سخت دلتنگم، دلتنگم، دلتنگ از شهر
محمدرضا محقق:
سنت اعتكاف به عنوان يكي از تجليات بازگشت انسان به خويشتن خود، يكي از رهيافتهاي جدي و معتبر نمود و نمادهاي فطرت بشري پس از گذشت قرن ها و پاي گذاشتن انسان در مسير زندگي جديد و آغاز تاريخ مدرن، هنوز دستاويز محكم و ريسماني مستحكم براي آويختن انسان از زيباييها و طراوت هاي عالم معنا است.
انسان در هر دوره و زمان نيازمند خلوت است و اين خلوت هم نياز اوست و هم تجلي ذائقه و هم تصوير منويات باطني او.
و بشر شرقي با رويكرد به خود از به نمايش گذاشتن فطرت و معنويت حيات باطنيش در بازگشت به خويشتن و يافتن سنت ها و اصالتهاي انساني خويش در هر دوره و زمان روح تازهاي به كالبد خاكي خويش مي بخشد.
سنت اعتكاف برگرفته از سيره رسول گرامي اسلام كه حضور در غار حراء و پايبنديش به معتكف شدن در مسجد در طول سال بازخوردي هميشگي و سرآمدي ماندگار از كارنامه زندگي انسان است.
اعتكاف رمز پيوند و اتصال بشر با آسمان و سر نائل آمدن او به تمامي درك و دريافت هاي معنوي و واصل شدنش به جلوه هاي تام و تمام حيات باطني انسان است.
بي ترديد زيباترين تصوير در ميان روزمرگيها، دلواپسيها و اغتشاشات و رفت و آمدهاي خسته كننده و فلج كننده زندگي پرمشغله امروز آن سان كه همگان مي دوند اما هيچ گاه نمي رسند حضور انسان در خلوتگاه راز و نياز با خدا، نگاهي ديگر و منظري تازه تر از معناي حيات بشر است.
مسجد اين آوردگاه و معيادگاه انسان و خدا و خلوت اين تكيه گاه زماني روح بشر و اين تاريخ پرشكوه فطرت آدمي كه در نمايشي از جغرافيا و در استوانه راز و نياز با خدا بنا گشته است.
اعتكاف پناهگاه انسان رميده امروز است كه ملجاء و مامني جز ياد خدا ندارد؛ چراكه «الا بذكرالله تطمئن القلوب».
براي بشر امروز روي آوردن به خلوت نه تنها پاسخي به نياز معنوي اوست، بلكه مفري است از حكومت و سيطره زندگي ماشين زدگي امروز كه با تمام رنگ و لعابهاي به ظاهر زيبا و فريبنده در باطن خويش چيزي جز گرفتن خلوت و آرامش از بشر درگير و دار امروز ندارد.
اعتكاف فرصت منحصر به فرد و بي نظيري است براي بازگشت انسان به خدا و به فرموده شهسوار آفرينش فرصت ها به سان ابر در گذرند، آنچنان كه بايد و شايد آن ها را دريابيم./انتهاي پيام/