پهلو گرفته در ساحل اين عرفان
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۷۱۸۷
يادكردي از حكيم عمر خيام و تجلي انديشه عارفانه در شعر و ادب پارسي

پهلو گرفته در ساحل اين عرفان

حكيم عمر خيام، شاعر بزرگ پارسي گوي، در طريق ادب و هنر كلام و پرداخت مضامين ناب و تلاقي آن با لفظ بي اطناب، تجلي نبوغي سرشار و معرفتي رستگار است.

محمدرضا محقق:

بزرگداشت حكيم عمر خيام، بزرگداشت تصوير و تصوري است كه يك شاعر عارف، يك حكيم متأله و يك بزرگمرد و عالم ملك و ملكوت در ذهن و دل و در عمل و انديشه، آن را به منصه ظهور و بروز مي كشاند؛ آوردگاه رنج ها و سختي ها، كشاكش صبرها و تحمل ها، نقطه تلاقي مسلك ها و مكتب ها، در هم تنيدن تلقي ها و برداشت ها و مصاف سلوك ها و طريق ها؛ شناخت درستي هر يك، ميزان درستي هر كدام و توجه و تسلط تفوق و تشرف بر هر يك به هر قدر و قيمت كه بايد و شايد، كاري است كه تنها از دست حكماي متاله بر مي آيد.

حكيم عمر خيام وجوه متعددي در عرصه تفكر و ميدان توجه دارد. او اما به بيان روشن و مصطلح و مالوف و مانوس جماعت، شاعر است.

شعر عمر خيام، هميشه جايگاه مهمي در ادب پارسي داشته است. او را استاد حافظ دانسته اند و  خواسته، اما اين جايگاه در عين فراز و بلندمرتبگي اش، هماره محل چالش هاي عقيدتي و ايماني و سوال پراكني هاي ذهن هاي حقيقت جو يا نكته گير و علت سنج و البته غرض ورزان ملا نقطي ها و مخالفان مشرب صوفيانه و شاعرانگي هاي خاص خيام بوده است.

عالمي كه خيام در اشعارش آرزو مي كند، حالي كه او در مضامينش مي ستايد و برآورده شدن آن را نقطه نهايي آمال و انديشه هايش مي داند، با بياني كه خاص شاعرانگي اوست، درهم مي آميزد و تصويري را مي سازد كه جز متسلطان عرصه فقه و عرفان و تصوف را بر كنه معاني آن راهي نيست و چه بسا گروه هايي كه با بضاعت اندك و بينش ناتمام و انديشه ابتر خود به رويارويي با اين حكيم شاعر و سالك حق بروند، بحر ناپيدا كران او را در تنگ هاي تنگ خود نتوانند كشيد و هم به فدر تشنگي شان هم نتوانند چشيد و تنها چيزي كه از اين كوه مقتدر عرفان و شعر بر دوش آرند، ابهام و ايهام و تشويش و نيش و بدگماني باشد و بس!

واقعيت آنست كه در مواجهه با بزرگان عرفان و ادب و - اينجا - شعر و شاعرانگي آن هم از نوع صوفيانه و طريقت محورش، بايد با مسلح شدن به سلاح علم و خرد و فن و برآمدن از عهده درك و فهم رموز و نكات ناپيدا و پرسوز و پرخون عالم «معرفت» پيش رفت و در جستجوي حقيقت مطلب اينگونه گام نهاد.

آنچه درباره بسياري از بزرگان تصوف و عرفان همچون ابن عربي و ديگران هم وارد است و مورد تاكيد بسياري از هم روزگاران آنها، اين است كه بسياري از مواجهه ها و رويارويي هاي به ظاهر علمي و حقيقي و جستجوگرانه با اين بزرگان، از ناحيه ديگران (چه فقيه و چه متكلم و چه ...) بيش از آن كه نشات گرفته از ويژگي هاي يك مصاف تمام علمي باشد، متبادر و متنازع از بي بهره گيري و بي اطلاعي هاي آنان از عمق متن و عاجز بودنشان از درك كنه مطلب است.

وقتي يك عالم عارف همچون خيام از فراهم آمدن و قدر دانستن «حال» در روزگار خود و غنيمت دانستن مجال خوش بودن، مي گويد و مي سرايد، بي ترديدي بايد اين گفته و پنداشته، از زاويه انديشه او ديده و شنيده و فهم شود و نه از دريچه تنگ و تاريك ذهن هاي متصلب و بي بهره از رموز زيباي هنر و عشق و معرفت.

حكيم عمر خيام، شاعر بزرگ پارسي گوي، در طريق ادب و هنر كلام و پرداخت مضامين ناب و تلاقي آن با لفظ بي اطناب، تجلي نبوغي سرشار و معرفتي رستگار است.

شعر خيام براي نگارنده، از كودكي، يادآور معرفت به معاد و دقت در معاش و طريقت در زندگاني بوده است و دارنده اين تذكار و تنبه كه توجه به عقبا و كسب معرفت زيستن در پناه به «مرك آگاهي»، لازمه رسيدن به عرفان اسلامي است؛ عرفاني كه قيام و همقطارانش بر ساحل امن آن پهلو گرفته اند.

افسوس كه سرمايه زكف بيرون شد
وز دست اجل بسي جگرها خون شد
كس نامد از آن جهان كه پرسم از اوي
كاحوال مسافران دنيا چون شد/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار