زندگي نامه شهداي هفتم تير (بخش سوم)
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۱۶۱۴

زندگي نامه شهداي هفتم تير (بخش سوم)

هفتم تيرماه سال 60 تداعي كننده روز تلخي است كه بيش از هفتاد تن از بهترين عزيزان انقلاب بر اثر بمب گزاري يكي از نيروهاي منافق نفوذي در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، زير خروارها خاك مدفون شدند و روح فرزندان رشيد اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ايثار در ملكوت اعلي به پرواز درآمد.

زندگي نامه شهيد موسي کلانتري

شهيد مهندس کلانتري در سال 1327 در مرند متولد شد. تحصيلات ابتدايي و قسمت اعظم تحصيلات متوسطه را در همان شهر به پايان رساند و ديپلم خود را از دبيرستان خوارزمي تهران گرفت. بعد از اتمام دوره متوسطه وارد رشته راه و ساختمان دانشکده پلي تکنيک تهران شد و با اخذ مدرک فوق ليسانس بخدمت سربازي رفت، در دوران تحصيل جزء اعضاي فعال انجمن اسلامي دانشکده بود و با مبارزات مردم در سال 57 به عمليات مسلحانه بر عليه رژيم پرداخت. پس از پيروزي انقلاب در کميته خدمت مي کرد. و پس از آن از سوي شوراي انقلاب به سمت وزير راه و ترابري منصوب و در کابينه شهيد رجائي نيز در همين پست مشغول به خدمت بود تا اينکه در فاجعه بمب گذاري حزب جمهوري به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

شهيد علي اکبر دهقان

شهيد علي اکبر دهقان در سال 1327 در تربت جام و در يک خانواده متوسط کارگري که از وطن اصلي خود«يزد» به اين شهر مهاجرت کرده بود متولد گرديد. در سال 1346 از دبيرستان ابن سيناي اين شهر ديپلم گرفت. و با عنوان مدير و آموزگار مشغول به کار شد. او در رشته علوم تجربي و رياضي فوق ديپلم گرفت. او اولين کسي بود که پا يه جلسات مذهبي را در سطح شهرستان تربت جام پي ريزي کرد. او در سال 45 در جلساتي که تحت عنوان مبارزه با بهائيت تشکيل مي شد شرکت مي کرد و همزمان با اين فعاليتها صندوق قرض الحسنه تشکيل داد. در سال 55 توسط ساواک دستگير شد ولي به علت نداشتن مدارک کافي آزاد شد. با پيروزي 22 بهمن 57 او رهبر اين نهضت اسلامي در تربت جام شد. با شروع انتخابات او به عنوان نماينده مردم در مجلس انتخاب شد. و با تصويب اعتبار نامه اش در تاريخ 17/3/59 رسماً در سنگر مبارزه مجلس قرار گرفت. سرانجام در هفتم تير 1360 به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

زندگي نامه  شهيد سيد محمد پاک نژاد

شهيد سيد محمد پاک نژاد در سال 1318 در يزد در خانواده اي نسبتاً متوسط و روحاني بدنيا آمد و خانواده او از علما و روحانيون و طراز اول يزد بودند. شهيد پس از اخذ ديپلم بنا به علاقه اي که به مذهب داشت کشور لبنان را براي ادامه تحصيل برگزيد و از محضر امام موسي صدر بهره مند شد و در رشته اقتصاد اسلامي تز دکتري را نوشت و بيست سال در خارج از کشور زندگي کرد. در فعاليتهاي انجمن هاي اسلامي آموخته هايش را به عمل کشاند از مبارزات معروف او اعتصاب غذا به خاطر سفر شاه معدوم به سوئيس با همراهي چندي از برادران همفکرش انجام گرفت. و به منظور معرفي جنايات رژيم بدنيا بود که به هدفش رسيد.

پس از پيروزي انقلاب به ايران آمد تا در هيئت مديره چوب و کاغذ براي هر چه فعال تر کردن صنايع کشور و نهايتاً خودکفايي مملکت گام بسزايي بردارد. شهيد قرآن را هميشه به همراه داشت و عشق مي ورزيد و بدينوسيله روحيه اسلامي خويش را تقويت مي نمود. شهيد آرزوي رفتن به جبهه و شهادت را داشت و معتقد بود در هر سنگري مي توان صادقانه خدمت کرد ولي امروز مهمترين سنگر مبارزه در جبهه هاي جنگ حق عليه باطل است . ولي سر انجام به همراه برادرش سيد رضا پاک نژاد در هفتم تير ماه 60 در حزب جمهوري به شهادت رسيد.

زندگي نامه شهيد علي درخشان

شهيد درخشان در سال 1319 در خانواده اي متوسط در تهران بدنيا آمد. پس از پايان تحصيلات متوسطه در مبارزات ضد رژيم با برادران عسگر اولادي و شفيق به همکاري پرداخت و پس از تاسيس نهضت آزادي در کنار آيت الله طالقاني و دکتر شيباني و آقاي رجايي فعاليت مي کرد. از سال 50 فعاليت با شهيد مظلوم بهشي و حجت الاسلام مهدوي کني تا سرنگوني رژيم ادامه داد. و با اکثر موسسات خيريه و صندوق قرض الحسنه همکاري نزديک داشت و پس از تاسيس حزب جمهوري اسلامي بعنوان مسئول امور مالي حزب انجام وظيفه مي نمود در طول اين سالها درخشان تنها به مبارزه در بعد سياسي اکتفا نمي کرد بلکه در زمينه خدمات اجتماعي و سازمانهاي خيريه شرکت مي کرد.

زمانيکه هيئت موتلفه دور هم جمع شد اولين کسي را که به ميان خود طلبيدند شهيد درخشان بود و در کنار شهيد اسلامي و شهيد عراقي و ساير دوستان قرار داشت اين جمعيت فعال، موثرين گروه در اداره مبارزات دو ساله قبل از پيروزي تحت مديريت اساتيدي چون: شهيد مطهري، شهيد بهشتي بشمار مي رفت که درخشان نيز جزء هسته مرکزي آن به حساب مي آمد.

شهيد درخشان در طول زندگي خويش هميشه مبارزه را مقدم به کسب ميدانست در حقيقت کسب پوششي براي اينگونه افراد است تا در سايه آن بتوانند به مبارزه بپردازند و ايشان 25 سال مبارزه با رژيم سفاک پهلوي را داشت با ثبت نام در حزب جمهوري به کلي کسب و کار را رها کرد و تمام وقت بدون آنکه وجهي دريافت کند در دفتر حزب مشغول خدمت بود با توجه به اينکه بطور دائم در اطاق دکتر بهشتي بود بهترين رابط خصوصي بچه ها با شهيد بزرگوار بهشتي بود و در حقيقت دستياري صديق براي او به شمار مي رفت و سرانجام در کنار 72 تن يار صديق امام شهد شيرين شهادت را نوشيد.

زندگي نامه شهيد حجت الاسلام علي هاشمي سنجاني

شهيد سنجاني در سال 1290 در سنجان اراک بدنيا آمد. و در خانواده اي مذهبي و کشاورز رشد کرد و در بدست آوردن علوم ديني تلاش کرد و با مدارج عالي امتحانات را پشت سر گذاشت. در محضر اساتيدي چون آيات عظام بهجت، بروجردي، گلپايگاني و امام خميني(ره) دروس فلسفه و فقه و اصول بهره ها برد. استفاده از درس چنين استاداني ايشان را روحاني متفکر، متعهد، عارفي متعهد و شاعري توانا و انساني با تقوا و متواضع و عاشقي دلباخته به خاندان عصمت و طهارت ساخته بود.

همزمان با انتخابات مجلس شوراي اسلامي با بدست آوردن نيمي از آرا نماينده مردم اراک گرديد و در کميسيون امور اوقاف و خيريات و کميته هاي امدادي مشغول خدمت شد. و سرانجام در تير ماه 1360 به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

زندگي نامه  شهيد دکتر حسن عباسپور

شهيد عباسپور در تاريخ 1323 در شهر تهران در خانواده اي مذهبي و متدين به دنيا آمد. در سال 42 با معدل 2/18 موفق به اخذ ديپلم شد و در همان سال وارد دانشگاه فني گرديد. مبارزات سياسي ـ مذهبي و ضد رژيم شاه با ساير دانشجويان مسلمان و در تشکيل جلسات مذهبي ـ سياسي فعالانه شرکت نمود. در سال 1346 از دانشکده فني در رشته الکترومکانيک فوق ليسانس گرفت. جزء فارالتحصيلان ممتاز بود.

در آن تاريخ دانشگاه صنعتي شريف تازه تاسيس و احتياج به استاد داشت، به آنجا رفت. و تا سال 50 به سمت استادياري دانشگاه مشغول بود و در سال 50 به سوئيس و کشورهاي اروپايي رفت و شرکت فعال در اتحاديه انجمنهاي اسلامي اروپا داشت و فعاليتهاي چشم گيري در افشاي ماهيت رژيم شاه داشت و پس از بازگشت به ايران دست به ايجاد شبکه ارتباطي بين استادان مسلمان و دانشگاههاي مختلف و مدارس عالي زد و به همراه عده اي از استادان هسته اوليه سازمان ملي دانشگاهيان را تشکيل داد. و خدمات بسيار ارزنده اي را چه قبل و چه بعد از انقلاب از خود به جا گذاشت و در راه استمرار انقلاب در حزب جمهوري همکاري نمود و بالاخره در فاجعه دفتر حزب به شهادت رسيد.

زندگي نامه شهيد عباس حيدري

شهيد عباس حيدري در 25 مرداد ماه 1323 در يکي از روستاهاي شيراز در يک خانواده مستضعف بدنيا آمد. ايشان در سال 46 به عنوان تکنسين مخابرات در وزارت پست و تلگراف  قسمت ماکرويو شروع به کار کرد. در سال 42 با مبارزه و تفکر مبارزاتي حضرت امام آشنا شد و فعاليت هاي خود را با آگاهي دادن به جوانان شروع نمود تا اينکه توسط ساواک به بوشهر تبعيد شد ولي در آنجا هم به فعاليتهاي خود ادامه داد. وي در دوران اوج انقلاب نقش مهمي در جهت مخابره پيامهاي امام به شهرهاي مختلف داشت. مردم بوشهر با شناختي که از ايشان داشتند و به واسطه تقوا و اخلاصش با رأي خود او را راهي مجلس شوراي اسلامي کردند ايشان رنج و درد و سختي محرومان را با تمام وجود لمس مي کرد و بر طرف کردن اين مشکلات دغدغه اصلي او بود و در همين راه شربت شهادت نوشيد.

زندگي نامه شهيد حسن اجاره دار

شهيد اجاره دار در سال 1329 در تهران بدنيا آمد و در خانواده اي مذهبي رشد کرد و پيروي از روحانيت مبارز را دنبال مي نمود و همواره کينه عميقي نسبت به رژيم منحوس پهلوي داشت پس از اخذ ديپلم و دوران سربازي درسال 53 وارد دانشگاه شد و در سال 54 به استخدام وزارت اقتصاد و دارايي تحت عنوان مميز مالياتي در آمد و پس از سه ماه به دليل ضرورتهاي اجتماعي و سياسي استعفا کرد. فعاليتش بيشتر به شکل سياسي ـ ايدئولوژي بود و در سال 55 در اثر اشتباه ساواک دستگير و در سال 57 بدليل اوج گيري انقلاب با چند تن از برادران و روحانيت مبارز تهران از قبيل برادرمان بهشتي و مفتح شروع به فعاليت نمود.

از جمله فعاليتهاي ايشان گسترش و تجهيز کتابخانه قبا و مسجد قبا و کتابخانه و مساجد جنوب شهر و فعاليت هاي سياسي ايدئولوژي در سطح دانشجويي مي توان اشاره کرد. در اسفند 57 بنابر تکليف از طرف دکتر بهشتي به عضويت حزب جمهوري اسلامي در آمد و در بخش تشکيلات و هماهنگي کارخانجات را داشته و تا لحظه شهادت در بخش دانش آموزي و هماهنگي استان تهران مشغول به فعاليت بود و سرانجام در فاجعه 7 تير 60 به شهادت رسيد.

زندگي نامه شهيد دکتر سيد عبدلحميد ديالمه

شهيد عبدالحميد ديالمه در ارديبهشت ماه 1333 در تهران به دنيا آمد. پس از دوره متوسطه سه سال در خدمت مدرسين حوزه علميه قم و نظرات دکتر شريعتي بود. او با زمينه هاي مختلف از جمله علوم مختلف اسلامي، عرفان، فلسفه و منطق نزد استاد شهيد مطهري آشنا شد و علوم جديد را در رشته پزشکي در دانشگاه مشهد ادامه داد. و در اين دانشگاه اقدام به تأسيس کتابخانه اسلامي نمود. و براي اولين بار در سطح ايران دعاي کميل را پايه گذاري کرد جلسات سخنراني خود را تحت عنوان «صراط مستقيم» شروع کرد. که در خلال اين حرکت اعتقادي بارها توسط ساواک دستگير شد. او پس از اتمام تحصيل به تهران آمد و مجمع احياء تفکرات شيعي را تأسيس کرد. وي در سن 26 سالگي بعنوان نماينده مردم مشهد به مجلس راه يافت و عضو کميسيون امور شوراها شد.

وي به زبانهاي انگليسي، عربي و فرانسوي مسلط بود او از اولين کساني بود که انحراف از خط اسلام را در بني صدر مشاهده کرد و به قصد افشاگري به تهران آمد و در روزنامه انقلاب اسلامي تحصن اختيار کرد و جريان بني صدر را بر ملاء نمود و او را به مناظره دعوت کرد و خط ليبراليسم را که تحت نام خط مصدق مطرح بود باز شکافت.

زندگي نامه  شهيد عباس ابراهيميان

شهيد ابراهيميان انساني پرکار و با محبت و سخت کوش در راه اسلام و انقلاب اسلامي بود و در کميته امداد امام خميني انجام وظيفه مي نمود بعد از تشکيل حزب جمهوري اسلامي با چند نفر از ديگر برادران براي همکاري به حزب جمهوري آمدند و در قسمت روابط عمومي مشغول به همکاري شدند. شهيد ابراهيميان داراي نيروي بسيار قوي و ايماني محکم بود و با صبر انقلابي که داشت در همه موارد مشکلات را پشت سر گذاشت و در همه جا و همه حال از خود قاطعيت فراوان نشان مي داد.

زندگي نامه  شهيد محمد پور ولي

شهيد محمد پور ولي در سال 1335 در خانواده اي مذهبي بدنيا آمد پس از سپري کردن دوره تحصيلات دبيرستان و در سال 1354 وارد دانشگاه غزالي قزوين شد و در رشته مديريت بازرگاني به تحصيل مشغول شد و تا هنگام شهادت به تحصيل علم مي کوشيد و دانشجو بود. قبل از انقلاب با فعاليت در انجمن اسلامي جزء اعضاي فعال و موسس انجمن اسلامي دانشگاه بود و با همکاري در مسجد قبا و پخش نوارها و اعلاميه هاي امام تلاش فراوان مي کرد.

او بعد از انقلاب در دانشگاه حاضر و در جهت ايجاد جريان اسلامي در اين محيط آموزشي تلاش بسيار نمود پس از تاسيس حزب جمهوري اسلامي وارد اين حزب شد به لحاظ درک و اهميت فوق العاده کار روي دانش آموزان بصورت يکي از عناصر فعال بخش دانش آموزي درآمد. و هميشه مي گفت « کسي که مي خواهد وارد حزب شود شرط اول آن گذشت از جان است» و سرانجام خود نيز در فاجعه حزب در هفتم تير 60 با از خود گذشتگي به همراه 72 تن از ياران امام به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

زندگي نامه  شهيد حجت الاسلام غلامحسين حقاني

شهيد حقاني در سال 1320 در شهر قم و در يک خانواده مذهبي و روحاني پا به عرصه وجود گذاشت. ايشان در سال 1335 به شهر قم برگشت تا از محضر اساتيدي همچون آيت الله داماد، آيت الله شيخ عباسعلي شاهرودي و آيت الله حائري بهره فراوان کسب کند. همچنين ايشان در حوزه درس حضرت امام(ره) نيز شرکت فعال داشته و از محضر پر فيص ايشان بهره هاي فراوان کسب نمود. ايشان در راه مبارزه با رژيم شاهنشاهي بارها و بارها دستگير و مورد شکنجه هاي فراوان قرار گرفت.

بعد از انقلاب به فرمان امام براي سر و سامان دادن به مشکلات مردم هرمزگان راهي بندرعباس شد و بعد از مدتي با توجه به خدمات شايسته و فراوان که در اين استان داشت از طرف مردم بندرعباس به عنوان نماينده وارد مجلس شوراي اسلامي شد. ايشان از جمله نمايندگان پرکار در مجلس بودند و در دو کميسيون تحقيق و دفاع به عنوان نائب رئيس فعاليت داشتند. همچنين از طرف امام به همراه پنج تن ديگر به مسئوليت تصميم گيري بالاترين سازمان تبليغاتي کشور منسوب شدند و دبيري شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي را بر عهده گرفتند. ايشان به تدريس در کلاسهاي ايدئولوژي و سياسي در حزب جمهوري اسلامي دانشکده تربيت معلم زندان اوين مشغول بودند و در اواخر عمر پربارشان سرپرستي سازمان تبليغات اسلامي را بر عهده داشت.

زندگي نامه  شهيد عباسعلي ناطق نوري

شهيد ناطق نوري در سال 1314 در شهر نور بدنيا آمد در سال 1330 در زمان تجاوز ابرقدرتهاي شرق و غرب وارد دبستان شد. بدليل مشکلات از تحصيل دست کشيد و به مکانيکي روي آورد ولي از آنجا که به تحصيل و کسب علم و دانش علاقه داشت در درس مذهبي و تحقيق در اديان را فرا گرفت. گرچه در اثر کار زياد خسته مي شد ولي براي جلب رضاي پروردگار در مناطق دور دست به تدريس مشغول شد. و در گروههاي اسلامي نظير مؤتلفه اسلامي تحت فرمان مقام معظم رهبري زير نظر شهيد مطهري و شهيد مظلوم بهشتي اداره مي شد فعاليت نمود.

از اقدامات مبارزاتي ايشان فراهم آوردن بي سيم (راديو) که مکالمات شهرباني و نيروهاي انتظامي آن زمان را زير نظر داشته و هرگاه جلادان رژيم قصد يورش به تظاهرات مردم را داشتند به محض اطلاع توسط دوستانشان به محل تظاهرات مراجعه و قبل از رسيدن مامورين انتظامي مردم را متفرق و فراري ميدادند. با پيروزي انقلاب اسلامي نيز به فعاليت خويش ادامه داد و همزمان با انتخابات سراسر کشور در شهرستان نور با بدست آوردن 67 % آراء مردم اين شهر نماينده و راهي مجلس شد. در اين سنگر مبارزه، همراه دوستان و همفکران در هفتم تير ماه 60 به شهادت رسيد.

زندگي نامه شهيد دکتر سيد شمس الدين حسيني نائيني

دکتر سيد شمس الدين حسيني در سال 1312 در نائين و در يک خانواده مذهبي به دنيا آمد. ايشان از محضر اساتيدي چون آيت الله طالقاني،استاد راشد، شهيد مطهري و آيت الله حائري استفاده نمود و موفق به اخذ درجه فوق ليسانس از دانشکده الهيات و معارف اسلامي شد. وي پايان نامه تحصيلي خود را با عنوان جهاد در راه اسلام نگاشت. پس از اين براي تکميل معلومات خود راهي هندوستان شد و در دانشگاه اسلامي عليگره تحت نظر فيلسوف محقق استاد کلب عابد رساله دکتراي خودش را تحت عنوان فلسفه دعا و مقايسه دعاي اسلام با ساير اديان نگاشت. ايشان با شهيد بهشتي و شهيد باهنر در سازمان تحقيقات و برنامه ريزي وزارت آموزش و پرورش همکاري و همفکري داشت. وي در دوران شاهنشاهي همواره به مبارزه با رژيم طاغوت مشغول بود و بعد از انقلاب توسط مردم نائين به مجلس راه يافت و همواره مجلس را سنگري براي دفاع از اسلام و خط امام و ولايت فقيه مي دانست و در اين راه کوشش فراوان مي نمود تا سرانجام به خيل شهداي هفتاد ودوتن پيوست.

زندگي نامه  شهيد دکتر سيد رضا پاکنژاد

دکتر سيد رضا پاکنژاد در سوم آذر 1303 شمسي در يزد متولد شد. در سال 1331 به دانشکده پزشکي دانشگاه تهران راه يافت و در بهمن 1336 رساله دکتراي خود را با درجه ممتاز گذراند. دکتر پاکنژاد در پزشکي و بررسي علوم و معارف اسلامي 110 جلد کتاب تأليف کرد که مهم ترين آنها «اولين دانشگاه و آخرين پيامبر» است. ايشان پس از اينکه به نمايندگي مردم يزد در مجلس شوراي اسلامي برگزيده شد، به عضويت کميسيون برنامه و بودجه درآمد. شهيد پاکنژاد در تمام مدت مبارزه روحانيت با رژيم شاه، با خدمات اجتماعي، در سنگر مبارزه به دفاع از اسلام پرداخت و سرانجام در هفتم تيرماه شربت شهادت نوشيد.

زندگي نامه  شهيد علي اکبر فلاح شورشاني

در سال 1319 در خانواده اي متدين در قزوين بدنيا آمد و مبارز گذراندن تحصيلات متوسطه در تهران موفق به اخذ ديپلم تاسيسات شود از همان کودکي به مطالعه علاقه داشت. به خصوص کتب مذهبي را به خوبي مطالعه مي کرد. مبارزاتش را بر ضد رژيم از سال 42 شروع کرد و نقش بسزايي در افشاي ماهيت رژيم ستم شاهي داشت. بعد از پيروزي انقلاب به هر ترتيب که مي توانست در جهت حفظ و گسترش و اعتلاي اسلام کوشند و قبل از عيد نيز به مناطق جنگي سفر نمود و با صدام و رژيم عراق به جنگ پرداخت او دبيرستان کامران بود. و سرانجام در سال 60 هفتم تير ماه در حزب جمهوري به شهادت رسيد.

زندگي نامه شهيدحجت الاسلام دکتر غلامرضا دانش آشتياني

شهيد دکتر غلامرضا آشتياني، پدر شهيد محبوبه دانش که در 17 شهريور به شهادت رسيد. در سال 1309 در آشتيان و در خانواده اي را بعهده گرفت. ايشان پس از پايان سال دوم متوسطه به تحصيل علم و دانش در حوزه علميه قم پرداختند. پس از حدود 8 سال مطالعه نزد استاداني نظير آيت الله بروجردي و آيت الله گلپايگاني و مرحوم آقاي محقق داماد و همچنين رهبر کبير انقلاب اسلامي راهي تهران شدند. پس از آمدن به تهران به شغل مقدس معلمي رو آورد و پس از آن به دانشکده الهيات راه يافته و تا اخذ درجه دکترا به اين رشته ادامه داد. در سالهاي 1330 تا 1332 او با تشکيل گروههاي شيعيان همراه با شهيد صادق اماني و شهيد صادق اسلامي به مبارزات خود در رابطه با فدائيان اسلام ادامه داد.

او يکي از بنيانگذاران گروه فرهنگي قدس بود و مدت 5 سال هم و مديريت دبيرستان جهان آرا را بعهده گرفت و تا سال 56 در سازماندهي اين مؤسسه کارکرد و در سال 56 بازنشسته شد. ايشان به مردم مستضعف شديداً عشق مي ورزيدند و به آنها کمک مي کردند. تشکيل هسته هاي مطالعاتي نهج البلاغه، قرآن و احاديث و روايات از جمله کارهاي ايشان بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي از شهرستانهاي تفرش و آشتيان و خلجستان نماينده شد. او به تمام روستاهاي حوزه خود سر مي زد و به درد دل آنها گوش مي داد و در رفع مشکلات آنها تلاش مي کرد. سر انجام او در جمع 72 انصار خميني به لقاء الله پيوست و به محبوبش رسيد.

زندگي نامه شهيد دکتر حسن عضدي

دکتر عضدي در سال 1325 در يک خانواده مذهبي در شهر رشت به دنيا آمد. تحصيلات دوره متوسطه را در همانجا به پايان رساند و سپس به تهران آمد و در رشته علوم ارتباطات اجتماعي موفق به اخذ ليسانس در دو رشته روزنامه نگاري و روابط عمومي گرديد. پس از آن بعلت علاقه به مسائل سياسي دارد دانشکده علوم سياسي و با اخذ مدرک فوق ليسانس راهي آمريکا شود . رشته مديريت بازرگاني با تخصص مديريت بين‌المللي شد و تا مرحله اخذ دکترا در رشته اقتصاد سياسي دانشگاه دالاس(تگزاس) گرديد. فعاليت هاي سياسي خود را در انجمنهاي اسلامي آمريکا و کانادا دنبال نمود و با بازگشت به ايران تحت رهبري امام (ره) براي نشر عقايد اسلامي در دانشگاه گيلان پرداخت و با آغاز فعاليت حزب جمهوري گيلان را پايه ريزي نمود او در نوشته هايش صريحاً بيان داشته که خواهان شهادت است و مي خواهد در زندگاني ابدي بصورت شهيد و شاهد باشد و سرانجام در 7/4/60 به آرزوي خود که همان شهادت بود رسيد.

زندگي نامه شهيد حسن محمد عيني

زندگي شهيد از زبان همسرش:

در سال 1330 در شهرستان قم به دنيا آمد و در خانواده اي فقير و کاسب نشو و نما کرد. در کودکي علاقه اي شديد به درس و يادگيري داشت. اما خانواده اش به واسطه فقر مالي نمي خواستند درس خود را ادامه بدهد و بيشتر مايل به کار کردن و تامين درآمد خانواده بودند. با اين همه فشارها حسن توانست همگام با درس و تحصيل کار روزانه هم بکند. شهيد محمد عيني به تحصيلاتش ادامه داد و تا کلاس هشتم درس خواند و سپس متوجه شد هم مي تواند درس بخواند و هم کار را ادامه دهد و تا حدود زيادي هم بهبودي حاصل کرده بود. شهيد محمد عيني براي درجه داري نيروي هوائي شرکت کرد و بعد از قبول شدنش روزها آنجا بود و شبها تا دير وقت درس مي خواند.

تا اينکه در سال 1350 به خواستگاري من آمد و با من ازدواج کرد. مدتي به دزفول منتقل شد و در پايگاه وحدتي بوديم. شهيد محمد عيني روزهاي تعطيل خود را نيز وقف تزکيه و تهذيب اخلاق و خودسازي اسلامي ميکرد و هميشه جلساتي با دوستان مذهبي اش ترتيب ميداد. شهيد محمد عيني ديپلم خود را در همان دزفول گرفت و چون به نيروي هوايي تعهد خدمت هفت ساله داده بود بعد از هفت سال همانجا ماتند و در انبار نيروي هوايي به کار پرداخت. وقتي که به تهران منتقل شد در سال 55 استعفايش را داد و بعد از استعفا در شرکت کارگري پارس الکتريک مشغول به کار شد. از اينکه کار و بار ارتش را رها کرد و چون شناخته شده بود بارها مورد تعقيب ساواک قرار گرفت. تا اينکه يک سال بعذ از استعفايش در خيابان او را به ساواک برده و بارها مورد اذيت و آزار قرار دادند و هميشه از او مي پرسيدند که چرا با فاميل ها و اقوام ضد امنيتي ارتباط دارد. ايشان زندگي مخفي خود را توام با مبارزه و افشاگري و تشکيل جلسات مذهبي شروع کردند و در کميته استقبال امام حضور داشت و مامور حفظ نظم بهشت زهرا بود. انبار اسلحه هاي بدست افتاده زمان انقلاب در دست او و يارانش بود، شبو روز خود را وقف جريانات انقلاب کرده بود.

بعد از انقلاب در سازمان گسترش صنايع و معادن مامور پاکسازي گرديد و چون در اداره مذکور بني صدريها و ليبرالها اذيتش ميکردند و ميدانست عواملي هستند که آزارگرند و کارشکني مي کنند استعفايش را داد اما قبول نکردند، سپس مامور به خدمت شد و در تدارکات مجلس شوراي اسلامي مشغول به کار گرديد و پس از انجام ماموريت برادر رفسنجاني ک هايشان را خوب مي شناختند، نگذاشتند برگردد و همانجا ماند.

زندگي نامه  شهيد  ميربهزاد شهرياري

شهيد ميربهزاد شهرياري نماينده رودباران در مجلس شوراي اسلامي از توابع بهشهر در سال 1333 چشم به جهان گشود. او در سن 6 سالگي قرآن را نزد پدر آموخت و تحصيلات ابتدائي را در رودباران آغاز کرد و تا ديپلم در بوشهر به تحصيل ادامه داد. او همراه با تحصيل در رشته ادبي، از کسب فيض در حوزه علميه نيز غافل نبود. در سال 1351 در رشته الهيات و معارف اسلامي در مشهد به تحصيلات دانشگاهي مشغول شد. در سال 1355 وارد خدمت سربازي شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي وارد آموزش و پرورش شد. در سن 26 سالگي وارد مجلس شوراي اسلامي شد و نمايندگي مردم رودباران را بعهده گرفت. او عضو کميسيون کشاورزي عمران روستايي مجلس شوراي اسلامي نيز بود. وي در روز 7 تير ماه 1360 به خيل عظيم روندگان و پويندگان راه الله پيوست.

زندگي نامه   شهيد محمد جواد شرافت

شهيد سيد محمد جواد شرافت به تاريخ 12 مهر 1306 شمسي در شوشتر در خانواده اي متعهد به دنيا آمد. او در 14 سالگي به تشکيل انجمن تبليغات اسلامي با همکاري جمعي از دوستانش همت گماشت. در 16 سالگي به شغل شريف معلمي روي آورد و در شهر شوشتر به تدريس مشغول شد. در سال 1331 به اهواز تبعيد شد و تا سال 1342 در آموزش و پرورش به افشاگري ظلم و فساد طاغوت پرداخت. در 15 خرداد 1342 به خاطر شورش در شهر توسط ساواک دستگير شد و به تهران تبعيد شد. وي در 38 سالگي وارد دانشگاه تهران شد. در سال 1345 با همکاري جمعي از جمله شهيد رجائي برنامه اعتصاب و تظاهرات معلمان ايران را تدارک ديده و به اجرا درآوردند که ساواک آنها را به بيدخت گناباد تبعيد کرد و پس از مدتي به چالوس و از آنجا به کرج و دوباره تهران بازگرداند.

پس از آن وي در دبيرستان ماضي شروع به کار کرد. پس از پيروزي انقلاب بعنوان مشاور آقاي رجائي که آن موقه وزير آموزش و پرورش بودند انتخاب شد در ضمن عضو هيئت رئيسه بنياد فرهنگي البرز هم بود و در چهار انتخابات سراسري کشور نيز جزو هيئت مرکزي نظارت بر انتخابات استان تهران انجام وظيفه کرد. وي با بدست آوردن 82% آراء به نمايندگي اولين دوره مجلس شوراي اسلامي برگزيده شد. او در مجلس بعنوان معاونت کميسيون بازرگاني انجام وظيفه مي کرد. سرانجام در 7 تير ماه 1360 در سن 54 سالگي در دفتر حزب جمهوري بدست منافقين به شهادت رسيد.

زندگي نامه  شهيد  حجت الاسلام  محمدحسين صادقي

شهيد حجت‌الاسلام محمدحسين صادقي در سال 1302 در يکي از روستاهاي استان لرستان در يک خانواده مذهبي و روحاني بدنيا آمد و در سن 15 سالگي آموزش قرآن به کودکان روستاهاي اطراف سکونت خود را آغاز کرد. 18 ساله بود که به حوزه علميه قم رفت. در قيام 15 خرداد توسط مأمورين رژيم شاه دستگير و شکنجه شد. در 16 رمضان 57 بدست ساواک اليگودرز زنداني شد و بعد از آن به قم و سنجان اراک و سپس در ازنا مسئوليت کميته انقلاب را بعهده گرفت و پس از آن به رياست دادگاه انقلاب اليگودرز منتصب شد. سرانجام در هفتم تير ماه 1360 مظلومانه و بدست عوامل آمريکا به شهادت رسيد. 

زندگي نامه  شهيد حجت الاسلام دکتر قاسم صادقي

شهيد دکتر قاسم صادقي در 2 مهر 1315 در بجنورد بدنيا آمد. در سن 12 سالگي براي تحصيل به حوزه علميه مشهد عزيمت نمود. پس از تحصيلات مقدماتي در مدرسه نواب سطح را از آيت الله قزويني و خارج فقه و اصول را از آيت الله ميلاني فرا گرفته سپس وارد دانشگاه شد و پس از آن موفق به اخذ درجه دکترا در رشته فقه و حقوق اسلامي شد. و پس از آن با حدود 7/59% آرا نماينده مردم مشهد در مجلس شوراي اسلامي شد و در مجلس به عضويت در کميسيون آموزش و پرورش، فرهنگ و تحقيقات و تعليمات عاليه درآمد. از او دو کتاب يکي در رابطه با مبداء و ديگري در رابطه با معاد و تعدادي مقالات بيادگار مانده است. و بالاخره در بمب گذاري دفتر مرکزي حزب جمهوري به شهادت رسيد.

زندگي نامه شهيدحجت الاسلام و المسلمين سيد محمد تقي حسيني طباطبائي

شهيد سيد محمد تقي حسيني طباطبائي در سال 1307 در شهر زابل متولد شد و از کودکي با رنج و محروميت آشنا شد. ايشان تحصيلات خود را در قم و نجف ادامه داد و از محضر علماي هر دو حوزه بهره گرفت و به مرحله اجتهاد رسيد از صفات بارز اخلاقي ايشان ايثارگري، تواضع، قاطعيت، امانت، زندگي ساده و طلبگي و ايمان و اخلاص بود. ايشان ضمن اداره مدرسه علميه زابل به تبليغ مباني اسلام و ارزشهاي عالي ديني مي پرداخت و سعي بسياري براي از بين بردن تفرقه ميان شيعه و سني داشت و عامل مؤثر و مهم رسيدن انقلاب به زابل و اطراف آن بود. ايشان با رأي قاطع مردم زابل وارد مجلس شوراي اسلامي شد و از چهره هاي صديق و در خط امام مجلس بود که سرانجام در راه خدا و در فاجعه هفتم تير شربت شهادت را نوشيد.

زندگي نامه شهيد حجت الاسلام محمد منتظري

شهيد منتظري در سال 1323 در خانواده گرانقدر در نجف آباد اصفهان متولد شد. در سال 1337 وارد حوزه علميه قم شد و علوم اسلامي در سطح خارج فقه و اصول و فلسفه را فرا گرفت. و در محضر اساتيدي مانند امام خميني، آيت الله داماد و مشکيني فرا گرفت. در سالهاي 41 و 42 همزمان با آغاز نهضت امام خميني فعاليتهاي مبارزاتي خود را آغاز و تا پايان عمرش به حرکت در راستاي ولايت فقيه ادامه داد. در سال 44 در حين انتشار اعلاميه دستگير شد پس از 7 ماه زندان آزاد شد و در جريان يک رويارويي با ماموران رژيم گريخت و سپس به خارج رفت و تا 10 سال زندگي مخفي را در خارج از کشور گذراند. وي در خارج از کشور نيز کارشان هماهنگي و همکاري نمودن با رهبران کشورهاي آزاديبخش جهان اسلام بود. و اما از همه سعادتمندانه تر اينکه امام خميني پرونده ايشان را به خط خودشان امضاء و فرموده اند که ايشان انساني متفکر و فداکار با اخلاص و ايثارگر بود. و سرانجام در هفتم تير ماه 1360 بدست منافقين کوردل در فاجعه حزب جمهوري به شهادت رسيد.  
زندگي نامه شهيد  علي محمد مجيدي

ر دي ماه 1325 متولد شد. در کودکي پدرش را از دست داد و با تلاش مستمر و پي گير به ادامه تحصيل پرداخت. در سال 49 مهندسي راه و ساختمان را از دانشگاه اخذ کرد. روح متعهدي که داشت او را در مبارزه با رژيم ياري داد و بلافاصله پس از پيروزي انقلاب به عضويت حزب جمهوري اسلامي درآمد. در مهرماه 58 معاون عمراني استاندار تهران شد و براي خدمت به مردم روستاها کمر همت بست. در شهريور ماه سال 59 به جبهه هاي غرب رفت و در کنار برادران سپاهي و ارتشي به دفاع مقدس ملت کمک کرد. در ارديبهشت 60 به عنوان مشاور عمراني وزارت کشور انتخاب شد و در 7 تير 1360 به درجه والاي شهادت نائل آمد.

زندگي نامه شهيد  حجت الاسلام سيد فخرالدين رحيمي

شهيد فخرالدين رحيمي در سال 1323 در خرم آباد در يک خانواده روحاني متولد شد. پس از خاتمه دوره دبستان به قم آمده و تا دوره متوسطه تحصيلات خود را ادامه دادند، تا سال 1341 که ماجراي مدرسه فيضيه پيش آمد و ايشان وارد مبارزات شدند. ايشان در آن زمان بدليل چسباندن اعلاميه 6 ماه به زندان محکوم شدند که پس از آن به خرم آباد بازگشته و در مسجد علوي مبارزات خود را ادامه دادند. دومين بار پس ار تبعيد امام به علت کندن تابلوهاي خيابان ششم بهمن و گذاردن تابلوي خيابان علوي، 6 ماه به زندان محکوم شد. سومين بر به علت توهين به اشرف پهلوي و دربار شاه در زندان ضدخرابکاري ساواک شکنجه شدند. پس از آن وي به ايرانشهر تبعيد شده که در آنجا با جناب آقاي حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيد علي خامنه اي آشنا مي شود. ولي دوباره به شهر اقليد فارس تبعيد شده ولي به آن اهميت نمي دهد و به شهر خرم آباد رفته و رهبري مردم را در اجتماعات بعهده مي گيرد. وي در سن 36 سالگي از طرف مردم ملاوي به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي و عضويت در کميسيون طرحهاي انقلاب درآمد. ايشان آشنايي کامل با زبان عربي داشت.

شهيد محسن مولائي

در اول خرداد ماه 1339 در جنوب تهران(خيابان خراسان) پا به دنيا گذاشت. دوره ابتدائي را در مدارس پندار رازي و سعدي تهران و دوره متوسطه را در دبيرستان هاي توانا و هرمز آرش در نارمک پشت سر نهاد. محسن مولائي فعاليت خود را همزمان با اوج گيري با پخش اعلاميه و الصاق پوستر در منطقه شروع نمود و چهره اي شناخته شده براي ناحيه گرديد. با به اغتشاش کشاندن کلاس و مدرسه باعث تعطيلي مدرسه شد و پس از اعلام بازگشايي مدارس اقدام به ايجاد نمازخانه و انجمن اسلامي نمود و با کمک ديگر همرزمانش سه تن از دبيران مفسد را پاکسازي و اخراج نمود.

شهيد محسن مولائي در همه درگيري ها شرکت مي‌کرد و اگر چه مضروب بيرون مي آمد، اما کسي نبود که از صحنه خارج شود زيرا که معني فرار را نمي‌دانست. او مضروب 14 اسفند بود، در محيطي که سراسر پر بود از منافقين و فدائيان خلق، بدون ترس با عشق به شهادت در مقابل آن خائنين ايستاد و از آرمان خود دفاع کرد و مضروب به خانه آمد. او عاشق مرادش دکتر بهشتي بود تا آنجا امکان داشت تا وقتي که دکتر در حزب بودند سعي مي‌کرد بماند و نمازش را به دکتر اقتدا کند.

زندگي نامه  شهيد عباس شاهوي

شهيد شاهوي در سال 1332 در شهر تهران در خانواده اي مذهبي بدنيا  آمد، در 5 سالگي نماز و اصول دين را فرا گرفت و در 12 سالگي به پدرش گفت مخارج عيدي مرا برايم قرآن مجيد معني دار بخر و همين کار او تمام خانواده را متعجب که بچه 12 ساله از زرق و برق عيد بگذرد و قرآن بخواهد. علاقه وافري به فراگيري علوم ديني داشت و مي خواست به قم برود ولي به دليل نبود امکانات منصرف شد. هر وقت سوال مي شد مي خواهي چکاره بشوي ؟ مي گفت مي خواهم شاگرد آقاي بروجردي شوم. و از همان اول بخصوص در دانشگاه فعاليت سياسي داشت و مخالف اين رژيم بود بعد از برگشتن از آمريکا در سن 23 سالگي به سرکار رفت و بعد هم در همان موقع ازدواج کرد. عباس هميشه حرفش شهادت بود و مي گفت من لياقتش را ندارم و هميشه مي گفت به همسرش از خدا بخواه که در بستر نميرم، يا در زماني که به مملکت خدمت مي کنم بميرم و يا شهيد شوم. او همواره بمنظور جذب دانشجويان ايراني و آشنايي آنان با اسلام از طريق تشکيل جلسات بحث و تفسير، سخنراني و سمينارهاي مختلف برگزار مي کرد و در هنگام تعطيلات اقدام به تشکيل پايگاههاي اسلامي در دانشگاه ها مشغول يود. شهيد شاهوي بعد از اخذ درجه فوق ليسانس مديريت بازرگاني عليرغم پيشنهاد دانشگاههاي آن ديار به سبب تعهد مکتبي به ميهن بازگشت و نقش بسزايي در قطع شدن دست واسطه هاي سرمايه دار و تجار. از کارهاي ارزشمند او مي توان از کنترل شديد ارز، کمک هاتي بسيار در مسير تحقق اصل 44 قانون اساسي (ملي کردن تجارت خارجي) ياد کرد. از سخنان ايشان بطور دائم در همه پيروي از فرمايشات امام و ولايت فقيه بود.(اين شما نيستيد که به غرب احتياج داريد، غرب است که به شما احتياج دارد) و سرانجام در دفتر حزب جمهوري به همراه دوستانش به شهادت که آرزوي ديرينه اش بود رسيد.

زندگي نامه  شهيد  حجت الاسلام حاج شيخ عبدالوهاب قاسمي

حجت الاسلام قاسمي در سال 1312 در يک خانواده روحاني بدنيا آمد در سال 1334 به حوزه علميه مشهد رفت و در حوزه درس آيات عظام هاشم قزويني و آيت الله سيد هادي ميلاني تا مرز اجتهاد پيش رفت. از آغاز نهضت به رهبري امام خميني با شجاعت در مشهد در خط مقدم جبهه مبارزات سياسي قرار گرفت. بدليل شيوه سخنراني سبکي مخصوص داشت و يکپارچه فرياد انقلاب در آمد و در ماجراي 15 خرداد دستگير شد. در سال 44 در شهر ساري اقامت کرد و در همانجا به مبارزات خويش ادامه داد. از طرف مردم به نمايندگي ساري انتخاب شد و با جديت تمام حکومت عدل جمهوري اسلامي را تحت فرمان ولايت رهبري ياري مي داد. و سرانجام در روز هفتم تير ماه 60 در کنار 72 حواريون اسلام و امام به شهادت نائل آمد.

پربازدیدترین آخرین اخبار