کد خبر:۳۹۷۲۴۸
یک دلنوشته دلنشین از سفر راهیان نور؛

آهای راهیان! نورِ شهر اینجا تاریک است

می‌فهمم نفرت پسرک را... می‌فهمم هجوم سوالات دخترک را... خنده دار است... چند سال است که می‌آییم و می‌رویم و هنوز مقصد را نمی‌دانیم.

به گزارش «خبرگزاری دانشجو» از اصفهان، دوباره بوی جنوب به مشام عشاق می‌رسد. دوباره دل‌ها در شوق پرچم‌های شرهانی و خاکریزهای طلائیه در تپش افتاده است. باز عطر شلمچه و ذکر یازهرا(س) دل‌ها را هوایی و روانه کربلای ایران کرده است.

 

کاروان‌های راهیان‌نور دانشگاه‌های استان اصفهان از بهمن ماه سال جاری سفر خود برای بازدید از مناطق عملیاتی جنوب کشور را آغاز کرده‌اند. برخی از دانشگاه‌های استان به صورت متمرکز با کاروان‌های ناحیه بسیج دانشجویی استان و برخی نیز به صورت مستقل سفرهای زیارتی راهیان نور را برگزار خواهند کرد.

 

در این بین، یکی از نقاط دلنشین و تاثیرگذار سفرهای راهیان نور، دل نوشته های دانشجویان است. دل نوشته هایی که گاهی مسیرها را عوض می کند و سرنوشت های جدید را برای نویسنده و مخاطبان آن فراهم می کند.

 

متن زیر دلنوشته ای از یک تازه مسافر است. مسافری که در عین تجربه هایش در سفر، راهیان برایش جنبه های تازه‌ای دارد و البته برخی جنبه های سفرش نیز تکرار مکررات اشتباه است. اشتباهاتی که شاید امسال و با شعار «راهیان نور با طعم اقتصاد مقاومتی» انتظار می رود اندکی کمتر تکرار شود.

 

آهای راهیان... نورِ شهر اینجا تاریک است

 

دستانی که بالا می آیند، هر بار برای هر اتوبوس و تو جوابشان را می‌دهی مثل خودشان + یک لبخند و می‌پنداری چه حس خوبی داری...!

 

نگاه های شهر به چرخ های اتوبوس و شیشه های پرده کشیده مانده است.هربار صحنه های تکراری!

 

دخترک می‌ماند در کار این مردم اتوبوس نشین. به کجا می‌روند؟ چه چیز را می‌خواهند ببینند؟!

 

پیرمرد نگاهش از روی زمین کشیده می شود به سمت چرخ ها...کجا می‌روند؟ پوزخند زدن به عکسهای شهداست...

 

مگر ما ها را نمی‌بینند؟ پسرک می‌دود...کجا می‌روند؟! اینجا که دیدنی ها بیشتر است! ساده از شهرها می‌گذریم...

 

می‌فهمم نفرت پسرک را...می‌فهمم هجوم سوالات دخترک را...خنده دار است...چند سال است که می آییم و می‌رویم و هنوز مقصد را نمی‌دانیم.

 

من، دلیل این همه نفرتم. تو، دلیل این همه تضادی. ما، همه مقصر این همه تفاوتیم.

 

ساده گذشتیم...ساده، از این همه صدای فقر.. ما حتی توانایی خواستن هم نداریم، که بخواهیم بگردیم دنبال عدالت خواهی.

 

به فکرت رسیده ؟ هر بار آمدنت و نگاه بی تفاوتت چقدر حس بد به مردم شهر تزریق میکند؟!

 

حال خوشت را در کدام خاکریز زیرورو می‌کنی؟! وقتی نفس مادر شهر تنگ می‌شود از این همه محرومیت. "کف انتظار ما از دانشجو عدالتخواهی است. سید علی الحسینی الخامنه ای"

 

فرستنده: زینب سادات حدادی

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات بینندگان
مقداد
Iran (Islamic Republic of)
۲۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۸
انجا دریای نوراست واقعا
0
0
فاطمه
Iran (Islamic Republic of)
۲۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۱
چه نگاهی جالبی .تاحال اینجوری نگاه نکرده بودم.کوتاه بود وتلنگرزننده
0
0
نگار
Iran (Islamic Republic of)
۰۸ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۱
راس میگه. آفرین... ولی کو گوش شنوا
0
0
پربازدیدترین آخرین اخبار