مصايب شيرين
محمدرضا محقق:
شايد اگر «بي پولي» در تردد ميان دو موقعيت «طنز خاص خود» با محوريت شخصيت رند و ساده دلانه زن خانه دار و مصايب شيرين ناشي از فقر و بي بضاعتي، فضايي بكر و دوست داشتني و روان را پديد نمي آورد، نمي توانست به موقعيت كنوني دست يابد.
تداركي كه نعمت الله در مقام كارگردان با استفاده از فضاسازي و شخصيت پردازي منتظم و منسجمش در فيلمنامه اي كه به صورت مشترك نگاشته، به وجود آورده، ناشي از يك ايده و فكر جالب توجه است، اگرچه در گذشته نمونه و نظير چنداني در سينماي ايران برايش سراغ نداريم.
اين ايده در واقع همان شخصيت پردازي است كه نوعي جلوه «رندانه» را در قالب انساني ساده دل، نجيب، احساساتي و البته دوست داشتني تدارك ديده است، نقشي كه ليلا حاتمي با قدرت و حساسايت قابل قبول و مطلوبي به ارائه آن همت گماشته است.
شايد بتوان بازي حاتمي در نقش يك «زن خانه دار» و «مادر يك نوزاد» را كه جلوههاي ناشي از سادگي و دخترانگي به شكل محجوب «معصوم» و چشم نوازي در حركات و سكنات و گفتارها و ساير احساساتش ظهور و بروز مي يابد، از خاص ترين و البته ماندگارترين شخصيت هاي زن در سينماي ايران به شمار آورد.
و پردازش اين فضاي طنازانه و رندانه و در عين حال در كشاكش فقر و مسكنت و سختي و «بي پولي» مي توانست نتيجه ديگري جز آنچه در فيلم نعمت الله شاهديم به همراه آورد.
ممكن بود با قدري ناپختگي و دم دستي كاركردن، اثر تبديل به فيلمي چند پاره، بد فرم و به هم ريخته تبديل شود.
خاصه آنكه در روند فيلمنامه و در امتداد روايت با موقعيت هاي متنوعي روبرو ميشويم كه هم به لحاظ نرم افزاري و هم سخت افزاري به شدت استعداد اين ريسك بالا را داراست.
از تغيير موقعيت هاي كاري شوهر گرفته تا «گعده دوستانه» او كه به مانند فيلم قبلي نعمت الله (بوتيك) بازهم تبديل به يكي از نشانه گذاريهاي فيلم او شده است، اين جمع دوستانه كم كمك تبديل به يكي از عناصر فضا سازي در روند روايت و بستر تصويري درام مي شود كه وقتي با ويژگي «تسلط و شناخت» مولف با اين موقعيت هاي اينچنيني در هم مي آميزد، خلق مواضع دوست داشتني و جذابي را براي تماشاگر نويد مي دهد، آنچنانكه در «بي پولي» ديديم.
سكانس هايي كه جلوه بصري و روند روايت گرياش بر عهده بازي و حضور ليلا حاتمي و نقش آفريني هاي او گذاشته شده، به عنوان سرشارترين و سينماييترين لحظات فيلم گويا و تصويرگر همان نوع انتخاب كارگردان در داستانگويي و فضاسازي مدنظرش است كه در دو مولفه «طنز و رندانگي» و «شيريني مصايب فقيرانه» خانواده اي كوچك صورت مي پذيرد.
در اين ميان اشاره به نشانه گذاريها و ظرافتهاي فيلمنامه اي كه در «بي پولي» جلوه نرم و گيرا و كارآمدي پيدا كرده است، نيز به شناخت قدر كار مي افزايد، مثلاً آن ملودي موسيقيايي و صداي خواننده اي كه به نوعي حلقه وصل سكانس هاي متناوب فيلم مي شود.
«بي پولي» دومين اثر سينمايي نعمت الله پس از فيلم خاطره انگيز و تكان دهنده «بوتيك» با رگه هاي ظريف و نحيفي از طنز و هجو، به شمايلي دوست داشتني و منسجم نايل شده و موقعيت خطر پذيري را براي نمايش درام ايراني خود انتخاب كرده است و همانطور كه اشاره شد، اين ريسك، جلوه تام و تمامش در نوع انتخاب شخصيت زن فيلم است و نقشي كه ليلا حاتمي آن را ايفا مي كند؛ نقشي عميقاً «سخت» كه بر تارك اين ريسك بالا خوش درخشيد.
«بي پولي» فيلم جمع و جور و فشرده اي است. بازي ها گرچه تداعي گر بعضي از همان نقش آفريني هاي آشناي «بوتيك» هستند (مثل پاتوق جوانانه اي با مختصات فقر و بيكاري و ..) اما در عين حال جلوه هاي نويي را ترسيم كرده اند.
«بي پولي» در داستان خلاصه و مختصر خود- زن و شوهري كه روند زندگي آنها دچار معضل بي پولي شده است-موقعيتي را فراهم مي آورد براي ارجاع هاي فرامتني فيلم.
بحث بكر و ناب علقه ها و عواطف خانوادگي، وجود فرزند و پيوند هاي انساني خاصي كه ميان والدين و فرزند پديد مي آيد و البته ساختاري كه جامعه امروز ايران بدان مبتلاست و از آن رنج مي برد، فقر و محروميت و تضادهاي طبقاتي و در بعدي ديگر، جلوه فروشي ها و چشم و هم چشمي هاي فاميلي و ...
گرچه اين موضوع بحث اصلي «بي پولي» نيست، اما واقعيت اين است كه اين انگارههاي تكراري و كليشه اي، كماكان جزو معضلات اصلي بسياري از خانوادههاست و محل درگيري هاي لفظي و جدل هاي بي نتيجه و بيهوده آنها.
در «بي پولي» با فراز و نشيب به معناي جدي و البته با رويكردهايي بعضاً طنز آميز روبروييم چرا اين خانواده دچار بي پولي مي شود؟ ايستادگي مرد خانواده بر عزت نفس و غرور بجايش در محل كار؟ سيطره زر و زور و تزوير بر اركان جامعه و بازار كسب و كار؟ بلند پروازي ها و رو كم كني ها رايج و معمول ميان طبقات مختلف مردم؟ يا مجموعه همه اين عوامل به علاوه تقدير و سرشت و سرنوشت آدم هاي قصه؟
«بي پولي» دو بازي معتبر و جلوه گر دارد؛ يكي- همانطور كه اشاره شد- ليلا حاتمي در نقش دختر ساده و درسخوان و در عين حال ظاهر بين و دلداده و ديگري بهرام رادان در نقش جوان مغرور و مقروض و به تكاپو افتادهاي كه محملي مي شود براي باز شدن هر آنچه در روزگار امروز و ميان آدم هاي اين روزگار در جريان است؛ از نداري و فقر و بيكاري تا همراهي هاي كوچك و ناچيز و «مشدي گري» هاي جا افتاده و دوست داشتني (اشاره به سكانس مربوط به همياري معصومانه گعده دوستانه براي فراهم آرودن پول خريد شير خشك بچه)، از رو كم كني هاي با پرستيژ خانواده هاي مرفه (اشاره به ميهماني فاميلي و مسئله خريد برنج و سفارشات «كيلويي» مردان خانواده) تا جلوه گري چهر زشت و ياس آلود و تكان دهنده فقر و محروميت و ... و حتي آن اسكناسي كه در راه، توسط زوج محروم فيلم پيدا ميشود و زن با سادگي و در عين حال نگاهي شبه كشف و شهودي، آن را در يك معركه كه ميان او و همسرش پديد مي آيد داخل صندوق صدقات مي اندازد و اين اتفاق را نشانه توجه خداوند به آنها مي انگارد.
«بي پولي» فيلنامه اي خوب و روان دارد و لوكوشين هايي نسبتاً از آب در آمده و تجلي دهنده ي مضمون و تم داستان.
شايد البته نوع روايتگري فيلم در بعد طنز مي توانست قدري نمكين تر و جذاب تر از اين باشد، مخصوصاً براي شخصيت زن فيلم كه اتفاقاً انتخاب درست و بحايي هم هست، گرچه ميزان مانور در چنين فضاهايي براي بازيگران زن در سينماي ايران محدوديت هاي خاص خود را به همراه دارد كه در اينجا مي توان از آن به عنوان عاملي براي اين كمبود سراغ گرفت.
يك نكته در باب همپوشاني هاي «بوتيك» و «بي پولي» اين است كه بايد ديد تكرار موقعيت هاي فيلم قبلي نعمت الله در اثر جديدش، در بخش هايي مثل خانه تيمي جوانان بيكار و ... تا چه حد مرهون الزامات فيلمنامه اي فيلم است و تا چه ميزان تكرار از پيش تعيين شده يا تحميل شده روند انديشگي و پرداخت تصويري كارگران در آثارش.
«بي پولي» در جاي جاي خود، نشانه هايي طنز اما تلخ از واقعيات اجتماعي هم دارد. داستان كتاب تلنبار شده نويسنده اي كه در توصيف اثرش آن را كمياب و بلكه ناياب مي داند و مواجه شدن تماشاگران با موقعيت هاي به ظاهر كار حرفه اي كه در عين حال پر زرق و برق بودن و توصيفات و اشارات پر و پيمان صاحبانش، از عقبه اي خالي و پشتوانه اي تهي رنج مي برد.
«بي پولي» ساخته حميد نعمت الله شايد امتداد قابل قبولي براي «بوتيك» فيلم تحسين شده پيشين او باشد و نيز تصويري از يكي از ديالوگهاي بوتيك؛ آنجا كه بازيگر نقش اتي (گلشيفته فرآهاني) در ديالوگي به ياد ماندني با لحني زجر كشيده و محنت ديده اما معصوم و دوست داشتني مي گويد: «پول خوشبختي نمياره ولي بي پولي، حتماً بدبختي مياره».