اگر غايت انقلاب در نهايت همان است كه غربي ها به آن دست يافته اند ديگر چه انقلابي؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۳۷۲۱

اگر غايت انقلاب در نهايت همان است كه غربي ها به آن دست يافته اند ديگر چه انقلابي؟

بررسي و بازخواني مقاله «آيا انقلاب اسلامي جهان را دگرگون خواهد كرد؟» نوشته سيدمرتضي آويني- (بخش دوم)

ما با پذيرش خود به عنوان كشور «عقب افتاده» و پذيرش غرب به عنوان «پيشرفته» چه چيزي را پذيرفته ايم؟ نتيجه طبيعي پذيرش اين امر آن است كه هم خود را يكسره در اين جهت قرار دهيم كه اين «عقب ماندگي» را جبران كنيم. اينكه ما موفق شويم و يا نشويم تغييري در اصل مطلب نخواهد داد و اصل مطلب اين است كه مگر «پيش» و «پس» كجاست كه آنها «پيش» رفته باشند و ما «پس» مانده؟ اگر پيش آنجاست كه غربي ها رسيده اند، صد سال سياه نمي خواهم و اگر «پس» اينجاست كه ما اكنون قرار داريم، چه بهتر كه در همين جا بمانيم.

سيدمرتضي آويني در ادامه روند بررسي جايگاه شرق و غرب و نقطه تلاقي موجوديت تام تمام «ما» به عنوان صاحب منصب تعبيراتي از آن دست كه رفت و جهان متمدن و مدرن و تكنولوژيك غرب، به تنقيح مناط مباني رويكردهاي جامعه شناختي و معرفتي بشر شرق و غرب و دستاوردها و جايگاه هر يك مي پردازد و در ادامه به مهم ترين و معتبرترين فرازهاي زندگي اجتماعي، سياسي، فرهنگي سده هاي اخير مردمان مشرق زمين مي رسد، آنجا كه از «انقلاب» مي گويد.

پذيرش همين يك معنا در سراسر كره زمين كافي است براي آنكه هيچ انقلابي ايجاد نشود، چرا كه اگر «غايت انقلاب» در نهايت همان است كه غربي ها به آن دست يافته اند، ديگر چه انقلابي؟ فقط مي ماند آنكه مردمان كشورهاي عقب مانده، همچون دانشجويان چيني به خيابان بريزند و از دولت هاي خويش بخواهند كه هر چه زودتر آمريكايي شوند و به كشورهاي «پيشرفته» محلق گردند!

پس مي بينيد كه آن تعبير «دهكده جهاني» چندان هم به معنا نيست مگر ما اين «ارزش» ها را نپذيرفته ايم و در راديو  و تلويزيون و محاورات روزمره و خطابه هاي ژورناليستي به آنها --- نمي كنيم؟ وقتي ما كه هسته جوشان انقلاب معنوي در جهان امروز هستيم نتوانسته ايم دريابيم كه با قبول اين معاني چه غايتي را پذيرفته ايم، واي بر احوال ديگران از مردمان الجزاير و عراق و ليبي و سوريه و اردن ... پاكستان و افغانستان!

ما با قبول اين تعبير، پذيرفته ايم كه «پيشرفت همان است كه بر آنان رخ داده فلذا نبايد به خشم بياييم از آنكه ما را «مرتجع و واپسگرا» بخوانند. آنها هم با همين نگاه به جهان مي نگرند كه خود را پيشرفته مي دانند و ما را پس مانده، و از اينجا نتيجه مي گيرند كه هر تحولي اگر در جهت دستيابي به «توسعه يافتگي» باشد «رشد» است و اگر نه، واپسگرايي و ارتجاع و مگر غايت انقلاب اسلامي چه بود؟ توسعه يافتگي؟ رشد اقتصادي؟ حصول دموكراسي؟

سيدمرتضي آويني با بيان تعبيرات ساختگي امپراطوي رسانه اي غرب در افواه به ريشه يابي معاني مستتر و هويدا در آن مي پردازد و اين تذكار و تنبه را براي مخاطب لازم مي داند كه اين تعابير گر چه به دليل شدت استعمال و مباني ساختگي آن، آنچنان در افواه جا افتاده اند كه قبول عامه و خاصه را در پي داشته اند، اما در حقيقت چيزي جز ترجمان مانيفيست امپراطوري رسانه اي غرب نيستند.

به اعتقاد آويني ، «دهكده جهاني» تنها زماين تعبير مي شود كه ما التزام عملي و قلبي و زباني خود را با تمام وجود بدان نشان دهيم و از ساحت كبريايي آن سر نجنبانيم!

«دهكده جهاني» نظم نويني كه امپراطوري غرب و در رأس آن، آمريكا بر اساس تجليات حكمي – فلسفي كمپاني هاي نفتي و كارخانجات اسلحه سازي و براي دوشيدن ذخاير و جمع آوري غنايم مادي و معنوي كشورهاي «جهان سوم» انديشيده و روي آن مانور و رزمايش و همايش برگزار مي كند و بدان تا حد ممكن و تا مرز اجازه اصالت ها و واليانشان، جامه عمل پوشانده و مي پوشاند.

ادامه دارد ...

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار