کد خبر:۲۵۳۹۶۶
حاشیه‌های دیدار رهبرانقلاب با دانشجویان؛

از حکایت همیشگی پای ثابت های دیدار رهبری و چفیه آقا تا مطالب«پخته و سنجیده» دانشجوها‎

گزارش دیدار بانشاط و جذاب دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی با رهبرانقلاب.
از حکایت همیشگی پای ثابت های دیدار رهبری و چفیه آقا تا مطالب«پخته و سنجیده» دانشجوها‎
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»-محمد رضا باقری؛ دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب که هر سال در ماه مبارک رمضان انجام می شود، یکی از مهمترین و جذاب ترین دیدارهاست. هم از حیث مخاطب، هم حرفهای رد و بدل شده، هم فضای بانشاط جلسه هم زمان طولانی این جلسه منحصر به فرد.
 
جمعیت چند میلیونی دانشجویان کشور و ظرفیت تقریبا هزارنفری جلسه، یعنی اینکه خیلی باید خوش شانس باشی تا توفیق حضور در این جلسه را داشته باشی.
 
ساعت چهار بعدازظهر روز نوزدهم ماه مبارک است و ما در انتهای خیابان فلسطین با کارتی که به هزار زحمت و در دقیقه 90 جور کرده ایم، وارد حسینیه امام خمینی می شویم.
 
هفت خوان که نه، ولی سه چهار خوانی را می گذرانیم تا به درب اصلی حسینیه می رسیم، و کارت را تحویل می دهیم و وارد می شویم.
 
هنوز ساعت چهار و نیم نشده است، که تقریبا 70 درصد حسینیه پر شده و مداح هم مشغول تمرین همخوانی و قرائت اشعاری در وصف امیرالمومنین علیه السلام است.
 
غیر از چند نفر به تعداد انگشتان دست و پا!، دائم الدیدارهایی که معلوم نیست چگونه هرسال کارت گیرشان می آید، اغلب افراد دانشجویانی هستند که برای اولین بار در این مراسم شرکت کرده اند.
 
 
بچه ها کمی حول کرده اند، حق هم دارند، یکی شعار می دهد «صل علی محمد، یاور مهدی آمد» که بعضا به خاطر تکرار شعار همیشگی در ذهنشان «یاور رهبر» تداعی می شود و لبخندی به لبشان می نشیند.
 
حالا جمعیت فشرده تر نشسته و شروع می کند به همخوانی:

هر جوان در کشور ما اسوه ای در صبر و حلم است
 
دل بریده از تعلق، جان به کف در راه علم است
 
شوق دانشجو شهادت، راه دانشجو شهادت
 
راه ما راه شهیدان، راه ما راه خمینی
 
مهدی مبینی پور، مداح همخوانی هم بعد از پایان همخوانی خدمت رهبری می رسد و آقا هم به او تفقدی می کنند.
 
قاری قرآن شروع به قرائت کرده و آیه «محمد رسول الله، والذین معه اشدا علی الکفار، رحما بینهم» را قرائت می کند، جای ما هم آنتهای حسینیه و روبروی صندلی رهبری است که ناخودآگاه این شعر به ذهنم می‌رسد:
 
به نازم به بزم محبت که آنجا                                      گدایی به شاهی مقابل نشیند
 
محسن پرویزی، قاری خوش صدای جلسه نزد رهبری می رود و صحبت نسبتا مفصلی با ایشان می کند و به عنوان نفر صفرم! چفیه آقا را تبرک می گیرد.
 
اسحاق ریاحی، مجری امسال برنامه است، متنی را می خواند و از دیدار دانشجویی و شوق دانشجویان و اعتماد رهبری به جوانان می گوید؛ در گوشه ای از متن هم به حقد و کینه استکبار از رهبری اشاره می کند و می گوید: «بگذار دشمن از کلکسیون اسب هایتان بگوید که همین پشت در حسینه پارک شده اند» که آقا و دانشجوها همزمان لبخندی می زنند.
 
ریاحی می گوید آقاجان! اگر اجازه بدهید دانشجوها مطالب خود را خدمت شما بیان کنند که آقا هم جواب می دهند: حتما! بله، منظرم که بشنوم.
 
ابوالفضل چمندی از اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان نفر اولی است که متن خود را می خواند، از انتخابات 92 می گوید و پرکاری احمدی نژاد و از اینکه عده ای القا می کنند فضای دانشگاه بسته است و اینگونه نیست و برنامه های کثیر انتخاباتی در دانشگاه و کرسی های نقد و نظر را مستند حرفهایش می کند.
 
حرفهای چمندی که تمام می شود و خدمت رهبری می رسد، همزمان یکی از همراهان رهبری چفیه ی دیگری روی دوش آقا می اندازد که هنوز چفیه روی دوش ایشان جا خوش نکرده است که چمندی دومین چفیه را نصیب خود می کند و بدین ترتیب چفیه سوم روی دوش رهبری می نشیند.
 
مجری تذکری در باب رعایت وقت می دهد و می گوید رسم بر این است هر کس مسئولیتی را تحویل می گیرد بگوید من ویرانه گرفتم!، ولی شما سعی کنید این اقتدار از دست رفته را به مجری بازگردانید.
 
سهیل عظیمی به نمایندگی از فعالان قرآنی ،  پیشنهاد تشکیل دانشگاه «تربیت معلم و استاد قرآن کریم»، را می دهد و از لزوم نگارش دروس معارف متناسب با رشته های تحصیلی در دانشگاهها می گوید و گلایه می کند که چرا محتوای معارف برای دانشجوی پزشکی و مکانیک و علوم انسانی یکیست.
 
مصطفی دینی دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران نفر بعدی است که در جایگاه قرار می گیرد و حضورش کنتراست جلسه را بالا می برد. از نگاه نادرست، صوری و فرمایشی به کرسی های آزاداندیشی انتقاد می کند و می گوید صدای مخالفی در دانشگاه نیست و لازم است بستری برای فعالیت تشکل ها و کانونهای دانشجویی با سلایق مختلف و دیدگاههای انتقادی فراهم شود. از حوادث سال 78 و 88 در کوی دانشگاه می گوید و می گوید می دانیم تنها شما پیگیر موضوع هستید ولی قوه قضاییه اطاله دادرسی کرده است.
 
احمد مداحی از بسیج دانشجویی که پشت تریبون قرار می گیرد، می گوید خیلی سخته آقاجان اینجا صحبت کردن، آقا هم لبخندی می زند و میگوید نه! خیلی هم سخت نیست. مداحی فضاسازی برخی جریانها برای تطهیر فتنه گران سال 88 و حامیان آنها را محکوم می کند و تبیین دقیق و روشن مقوله «اعتدال» از جانب رئیس جمهور منتخب را خواستار می شود.و سوالی درباره نسبت آرمانگرایی و عمل در دانشجو می پرسد. مداحی که خدمت رهبری می رسد سومین چفیه را از آن خود می کند.
محمد رضایتی دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشجویان سراسر کشور، از آقا اجازه می گیرد و شروع میکند. از رهبری برای استمرار این جلسات تشکر می کند و از مسئولین برای طفره رفتن از جلسات دانشجویی گلایه می کند.
 
رضایتی می گوید: از افرادی که در سلامت انتخابات 88 تشکیک کرده بودند و در این دوره مجبور شدند که بگویند: انتخابات ایران دموکراتیک‌ترینِ انتخابات‌ها بود و آقایانی که از تردید مردم سخن گفتند، اکنون باید بیایند و از ملت ایران عذرخواهی کنند. که صدای تکبیرفضا را پر می کند.
 
رضایتی ادامه می دهد اگر کلیدی بخواهد، آن قفلی که ملت ایران بر گردن استکبار جهانی و ایادی داخلی آنها در 9 دی زد را بازکند؛ ملت ایران آن کلید را خواهد شکست، که دومین تکبیر هم در حسینیه امام خمینی طنین انداز می شود.
 
رضایتی سئوالی هم در باره تکلیف گرایی و نتیجه محوری می پرسد و خدمت رهبری می رسد. آقا هم به او تفقدی می کند و دستی بر سرش می کشد، حالا همان فرد ِ آورنده چفیه هم کنار رهبری ایستاده و همین که رضایتی سکو را تر ک می کند، چفیه چهارم را روی دوش آقا می اندازد.
 
مهدی زینالو نخبه علمی، از  لزوم تدوین چارچوب های نظارت ساختار یافته بر قوا و دستگاهها می گوید مجری هم به او کنایه ای می زند که تنه اش به تنه تشکلی ها خورده و به جای صحبتهای علمی، مباحث دیگری ارائه کرد.
 
علی محمدزاده نماینده ی جنبش عدالتخواه دانشجویی از «ظرفیت» و «مستضعفین» و «جیرفت» می گوید که یاد یکی از کاندیداهای انتخابات می افتم. محمدزاده از احیای اصل 8 قانون اساسی می گوید ودر وقتهای اضافه حرفهایش را به پایان می رساند.
 
امین عباسی نماینده تشکلهای اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی هم قانون اساسی را از جیبش در می آورد، و می گوید این قانون میثاق ملی ماست و باید در اجرای دقیق آن بکوشیم. عباسی نفر اولیست که با اشاره مجری حرفهایش را به پایان می رساند.
 
مصطفی صادقی فر نماینده دفتر تحکیم وحدت از بی تدبیری در کوتاه کردن ترم دوم تحصیلی به بهانه انتخابات و فرصت سوزی برای ایجاد نشاط سیاسی گلایه می کند و تسبیحی هم به رهبری برای تبرک کردن می دهد.
 
خانم فرزانه فرشید نیک به نمایندگی از انجمن های علمی بعد از کلی حرفهای سیاسی تنفسی به حاضران می دهد و سر وقت تعیین شده هم حرفهایش را به پایان می رساند.
 
محمد مهدی کرامتی  نخبه علمی و دانشجوی دکترا هم از سازو کار تامین مالی دانشگاه ها و پایان نامه مرتبطش با این موضوع می گوید و حمیدرضا صالحیان نماینده گروههای جهادی دانشجویی هم آخرین دانشجویی است که صحبتهایش را در باب اردوهای جهادی انجام می دهد و از وضعیت بحرانی برخی مناطق جنوبشرق کشور می گوید.
 
ساعت 7 و نیم است و 150 دقیقه است که آقا حرفهای دانشجویان را به دقت گوش می دهد و یادداشت بر می دارد. و حالا کمتر از یک ساعت مانده به اذان مغرب رهبری حرفهایشان را شروع می کنند: خداى متعال را شکرگزارم که عمر داد تا یک بار دیگر جمع باصفاى دانشجویان عزیز را در روزهاى باصفاى ماه رمضان در اینجا در این حسینیه ملاقات کنم. انشاءالله این جلسه، چه آنچه که شماها گفتید، چه آنچه که ما عرض خواهیم کرد، براى کشور، براى دانشگاه، براى حرکت عظیم دانشجوئى، در آینده مفید باشد.
 
آقا از مطالب ارائه شده توسط دانشجوها راضی هستند و می گویند: امسال هم بحمدالله آنچه شما جوانها در بخشهاى مختلف بیان کردید، مطالب پخته و سنجیدهاى بود. اغلب این حرفهائى را که شما گفتید، من قبول دارم.
 
رهبری به سخنان یکى از دانشجوها(نماینده بسیج دانشجویی) اشاره کردند که بین دانشجویان به خاطر اختلاف در تحلیل دربارهى مسائل گوناگون، کدورتهائى وجود دارد، و می گویند:  من جداً میخواهم این را خواهش کنم که همه کوشش کنند که اختلاف نظر در تحلیل، در برداشت، در تلقى از واقعیتها، به کدورت نینجامد، به دعوا نینجامد.
 
آقا به صحبت های نماینده انجمن تهران هم اشاره می کند که یکى از برادرها به قضایاى سال 88 و این حرفها اشاره کردند. من خواهش میکنم اگر چنانچه مسائل سال 88 را مطرح میکنید، مسئله‌ى اصلى و عمده را در این قضایا مورد نظر و در مدّ نگاهتان قرار دهید؛ آن مسئله‌ى اصلى این است که یک جماعتى در مقابل جریان قانونى کشور، به شکل غیر قانونى و به شکل غیر نجیبانه ایستادگى کردند و به کشور لطمه و ضربه وارد کردند؛ این را چرا فراموش میکنید؟
 
آقا می گویند: در جلسات خصوصى میگویند ما اعتراف میکنیم که تقلب اتفاق نیفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نیفتاده بود، چرا کشور را دچار این ضایعات کردید؟ چرا براى کشور هزینه درست کردید؟ و ادامه می دهند: اگر خداى متعال به این ملت کمک نمیکرد، گروه‌هاى مردم به جان هم مى‌افتادند، میدانید چه اتفاقى مى‌افتاد؟ مى‌بینید امروز در کشورهاى منطقه، آنجاهائى که گروه‌هاى مردم مقابل هم قرار میگیرند، چه اتفاقى دارد مى‌افتد؟ کشور را لب یک چنین پرتگاهى بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصیرت به‌خرج دادند. در قضایاى سال 88، این مسئله‌ى اصلى است؛ این را چرا فراموش میکنید؟ درباره‌ى حادثه‌ى سال 78 هم ما حرف زیاد داریم؛ آن هم داستان دیگرى است.
 
آقا به حرف های رضایتی از انجمن اسلامی دانشجویان مستقل اشاره می کند که « منطق بیانىشان بسیار متین و مستحکم و سنجیده بود» و ادامه می دهند: گفتند اگر در دانشگاه چنین شود یا چنان شود، ما بشدت برخورد خواهیم کرد. من معناى این «شدت» را درست نفهمیدم! شما که اهل منطقید، شما که به این خوبى استدلال میکنید، شما که میتوانید اینجور از مبانى درستِ خودتان دفاع کنید، چه احتیاج دارید که با شدت برخورد کنید؟ اگر مراد از شدت، شدت در بیان و بحث و استدلال و نگارش است، خب حرفى نیست؛ اما اگر به معناى دیگرى است، نه، من موافق نیستم
 
آقا به بحث های انجام شده درباره «نظارت» اشاره می کنند و می گویند: این یک موضوع مهمى است؛ این میتواند جزو موضوعاتى باشد که فعالان دانشجوئى در سطح فکر بالا، رویش برنامهریزى کنند، فکر کنند، کار کنند، پیشنهاد تهیه کنند؛ به نظرم جزو کارهاى شما است؛ این کارها را بکنید، به تشکیلات عمومى کشور کمک کنید.
 
آقا به سئوال رابطه آرمان و واقعیت اشاره می کنند و می گویند: ما آرمانگرائى را صددرصد تأیید میکنیم، دیدن واقعیتها را هم صددرصد تأیید میکنیم. آرمانگرائى بدون ملاحظه‌ى واقعیتها، به خیالپردازى و توهّم خواهد انجامید. وقتى شما دنبال یک مقصودى، یک آرمانى حرکت میکنید، واقعیتهاى اطراف خودتان را باید بسنجید و بر طبق آن واقعیتها برنامه‌ریزى کنید. بدون دیدن واقعیتهاى جامعه، تصور آرمانها خیلى تصور درست و صحیحى نخواهد بود، چه برسد به دستیابى به آرمانها.
 
آقا تذکری هم درباره القای واقعیت می دهند و اینکه باید واقعیت ها کامل و در کنار سایر واقعیت ها بیان شوند و می گویند: فرض بفرمائید یکى از واقعیتها این است که بخشى از نخبگان کشور از کشور خارج میشوند؛ بله، این یک واقعیتى است؛ اما در قبال این، یک واقعیت دیگرى هم وجود دارد و آن عبارت است از افزایش نخبه، افزایش دانشجویان نخبه. ما کِى این همه دانشجوى نخبه داشتیم؟
 
آقا درباره رابطهى «تکلیفمدارى» با «دنبال نتیجه بودن» هم می گویند : بنابراین تکلیفگرائى هیچ منافاتى ندارد با دنبال نتیجه بودن، و انسان نگاه کند ببیند این نتیجه چگونه به دست مىآید، چگونه قابل تحقق است؛ براى رسیدن به آن نتیجه، بر طبق راههاى مشروع و میسّر، برنامهریزى کند.
 
آقا از فرعی اصلی کردن مسایل می گویند و می گویند به مسایل اساسی بپردازید و «اقتصاد مقاومتى»، «سبک زندگی»، «حماسه اقتصادی»، «بیداری اسلامی» و « عمق راهبردى نظام » را به عنوان موضوعاتی مطرح می کنند که همه میتواند موضوع بحثهاى دانشجوئى قرار بگیرد.
 
دو سه دقیقه به اذان مانده است که آقا می گویند:  خب، وقت ما هم تمام شد؛ نزدیک به اذان هستیم، من چند تا دعا بکنم؛ شما جوانهاى عزیز با دلهاى صاف و پاکتان همراهى کنید که انشاءالله این دعاها مستجاب شود.
 
و شروع می کنند به دعا:
 
پروردگارا! سرنوشت کشور و ملت ما را سرنوشتى افتخارآمیز و همراه با سعادت و شیرینىِ خوشبختى قرار بده.
 
پروردگارا! به ملت ما، به جوانان ما، به مسئولان ما، توفیقات و هدایت و کمک خودت را ارزانى بدار.
 
پروردگارا! آرمانها و اهداف والاى نظام جمهورى اسلامى را در آیندهى نزدیکى که این جوانهاى ما آن آینده را ببینند، محقق بفرما؛
 
همت ما را براى رسیدن به این آرمانها روزافزون بفرما.
 
پروردگارا! در میدانهاى خطرناک، ملت ایران و جوانان ما را یارى بفرما؛ ملت ایران را بر دشمنانش پیروز کن.
 
پروردگارا ! در این شبهاى مبارک، در این روزهاى صفا و معنویت، رحمت و برکت خودت را بر ملت ایران نازل کن.
 
پروردگارا! آنچه گفتیم و آنچه شنیدیم، براى خودت و در راه خودت قرار بده. قلب مقدس ولىّعصر را از ما راضى و خشنود کن.
 
ارواح طیبهى شهیدان و روح مطهر امام بزرگوار را از همه‌ى ما راضى و خشنود بفرما.
 
 
نماز اقامه میشود، دانشجویان بر سفره های افطار، روزه خود را کنار رهبری باز می کنند و این گونه حکایت دیدار دانشجویی ماه رمضان سال 92 هم بسته میشود.

 

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات بینندگان
حميد رضا ستايش اردکاني
-
۰۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۵:۲۲
چه قشنگ و چه زياست لحظه هاي به اين نشاطي در حضور آقايي که ما مخلصشيم و حرف هاشو از دل و جان گوش مي کنيم و روي چشم مي گذاريم
10
0
پيرو
-
۰۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۲
خيلي حسوديم شد ...
کارت بايد از کجا گير بياريم ؟
9
0
حسين
-
۰۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۶
من آرزومه يه بار آقا رو از نزديک ببينم ، خداي به اين روز شهادت علي (ع) ، آرزوي ديدن سيد علي رو به دل من نذار.
13
0
بدون نام
-
۰۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۴
حرفاشون دلنشين بودمثل هميشه
10
0
محسن
-
۰۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۲۲:۲۹
و من سعي ميکنم به گفته هايت عمل کنم آقا،تا کارت ديدارت را در سراي آخرت بگيرم،تحصيل تهذيب ورزش
14
0
طنين نيک سرشت
-
۰۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۲۳:۲۸
به نازم به بزم محبت که آنجا/گدايي به شاهي مقابل نشيند
12
0
پربازدیدترین آخرین اخبار