از ميان خلق يك تن صوفي اند
محمدرضا محقق:
جلوه هاي حقيقت انديشه و آراء سيد مرتضي آويني در آثار او ملهم از اصالت هنر و ماهيت ذاتي آنست. اينجا از نقاطي است كه بايستي بر تلاقي معجزه آسا و مسحور كننده «خرق حجاب تكنيك» و بازتابندگي روحانيت و عرفان جاري و ساري در آثار مرتضي آويني نگريست.
مرحوم محمد مددپور در اثناي بحث از نوع تفكر معنوي شهيد آويني در برابر تفكر حسابگرانه به عنوان وجه اصلي وجود انديشگي و عقبه سيره عملي آويني به جهتي در همين راستا اشارت دارد؛ آنچه كه بنده در شهيد آويني همواره ديدم، همين مميزه اي است كه از آن سير و سلوك معنوي پس فردايي است. شهيدي كه دوست و هم فكر و هم دل ما بود و در هر حال بي نظر تمتع و سوداگري به ما مي نگريست.
او همواره به جهان و انسان و اشياي اطرافش، چه دور و چه نزديك، با نظري بي غرضانه نگاه مي كرد. او به عالم و آدم با تفكر معنوي نگاه مي كرد و با اين نگاه به نحوي رحماني در آنها تصرف مي كرد.
در اين مرتبه سير و سلوك پس فردايي، شهيد آويني استاد همه ما بود، يعني صورت را او به ما مي داد؛ ماده را ما به او. افق نگاه ايشان، «افق اعلي» بود.
نكته مهم در رهاورد آويني هنرمند، به شهادت گرفتن فطرت الهي و مدد جستن از خلوص باطني او در سيطره اي معتبر بر تكنيك سينما بود. آويني با سلاح ايمان به سمت جدي ترين حوزه هنر مدرن يعني سينما رفت و با عنايت به فلسفه وجودي آن، آثاري را پديد آورد كه به جرياني مانا وتاثيرگذار در اين وادي تبديل شد.
آويني به عبارتي ساده تر از هيچ كدام از دو سويه اين مجاهدت فطري و هنروزانه كم نگذاشت و به اصطلاح كم فروشي نكرد.
در نظر آويني جان كلام در تجربه اشراقي اين است كه انسان چنان به حقيقت تقرب حاصل كند كه حجاب نفس انسان برداشته شود و ديگر ميان من و عالم هيچ حجابي وجود نداشته باشد.
مشكل فيلم ساز اين است كه گرچه ماده اثر خويش را از خارج مي گيرد اما صورت هاي ذهني خود را بر ماده اين اثر مي زند، در نتيجه واقعيت ببروني وقتي صورت سينمايي پيدا مي كند، ذات خويش را از دست داده و به چيزي مضاعف و انتزاعي تبديل شده است، يعني واقعيت بيروني به اضافه نفس فيلم ساز.
بي ترديد يكي از خروجي هاي اين سيره و منش از سيد شهيدان اهل هنر و قلم، مبارزه بي امان و ستيهندگي او در برابر ريا و تظاهر و نفاق است. وقتي هنرمندي چون او، با جان تابناك خود، آنچنان در برابر سينما و فطرت، زانوي تلمذ فرود مي آورد و بر گرده توانايي ها و استعدادهاي جوششي و كوششي خود بار عظيم رسالت و جهادي چنان سترگ را سوار مي كند، بايد هم انتظار چنين سيره عملي و انديشگي در تقابل و مجاهدت با ريا و تظاهر از او داشت.
سيد مرتضي آويني، خاري در چشم پنهان كاران هزار رو و معركه گران ميدان كوچكي و كوچك زادگي بود، آنچنان كه نيش اتهام ها و افتراها، جان شيفته اش را سوخت و بر كارنامه سرخ او پرده اي از تردي خاكستري خنجرهاي از پشت سر را به وديعت گذاشت.
سيد اما اهل جلوه نبود و از ميان خلق، پروانه وش و صوفي منش به عشق رسيد چه؛ از ميان خلق، يك تن صوفي اند.