يك نفر مسئولان را خبر كند!
قبل از اين که عبارت هاي زير را بخوانيد، پوزش و عذرخواهی عمیق نویسنده را از بيان اين جملات زننده و سخيف که دور از شان و منزلت عرصه مقدس رسانه است، بپذيريد؛ برای اینکه عمق فاجعه را برای ملت و مسئولان به تصویر بکشم مجبورم شمه ای از فضاحت ماجرا را عرضه کنم:
«بيا بريم پشت اون ستون تاريكه، همديگرو ببوسيم...»
«خواب ديدم با بدن لخت روي تخت خوابيدم و اون داره برام چنگ مي زنه...»
«دلم براي اون بوسه هاي گرم از لبهات تنگ شده...»
«يه مرتبه حواسم به سختي خيره كننده بدنم جمع شد...»
«حالا ديگه همه چيز دارم، زن، شراب و آواز...»
«شوهرهاي قبلي من درك جوگرفتگي هاي روحي من رو نداشتن! اما و تو اجازه مي دي من شب باهات بيام تو اتاقت و...»
«ديكتاتوري كه جوونها رو مي كشي! يه روز همين جوونها سر قبرت جمع مي شن و...»
نه اشتباه حدس نزنيد! اين جملات را از لابلاي صحنه هاي فيلم فارسي هاي قبل از انقلاب يا نسخه هاي متقدم و متاخر فيلم هاي هاليوودي در نياورده ام، اين جملات عين يا مضمون گفتارهايي است كه در بعضي از نمايش هاي اجرا شده در جشنواره اخير تئاتر دانشجويي از زبان بازیگران دختر و پسر شنيده ام.
اگر بنا بود با چهار تا مجله شبه روشنفكرانه از قبيل «اينها مقتضيات هر تئاتر است» يا «بايد كليت كار را ديد و نه ظواهر چند ديالوگ را» و... جا بزنم و مرعوب و منفعل شوم، اساساً از خير طرح اين بحث صرفنظر مي كردم.
اجازه بدهيد پس از سال ها گزيده شدن، آنهم از يك سوراخ، يعني «ولنگاري تئوريزه شده در عرصه هنر»، اکنون از منظر شرعي و فقهي، اين دست گفتارها را بسنجيم.
بالاخره بايد براي فقه و شرع و حكم خدا هم يك جايگاه و پايگاهي قائل شد، در جامعه و فضايي كه هر ننه قمري و هر تازه از راه رسيده مكتب نديده اي حق دارد مانيفست بدهد و حكم صادر كند، پس حكم خدا چه مي شود؟
آيا اداي اين جملات و حركات و سكنات پيش و پشت بندش، جز اشاعه فحشا و منكر است؟
يعني كار به جايي رسيده و تئاتر كشور به جهت ساختار و فرم، آن قدر رشد و پيشرفت كرده و دست همه را از پشت بسته كه مسئولان و ناظران امر، اساساً بي خيال دين و آئين مردم شده اند؟!
فيلم ها و تئاترهاي ما پرشده از مباحث «پورنو»، جوك ها و گفتارهاي سكسي و تيشه زني به ريشه عقايد و مرام ها و اصالت هاي فكري و عقيدتي مردم، ظاهراً مسئولان امر خبر ندارند؛ لطفاً يك نفر آنها را خبر کند!/انتهاي پيام/