سهم ما از عشق چه مي شود؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۳۱۷۷
اعتكاف چه جايي ميان دوست داشتني هاي ما دارد؟

سهم ما از عشق چه مي شود؟

«اعتكاف» از معدود چيزهايي است كه براي امروز و فردايمان باقي مانده، حواسمان جمع باشد كه سهممان را از عشق بگيريم!

محمد آرمان:

از خودم مي پرسم يادت مي آيد آن سال هاي دور و آن روزهاي آبي، كه پدر مي رفت اعتكاف و تو برايش غذا مي بردي، يادت مي آيد مي رفتي و براي لحظاتي پدر را مي ديدي كه در مسجد امام حسن عسگري(ع) چهارراه بازار قم بيتوته كرده بود، اما شايد چيزي بر نورانيت چهره اش نيفزوده بود كه او همين بيتوته و اعتكاف را نيمه هاي شب و سحرگهان در خانه هم داشت و از هميشه معتكف دير عاشقانه راز و نياز با خدا بود و ساكن كوي «مراقبت و توجه» هميشه باصداي قرآنش به خواب مي رفتم و با نجواي زيارت عاشورايش بيدار مي شدم.

آن وضوي با طمانينه و آن نماز طولاني شمرده شمرده، با تعقيبات مفصل و آن جهاد معصومانه و در عين حال آن همه روزها و شب ها تبليغ و هجرت و رفتن به دورترين و محروم ترين نقاط كشور، مثل ايلام، دهلران و ...

از خودم مي پرسم يادت مي آيد كه حضورش در اين اعتكاف هميشگي و بودن در ميان اين مردم و دلي كه اما به جاي ديگري بود و لبخندي كه هميشه بر لب و حزني كه هميشه دردلش بود، چقدر عصمت و عظمت و محبوبيت و مظلوميت داشت؟ يادت مي آيد؟ آري ؟ نه؟

اعتكاف هميشه مرا به ياد آن صبح هاي كوتاه و بلند آبي مي اندازد كه با بقچه اي نان و نمك و قوت روزانه مي رفتيم به ديدار پدر و وقتي برمي گشتيم چيزي از دست هايمان خالي شده بود. مانده بود. نبود.

حالا پدر نيست. اما سنت اعتكاف همراه پابرجاست، سنتي كه رسول خدا(ص) آن آبي ترين آدم دنيا براي اهالي تمام روزگاران از ديروز تا فردا بر جاي گذارد و مايه اي شد براي مدد جستن، براي راهي شدن، براي رفتن.

هنوز هم موقع اعتكاف مي روم مسجد امام حسن عسگري(ع) و خيلي دور، خيلي نزديك، خيلي ديگر و خيلي كودكانه و خيلي منتظر و اميدوار جشم مي دوزم به حال و هوايي كه همان حوالي پرسه مي زند، و دل من مثل كبوتري بال و پر شكسته مي رود و برمي گردد.

«اعتكاف» از معدود چيزهايي است كه براي امروز و فردايمان باقي مانده، حواسمان جمع باشد كه سهممان را از عشق بگيريم!

پربازدیدترین آخرین اخبار