جلاي جوهر جان
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۸۴۵۰
گلگشتي در باغ مصفاي شعر شهريار به مناسبت ماه ميهماني خدا

جلاي جوهر جان

حكمت روزه داشتن بگذار باز هم گفته و شنيده شود/ صبرت آموزد و تسلط نفس وز تو شيطان تو رميده شود.

شعر و ادبيات در وادي اداي دين به ساحت قدسي ماه ميهماني خدا، همواره عرصه ظهور و بروز انديشه ها و تداعي جلوه هاي زيباي تدين و متانت شاعران و اديبان بزرگي بوده است كه يادگارهاي ارجمند و ماناي آنان همچون خورشيدي فروزان، به پرتو افشاني ادامه مي دهد.

از آن جمله و از ميان شاعران برجسته دوران و روزگاران نه چندان دور كه آثار ديني و آسماني او همچنان بر تارك شعر زيباي پارسي مي درخشد، مرحوم استاد محمدحسين بهجت تبريزي معروف به شهريار است.

همه ما شهريار را با اثر «علي اي هماي رحمت» اش مي شناسيم كه پس از سال هاي سال، هنوز هم از برترين و زيباترين آثار پارسي در مدح و منقبت مولاي درويشان، امير مومنان علي (ع) است.

اينك و در ماه مبارك رمضان به بازخواني شعري ديگر از حضرتش مي پردازيم و جان و دل و ديده را به زلال صافي مصفاي او مي شوييم و بوي بهشت را استشمام مي كنيم.

حكمت روزه داشتن بگذار باز هم گفته و شنيده شود
صبرت آموزد و تسلط نفس وز تو شيطان تو رميده شود

هر كه صبرش ستون ايمان بود پشت شيطان از او خيره شود
عرفان سر كشيده گوش به زنگ كز شب غره ماه ديده شود

آفتاب رياضتي كه از او ميوه معرفت رسيده شود
عطش روزه مي بريم از او كو به دندان مگر جويده شود

چه جلايي دهد به جوهر روح كادمي صافي و چكيده شود
بذل افطار سفره عدلي است كه در آفاق گستريده شود

فقر برچيده دار از خواني كه به پاي فقير چيده شود
شب قدرش هزار ماه خداست گوش كن نكته پروريده شود

از يكي ميوه عمل كه در او كشته شد سي هزار چيده شود
گر تكاني خوري در آن يك شب، نخل عمر از گنه تكيده شود

چه گذاري به راه توبه كز او پيچ و خم ها ميان بريده شود
مفت مفروش كز بهاي شبي عمرها باز پس خريده شود

روز مهلت گذشت و بر سر كوه پرتوي مانده تا پريده شود
تا دمي مانده سر بر آر از خواب ورنه صور خدا دميده شود

در جهنم ندامتي است كز او دست و لب ها همه گزيده شود
مزه تشنگي و گرسنگي گر به كام فرو چشيده شود

به خدا تا گرسنه پي ناليد تسمه از گروه ها كشيده شود

محمدرضا محقق

پربازدیدترین آخرین اخبار