زندگي نامه شهداي هفتم تير (بخش دوم)
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۱۶۱۳

زندگي نامه شهداي هفتم تير (بخش دوم)

هفتم تيرماه سال 60 تداعي كننده روز تلخي است كه بيش از هفتاد تن از بهترين عزيزان انقلاب بر اثر بمب گزاري يكي از نيروهاي منافق نفوذي در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، زير خروارها خاك مدفون شدند و روح فرزندان رشيد اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ايثار در ملكوت اعلي به پرواز درآمد.

زندگي نامه شهيد محمد رواقي

شهيد رواقي در سال 1328 در شهر مقدس مشهد متولد شد. تحصيلات خود را تا مدرک ديپلم در مشهد گذرانيد و در سال 49 وارد مدرسه عالي بازرگاني شد و اولين قدم کبارزاتي خود را با تشکيل انجمنهاي اسلامي دانشجويان برداشت و نفر اول اعتصابات دانشجويي بود. فردي آگاه و مبارزي شجاع بود و اين مسئله با رويارويي رئيس دانشکده و مخالفت ايشان و سازش نکردن با دستگاه ظلم به اثبات رسيد.

سپس براي ادامه تحصيل به آمريکا عازم شد و يکي از فعالترين دانشجويان در راه اشاعه اسلام خدمت به اسلام و مبارزه عليه رژيم کرد. او پس از اخذ فوق ليسانس در رشته مديريت بازرگاني از دانشگاه امريکا راهي ايران شد. پس از پيروزي انقلاب به عنوان عضو هيئت مديره شرکت فرش ايران سپس مدير عامل و رئيس هيئت مديره اين شرکت منصوب شد. همه مي دانند که شهيد رواقي خود را وقف مردم مستضعف مي نمود و در هر روز اين جمله بارها تکرار مي کرد. پاسداري از خون شهيدان وظيفه ماست.

زندگي نامه شهيد دکتر سيد محمد باقر حسيني لواساني

شهيد محمدباقر حسيني لواساني در بهمن سال 1322 در يکي از محلات قديمي تهران و در خانواده ايي روحاني متولد شد. ايشان همزمان با تحصيل علوم جديد تحصيلات قديمه را طبق يک سنت خانوادگي ادامه داد خيلي زود در زبان عربي پيشرفت کرد و همين امر موجب فهم و تبحر او در فقه و اصول بخصوص فلسفه گرديد. ايشان در سال 41 وارد دانشکده پزشکي تهران شد و در سال 53 در رشته جراحي گوش و حلق و بيني به تخصص رسيد.

وي در دوران انقلاب دوشادوش مردم غيور و مبارز ايران به فعاليت بر ضد طاغوت پرداخت و در سال 58 به رياست مدرسه عالي بهداشت برگزيده شد. وي مدتي بعد همراه دوستان خود واحد پزشکي حزب جمهوري را بنا نهاد. ايشان به همراه دکتر فياض بخش طرح سازمان بهزيستي را به شوراي انقلاب ارائه نمود و مدتي بعد به تصويب رسيد. وي سرانجام در فاجعه هفتم تير شربت شهادت نوشيد.

زندگي نامه شهيد مهندس غلامعلي معتمدي(معاون رفاه تعاون وزارت کار)

شهيد معتمدي در سال 1327 در شهر شيراز در ميان خانواده اي آشنا با فرهنگ و معارف اسلامي و بيگانه با مظاهر فريبنده فرهنگ غربي بدنيا آمد در سال 47 پس از گذراندن دوره متوسطه به دانشگاه راه يافت و در رشته مهندسي مکانيک از دانشگاه فني تهران موفق به اخذ مدرک مهندسي گرديد. مبارزات خويش را از همان دوران دانشجويي شروع کرد و نقش بسزايي در افشاگري ماهيت رژيم شاهي داشت.

در سال 52 موفق به اخذ مدرک فوق ليسانس مهندسي مکانيک گرديد. شهيد معتمدي در تمامي مراحل زندگيش همه هم و غمش اسلام و پيشبرد انقلاب عظيم تحت رهبري امام خميني(ره) بود. پس از مواضع حزب جمهوري اسلامي با شناختي که نسبت به شهيد مظلوم بهشتي داشت در دفتر حزب ثبت نام و مشغول خدمت بود تا اينکه در هفتم تير 60 در فاجعه جانگداز دفتر حزب جمهوري اسلامي به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

 زندگي نامه شهيد حسين سعادتي

در سال 1335 در نيشابور به دنيا امد. در يک خانواده روحاني جسم و روحش را جلا داد. و براي کسب علوم حوزوي ابتدا به مشهد و سپس به قم عزيمت کرد هنوز در مشهد بود که با روحانيون جوان و مبارز همراز شد و در اعتراض به تعطيل کردن حوزه درسي حضرت آقاي خامنه اي دستگير شد.

در روزهاي پيروزي، با ژيم نبرد جانانه اي کرد و از اعضاي کميته استقبال حضرت امام بود. در تابستان 58 به حزب جمهوري پيوست و براي مدتي به مازندران رفت و در بهمن 59 به همراه هيئتي از ايران به کشورهاي فيليپين و مالزي سفر کرد و در بازگشت اندوخته اي از تجارب اين سفر را به همراه آورد.

زندگي نامه شهيد مهدي امين زاده

شهيد امين زاده پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته اقتصاد در دانشگاه ملي به پايان رساند.

براي همه کساني که در انجمنهاي اسلامي دانشگاهي ايران و خارج از کشور فعاليت داشتند امين زاده چهره اي سرشناس و شناخته شده بود. شهيد مزبور علاوه بر همکاري با انجمن اسلامي واشنگتن با کمک ساير دوستان اقدام به تاسيس يک کتابخانه اسلامي و همچنين کلاسهاي سخنراني مذهبي و تفسير قرآن در اين دانشگاه نمود.

او پس از اخذ فوق ليسانس در رشته اقتصاد در رشته دکتراي برنامه ريزي اقتصاد در شهر تگزاس دنبال کرد و همراه امام از پاريس به ايران بازگشت. شهيد بزرگوار همچون ديگر برادران مبارز و متعهد سلاح بدست گرفت و با رژيم به جنگ پرداخت. و سرانجام در هفتم تير ماه به همراه 72 نفر يارانش به لقا الله رسيد و شربت شهادت نوشيد.

زندگي نامه شهيد مهندس هادي اميني

شهيد هادي اميني در فروردين 1332 در خانواده اي مذهبي و متوسط در تهران متولد شد بعد از اتمام تحصيلات متوسطه و اخذ ديپلم و فوق ديپلم در کنکور مهندسي تکنيکوم تهران در رشته مکانيک ادامه تحصيل داد. و در رشته تاسيسات تخصص گرفت.

هميشه آماده شهادت بود و در سال 57 صبح روز تاسوعا پس از نوشتن وصيتنامه بدنبال خبرنگاران خارجي رفت تا نتوانند خبرهاي دروغ را رايج کنند. قبل از همه فرار شاه و آمدن امام به ايران به ذهنش رسيد. حکومت اسلامي و قوانين اسلامي در ايران جاري خواهد شد. بعد از 22 بهمن 57 به دفتر حزب جمهوري رفته و ثبت نام کرد و همه را دعوت به همکاري در اين حزب الهي نمود.

در حزب جمهوري کار مي کرد و حقوق مختصر خويش را به حساب 100 واريز کرد او يکبار تصميم مي گيرد به جبهه برود موفق نشد و در روز درگيري مجاهدين با مردم در ميدان فردوسي بر روي او اسلحه کشيدند ولي قسمت او شهادت با بهشتي بود. گفته ها و سخنرانيهاي امام را به دقت گوش مي داد و تجزيه تحليل مي کرد ولي چون به دکتر بهشتي عشق مي ورزيد. همراه اين يار حسن و در جائيکه برايش مقدس بود در حزب جمهوري اسلامي در هفتم تير ماه 60 به شهادت رسيد.

زندگي نامه  شهيد محمود تفويضي زواره

شهيد زواره در تاريخ 1326 در خانواده مذهبي در شهر تهران متولد شد بعد از اخذ ديپلم براي ادامه تحصيل عاليه در دانشکده پلي تکنيک وارد شد و در سال 49 در رشته مهندسي راه و ساختمان فارغ التحصيل شد. در زمينه احداث راه ها روستايي به فعاليت پرداخت. پس از پيروزي انقلاب در ديماه سال 58 که شهيد کلانتري وزير راه و ترابري بودند از ايشان براي همکاري بيشتر دعوت نمودند و ار تاريخ شهيد زواره سمت معاون وزارت راه و ترابري در امور استاني به فعاليت خويش ادامه داد و به اسلام و مسلمين خدمت نمود.

زندگي نامه شهيد محمود بالاگر

شهيد بالاگر در سال 1338 در اراک بدنيا آمد . پس از مدت کوتاهي با خانواده عازم تهران شد علاقه وافري به انجام احکام ديني داشت که پاي بندي او به احکام شرع در حدي بود که تا زمان شهادت هيچ نماز و روزه قضا نداشت در سالهاي آخر دبيرستان مبارزات خود را عليه رژيم ستم شاهي شروع کرد و با پخش اعلاميه هاي امام با ديگران به بحث و گفتگو مي پرداخت.

پس از پيروزي انقلاب بنا بر فرمان امام خميني مبني بر اينکه پادگانها بايد از مسلمين پر شود با اينکه مي توانست معاف شود ولي داوطلبانه به خدمت رفت و در جبهه هاي غرب کشور مشغول به نبرد با دشمنان بعثي گرديد. پس از پايان خدمت با تأسف از اينکه به آرزوي خود نرسيد به دنبال شغل بود که خدمت به اسلام در آن نهفته باشد و با اين تصميم مسئوليت واحد ضبط صوت در حزب جمهوري را پذيرفت عشق به شهادت لحظه اي او را آرام نمي گذاشت و هر وقت شهداي جنگ را به تهران مي آوردند به غسالخانه مي رفت و براي شست و شوي آنها کمک مي کرد سرانجام خود نيز به خيل شهيدان در روز هفتم تير 60 پيوست.

زندگي نامه شهيد حجت الاسلام محمدحسن طيبي

شهيد محمدحسن طيبي در سال 1310 هجري شمسي در روستاي روئين از اسفراين بدنيا آمد. تعليم قرآن و مراحل ابتدائي را نزد پدر خود ملارحماني فرا گرفت. در سن 10 سالگي پدرش فوت کرد و شهيد طيبي روانه مشهد ميشود. در سال 1350 به مکه مشرف شد. مبارزات وي پس از حوادث 1356 گسترش و منطقه را تحت تاثير قرار داد، اعتماد مردم به ايشان دليل بر انتخاب شدن براي نمايندگي شهر اسفراين شد. او هميشه دوستدار افراد متعهد و مومن بود ودر مباحث و مجاس در خط امام شرکت مي کرد. و در يکي از همين مجالس همراه شهيد مظلوم بهشتي و ساير يارانش به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

زندگي نامه  شهيد محمدحسين موسوي‌فرد

در سال 1327  در نيشابور متولد شد. پدر روحاني و متقي داشت و نخستين درسهاي علمي و اخلاق را از او آموخت. در 13 سالگي وارد حوزه علميه مشهد شد و کمي بعد به صف طلاب مبارز پيوست. در تظاهرات روزهاي نخست انقلاب شرکت داشت و خطابه هاي فراواني در روستاهاي اطراف مشهد ايراد کرد. با پيروزي انقلاب به عضويت حزب جمهوري اسلامي درآمد و فعاليت ارزنده اي در اين تشکيلات ارائه داد.

زندگي نامه شهيد مهندس توحيد رزمجوئين

توحيد در سال 1330 در يک خانواده کم درآمد بدنيا آمد و به دبستان رفت بعلت فقر مالي ترک تحصيل و سپس توسط يکي از آشنايان که پي به هوش سرشار وي برده بود به مدرسه مروي هدايت شد. در آنجا فعاليت مذهبي سياسي خود را آغاز کرد و سال 45 بود که با برادر هادي غفاري آشنا شد و در مسجد الهادي شروع به فعاليت زيرزميني نمود همچنين با ديگر برادران آقاي صلواتي و آقاي مالک که سرپرست بسيج مستضعفين بودند که توحيد با آنها نيز همکاري مي کرد. ديپلم را با مشقت و سختي با معدل 15 پشت سر نهاد و وارد انستيتو تکنولوژي تهران شد.

فوق ديپلم را در سال 54 گرفت و وارد دانشکده تکنيکوم تهران شد و در سال 56 ليسانس خود را در رشته صنايع مکانيک گرفت و در دوره سربازي زماني که امام دستور دادند از پادگانها فرار کنيد توحيد نيز فرار کرد و از چهل دختر به تهران آمد و در سال 58 خدمت را تمام کرد و توسط دکتر ميرسليم به عضويت حزب جمهوري درآمد و در واحد کارگري حزب مشغول به خدمت شد و هميشه با افکار انحرافي و غير اسلام مبارزه مي کرد طوري که کمونيست ها بارها بارها بر روي او اسلحه کشيده بودند.

در سال 58 بنا به درخواست کارگران شرکت ساراول بعنوان مدير داخلي دعوت شد و با کوشش فراوان شرکت فوق را از دست سرمايه داران بيرون آورد و ملي شد و در سال 59 از طرف سازمان صنايع ملي با سمت عضو هيئت مديره و گروه صنعتي در آمد و هنوز طولي نکشيده بود که به همراه ديگر به گروگان گرفته شد با تلاش سپاه پاسداران آزاد شدند.

شهيد توحيد مهربان و صميمي بود خانمي که به منزل آده بود با چشم گريان مي گفت: من اول بي حجاب بودم ولي به وسيله توحيد با حجاب شدم. يکي از دوستان او مي گفت: اگر توحيد چند ماه ديگر زنده مي ماند گروه صنعتي ملي کلاً حزب اللهي مي شد ولي گروهکها خوب شناسايي کرده بودند و بهترين فرزندان و نيکان را از ما در فاجعه هفت تير گرفتند.

زندگي نامه شهيد جواد سرحدي

شهيد سرحدي در سال 1317 در سنقر کرمانشاه در يک خانواده متوسط و مذهبي بدنيا آمد بدليل نبود امکانات به تهران مي آيد و يک وقفه چند ساله در تحصيل او مي افتد و چون به دانشگاه راه پيدا نمي کند. در بازار مشغول کار مي شود ولي از کمک رساندن به مردم مستضعف دست بر نمي دارد با شرکت در تاسيس مراکز خيريه و مراکز امداد به بازي ستمديده گان و مظلومان و يتيمان مي شتابد. مهمترين عمل شهيد سرحدي در بازار انسجام نيروها و عناصر مبارز مذهبي بود که به صورت پراکنده فعاليت مي شود.

و شکل دادن و سازمان دادن به اين عناصر و تشکيلاتي کردن و مبارزه در سنگر بازار از هرز رفتن نيروهاي مسلمان جلوگيري مي کرد. بدليل اينکه سازمان امنيت از کار او جلوگيري مي کرد مجبور به ترک ايران شد و به هرستون آمريکا رفت و در رشته اقتصاد از دانشگاه هرستون موفق به اخذ مدرک ليسانس شد با پيروزي انقلاب مسئول بخش کنسولگري ايران در هرستون شد و در تمام افعال خداي خويش را فراموش نکرده و در سال 58 به ايران مراجعت و در کابينه شهيد بزرگوار رجايي به سمت مديرعامل سازمان شهر و روستا برگزيده شد او يا 17 الي 19 ساعت کار شبانه حافظ انقلاب و براي به ثمر نشستن آن از جان مايه گذاشت يا در مظلومان و يتيمان و ستمديدگان بود و سرانجام بدست منافقان کوردل شربت شهادت را به همراه 72 يار باوفاي حسين زمان نوشيد.

زندگي نامه شهيد حبيب‌الله مهديزاده طالعي

در سال 1330 در تبريز متولد شد. يا استعداد فراواني که داشت تحصيلات عاليه را دنبال کرد و در رشته مديريت و اقتصاد از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد. شروع خدمت سربازي اش با واقعه 17 شهريور مصادف شد و او را به حضور در مبارزات ملت ايران ترغيب کرد. پس از پيروزي انقلاب مدتي در کميته جمشيدآباد فعاليت کرد و سپس به جهاد سازندگي رفت و در اين رو سنگر بزرگ انقلاب همه همت و تلاش خود را بسيج کرد.

زندگي نامه  شهيد جواد سرافراز

در سال 1332 در تهران متولد شد. پدرش موسس دبستان اسلامي ولي عصر و دبيرستان جهان آراء و از روحانيون مبارزي بود که سالها در زندان رژيم شکنجه و مورد اهانت واقع شده بود. شهيد سرافراز در دانشگاه هاي انگليس و هند در رشته جامعه شناسي ادامه تحصيل داد و انجمن هاي اسلامي را در آنجا پايه گذاري کرد و به عنوان نماينده انجمن هاي اسلامي مقيم بنگلور هند به خدمت امام در پاريس رسيد. در سال 57 ، همدوش با ملت ايران درنبردهاي خياباني شرکت کرد و در تسخير کلانتري ها نقش برجسته اي داشت.

بعد از پيروزي انقلاب عضو حزب جمهوري اسلامي شد و همچون بازوئي براي شهيد بهشتي بود، او سرپرستي منطقه 11، رياست دفتر و مسئوليت آموزش و عضويت شوراي مرکزي حزب جمهوري را بر عهده داشت. بعلاوه ايشان به عنوان مدير مسئول شرکت رايانه و مسئول روابط عمومي شرکت ايزايران وابسته به وزارت دفاع خدمت مي کرد.


زندگي نامه شهيد حبيب الله مهمانچي  (معاون پارلماني و هماهنگي وزارت کار)

شهيد مهمانچي در سال 1329 در خانواده اي مذهبي متولد شد. تحصيلات خود را تا مقطع ليسانس علوم بازرگاني در تهران و براي ادامه تحصيل به آمريکا عازم شد و فوق ليسانس را در رشته مديريت بازرگاني اخذ نمود و پس از دو سال به ايران بازگشت. ايشان مايه هاي فکري و مطالعاتي خويش را علاوه بر خانواده، موسي وار در دامن فرعون و سرزمين کفر کسب کرد و به خاطر خودداري از همکاري با رژيم به شغل آزاد روي آورد، پس از پيروزي انقلاب در نهادهاي انقلابي فعاليت داشت، او مجنون وار به امام عشق مي ورزيد و دعا مي کرد خداي ناکرده غيبت امام و عدم حضور امام را نبيند و در نيتيشهاي خود و قنوت نماز آرزوي شهادت مي کرد. و چه خوب به آنچه مي خواست خداوند پاسخ داد.

زندگي نامه شهيد دکتر جواد اسدالله زاده

شهيد اسدالله زاده در سال 1329 در يک خانواده متوسط در مشهد متولد شد. پس از تحصيلات متوسطه در دانشگاه اقتصاد دانشگاه تهران به آموختن اقتصاد پرداخت. پس از سربازي به آمريکا رفت و در حد فوق ليسانس و دکتراي مديريت درس خود را دامه داد در زمان بازگشت امام به تهران تز دکتري را ناتمام و به پاريس رفت و همراه امام به ايران بازگشت. مبارزات شهيد: از دوران کودکي به قرآن و آموزش هاي سياسي روي آورد و در دانشگاه شکل وسيعتري به مبارزاتش داد و در کلاسهاي درس اسلام شناسي دکتر شريعتي شرکت مي نمود از اعضاي فعال انجمن اسلامي دانشجويان آمريکا و کانادا بود و توانست با همکاري جند تن از دانشجويان انجمن اسلامي در پنج شهر آمريکا را پايه گذاري نمايد.

بعد از انقلاب در مشهد در فعاليتهاي فرهنگي خود به تشکيل و تدريس آموزش اقتصاد اسلامي ادامه داد. حزب جمهوري اسلامي ايشان را به عنوان کانديده اي دوره اول مجلس انتخاب و معرفي کرد. و بخاطر جلوگيري از حيف و ميل بيت المال و برچيده شدن نظام بود  و دو مرکز تابعه وزارت بازرگاني را با هم ادغام نمود. بخاطر فعاليت ارزشمندش در کابينه شهيد رجايي بعنوان معاون بازرگاني خارجي وزارت بازرگاني انتخاب شد. وي هميشه نسبت به روحانيت پيرو خط امام عشق مي ورزيد. و هميشه از شهيد مظلوم بهشتي سخن مي گفت و سرانجام با محبوب خويش و 72 يارش در هفتم تيرماه 60 به شهادت نائل گرديد.

زندگي نامه شهيد رحمان استکي
شهيد رحمان استکي در سال 1329 در يک خانواده مذهبي در شهرکرد بدنيا آمد و پس از گذراندن دوران تحصيل در سال 57 در رشته علوم تربيتي فارغ التحصيل شد. ايشان در بهبوهه انقلاب به زادگاهش در شهرکرد بازگشت و با مديريت و دور انديشي منحصر به فرد خويش سازماندهي اکثر راهپيمايي ها و تظاهرات عظيم را بر عهده داشت. ايشان زحمات زيادي را براي تأسيس حزب جمهوري اسلامي کشيد. او مؤمني وارسته و مبارزي دلسوخته بود و شايد آن کساني که دعاي کميل او را شنيده اند احساس عميق و از ته دل برخاسته و عارفانه اش را درک کرده باشند. گريه هاي ملتمسانه به درگاه معبودش هنوز از ياد نرفته است، که به دل ها نور ايمان مي افشاند.

زندگي نامه  شهيد حجت الاسلام عمادالدين کريمي بيژني‌نژاد

در سال 1311 در قريه کشکک در حوالي نوشهر بدنيا آمد. و در يک خانواده روحاني رشد و نمو يافت. پس از اخذ ديپلم به مشهد مقدس رفت و سپس به قم عزيمت نمود و در محضر بزرگاني چون آيت الله بروجردي کسب فيض نمود. هدف او در سخنرانيها شناساندن اسلام راستين و پرده از چهره ظلم و ستم شاهي بر مي داشت. پس از پيروزي انقلاب به اصرار مردم نمايندگي شهرستان نوشهر را پذيرفت و صادقانه قدم براي رفع مشکلات منطقه خويش برداشت و سرانجام در روز 7 تير ماه 1360 به درجه رفيع شهادت رسيد.

زندگي نامه شهيد حجت الاسلام علي اکبر اژه اي

شهيد اژه اي در سال 1331 در يک خانواده روحاني در اصفهان بدنيا آمد پدر او حضرت آيت الله علي محمد اژه اي از مجتهدين و عاليقدر اصفهان بود. پس از سپري کردن تحصيلات سيکل اول دبيرستاني به تحصيل علوم ديني در مدراس علميه صدر، بازار صدري خواجه ملاعبدالله پرداخت و همزمان ديپلم دبيرستان را نيز گرفت و در پايان تحصيلات دبيرستاني با حضرت آيت الله گلپايگاني براي ادامه تحصيل در حوزه علميه يا دانشگاه مشورت نمود و نظر ايشان مبني بر تحصيل در علوم جديد بود و آيت الله گلپايگاني با استخاره با قرآن فرمودند شما اول بايد تحصيلات دانشگاهي را تمام کنيد و سپس به حوزه بياييد و در رشته روانشناسي و فلسفه موفق به اخذ ليسانس گرديد و مقدمات و سطح را زير نظر اساتيدي چون سيد علي اکبر مومني و محمد باقر اماني گذراند و در فلسفه شاگردان شهيد مظلوم بهشتي بود.

مبارزات سياسي مذهبي را در سال 44 با ورود به کاون تربيتي جهان اسلام که يک پايگاه فعال و مرکز سياسي ـ مذهبي بود شروع کرد. با کمک ديگر برادران جزواتي پر محتوا بنام فرصت در غروب را منتشر کرد. و در راه روشنگري نسل جوان و دانشجو سختيها و مشقات فراواني را متحمل شد چون آشنا به تاکتيکهاي مبارزه بود ساواک موفق به کشف رابطه ايشان نگرديد و در فعاليت هاي اجتماعي با دکتر صلواتي همکار نزديک داشت و در کنار فعاليت سياسيش به همراه برادران حجت الاسلام شهيد هاشمي نژاد، استاد پرورش، شهيد منتظري سفري به ليبي کرد. و تجربيات گرانبهايي را کسب نمود.

ايشان معتقد بود انقلاب زماني مي تواند تداوم داشته باشد که داراي تشکيلات منسجم باشد، با مطالعات سياسي عميقي که داشت به روشنگري و افشاگري چهره هاي ضد انقلابي و ضد اسلام  از جمله گروههاي منافقين و توده اي، ليبرالها، و ملي گراها پرداخت. در زمينه فعاليت هاي فرهنگي و سازندگي نسل جوان با حضور خود در مدارس اين رسالت را بدوش کشيد و شاگردان پاک باخته اي را تقديم اسلام نمود.

وي از علاقه مندان به دکتر شريعتي بود از سال 50 به بعد به تدريس آثار وي پرداخت، از خصوصيات اخلاقي و معنوي شهيد اينکه روحاني پرشور، پرتلاش و عاشق بود و سرانجام با عشقي که داشت در هفتم تير 60 به همراه شهيد بهشتي به شهادت رسيد. از آثار شهيد اژه اي : 1- سلسله انتشارات فرصت در غروب 2- سلسله انتشارات مخصوص دانش پژوهان 3- نقش شخصيتها در تاريخ (استاد جعفري) 4- دومين رمضان راجع به جنگ اعراب و اسرائيل 5- جزوه شب قدر 6- فقر از ديدگاه اسلام 7- آرامش در بيکرانگي 8- جزوه روانشناسي و فلسفه 9- نقد و بررسي جنبش مسلمانان مبارز و دهها نوار سخنراني مي باشد.

زندگي نامه شهيد حجت الاسلام محمد کاظم دانش

شهيد محمدکاظم دانش در آبان 1318 در دزفول در خانواده اي روحاني متولد شد. از سال 1330 تا 1337 در حوزه دزفول مشغول به کسب علم شد. در سال 1337 راهي قم گرديد. سابقه مبارزاتي ايشان به حدود سال 42 مي رسد، از اين سال تا 52 هرگز از مبارزات دست نکشيد. ايشان در اين مدت رهبري مبارزين و مجاهدين شوش و دزفول و انديمشک را به عهده داشتند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي به شوش رفت و سرپرست کميته انقلاب و امام جمعه اين شهرستان شد.

ضمناً مسئوليت باز پس گرفتن اسلحه هايي که در جريان انقلاب به دست عناصر ناباب مرتبط با عراق افتاده بود، به عهده ايشان بود. در ارديبهشت 59 نماينده مردم شوش و انديمشک و هفت تپه در مجلس شوراي اسلامي شد. ايشان آثار و مقالات زيادي دارند. از کتابهاي ايشان مي توان کتاب سيماي فداکاري در دو جلد، غازهاي مهاجر و همچنين مجله مکتب اسلام را مي توان نام برد. ايشان همچنين مسئول پاسخ به سؤالات مجله مکتب اسلام بود. ايشان در هفتم تير ماه 1360 در اثر بمب گذاري حزب جمهوري اسلامي که توسط منافقين صورت گرفته بود به همراه 72 تن از مهمترين فرزندان اسلام به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

زندگي نامه شهيد حسن بخشايش

شهيد بخشايش در سال 1336 در خانواده اي مذهبي و مستضعف بدنيا آمد. تحصيلات خود را با مشکلات فراوان و صبر و استقامت و برخورد با سختي ها را پشت سر گذاشت و در سال 1355 وارد دانشگاه علوم تبريز شد و همزمان با قيام مردم تبريز در سال 56 تحت رهبري امام وي نيز وارد عرصه مبارزه شد و در پخش اعلاميه هاي امام در تبريز نقش بسزايي را ايفا کرد و پس از پيروزي انقلاب به دانشگاه رفت و کانون نهضت اسلامي را با همفکري ديگر برادران بنياد نهاد. از همان اول تمايل بسياري با همکاري حزب جمهوري داشت.

وي در تهيه برنامه هاي راديو و تلويزيون تبريز با برادران انقلابيش همکاري داشت. پس از در هم شکستن حزب مسلمان که شهيد يکي از سرسخت ترين مقابله کنندگان با اين حزب بود جهاد سازندگي دفتر تبريز بنا نهاد و در سال 59 هم زمان با آغاز انقلاب فرهنگي از دانشگاه تبريز که وي يکي از موثرترين اين حرکت انقلابي بود به تهران آمد. در مهر ماه 59 با همکاري نزديک و تشکيلاتي خود را با حزب جمهوري اسلامي آغاز و تا لحظه شهادت جزو اعضاي پر ثمر حزب جمهوري بود.

زندگي نامه  شهيد علي اصغر آقا زماني

شهيد آقازماني در سال 1331 در روستاي نراق از توابع محلات در يک خانواده مذهبي و مستضعف کشاورز بدنيا آمد. از کلاس سوم ابتدائي به همراه خانواده عازم تهران شد و در سال 1349 موفق به اخذ مدرک ديپلم گرديد. بدليل علاقه وافري که به مسائل مذهبي داشت در کلاسهاي قرآن و عربي در مساجد شرکت مي نمود و بطور جدي وارد جريانات سياسي گرديد.

در سال 49 وارد دانشکده حسابداري شرکت نفت شد و تحصيلاتش را تا فوق ليسانس پيش برد. او هميشه سعي مي کرد که خط اسلام راستين را در کنار روحانيت مسئول و متعهد دنبال کند و از همان ابتدا پيرو خط امام بود و هنگاميکه حسينيه ارشاد شروع به فعاليت نمود به خيل شاگردان دکتر شريعتي پيوست و تا زمان تعطيلي اين حسينيه همکاري نمود. پس از آن در مسجد قبا جاويد به همراه شهيد دکتر مفتح و ديگر دوستان به مبارزات خود ادامه داد و در همان جا با شهيد بهشتي آشنا شد و همچنان در کنار شهيد بزرگوار بهشتي به فعاليت خويش ادامه داد.

پس از اعلام موجوديت حزب جمهوري اسلامي به آنجا رفت و به سمت سرپرستي واحد دانشجويي برگزيده شد. و نماينده حزب جمهوري در جهادسازندگي شد و با تشکيل نهضت سوادآموزي با نقش فعال اين ارگان انقلابي را ياري داد. و در زمان رياست مجلس آقاي هاشمي رفسنجاني مسئول دفتر ايشان منصوب شد. و آخرالامر به همراه 72 تن از بهترين ياران امام در فاجعه هفتم تير به درجه شهادت نائل آمد.

زندگي نامه شهيد مهدي نصيري لاري

شهيد نصيري در سال 1312 در ارزويه حوالي سيرجان در خانواده اي کشاورز بدنيا آمد دوران کودکي و نوجواني و تحصيلات ابتدائي با متوسطه را بدليل يتيم شدن به سختي گذراند و در تحصيلات عاليه در دانشسراي عالي تهران رشته آموزش و پرورش ادامه داد. در سال 1340 راهي سيرجان و در سنگر مدرسه و مسجد به تبليغ تعاليم انقلابي و انسان ساز اسلام و افشاي رژيم پهلوي پرداخت. حرکت فرهنگي او تاثير سازنده اي در تحولات فکري و اجتماعي مردم مناطق سيرجان، کرمان، بندر عباس و لار داشت. تا پيروزي انقلاب از خدمت انقلابي و روشنفکرانه انفصال از خدمت و بازنشسته شد.

پس از پيروزي انقلاب مدتي متصدي فرمانداري سيرجان و در نهايت توسط لارستان بعنوان نماينده شهر معرفي شد. وي عضو کميسيون اقتصاد و دارائي مجلسس شوراي اسلامي بود. سرانجام مردي اديب و شاعر و عارف مبارز در 7 تير ماه 60 همراه 72 يار از ياران حسين زمان شربت شهادت را نوشيد.

زندگي نامه شهيد حجت الاسلام حاج سيد نورالله طباطبائي نژاد

شهيد حجت‌الاسلام حاج سيد نورالله طباطبائي نژاد در سال 1319 هجري در يک خانوتده روحاني در طقرفند اردستان بدنيا آمد. او پس از تحصيلات ابتدايي نزد پدر راهي حوزه علميه قم شد و بيش از 20 سال به تحصيل و تدريس پرداخت. ثمره زحمات شهيد طباطبائي نژاد هشت جلد تفسير نمونه است که در نوع خود بي نظير است. در سال 1349 در طي مبارزات و سخنراني هاي ضدرژيم، شهيد طباطبائي نژاد بدست ساواک دستگير و به ساواک اصفهان اعزام گرديد. شهيد طباطبائي نژاد در شهرستان قم، در قبرستان شيخان به خاک سپرده شد.

زندگي نامه شهيد محمد صادق اسلامي

شهيد اسلامي در سال 1311 در تهران به دنيا آمد همزمان هم کار مي کرد و هم درس مي خواند و در طول سالهاي 36 و 41 پستهاي زيدي را به عهده داشت و مشغول به خدمت بود. در سال 1330 با اتفاق شهيد حاج صادق اماني گروه شيعيان را تاسيس کرد و در سال 1340 از اعضاي موثر نهضت آزادي بوده و اعضاي مرکزي شوراي موتلفه اسلامي بود و بعد از اعدام حسنعلي منصور بمدت 2 سال زندان شد. در سال 1355 با شهيد اندرزگو به تشکيل يک گروه ضربت عليه شاه دست زد و به زندان افتاد.

شهيد اسلامي اولين کسي بود که بعد از شهادت حاج آقا مصطفي از صحن حضرت عبدالعظيم در يک سخنراني از رهبري انقلاب بعنوان امام خميني ياد کرد ايشان به اتفاق شهيد عراقي مسئول انتظامات کميته استقبال امام و اين مسئوليت در اقامتگاه امام نيز بعهده وي بود. در کابينه شهيد رجايي بعنوان معاون هماهنگي و پارلماني وزارت بازرگاني خدمت مي کرد. از دوستان و ياران نزديک مرحوم آيت الله طالقاني و عراقي، بهشتي، و بخصوص مطهري در ذکر بود سجاياي اخلاقي ايشان و بي هيچ اعترافي قلم و زبان عاجز است.

از سخنان شهيد اسلامي در رابطه با تداوم انقلاب مي گويد: انقلاب ما در شرايطي به سر مي برد که نياز شديد به شهيدان و خونهاي پاک آنها دارد بگذار با ناقابلي ها برويم و فداي اسلام شويم تا انها که در تداوم نهضت موثرترند باقي بمتنند و اين بار گران را به سر منزل مقصود برسانند. در هفتم تير ماه 60 در فاجعه حزب جمهوري به آرزوي خود که همان شهادت بود رسيد.

زندگي نامه  شهيد علي اکبر فلاح شورشاني

در سال 1319 در خانواده اي متدين در قزوين بدنيا آمد و مبارز گذراندن تحصيلات متوسطه در تهران موفق به اخذ ديپلم تاسيسات شود از همان کودکي به مطالعه علاقه داشت. به خصوص کتب مذهبي را به خوبي مطالعه مي کرد. مبارزاتش را بر ضد رژيم از سال 42 شروع کرد و نقش بسزايي در افشاي ماهيت رژيم ستم شاهي داشت. بعد از پيروزي انقلاب به هر ترتيب که مي توانست در جهت حفظ و گسترش و اعتلاي اسلام کوشند و قبل از عيد نيز به مناطق جنگي سفر نمود و با صدام و رژيم عراق به جنگ پرداخت او دبيرستان کامران بود. و سرانجام در سال 60 هفتم تير ماه در حزب جمهوري به شهادت رسيد.

زندگي نامه شهيد دکتر حسن عضدي

دکتر عضدي در سال 1325 در يک خانواده مذهبي در شهر رشت به دنيا آمد. تحصيلات دوره متوسطه را در همانجا به پايان رساند و سپس به تهران آمد و در رشته علوم ارتباطات اجتماعي موفق به اخذ ليسانس در دو رشته روزنامه نگاري و روابط عمومي گرديد. پس از آن بعلت علاقه به مسائل سياسي دارد دانشکده علوم سياسي و با اخذ مدرک فوق ليسانس راهي آمريکا شود . رشته مديريت بازرگاني با تخصص مديريت بين‌المللي شد و تا مرحله اخذ دکترا در رشته اقتصاد سياسي دانشگاه دالاس(تگزاس) گرديد.

فعاليت هاي سياسي خود را در انجمنهاي اسلامي آمريکا و کانادا دنبال نمود و با بازگشت به ايران تحت رهبري امام (ره) براي نشر عقايد اسلامي در دانشگاه گيلان پرداخت و با آغاز فعاليت حزب جمهوري گيلان را پايه ريزي نمود او در نوشته هايش صريحاً بيان داشته که خواهان شهادت است و مي خواهد در زندگاني ابدي بصورت شهيد و شاهد باشد و سرانجام در 7/4/60 به آرزوي خود که همان شهادت بود رسيد.

وصيت نامه شهيد حسن عضدي

اکنون تاريخ ميهن ما لحظات بسيار حساسي را مي گذراند. انقلاب امت ما يعني امت پيغمبر و علي بع قله نزديک مي شود و پرتگاهها نيز مخوف و وحشتناک و دشمنان يعني صاحبان زر و زور و تزوير فراوان و در کمين.

فرزندان عزيزم دلم نمي خواهد در اين شرايط بميرم زيرا که احساس مي کنم کارهاي بسياري دارم که بايد انجام دهم و مسئوليت هاي بيشمار که خود را موظف بانجام آنها مي دانم. اين بدان معني نيست که از مرگ مي ترسم. من خداي را شاهد ميگيرم که از او خواسته ام تا در راهش يعني در راه خلق مستضعف شهيد و شاهد باشم. جذبه و شور انقلاب گاهي مرا چنان از خود بي خود مي کند که نمي توانم به موج نپيوندم. ناگريز همه احتياط و محافظه کاري که دارم اين وصيت شتاب آلود را برايتان مي نويسم.

شما را به تقوي و پرهيزکاري سفارش مي کنم. در کسب دانش کوشا باشيد. انقلاب ما از جهاتي هنوز در آغاز راه است و دنباله اش به شما خواهد رسيد. بقدر توانايي خود در آن سهم داشته باشيد. از غرب بياموزيد اما يک شرقي باقي بمانيد. من از انسانهاي خودخواه سخت متنفرم و از خودخواه هاني که دور و بر من هستند رنج فراوان برده ام. ديگر خواه باشيد. در کسب مال نيز کوشا باشيد اما مال را به مصرف خود و ديگران برسانيد بيش از آنکه مال شما را به مصرف برساند. هيچوقت عدالت را از ياد نبريد و بخاطر ان بجنگيد. خواهيد گفت که عدالت يک مفهوم نسبي است و نمي توان چهارچوبي براي آن پيدا کرد.

من شما را به قرآن مجيد و رفتار پيامبر بزرگ و علي و ساير امامان رهنمود مي شوم. تا مفهوم عدالت را درک کنيد.نور چشمام شما را به صوفيگري و درويشي و روحانيت شرقي سفارش نمي کنم از ماديگري غرب نيز پرهيز کنيد. يک مسلمان باشيد. يک  انسان وسط، معتدل و متوازن. 

زندگي نامه شهيد عليرضا چراغ زاده دزفولي

شهيد چراغ زاده دزفولي در سال 1332 در يک خانواده مستضعف در اهواز به دنيا آمد. پدرش درودگري ساده بود. هنوز به سن 4 سالگي نرسيده بود که پدرش را از دست داد و در دوران کودکي و نوجواني علاوه بر تحصيل به کارگري نيز مشغول بود. او تحصيلات خود را تا مقطع ليسانس در رشته حسابداري ادامه داد.

پس از پيروزي انقلاب در اوايل سال 58 به عنوان سرپرست بخشداري هفت گل، مشغول به کار شد. ايشان به زبانهاي انگليسي و عربي آشنايي داشت و مقالات متعددي در زمينه هاي روش مطالعه و سخنراني و بحث تأليف کرده است. خلوص نيت و تعهد ايشان باعث شد که مردم رامهرمز و هفتگل او را بعنوان اولين نماينده خود در مجلس شوراي اسلامي برگزيدند و سرانجام در راه خدمت به مردم شربت شهادت نوشيد.

زندگي نامه شهيد محمد خوش زبان

شهيد خوش زبان در سال 1341 در خانواده مذهبي متولد شد. با ورود به دبيرستان براي جايگزيني تشيع علوي آن در تمام شئون زندگي نداي امام را عاشقانه لبيک گفت، از شب تا صبح براي جلسات و براي سخنرانيها ميرفت که بدست ماموران ساواک مورد شکنجه قرار گرفت به طوري که موهاي سرش از ريشه کنده بودند، گوشش نمي شنيد و استخوان پايش صدمه ديده بود بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در حزب جمهوري ثبت نام کرد مدتي در حزب خدمت مي کرد که سرپرست منطقه شد و بعد هم از طرف دفتر مرکزي حزب دعوت شد و سه ماه هم سرپرست تبليغات استان تهران بود. و سرگروه انتظامات نماز جمعه و سرگروه انتظامات راه پيمايي ها بود. عميقاً مطالعه مي کرد و در زمان اخذ ديپلم بين 9 نفر بهترين شاگردان مدرسه يکي هم او بود. اخلاق نيکو داشت، قانع و مظلوم بود و به همراه 72 يار مظلومش نيز مظلومانه به شهادت رسيد.

زندگي نامه  شهيد جواد مالکي

در سال 1315 در تهران به دنيا آمد. در جنوب تهران و در خانواده اي مذهبي پرورش يافت. مبارزاتش عليه رژيم در سال 50 و با ورود او به دانشگاه تربيت معلم شروع کرد. همراه شهيد دکتر مفتح در مسجد جاويد به فعاليت هاي مذهبي و روشنگرانه پرداخت و در برگزاري نماز عيد فطر 57 نقش موثر و اساسي داشت. در کميته استقبال حضرت امام عضويت داشت و پس از پيروزي انقلاب در ايجاد هسته هاي اوليه کميته هاي شهري تلاش فراواني کرد. اندکي بعد عضو حزب جمهوري اسلامي شد و به شوراي مرکزي حزب گرديد. 

پربازدیدترین آخرین اخبار