گستره صهيونيسم در ورزش/ به بهانه بروز برخي ديدگاه هاي ورزشي در رسانه ملي
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۲۱۰۲

گستره صهيونيسم در ورزش/ به بهانه بروز برخي ديدگاه هاي ورزشي در رسانه ملي

فوتبال از جمله ورزش‌هايي است كه صهيونيست‌ها از طريق نفوذ در فيفا، اتحاديه فوتبال اروپا و نيز پشت صحنه فوتبال باشگاهي برخي كشورهاي اروپايي خصوصاً انگليس، به ايفاي نقش در راستاي اهداف شوم خود مي‌پردازند.

جلال جعفرنيا

«براي منحرف كردن فكر و ذهن آنهايي كه ممكن است در بحث‌هاي سياسي، برايمان مشكلاتي ايجاد كنند، مسائل جديدي چون صنعت را پيش مي‌كشيم و عنوان مسائل سياسي جديد را روي آنها مي‌گذاريم و به مردم اجازه مي‌دهيم كه اين گونه موضوعات را مورد بحث و بررسي قرار دهند.

البته توده‌هاي مردم تمايل دارند كه در زمينه سياسي غير فعال باشند، لذا براي آن كه امر بر آنها مشتبه نشود و ندانند كه درباره چه موضوعاتي بحث مي‌كنند، فكر آنها را به مواردي چون تفريح، سرگرمي، رفتن به كلوپ‌ها و ... جلب مي‌كنيم و در همين اثنا مطبوعات (رسانه ها) را وا مي‌داريم كه به مسائلي چون رقابت‌ها و مسابقات هنري و ورزشي بپردازند.

بدون شك پرداختن به اين گونه مسائل، آنها را از مسائل بنيادي دور و منحرف مي‌كند و اندك اندك به ابراز نكردن عقيده خود عادت كرده و سرانجام به تكرار همان چيزهايي مي‌پردازند كه ما مي‌خواهيم و بدين‌سان به فكر آنان جهت داده و مي‌توانيم به همكاريشان اعتماد كنيم.»

آن چه كه خوانديد، گزيده اي بود از پروتكل شماره 13 صهيون از مجموعه‌ 24 گانه پروتكل صهيونيست‌هاي مسيحي و يا به عبارتي همان برنامه‌هاي راهبردي دولت صهيونيسيتي اسرائيل براي نيل به اهداف و آرمان‌هايشان در جهت تسلط جهاني در همه ابعاد زندگي بشر.

همانگونه كه از نظر گذشته اين بخش از پروتكل شماره 13 حاكي از تلاش صهيونيست‌ها در راه اندازي مسابقات و تقريحات و در واقع تسلط بر ورزش به عنوان بعدي از زندگي ملت‌هاست تا از آن طريق به بخشي از اهداف خويش چه در زمينه سياسي و فرهنگ و اعتقادي و چه در عرصه اقتصادي برسند.

واقعيت تلخي كه امروز با بررسي برخي مقررات ورزشي و نيز پاره‌اي از وقايع رخ داده در عالم ورزش از زواياي پنهان اما گسترده آن مطلع مي‌شويم.

فوتبال از جمله ورزش‌هايي است كه صهيونيست‌ها از طريق نفوذ در فيفا، اتحاديه فوتبال اروپا و نيز پشت صحنه فوتبال باشگاهي برخي كشورهاي اروپايي خصوصاً انگليس، به ايفاي نقش در راستاي اهداف شوم خود مي‌پردازند.

دامنه نفوذ صهيونيست‌ها تا آنجا پيش رفته كه در زمينه‌هاي مختلفي چون تنظيم و تصويب مقررات جهاني فوتبال، بازار محصولات ورزشي و بازار نقل و انتقال بازيكنان و مربيان و حتي تملك برخي باشگاه‌هاي صاحب نام فوتبال اروپا و دنيا، ردپاهاي قابل توجهي از حضور لابي‌هاي صهيونيستي به چشم مي‌خورد.

اما آن چه كه انگيزه نگارش اين مطالب بود صرفا بازگو كردن نقش صهيونيست‌ها در ورزش نمي‌باشد، بلكه اين مقدمه به اين منظور به رشته تحرير در آمده كه در ادامه اين مرقومه راحت‌تر بتوانيم به تحليل و مرزبندي برخي مواضع و اظهار نظرات ورزشي بپردازيم.

در واقع انگيزه اصلي نقادي برخي اظهارنظرهاي ضد اخلاقي برخي اصحاب رسانه در عرصه ورزش آن هم از تريبون رسانه ملي است.

يك شنبه، هفتم تيرماه سال جاري مسابقه فينال جام كنفدراسيون‌ها به طور زنده از شبكه سوم سيما پخش شد، پس از اتمام اين بازي كه برنده آن تيم ملي برزيل بود، بازيكنان تيم با پوشيدن پيراهني سفيد كه شعاري مذهبي بر آن نقش بسته بود، خود را براي دريافت جوايز آماده مي‌كردند، در اين اثنا گزارشگر اين مسابقه فوتبال با لحني منتقدانه به موضع‌گيري در قبال،به اين حركت مذهبي و انساني بازيكنان برزيل پرداخته و گويي در مقام سخنگو و يا مدافع مقررات فيفاست، تاجايي كه از مسئولان فيفا درخواست برخورد با اين اقدام را مي‌كند كه از جهاتي اين موضوع قابل تامل است:

اولاً نفوذ صهيونيست‌ها در عرصه فوتبال به خصوص مديريت جهاني آن و كوشش آنها براي الحادي نمودن فضاي ورزشي دنيا با توجه به مقدمه به عرض رسيده، چيزي نيست كه بر كسي پوشيده باشد، چه رسد به دست‌اندركاران رسانه‌هاي ورزشي كشور. درثاني جمهوري اسلامي ايران خود مدعي ترويج، تبليغ و گسترش اخلاق و انساينت در پرتو دين‌مداري است و همواره سعي داشته اين گونه تفكرات و رفتارها را در همه جهات زندگي بشري نهادينه كند، كه البته ورزش نيز از اين مقوله مستثني نيست.

جاي بسي تاسف است كه اين گونه ار تريبون و بلندگوي رسانه ملي كشور انقلابي‌مان، مواضعي ضد ديني، خواسته يا نا خواسته بيان مي‌شود، يا جناب گزارشگر از الحادي بودن بخش قابل توجهي از مديريت ورزش دينا بي‌خبرند و يا اينكه از سياست‌ها و اهداف كلان جمهوري اسلامي در عرصه ورزشي اطلاعي ندارند كه در هر دو صورت صلاحيت ايشان براي حضور در رسانه ملي باترديد روبرو است.

آيا ايشان به ياد دارند كه درجريان جنگ 22 روزه غره، اقدام ورزشگاران بسياري چون كانوته، فوتباليست تيم سوياي اسپانيا و يا بدراليميني، ملي پوش تيم فوتبال بحرين با نمايش شعاري نقش بسته بر زير پيراهن خود در دفاع از مردم مظلوم غزه، منجر به واكنش لابي صهيونيسني فوتبال شد و نهايتاً ورزشكاراني از اين دست محكوم به پرداخت جريمه و محروميت‌هاي مختلف شدند؟

و يا اقدام بازيكنان تيم فوتبال برزيل پس از قهرماني در جام جهاني 2002 را فراموش كرده‌اند؟ انجام مراسم شكرگزاري و نيايش يك ساعته اين بازيكنان كه به تعويق اهداي جام جهاني قهرماني به آنان انجاميد، رخدادي كه رسانه‌هاي ملحد غربي با آن برخوردي دلچسب نكرده و حتي به تحليل و كالبد شكافي علت وقوع اين رخداد پرداختند.

حال با اين تفاسير و با عنايت به اهداف و آرمان‌هاي راهبردي انقلاب اسلامي، متاسفانه نه تنها در اين حوزه به جايگاه مورد نظر دست نيافته‌ايم، بلكه در پاره‌اي از اوقات با اين چنين رويكردهاي درد آور و قابل تاملي نيز مواجهه مي‌شويم.

اميداست مسئولان امر، چه در عرصه رسانه‌اي و چه در زمينه مديريت ورزش كشور بيش از گذشته به رفع نواقص موجود كه يادآوري تمامي آنها در اين مجال و مقال نمي گنجد پرداخته و به راستي بتوانيم نقش موثري را در راستاي تبليغ و ترويج مباني ديني‌مان حتي در شئونات ورزشي ايفا كرده و در سايه آن اخلاق پهلواني و جوانمردي را نهادينه سازيم و فراموش نكنيم هدف نهايي صهيونييست‌ها، نابودي اخلاق، انسانيت، و در مجموع اسلام ناب محمدي و پرچمداران تحقق نهضت جهاني اسلامي است، نه مديريت صرف در عرصه ورزش و صد افسوس كه چه خوب آنها سرنخ را يافته‌اند و ما همچنان دستيابي به ابزار آنها را هدف نهايي خويش مي‌پنداريم، غافل از اينكه آنان از اين ابزار براي رسيدن به اهداف اصلي خويش استفاده مي‌كنند.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار