي و متن هايش، از جمله موارد كمياب سينماي ماست كه با نگاهي به عقبه اش، نمونه هاي زيادي از اين دست آثار را در كارنامه پر فراز و نشيب اين هنر مدرن و مردمي در اين عرصه نمي بينيم.
واقعيت اين است كه هيچ كس، مسعود ده نمكي يا بهمن فرمان آرا يا .... نبايد دچار و مبتلا به پيش فرض ها و قضاوت هاي خارج از متن و ناداوري ها شود كه متاسفانه در جامعه ما و در هنر امروز ما، بسيار هم رايج و به نوعي اپيدمي است.
ما بايد منصفانه با اثر روبرو شويم و ببينيم اين مجموعه هنري توانسته است فضايي به دور از ريا و فريب براي مخاطبش پديد آورد و آيا خواسته است گامي براي ارتقاي دانش سينمايي يا افزايش سطح معرفتي او فراهم كند؟
سئوالي كه با توجه به فيلمنامه، فضاسازي و شخصيت سازي ها و يا بهتر بگويم تيپ سازي هاي فيلم اخراجي ها مي توان از سازنده اش پرسيد، همين است كه چقدر توانسته است از حجاب تكنيك بگذرد و اثري بدور از ريا و تظاهر بيافريند.
اخراجي ها، پر مخاطب است مردم را با مضامين مقدسي روبرو مي كند. يادآفريني هاي قابل تاملي دارد و در عين حال مردم را مي خنداند همه اينها نكات مثبت و لازم و حتي مي توان گفت از ضروريات آثار توليدي امروز سينماي ماست.
اما در همين بين، مي توان از منظري معرفت شناسانه و با دقتي اخلاق مدار، پاسخ سئوال فوق را با اشارت هاي فيلم و آدم هايش و نيز سازنده اي را كه پشت صحنه، فرمان حركت به دست اوست، دريافت.
به نظر مي رسد، اخراجي هاي 1 و 2 به روشني و وضوح پاسخ هاي بديهي و جدي و قاطع به اين سئوال ها داده است.
از اين بابت بايد از مسعود ده نمكي و گروه سازنده فيلم متشكر بود!/انتهاي پيام/