از «رنگ خدا» تا رنگ فريب
جناب آقاي مجيد مجيدي
هنرمند ارزشي و متعهد ديروز و انشاالله فرداي ايران اسلامي
انتخابات رياست جمهوري دهم با تمام فراز و نشيب هايش به پايان رسيد و آن چه كه شما با ساخت فيلم تبليغاتي ميرحسين موسوي به دنبال آن بوديد تحقق نيافت و متاسفم كه اكثريت مردم انقلابي كه روزي تحسين كننده نوع تفكر و تواناي شما در ساخت فيلم هاي معناگرا و نيز قوت قلب و پشتوانه اي براي ادامه فعاليت هنري شما بودند، امروز موضعي متضاد با گذشته اتخاذ كردند و نه تنها به كانديداي موردنظر شما، بلكه به خود شما نيز «نه» گفتند.
متاسفم از اينكه اذهان مردم و «هنرمندان معتقد» كه نسبت به عملكرد شما شفاف بود، امروز در خوش بينانه ترين حالت هم كمي با ترديد همراه شده است - اگر نگوييم كه تماما كدر و تاريك شده است -بي شك شما نيز به نقش رسانه هاي امروز در شكل گيري باور مردم و نيز هدايت يك خط و جريان فكري واقفيد، حال نقش تعيين كننده رسانه ملي به دليل فراگيري در اطلاع رساني و دسترسي آسان آحاد مردم، مورد وثوق بودن و در مجموع پرمخاطب بودن كه مقوله قابل اهميت ديگري است.
اينك پس از پايان انتخابات و روشن شدن نتايج و نيز بروز برخي وقايع تلخ نظير توهين به انتخاب مردم، خدشه وارد کردن به سلامت انتخابات، اغتشاشگري و برهم زدن نظم عمومي و خسارت به اموال شهري آن هم از ناحيه هواداران نامزد انتخاباتي كه فيلم تبليغاتي وي با كارگرداني شما از رسانه ملي پخش شد، شايد از جانب برخي حاميان مخاطب فيلم شما، راحت تر بتوان به قضاوت نشست و در مورد نقش داشتن يا نداشتن اثر انتخاباتي شما در پديداري اين وقايع به بحث پرداخت.
جناب آقاي مجيدي!
حقيقت امر آن است كه اين حقير وقتي سوابق درخشان و انقلابي شما را مرور مي كنم سعي دارم به خودم القا كنم كه جنابعالي همان مجيد مجيدي سال هاي پيش هستيد؛ دلم مي خوهد باور كنم فيلم شما كه ميليون ها بيننده داشت و در هياهوي رقابت هاي انتخاباتي نامزدها پخش شد؛ در شكل گيري اين جريان آشوبگري تاثيري نداشته است.
دلم مي خواهد باور كنم كه اگر امروز شهروندي از تقلب در انتخابات آن هم برخلاف واقعيت موجود سخن گفت، اثر تلويزيوني شما كه ميرحسين موسوي را به نوعي ناجي كشور و پيروز واقعي ترسيم كرده بوديد، بي اثر بوده است؛ و دلم مي خواهد باور كنم كه شما از برانداز بودن جريان سياسي حامي موسوي و همقطاران وي كه ماه ها چه پيش از انتخابات و چه بعد از آن از عدم تمكين راي ملت سخن گفته و به نوعي آشوبگري را با اجتماعاتشان تمرين مي كردند بي اطلاع بوده ايد؟ اما اتفاقات رخ داده امروز حاكي از امر ديگري است؟
خيلي دوست دارم حقيقتا بپذيرم كه شما همان بازيگر فيلم ارزشمند و دشمن شكن «دو چشم بي سو» هستيد؛ فيلمي كه با ايفاي نقش هنرمندانه جنابعالي تاثير آن تا مدت ها بر افكار عمومي باقي ماند.
اما فكر اينكه آيا شما در شكل گيري يك اغتشاش عليه انقلاب و نظام و سوءاستفاده عده اي فرصت طلب نقش داشته ايد يا نه! لحظه اي مرا راحت نمي گذارد و سايه اي از شك و بدگماني نسبت به شما در وجودم شكل گرفته كه مرا مجبور به قضاوت مي نمايد كه از ايفا كردن نقش شهيد اندرزگو در فيلم انقلابي «تيرباران» سخن بگويم و يا نه برخلاف آن از تاثير داشتن يا نداشتن شما در توهين به مردم با ناسالم قلمداد كردن انتخابات توسط موسوي حرف بزنم.
آيا به واقع ساختن فيلم تبليغاتي براي يك نامزد منحرف ادامه «بچه هاي آسمان» بود و يا اينكه موتور محركه وقوع صحنه هاي آزار دهنده نزاع خياباني و خسارت به اموال عمومي و فراتر از همه اينها توهين به راي و شعور مردم.
اوايل امسال بود كه خواستم به تماشاي برنامه هاي رسانه ملي بشينم، چون كه از دور دستي بر آتش دارم و در عرصه مستند سازي مطالعاتي كرده بودم با عوض كردن شبكه ها به ناگاه پخش يك مستند تلويزيوني از رسانه ملي كه البته امري بعيد و عجيب مي نمود، مرا علاقه مند به تماشا كرد و تا جايي كه هر چند از اواسط فيلم به ديدن نشستم، اما در جايم ميخكوب شدم.
مستندي مذهبي از وقايع داخل و خارج حرم مطهر امام رضا(ع) واقعا تحسين برانگيز و هنرمندانه بود، تا پايان فيلم كنجكاو بودم نام سازنده اثر را بدانم. وقتي نام مجيد مجيدي در تيتراژ پاياني به نمايش درآمد ناخودآگاه سوابق درخشان وي را در يادم به سرعت مرور کردم؛ گويي نام وي به عنوان يك كارگردان انقلابي، ولايت پذير و واقعا مبتكر و خلاق در ذهن من حك شده بود، ولي متاسفانه امروز اين نام به کلمه اي نامشخص و چه بسا تاريك در ذهنم تبديل شده آن هم برخلاف ميل و اراده شخصي ام.
آشفتگي ذهني و ترديدهاي اين حقير به همين جا خاتمه نشد؛ تا جايي كه سوالاتي برايم بوجود آمد كه آيا شما نيز به عاقبت كساني كه روزي بدون ترمز بر ارزش ها و آرمان هاي انقلاب اصرار مي ورزيدند و به نوعي جهت دهنده به تفكر و فرهنگساز بودند دچار شده ايد؟ همان هايي كه امروز در غرب «فلسفه ابتذال» را مي سازند.
اي كاش كه فلسفه ابتذال را مي ساختيد و از افكار و اقدامات کساني که ناجوانمردانه شيريني حماسه 40 ميليوني را به کام ملت زهر کردند، حرف نمي زديد، اي كاش كه فيلمي همچون 300 را مي ساختيد و اين گونه با استفاده از ابزار هنر و رسانه در صدد فريب اذهان مردم حتي به صورت ناخواسته نبوديد؛ چرا كه مستند انتخاباتي شما كه روزگاري «رنگ خدا» را ساختيد، حال بيشتر رنگ فريب و ريا داشت، حتي اظهارنظر شما در يك جشنواره اروپايي در دفاع از جايگاه و شان رفيع قرآن كريم آن هم در پاسخ به شبهه افكني هاي موجودي منحرف نيز نتوانسته است ترديد و سوءظن نسبت به اقدام اخير شما را برطرف كند.
در پايان متذکر مي شوم كه برادر ارجمند، مجيد مجيدي!
اميدوارم هرچه زودتر از اين ره كه به تركستان است بازگشته و با يك اقدام موثر به دامان انقلاب و مهم تر از آن مردم بازگرديد و ما را به اين گمان سوق دهيد كه از شما سوءاستفاده شده، يا تحت فشار قرار گرفته ايد و يا فقط در جهت جلب مشاركت عمومي و بدون اطلاع از براندازي و ضد انقلاب بودن اين اشخاص دست به چنين اقداماتي زديد كه نه تنها اين حقير، بلكه مردم و جامعه هنرمند معتقد و انقلابي امروز نيز به دليل اعتقاد به نوع انديشه، ابتكار و توانمندي سابق شما اتخاذ موضعي روشن و مبارك را به انتظار نشسته ايم.
انشاالله تعالي./انتهاي پيام/