وقايع نگاري يك «نسل كشي فرهنگي»
روزي كه امام (ره)، حضرت روح الله در بدو ورود به ميهن در حركتي هوشمندانه كه ناشي از تدبير و زمان شناسي ايشان بود، فرمود: «ما با سينما مخالف نيستيم، ما با مراكز فحشا مخالفيم» و آن روز كه «هنر را دميدن روح تعهد در كالبد انسان» دانست، افقي بديع، روشن و زيبا در برابر چشمان عاشقان اين پديده سترگ و شگرف الهي و انساني پديدار شد.
خون تازه و روح اهورايي كه پيروزي انقلاب اسلامي در رگ و ريشه جوانان برومند اين سرزمين جاري ساخت و ايجاد فضاي پاك اسلام انقلابي، نويدبخش آينده اي روشن و تابناك براي همه كساني بود كه دل به اين مرام سپرده و با آن زلف گره زدند.
اما با گذر زمان و افشردن روح ايمان و گير افتادن عشق و راستي در غبار منيت ها و بخشنامه هاي باسمه اي و بي روح و در عين حال تلاش منسجم و شبانه روزي دشمنان قسم خورده اسلام و ايران و البته انفعال و بي كفايتي برخي از مديران حوزه فرهنگ و هنر، وقايع امور و روند اتفاقات به سمت و سويي رفت كه امروز شاهديم.
در فضايي كه مظلوميت كم نظير و تكان دهنده اي جرگه هنرمندان و اهل قلم مومن و انقلابي را فرا گرفته و آنان از يك سو در زير هجمه برق آسا و مهلك ناتوي فرهنگي و از سوي ديگر انفعال و نان به نرخ روز خوري و بي كفايتي و بي برنامگي برخي مديران عرصه هنر و قلم گرفتار آمده اند، عرصه هاي مختلف فرهنگي و هنري ميدان تكتازي و به بازي گرفتن دين و آيين و اصالت هاي ديني و ملي مردمان اين سرزمين و خاصه قشر جوان كه آينده ساز اين مرز و بومند، شده است.
امروز، نحله ها و مكتب ها و گروه هاي منحرف فكري با رويكردهاي پوچ گرايانه به ترويج و تهييج شهوت و رخوت و نخوت و بي مسئوليتي و فروغلتيدن در مرداب انحراف و گرايش هاي ضد ارزشي و بعضاً دين ستيزانه مي پردازند و آب هم از آب تكان نمي خورد.
حتي با نگاهي سرسري و خلاصه، اما بي تكلف و صريح هم مي توان فضاي تيره و تار و در عين حال پرعشوه و پرادعاي حاكم بر مراكز و نهادهاي عمومي و آكادميك هنري را نگريست و گريست!
وقتي مسئولان فرهنگي در انديشه هاي يك وجبي شان تا نوك بيني مبارك را بيشتر نمي بينند، وقتي به جوانان مومن و هنرورز و متخصص و متعهد روي خوش نشان نمي دهند و آنان را در شبكه معادلات بوروكراتيك استعدادسوز و هنركش خود گرفتار مي كنند و آنگاه که عنان را به گسيختگي هر چه تمام تر به صاحبان زر و زور و تزوير و طراحان بي سواد و بي کفايت مي سپرند، وضع همين مي شود كه هست؛ در آثار سينمايي و تئاترهاي اجرايي شاهد همان طرح مباحث پورنو، عشوه هاي مهيج و مسخ شدگي هاي مهوع مي شويم و البته آنچه به جايي نرسد فرياد است.
به جاي آن كه به آموزش و پرورش هنرورزان متقين و متدين مسلح به سلاح تكنيك بپردازيم، چاره را در مانورهاي مضحك خياباني ديديم و با انگشت هدايت معركه گيران، پوچ گرايي و بي غيرتي را به فضاهاي در باز و در بسته آكادميك و غير آن مي بريم و حواسمان نيست كه دير يا زود انديشه فرويدي كه از درهاي اين مرز و بوم به مدد انقلاب و رشادت امام و شهدا بيرون رانده شده بود اين بار از پنجره دانشگاه ها و جشنواره هايمان خود را به داخل كشيده است.
ترديدي نيست كه مقابله با اين وضعيت نامبارك و رو به تباهي، عزمي رشيد و همتي عالي مي طلبد و نيازمند برنامه هاي طولاني و ميان مدت است؛ هم رويكرد سلبي مي طلبد و هم تلاش ايجابي و البته دومي بيشتر مهم تر.
از منظر ناظران آگاه و منصف، اما بيدار كه نمي توانند چشمانشان را بر واقعيات تلخ و مهيب ببندند به مجموعه مديران و بدنه دستگاه هاي فرهنگي و هنري هشدار مي دهيم كه به جاي چرخيدن دور خودشان و سپردن يكپارچه ميدان هنر و قلم به ياغيان دين گريز و آيين ستيز، همتي مردانه تدبير كنند و به اين روند خاتمه دهند؛ واقعه اي ديگر بگشايند آنچنان كه امام و انقلاب گشود كه اگر چنين نباشد و نشود، دير يا زود بايد خاتمه تتمه معصوم و مظلوم هويت اسلامي و ايراني جوانمان را هم بخوانيم.
چنين مباد!
/انتهاي پيام/