چه آرام، در خود شكستم... !
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۱۴۵۳
به ياد مولاي عارفان حضرت آيت الله بهجت(ره) - حجت الاسلام محقق

چه آرام، در خود شكستم... !

چهل روز از رحلت تاريخ بر قامت خميده عبد صالح و نشانه راستين خدا، حضرت آيت الله بهجت مي گذرد و عشاق دلباخته به اندازه چهل قرن پيرتر از پيري اين دوره سرد و عسرت زده گشته اند. 

گروه معارف - غرق در غرقه غمي كه ميان ميل دريغ ها و دردها در آشيانه دلم لانه كرده است، در هرم سترگ و سهمگين صدايي كه ديگر نيست و ديگر نه آن صدا هست و ... و نه حتي آن سكوت.

پيرمردي كه چشم ما بود، اينك چهل غروب است كه بي  ما به ميهماني خدا مي رود.

حالا جز خرده دلي كه حاصل تماشاي آن محراب خالي و ‌آن سجاده تنها افتاده است، حالا جز هجر يار و شوق شكسته پرپر شده ديدار دلدار، چيزي نمانده در دلي كه در جاي خود نيست، ديگر نيست!

چهل روز از رحلت تاريخ بر قامت خميده عبد صالح و نشانه راستين خدا، حضرت آيت الله بهجت مي گذرد و عشاق دلباخته به اندازه چهل قرن پير تر از پيري اين دوره سرد و عسرت زده گشته اند و ... ديگر هيچ!

شايد ... و شايدي ميان هزار اگر و اما و اي كاش و حيف و دريغ؛ شايدي ميان بهت خيابان و ابهام مردم از داستان خضر و موسي، با اين هزار شايد و بايد، كاش مي دانستيم كه «رفتن» بهجت، مثل «ماندن» اش براي دل هاي ما «تذكر» است. تذكري بر «ياد خدا» و ... و ما انت الا بذكر!

هنوز كه هنوز است، همچنان گرم و پرخون، با ياد او به ياد خدا مي افتيم . همين كافي نيست براي فهم عظمت و  بزرگي يك مرد؟!

حرف آخر اما! حرف لسان غيب است و :
كفايتي است كه از روزگار هجران گفت
نشان يار سفر كرده از كه پرسم باز
كه هرچه گفت بريد صبا، پريشان گفت
من و مقام رضا بعد از اين و شكر رقيب
كه دل به درد تو خو كرد و ترك درمان گفت/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار