کد خبر:۴۱۳۷۷۲
از گوشه کنار نشریات دانشجویی؛

می‌خواهم بیست ساله باشم...

نوشته زیر متنی بسیار تاثیرگذار از آیات القرمزی، شاعر جوان بحرینی است که به خاطر اشعارش علیه حکومت بحرین، بارها مورد شکنجه‌های سنگین قرار گرفته است.

گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو»، به نقل از نشریه فانوسقه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال: نوشته زیر متنی بسیار تاثیرگذار از آیات القرمزی، شاعر جوان بحرینی است که بخاطر اشعارش علیه حکومت بحرین بارها مورد شکنجه‌های سنگین قرار گرفته است.

 

***

خدا از تو می‌پرسد چند ساله‌ای و تو می‌گویی بیست سال.

 

آن وقت خدا دست تو را می‌گیرد و با خود می‌برد و به تو می‌گوید اینجا لبنان است؛ خوب نگاه کن. آن وقت تو و خدا کناری می‌نشینید و نگاه می‌کنید. خدا به تو می‌گوید:

 

به آن جوان سفیدپوش که داخل آن پاترول نشسته نگاه کن و تو تمام حواست را جمع می‌کنی که خوب ببینی. هر دو نگاه می‌کنید؛ جوان با ماشین به داخل ساختمانی می‌رود که روی‌اش یک علامت ستاره حک شده و چند ثانیه بعد تنها دود سیاهی در آسمان باقی می‌ماند... از خدا می‌پرسی آن جوان چند ساله بود؟ و خدا با لبخند به تو می‌گوید فقط بیست سال!

 

دوباره از تو می‌پرسد راستی گفتی چند ساله‌ای؟ تو این بار کمی آهسته‌تر از قبل، می‌گویی بیست سال. بعد دوباره دست تو را می‌گیرد و به جایی دیگر می‌برد، به فرانسه. دختری را می‌بینی که 2 سالی است که دیگر دانشگاه نمی‌رود. از خدا می‌پرسی چرا او دیگر نمی‌تواند به دانشگاه برود؟  و خدا با غرور می‌گوید: او را بخاطر حجاب و دینش به دانشگاه راه نمی‌دهند. این بار گونه‌های تو از خجالت سرخ می‌شود و تو کمی روسری‌ات را جلوتر می‌کشی و از دست موهایت که دائم بیرون می‌آید عصبانی می‌شوی و از خدا می‌پرسی او چند سال دارد؟  و خدا می‌گوید: فقط بیست سال!!

 

دوباره خدا دست‌هایت را می‌گیرد و به تو می‌گوید گفتی بیست ساله‌ای نه؟

 

و تو می‌گویی فکر کنم، بله.

 

دوباره با خدا همسفر می‌شوی، این بار در خانه‌ای نه چندان بزرگ، جمع کوچکی به زبان آمریکایی چیزی می‌خوانند و تو از خدا می‌پرسی اینجا؟ و او به تو می‌گوید: الان شب جمعه است؛ اینان جوانان ایالت لس آنجلس‌اند که دعای کمیل برگزار می‌کنند. و تو می‌پرسی چه کسی کمیل می‌خواند؟ و خدا به تو می‌گوید آن جوان که گوشه چپ اتاق نشسته را نگاه کن، او یک جوان بیست ساله آمریکایی است...

 

چند دقیقه بعد دوباره خدا می‌پرسد ببخشید شما گفتید چند ساله‌اید؟

 

و این بار تو هیچ نمی‌گویی.

 

در انتها، خدا به تو یک جوان را که با امام زمانش حرف می‌زند نیز نشان می‌دهد؛  او هم بیست ساله بود.

 

خدا تو را به مزار شهدا می‌برد و تو آنجا هزاران بیست ساله می‌بینی.

 

آخرین بار خدا از تو می‌پرسد چند ساله‌ای؟

 

آرام می‌گویی: می‌خواهم بیست ساله باشم...// مطلب "می‌خواهم بیست ساله باشم..." از نشریه شماره ۱۷

 

شما می‌توانید جهت بازدید و دریافت نشریات دانشجویی به سایت پاتوق آزاداندیشی نشریات دانشجویی مراجعه کنید.  

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات شما
کاوه
Iran (Islamic Republic of)
۰۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۶
خیلی قشنگ بود
12
0
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۰
خدایا کمک کن بیست ساله شویم...
6
0
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۳ تير ۱۳۹۴ - ۲۳:۰۴
خیلی زیباست. خیلی.شرمنده شدم از مدل بندگی خودم.
3
0
پربازدیدترین آخرین اخبار