و اين است زينت انسان
محمدرضا محقق:
ترديدي نيست كه ايمان يك امر دروني است؛ امري كه از وجود نهان انسان نشات مي گيرد و جلوه هايي در گفتار و رفتار و حركات و سكنات آدمي پديد مي آورد.
ايمان، جوهر وجود انسان است كه اگر رها شود، تحليل رود يا پديدار نگردد، انسان را به سرگشتگي و تحير و انحراف مي كشاند.
انسان، خاصه در عصر آخرالزمان و دوران ايمان هاي لاايمان نيازمند اين حقيقت دروني است كه بتواند جانمايه حيات طيبه او باشد.
گفتيم «حيات طيبه»، چرا كه زندگي مادي و ماترياليستي - كه اين تعبير دوم رساتر و كاملتر و به هدف ما در تبيين اين موضوع نزديك است - نيازمند ايمان نيست نه به مبدا و نه به معمار؛ چرا كه سقوط در دره مهيب و كشنده سرگشتگي، تنها «نداشتن» است، «عدم» است و نه «بودن» و «داشتن».
البته بي شك و بدون نياز به يادآوري، اين تحير كه بهتر است از آن به تذبذب، اضطراب، گرفتاري و تشويش ياد كنيم هيچ ربطي و پيوندي و مماثلت و مشابهتي با تحير و حيرت و سرگشتگي عرفاني ما ندارد كه آن كجا و اين كجا.
منشا آن حيات نازل و مبتذل ماترياليستي است، حالي كه آن ديگري نشئه اي از سيراب گشتن دمادم از جرعه هاي لايزال ازلي و ابدي قطع تعلق از ماده و ماديگري و الخ ...
اما يكي از جلوه هاي مهم و معتبر ايمان، اين هستي دروني انسان، حيا است؛ حيا كه مي توان مرادف هايي چون عفاف و حجاب را براي آن برشمرد و اتفاقا در طي مسير تاريخي زندگي بشر، بسيار حائز اهميت است.
كتابي به نام «برهنگي فرهنگي و فرهنگ برهنگي » نوشته دكتر حداد عادل به بررسي اين موضوع مي پردازد و تحليلي از اين روند و رويكرد بشري و روند مدرج آن ارائه مي دهد.
«عفاف و حجاب» نه موضوعي مختص به بانوان است و نه آنچنان كه بايد و شايد مورد مداقه و تبيين عاطفي، ارزشي و بنابر ضرورت ها و نيازها و اقتضائات انسان معاصر مورد بررسي قرار گرفته است.
اين موضوع تا ممكن بوده و از دستشان بر آمده مورد هجمه، التقاط و تحريف كساني قرار گرفته است كه بدليل عدم آمادگي و رضايت براي گردن نهادن بر حكم خدا و انسان فطرت نهاد و ايماني، سعي در مستحيل كردن و تهي كردن اين موضوع ارزشي از مغز و محتوا و حتي شكل و شمايل كرده اند.
«عفاف و حجاب» ضرورت و ارزش هميشگي نوع بشر است؛ براي تشريح و توضيح و تبيين اين جمله مهم و اساسي در سلسله نوشتارهايي به بحث عفاف و حجاب خواهيم پرداخت.