آيا هنوز هم «جهاد»......؟! (بخش اول)
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۳۳۶۶
وقايع نگاري يك شاهد حرفه‌اي از اردوي جهادي دانشجويان بسيجي

آيا هنوز هم «جهاد»......؟! (بخش اول)

وقتي وارد يكي از روستاهاي محروم كشور شدم، تعدادي از دانشجويان بسيجي، را ديدم كه به صورت خودجوش، گمنام و مظلومانه و در سختي، اما با شوري معجزه آسا و محير العقول، در حال امداد رساني به مردم از ياد رفته آن مناطق در ابعاد و عرصه‌هاي مختلف فرهنگي، ديني، بهداشتي و .... اند.

محمدرضا محقق:

وقتي از برادرم شنيدم «اينجا پر از درده، درد ....!» پرتاب شدم به جغرافيا و تاريخي خيلي آن طرفتر از جايي كه بودم، شايد هم برگشتم به سال هايي كه آرمان‌ها و آروزها براي همه ما رنگ ديگري داشت. از خودم پرسيدم خاطره ها تا كي «تجديد» مي شوند؟

كاغذي برداشتم و با «لاحول و لاقوه الا بالله العلي العظيم» شروع كردم: تعدادي از دانشجويان بسيجي، در روستاهاي محروم و دور افتاده كشور به صورت خودجوش، گمنام و مظلومانه و در سختي، اما با شوري معجزه آسا و محير العقول، در حال امداد رساني به مردم از ياد رفته آن مناطق در ابعاد و عرصه‌هاي مختلف فرهنگي، ديني، بهداشتي و .... اند.

چند روز پيش كه با برادرم در آنجا صحبت مي كردم از «درد» و تاريخ «رنج» مي گفت كه در آنجا ساري و جاري است و گويا كسي هم براي ثبت اين تاريخ و اين جغرافيا كه در هيئت «محروميت» و «فراموشي» ظاهر شده است، نيست.

اگر يك نفر عكاس همراهيم كند، حاضرم براي يك روز هم كه شده با سفر به آنجا تلاشم را براي ثبت مكتوب و تصويري اين حركت مظلومانه به عمل آورم.

 نياز به هيچ چيزي هم نيست....

متن كه به پايان رسيد پيش از امضايش گذاشتم «والامر اليكم» و بعد گذاشتمش روي ميز سردبير.

حالا احساس مي كردم اولين بار را از روي دوشم برداشتم و كمر راست كردم براي دومين كوله احتمالاً سنگين تر كه عزم سفر بود به يكي از آن ديارها.

اما در تمام اين لحظات تصاوير يك فيلم آرشيو شده از آقا مرتضي پيش چشمم بود بشاگرد، ديار فراموشي......

ادامه دارد...

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار