برخی از عبارتهای فیلم بدآموزی دارد/ چرا جوانان «قاعده تصادف» عصبی هستند
به گزارش خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» بهنام بهزادی کارگردان فیلم «قاعده تصادف» و خانم دکتر بهرامی استاد روانشناسی عصر امروز در نشست نقد و بررسی فیلم قاعده تصادف شرکت کردند و به پرسشهای حاضران پاسخ دادند.
بهرامی در پاسخ به این سوال که ریشه اختلافات بین جوانان و خانوادهها چیست و چگونه میتوان این اختلافات را کنترل کرد گفت: مهمترین نکته فاصله بین نسلی است که خانوادهها برای رفع این فاصله باید با یکدیگر گفتوگو کنند. اگر در این فیلم بین گفتوگوی شهرزاد و پدرش اندکی تدبیر وجود داشت، نتیجه متفاوت بود اما غرور جوانی ناگهان باعث شد یک گفتوگوی ساده، به دعوا و لجبازی برسد و پدر و دختر هر دو متضرر شوند چون جنگ بین اعضای خانواده دو سر باخت است.
در ادامه برنامه، مجری از بهرامی پرسید که این فیلم در باره یک رابطه دوستانه صحبت میکند، در حالی که یکی از نگرشهای موجود در جامعه امروز تفکیک جنسیتی است. از سوی دیگر عده ای حد و حدودی برای این رابطه قائل نمیشوند به نظر شما این رابطه باید چگونه برقرار شود؟
بهرامی در پاسخ گفت: ما در جامعه نیازمند و ناگریز از تعامل بین دو جنس هستیم. اگر این اصل را بپذیریم، باید به بچهها آموزش دهیم که چگونه به طور طبیعی با جنس مخالف ارتباط برقرار کنند و ضوابط این ارتباط را رعایت کنند.
استاد روانشناسی دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: محوریت فیلم حول و حوش یک اختلاف بین نسلی است، نحوه تعامل پدر پریسا با او و نحوه نظارت او بر کارهای پریسا درست بود اما پدر شهرزاد برای رفع نگرانی خود صورت مسئله را پاک کرد و نشان داد در یک الگوی درست رابطه فرزند با والدین روراست است.
وی افزود: باید مشخص شود در همه این اتفاقات چارچوب سالم چه ضوابطی دارد؟ چه در برقراری ارتباط مناسب با والدین، چه در برقراری ارتباط مناسب بچهها با یکدیگر.
بهزادی با اشاره به اینکه فیلم دارای دو بخش است، تصریح کرد: یک بخش مفاهیم بین متنی کار است که دغدغههای شخصی من است و بخش دیگر این است که خیلی چیزها بین جوانان میگذرد. همه اتفاقاتی که در چند سال گذشته افتاد موثر بود که این طرح دغدغه من باشد. علاوه بر این من با جوانان بسیار ارتباط داشتم و اتفاقات زندگی آنها نیز در شکلگیری این فیلم تأثیرگذار بود.
بهزادی در پاسخ به این سوال که چرا اسم «قاعده تصادف» را انتخاب کردید گفت: تصادف در حیطه برخوردهای انسانی قواعدی دارد که ما به برخی از آنها توجه نمیکنیم و بعضی را هم هنوز کشف نکردهایم.
دکتر بهرامی در ادامه برنامه خاطرنشان کرد: در فیلم عباراتی مانند یخ مصرف کردن وجود دارد که بدآموزی دارد.
بهزادی در پاسخ گفت: یخ مصرف کردن که بهتر از سیگار کشیدن است.
بهرامی گفت: من تصور میکنم منظور از یخ مصرف کردن مصرف مواد مخدر است. در این فیلم آدمها به هم سیگار تعارف میکنند و میگویند جز این کار دیگری نمیتوان کرد و بعد میگویند حالا که سیگار آدم را آرام نمیکند، یخ مصرف کنید و این بدآموزی دارد.
بهزادی در مقابل اصرار بهرامی بر بدآموزی این صحنه گفت: این شوخی پسرانه است و بهتر است از آن بگذریم.
بهرامی در ادامه تصریح کرد: سیگار و مصرف نیکوتین فقط ذهن آدم را معطوف به مسائل دیگری میکند ولی هیچ تأثیر ندارد ولی به راستی چرا این فیلم میخواهد نشان دهد که جوانان عصبی هستند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: سه مدل رابطه در این فیلم وجود دارد رابطه دوستی، همکاری و رابطه عاطفی که میبینم کسانی که رابطه عاطفی از جنس خانواده دارند مستحکمتر بوده و کمتر مشکل دارند.
بهزادی در ادامه برنامه با اشاره به تحقیقات کیفی خود در این فیلم گفت: من برای هر یک از این شخصیتها بیوگرافی کامل و مشخصی تعریف کردهام .مثلا مهرداد هیچ جا اسم دخترها را خالی به کار نمیبرد و از عبارت خانم همراه با اسم آنها استفاده میکند. این آدم یک سبقه مذهبی دارد و راحت نیست که دخترها را با اسم کوچک صدا کند در واقع هر یک از این کارکترها پیشینه و مختصات خاص خود را دارند.
بهرامی گفت: یک نکته مهم این است که شهرزاد تاوان اضطراب پدرش را میدهد اما عمویش مسئله را میفهمد و میگوید اگر با بچه ها مهربان تر صحبت کنیم با تو همکاری میکنم اما در این فیلم میشد نشان داد که جوانان در این شرایط میتوانند تدبیر داشته باشند تا راههای بسته را باز کنند.
وی از بهزادی پرسید اگر یک خانواده با هم این فیلم را ببینند همه با یک فکر از سالن بیرون میروند که بهزادی پاسخ داد: قطعا اینطور نیست و حتی دو جوان هم میتوانند احساسات متفاوتی در مواجه با فیلم داشته باشند. من در اینجا راه را برای خوانش مخاطب باز میگذارم تا هر مخاطبی نسبت خود را با فیلم پیدا کند.
بهرامی در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان که گفت: اگر شما به جای پدر شهرزاد بودید چه کار میکردید، پاسخ داد: من متوجه بودم که دخترم بالای 20 سال سن دارد و برای مراقبت از او، لازم نیست او را در تنگنا قرار دهم. و اگر لازم بود همراه او میرفتم و سعی میکردم اضطراب خود را به شیوه مناسبی آرام کنم تا فرزندم تاوان اضطراب من را ندهد.