کد خبر:۳۳۴۵۳۸
حکایت تزویر بعضی آدمهای معروف مملکت...
دیروز: «نه غزه نه لبنان»؛ امروز: «جانم فدای غزه»!!!
این دقیقاً وجه افتراق کریس رونالدو است با برخی حضرات محبوب و بیش از حد مردمی خودمان. آدم های محبوبی که سال 2009 داد می زدند: نه غزه نه لبنان، و حالا که احساسات مردم را نسبت به فجایع غزه حساس می بینند یک دفعه احساس تکلیف می کنند و برای مظلومیت غزه گریه می کنند!
گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ علی مرادخانی ـ می گویند هنرمند جماعت حساس است. روحش لطیف است. هر اتفاق ریز و درشتی می تواند برایش شیرین و تلخ باشد. مثلاً اگر یک برگ از درخت بیافتد کف خیابان، یک شاعر می تواند ربطش بدهد به گذر عمر و یک کارگردان ازش قشنگی های فصل پاییز را بفهمد مثلا. هنرمند است دیگر. از یک اتفاق هزار و یک مدل برداشت می کند. کسی هم نمی تواند مؤاخذه ش کند. که هنرمند است و برداشت شخصی ش از یک اتفاق را روایت می کند....
حکایتِ بعضی آدم های معروف این سرزمین حکایت هنرمندان است. آدم های معروفی که لزوما هنرمند نیستند ولی به طرز هنرمندانه ای یک اتفاق را با هزار و یک راه و روش تفسیر می کنند و هزار و یک مدل نتیجه اخلاقی ازش اتخاذ می کنند.
آدم هایی که هم درشان هنرمند پیدا می شود. هم سیاستمدار. هم ورزشکار. هم شاید مجری تلویزیون. هم پیر سیاست. هم جوان سیاست. آدم هایی که هنرمند نیستند ولی بعضی موقع ها خیلی شبیه به هنرمند ها می شوند...!
آدم هایی که تنور داغ احساسات مردم برای شان خیلی مهم است. اگر یک موضوع سیاسی بین مردم داغ شده باشد یقیناً درباره ش اظهارنظر می کنند. اگر یک سریال پرطرفدار شده باشد می توانی آن ها را در پشت صحنه اش پیدا کنی. اگر یک نفر یک جایزه خارجی ببرد یقیناً او را جزو اولین تبریک گویندگان به آن جناب خواهی دید. اگر فرضاً امروزِ روز فلان شبکه اجتماعی بین مردم پر مخاطب شده، آن ها را در عنوان ........OFFICIAL پیدا می کنی که زیرش نوشته اند: من صفحه دیگه ای ندارم! اگر هم از جنسِ سیاستمدارش باشند می نویسند: « به منظور ارتباط مستقیم و رو در رو با مردم کشورم و برای احترام به مردم وطنم در این شبکه اجتماعی پاسخگوی شما عزیزان خواهم بود!» و فردا روزش اگر فرضاً عروسک فامیل دور توی جوان های مملکت طرفدار پیدا کرد، عکس آن ها را در شبکه اجتماعی شان می بینی که دست انداخته اند گردن عروسک فامیل دور!
حالا نمی دانم اسم این کار را بگذارم برداشت هنرمندانه یا موج سواری ماهرانه!
در هر حال حضرات خوب بلدند با مردم پیش بروند و پیش ملت ادای آدم محبوب ها را دربیاورند. ملت هم که خودمانیم بعضی وقت ها انقدر کم حافظه می شود که این برداشت های هنرمندانه متفاوت را یادشان نمی ماند و در لحظه از فلان موضع گیری آن آدم معروف ها خوششان می آید و طرفداری می کنند ازشان. و به همین راحتی است که یک آدم تعداد لایک هایش از صد هزار می گذرد و نرخ حضورش در فلان همایش به چند ده میلیون می رسد. چون محبوب است و مردمی!
این آخر ها هم آخرین موج مردمی و اجتماعی: موجی در حاشیه فاجعه غزه...
طبیعی هم هست. دیدن یک دانه عکس از فاجعه های این روزهای غزه برای هیچ آدم عادی طاقت نمی گذارد. حتی اگر آن آدم مسلمان نباشد. حتی اگر اسم آن آدم کریستیانو رونالدو باشد یا حتی تر ریحانا!
ولی همزمان با این همدردی های آزادمنشانه، بعضی ها در داخل هم شروع کردند به همدردی با غزه. یکی I hate war را به اشتراک گذاشت و دیگری هم stop killing… را. ولی...
نمی دانم چرا وقتی این همدردی ها را می بینم یک دفعه صدای فریاد های «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایرانِ» همین حضرات در سال88 در گوشم می پیچد. آخر غزه که همان غزه است. اسرائیل هم که همان قدر وحشی است. دنیا هم که همان. ایران هم که همان. پس چه شد که یک دفعه تنفر از غزه تبدیل می شود به اشک برای غزه؟!
اگر کریس رونالدو از غزه حمایت می کند، اگر کفش طلایش را تقدیم غزه می کند، کاری را می کند که همیشه انجامش می داده. فرقی هم نمی کند که 2009 میلادی باشد یا 2014 یا حتی 2018. کریس رونالدو و امثال کریس رونالدو کاری را می کنند که یک آدم شریف و آزاده می کند، فارغ از هر دین و آیینی.
این دقیقاً وجه افتراق کریس رونالدو است با برخی حضرات محبوب و بیش از حد مردمی خودمان. آدم های محبوبی که سال 2009 داد می زدند: نه غزه نه لبنان، سال 2010 ترجیح دادند سکوت کنند و به موضوعات فانِ دیگر بپردازند، و حالا که احساسات مردم را نسبت به فجایع غزه حساس می بینند یک دفعه احساس تکلیف می کنند و برای مظلومیت غزه گریه می کنند!
همین، دقیقاً وجه افتراق این حضرات با هنرمندان آزاده این مملکت هم هست. کسانی که فارغ از اختلاف نظر های سیاسی، درباره امور جاریه مملکت اظهار نظر می کنند. فرقی نمی کند در انتخابات 92 به قالیباف رأی داده اند یا به جلیلی. طرفدار ولایتی بوده اند یا روحانی. مهم این است که در چارچوب دین و نظام ممکلت تعریف شده اند. و مهم آن است که حرف دل خودشان را می زنند. نه موج سواری می کنند نه ژست آدم های خوب و مردمی را در می آورند. خودشان هستند. خودِ خودشان. و همین زلال بودن است که باعث می شود آدمیزاد از خواندن نظرهای اجتماعی و سیاسی شان دلزده نشود و صداقت را از خط به خط سوگواره های این روزهای غزه شان لمس کند. بر عکس حضرات موج سواری که حال آدم از تمام این خیمه شب بازی های مزورانه شان می گیرد.
رک باشیم. خداییش برای این ها نه غزه اهمیت دارد و نه حتی «نه غزه». این ها فقط دنبال دریوزگی نگاه مردم اند. راه دیده شدن را هم خوب بلدند. موج سواری را هم از آن بهتر. پس حالا که غزه مُد شده از اشک غزه می گویند و دیروز که فحش دادن به غزه مُد بود به غزه فحش می دادند. هیچ معلوم هم نیست که فردا روز چه موضعی دارند. کاملاً بستگی به اوضاع احساسات مردم دارد و صد البته بادهای موسمی!
حالا نمی دانم اسم این کار این حضرات محبوب نما ، برداشت هنرمندانه است یا موج سواری ریاکارانه. شاید هم اسمش « نان به نرخ روز خوری» باشد؛ نمی دانم!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
فقط خيلي کلي بود، من دقيقا مصداقشو نفهميدم... اي کاش يه اشاره کوچيکي مي کرديد...
درود بر قلم شيوا و نگاه زيباتون...
تو مسلک شما توبه مفهومي داره يا نه؟؟؟؟؟
هدف اين نوشتار اگر دقت کرديد مردم عادي نبودند بلکه خواص بودند و يا کساني که به نوعي مطرح هستند. به هر حال تاريخ رو نميشود پاک کرد حتي همان مردم عامه هم بايد تا آخر عمر اشتباهشان را فراموش نکنند تا مجددا بازي نخورند.
پس هدف توبه نيست؛نويسنده درست ميگويد:هدف چيز ديگري است(شايدمجلس)
ان الذين آمنوا ثم کفروا ثم آمنوا ثم کفروا ثم ازدادوا کفرا لم يکن الله ليغفرلهم و لا ليهديهم سبيلا
يه ذره بصيرتم خوب چيزيه...
جهت باد عوض شده ديگه.
ولي کاش باد ميرفت سمت جهنم که اينا هم باهاش برن به جهنم !!!!
عاااااااالی بود
صهيونيست ها به نوعي منافقند، برخي هم به نوعي ديگر..
کاش به جاي رياکار خواندن ما کمي به خودشون نظر کنند و ببينندکه معاند جمهوري اسلامي چندان کم از صهيونيست ها نيست
دليلش همان بادهاي موسمي و وجود همچون کاه اين جماعت است که پست بودن و کم ارزشي شان را نشان مي دهد!
(هرچند اونقدر برنامه ي بي کيفيتي هست که کمتر کسي حتي اسمشو ميدونه!)
نمونه اين موج سواري ماهرانه رو در سايت عصر ايران هم به وضوح ميشه ديد. هم سر قضيه الان غزه و هم سر قضيه مذاکرات هسته اي. تا قبل مذاکرات سينه چاک آمريکا بود و مدعي بود اين تيم جليليه که همش ميزنه زير توپ؛ اما بعد توافق هسته اي و حرف هاي جان کري و رو شدن چهره واقعي آمريکا براي همه مردم، يک دفعه گفت "البته اين موضوع که از همون اول عين روز براي همه روشن بود که آمريکا قابل اعتماد نيست و اساسا در عرصه سياست خارجي به هيچ کشوري نميشه اعتماد کرد".
آخه آدم ميتونه آتيش نگيره از چنين دو رويي و خباثتي؟؟ و بيشتر آتيش ميگيرم وقتي ميبينم مشتي ساده لوح چقدر راحت به خبرهاش اعتماد ميکنن.
وقتي اين فيلم ها رو ميسازن که کل دنيا گندي که آمريکا زده رو فهميده، بعد خودشون ميان راجع به گندي که زدن فيلم ميسازن و افه آزادي بيان ميان
قديما اگه عکس يه زن بد حجاب رو که فتنه گر و ... بود مي خواستن نشون بدن شطرنجيش مي کردن اما انگار الان يواش يواش داره قبح نگاه هاي اينجوري شکسته ميشه.مراقب بايد بود
چون مي دونم به فکر هستين و عکس اين مطلب رو روي صفحه ي اصلي ديدم گفتم ها!
لطف می فرمایین توضیح بدین که منفی ها برای چیه؟!!!
السلام علیک یا اباعبدالله
اللهم عجل لولیک الفرج
و به نظرم مهم نيست بازيگر ارزشي باشي يا غير ارزشي ، آدم مذهبي باشي يا غير مذهبي ، شيعه يا سني ، يهود يا مسيح يا مسلمان مهم غزه است که نبايد سکوت کرد. و يکپارچه جهان بايد از غزه دفاع کند اين مهم است.
دوستان غیر ارزشی؟ لابد همین شعار نه غزه نه لبنان شعاری غیر سیاسی است؟
اصلا شما تکلیفتان با عقیده تان مشخص است؟ چند به چند هستید؟
متن قشنگی بود برای این ها نه غزه مهمه نه "نه غزه" ممنون یکی باید اینارو می گفت
من آدم میشناسرم طرفدار جلیلی بود، الان که دولت دست ایناست طرفدار اعتدال شده تیر! به ما هم میگه تندرو :))
دین واسلام پیشکشتان...