ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد
آخرین اخبار:
کد خبر:۵۶۷۶۷
نقد و تحليل فيلم سينمايي «تنها دو بار زندگي مي كنيم» اثر بهنام بهزادي

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد

فيلم «تنها دوبار زندگي مي كنيم» اثر كم نظير و بديعي در سينماي سال هاي اخير ايران است كه شايد بتوان گفت از جهاتي هم منحصر بفرد است.

محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ بعيد مي نمود و قدري نا متعارف و خاص فضايي كه معلوم بود ملهم از هر چيزي هست غير از روند جاري و مالوف سينماي امروز ايران. قصه اي سهل و ممتنع با روايتي بديع.

مهم اين است كه در فيلم «تنها دوبار زندگي مي كنيم» داستان و فضايي كه اين داستان در آن شرح مي شود گيرايي و تناسب نسبي خود را حفظ كرده اند.

اينكه براي فيلمي درباره خودكشي، آن هم با آن ويژگي ها و تقاطع هاي روايي و شخصيتي، چه ابزار و تصاويري لازم است، خود امر مهم و با اولويتي است براي سازنده.

و «تنها دو بار زندگي مي كنيم، به خوبي توانسته است به اين مهم نائل آيد و فائق. چند ايده در فيلم هست كه قابل توجهند.

يك شخصيت رنجور و بريده در كنار موقعيتي متداخل كه ملهم از تخيل - واقعيتي بكر است در فضايي تيره به روايتي روان و جذاب تبديل مي شود.

داستان جواني به نام سيامك كه از زندگي اش بريده و چيزي جز گذشته تاريك و موقعيت معلق و در هم كنوني برايش موجود نيست.

واكنش او به آنچه بر او گذشته، در تداعي شكست ها و نامرادي ها، در تاريكي زمان و وخامت دوران، او را به نوعي انتقام جويي از خود و ديگران رهنمون مي سازد.

چينش وقايع و ارائه كدهاي داستاني و تلاقي و تداعي وقايع گذشته و خاطرات رنجوري سيامك در پيوند با شخصيت سوررئال شهرزاد، دختري پر نشاط و شور كه با تزريق روحي خلسه آور، فضايي رئال – سوررئال براي سيامك فراهم مي آورد، همگي در خدمت خلق فضايي در مي آيند كه روايت داستاني فيلم و ياريگر شخصيت پردازي آدم هايش مي شود.

مخاطب در حركت ميان اين مسير نه چندان هموار اما خوش گوار تصويري، جا به جا، يادآوري هاي داستاني و القائات صحنه اي، به آدم اصلي فيلم نزديك مي شود و او را با همه فراز و فرودهايش در مي يابد.

آنچه فضاسازي هاي فيلم «تنها دو بار زندگي مي كنيم» را قابل ارج مي سازد همان دقت و تدبيري است كه در تلفيق اجزاء آن به كار رفته است كه به واقع موقعيتي خطير و تلاشي در خور است با نتيجه اي قابل قبول.

ريتم خوب فيلم در كنار بازي جذاب شخصيت اصلي اش در همراهي با آن شاهزاده كوچولوي بشاش و دوست داشتني كه جابه جا حضوري تكان دهنده و تحريك كننده براي سيامك دارد، مجموعه اي فراهم مي آورد كه كمتر در سينماي ايرن شاهدش بوده ايم. ريتم و ميزانسن خوب و متناسب را مي توان از همان سكانس هاي آغازين فيلم ديد.

همان صحنه ميني بوس قراضه و مسافران و راننده كه به خوبي نمايانگر خونسردي عصب ناك و رخوت وحشت آور آدمي بود كه نه با مسافرانش كاري هست و نه با ماشين و حتي خودش.

يادم مي ماند كه آن سكانس ميني بوس و درگيري لفظي آن دو مسافر خانم و آقا، چقدر خوب و درست از آب در آمده بود.

فيلم «تنها دوبار زندگي مي كنيم» اثر كم نظير و بديعي در سينماي سال هاي اخير ايران است كه شايد بتوان گفت از جهاتي هم منحصر بفرد است.

قوتي كه در شخصيت پردازي اين فيلم با استفاده از همه ابزارها و مولفه هاي بصري و صحنه آرايي هاي در خدمت مضمون هست نوعي تلاش خارج از محدوده ننگ و تاريك سينماي رخوت زده و كم مايه امروز ايران مي ماند كه قابل اوج و ستايش است.

اينكه «تنها دو بار زندگي مي كنيم» علاوه بر ارائه تصويري سينمايي، آن هم با قوت و قدرتي در خور از مضمون و محتوايش، توانست مخاطب را با دنياي شخصي و فرديت آدمي به نام سيامك آشنا كند و در جريان روند گذشته و حال و تصميم آينده زندگي او قرار دهد به نحوي كه نوعي خويشتن پنداري جدي و جذاب، براي او فراهم آيد، دستاوردي مهم براي يك فيلم سينمايي است.

بهنام بهزادي در تنها دوبار زندگي مي كنيم به عنوان اولين تجربه سينمايي اش، فضايي لذت بخش و بينش مندي را به لحاظ نرم افزار و سخت افزار سينمايي، به مخاطب خود هديه كرد كه مي تواند و بايد نويد بخش آينده و تجربه هاي ارزشمندتري از او براي تماشاگر به حساب آيد و به اميد نشاند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار