نقش جمعيت فداييان اسلام در نهضت ملي شدن نفت
آخرین اخبار:
کد خبر:۶۳۱۱۳
محمدمهدي سيفي/

نقش جمعيت فداييان اسلام در نهضت ملي شدن نفت

نواب صفوي در آن دوران كه بيگانگان بر سر خوان گسترده ملت ايران نشسته و از اين سفره گسترده به ديگران نيز بذل و بخشش مي كردند، شجاعانه قيام كرده و موفق گرديد به عنوان بازوي اجرايي نهضت ملي نفت نقش مؤثري به انجام رساند.

مقدمه
بيش از نيم قرن از آغاز جمعيت فداييان اسلام و ملي شدن صنعت نفت در ايران مي گذرد.

جمعيت فداييان اسلام كه به عنوان يك تشكيل سياسي – مذهبي در سال 1324 هـ ش به رهبري شهيد نواب صفوي بنيان گذاري شده است توانست با طرح و تنظيم برنامه اي روش مدون و با رويكرد جديد در مبارزه با استبداد و استعمار و بسياري از تحولات دهه سي به ويژه نهضت ملي شدن صنعت نفت تأثيرات فراواني از خود برجاي گذارد.

اين جمعيت به رهبري نواب صفوي، خواستار مشاركت و دخالت در تمامي امور جاري كشور و احياي حقوق و آزادي هاي فردي و اجتماعي و سياسي آحاد انسانهاي جامعه در حيطه قوانين اسلامي بود.

با وجود چنين نقشي براي جمعيت فدائيان در تاريخ معاصر كشورمان، نواب صفوي، در آن دوران كه بيگانگان بر سر خوان گستردة ملت ايران نشسته و از اين سفرة گسترده به ديگران نيز بذل و بخشش مي كردند، شجاعانه قيام كرده و موفق گرديد به همراه ياران خود از يك سو به مبارزه با رژيم پهلوي و دولت مردان وابسته بپردازد و از سوي ديگر به عنوان بازوي اجرايي نهضت ملي نفت نقش مؤثري به انجام رساند.

مجموعه اي كه از نظرتان مي گذرد شرح بخشي از مبارزات سياسي و نقش جاويدان و درخشان جمعيت فداييان اسلام در جريان ملي شدن صنعت نفت مي باشد كه مورد تجزيه و تحليل تاريخي قرار گرفته است.

بازخواني تاريخي نهضت ملي نفت

مهمترين عاملي كه تفكرملي كردن نفت در كشور را فراگير كرد، اشغال ايران در جنگ جهاني دوم توسط متفقين بود. كشورهاي اشغال گر – انگليس و شوروي و در نهايت آمريكا – جهت دخالت و تصرف منابع نفتي كشور به رقابت با همديگر پرداختند. همين موضوع، باعث ايجاد رقابت داخلي بين هواداران آنها به ويژه در بين نمايندگان مجلس شوراي ملي و تصويب قوانيني شد كه نهضت را نهادينه ساخت. وابستگان كشور شوروي به ويژه كمونيست ها تلاش مي كردند تا امتيازهاي مختلف نفتي را به طور كامل به اين كشور اعطاء نمايند از سوي ديگر طرفداران كشور انگليس در تكاپوي عدم دسترسي كشور شوروي بر منابع نفتي ايران بودند. گروه ديگري نيز تحت عنوان «نخبگان» تلاش مي كردند تا نفوذ آمريكا در كشور را يك آزادي خواه و ضد استعمار باز نمايند. گروه اندك ديگري نيز بودند كه با نفوذ هر قدرت خارجي مخالف و به سيتر با اين سه ابرقدرت برخاسته بودند.

براي اولين بار، در سال 1323 و در دوره چهاردهم مجلس شوراي ملي، دكتر محمد مصدق با احتياط نسبت به تمامي جوانب امر، ابتدا توسط يكي از نمايندگان رضايت سفير شوروي را جلب و طرحي را در زمينه «تحريم اعطاي امتيازات نفتي به كشورهاي خارجي» تهيه و در يازدهم آذرماه سال بيست و سه با اكثريت آرا به تصويب نمايندگان مجلس رساند. با تصويب اين طرح، رقابت چپ گرايان و راست گرايان در مجلس شدت گرفت. به طوري ك فرداي آن روز هنگامي كه رحيميان – نماينده چپ گراي مردم قوچان – طرحي را «به اين دليل كه قرارداد 1933 م (معروف به فرار دادرسي) در زمان ديكتاتوري منعقد شده و فاقد ارزش قانوني است» تهيه و تقاضاي لغو آن را از نمايندگان مي خواهد، دكتر محمد مصدق با اين پيشنهاد مخالفت مي كند. اين موضوع با تعجب رحيميان همراه مي شود، به طوري كه خطاب به مصدق مي گويد: «آقاي دكتر، شما كه طرح مفيد ديروز را راجع به عدم اعطاي هرگونه امتياز به خارجي ها پيشنهاد كرديد و تصويب شد، اكنون بايد اولين كسي باشيد كه اين طرح را امضاء كنيد.» علي ايحال اگرچه اين طرح نمايندگان چپ گراي مجلس، به علت مخالفت نمايندگان راست گراي راي نياورد، اما زمينه ساز تشديد رقابت نمايندگان مجلس در جهت تأمين منافع ابرقدرت ها و همچنين روند قانوني كردن ملي شدن نفت شد.

اما اقدام بعدي درجهت ملي كردن صنعت نفت در زمان فعاليت مجلس پانزدهم و با تصويب ماده واحده مورخ بيست ونه مهر سال 26 كه در يكي از بندهاي آن «دولت را موظف ساخته بود دربارة امتيازهاي موجود به خصوص شركت نفت جنوب براي احقاق حق ملت ايران، اقدامات لازم را به عمل آورد به انجام رسيد. تصويب اين بند سرنوشت ساز عامل تغيير و تحولات فراوان در تاريخ ايران و زمينه ساز حضور مذهبيون درجهت ملي شدن صنعت نفت گرديد.

در اواخر عمر دوره پانزدهم مجلس شوراي ملي، مذاكراتي بين نمايندگان دولت وقت و شركت نف ايران و انگليس به منظور تجديد نظر در قرارداد 1933 م به انجام رسيد و سبب ساز انتقاد موافقت نامه اي به امضاي نمايندگان دو كشور معروف به قرارداد الحاقي گس – گلشاييان شد. اين قرارداد كه هيچ يك از حقوق صنايع شده ايران را تأمين نمي كرد، با مخالفت شديد نمايندگان اقليت مجلس شوراي ملي مواجه گرديد. به طوري كه اقليت از يك سو موفق شد از تصويب اين قرارداد جلوگيري كند و از سوي ديگر با آگاهي افكار عمومي از چپاول منابع نفتي توسط كشورهاي استعمارگر و اعطاي امتيازهاي نفتي مختلف به آن كشورها، مبارزه از حالت پارلماني به يك جهاد ملي تبديل شده و پاي روحانيت سياسي شيعه را به صحنه مبارزه باز كند.

از آن دوران آيت الله كاشاني كه به عنوان نماينده روحانيت سياسي شيعه به شمار مي رفت در خطبه هاي نماز باشكوه عيد فطر كه در صحراي دولاب اقامه كرد، از دولت هژير كه بتازگي شروع به كار نموده بود و همچنين كشور استعمارگر انگلستان به شدت انتقاد كرد و «اعلام داشت كه ملت مسلمان ايران تا قطع كامل ايادي استعمار انگلستان و استيفاي حقيقي و جدي حقوق ملت ايران از شركت غاصب نفت جنوب به مبارزه سرسختانه خود ادامه داده و در راه تحقق بخشيدن به اين هدف مقدس مذهبي و ملي از هيچ گونه فداكاري خودداري نخواهند كرد.» همچنين آيت الله كاشاني، در اوايل بهمن ماه همان سال (1327) طي اعلاميه اي شديد الحني عليه شركت نفت ايران و انگليس، خواستار لغو هرگونه امتياز نفتي به كشورهاي خارجي شد.

مطرح نمودن چنين موضوعاتي در جامعه توسط آيت الله كاشاني، باعث روشنگري هرچه بيشتر مردم و نگراني رژيم پهلوي گرديد. رژيم كه تاب استقامت در برابر اين گونه موضع گيريهاي صريح آيت الله كاشاني را نداشت، بلافاصله پس از ترور محمدرضا پهلوي در پانزدهم بهمن ماه، بدون هيچ گونه دليلي آيت الله كاشاني را دستگير و به لبنان تبعيد كرد. آيت الله كاشاني طي بيانيه اي از لبنان، از مردم ايران خواست «راضي نشوند نفت را كه بايد عمده اصلاح بيچارگي اين ملت لخت و گرسنه شود به رايگان به نفع اجنبي داده شود و شركت نفت علاوه بر آن چه از گذشته داده است و مي خواهد پايمال كند، سعي دارد تمامي اراضي نفت خيز جنوب كشور را كه جزء امتيازش نيست در قرارداد جديد – گس گلشاييان – جزء امتيازاتش نمايد.» در حقيقت آيت الله كشاني از بنيان گذاران نهضت ملي نفت محسوب مي شود وي با نفوذ و محبوبيتي كه در كشورهاي اسلامي داشتند توانستند حق ملل مسلمان جهان را به پشتيباني از مبارزات ملت ايران دعوت نمايند.

نقش فداييان اسلام در ملي شدن صنعت نفت

جمعيت فداييان اسلام كه همواره به عنوان يك جمعيت مبارز، در راه اهداف متعالي اسلام انجام وظيفه مي كردند، اين بار نيز تصميم گرفتند كه درحساس ترين مسئله سياسي كشور و همگام با ديگران، از ثروت ملي كشور حفاظت نموده و سرنوشت آن را خود بر عهده بگيرند. از آنجا كه در دوره شانزدهم مجلس صنعت نفت ملي اعلام گرديد، ضرورت دارد در ابتداي مبحث اشاره اي مختصر به عملكرد جمعيت فداييان در جريان برگزاري انتخابات اين دوره شود.

با شروع شدن انتخابات دوره شانزدهم مجلس، هژير – وزير دربار- كه در صدد جلوگيري از انتخابات نمايندگان انتخابي مردم كه در حقيقت مخالف قرارداد الحاقي بودند، بر فعاليت هاي غيرقانوني خود افزود، تا از اين طريق دين خود را به اربابان استعمارگر به ويژه انگليسي ادا كرده باشد، با تخلفاتي كه در جريان شمارش آراء انتخاباتي صورت گرفت، اعضاي جبهه ملي كم كم از ليست خارج و جزء اقليت مجلس قرار گرفتند.

اما جمعيت فداييان اسلام كه مي دانستند تقلب در انتخابات همه چيز اين مملكت را بر باد خواهد داد و ملت بايد بهاي سنگيني را در اين مورد بپردازد، تصميم به ابطال انتخابات گرفتند و اين امر ميسر نبود مگر با از بين بردن مهره اصلي اين ماجرا يعني عبدالحسين هژير داوطلب انجام اين ترور يكي از اعضاي برجسته جمعيت فداييان اسلام – سيد حسن امامي- شد. امامي معتقد بود، اگر انتخابات دوره شانزدهم منجر به تصويب قرارداد الحاقي شود، حيثيت ملي و ارزش هاي معنوي ملت ايران خدشه دار خواهد شد. بنابراين احساس كرد با از بين بردن هژير، انتخابات باطل و قرارداد نيز به تصويب نخواهد رسيد. لذا در روز دهم عاشورا – سيزده آبان 28 – هژير، هدف گلوله امامي قرارگرفت و ترور شد. «كشته شدن هژير كه عامل اصلي انتخابات دوره شانزدهم بود و افتضاحي كه در انتخابات غالب نقاط خصوصاً در تهران شده بود، انگليس ها و عوامل آنها يعني دولت وقت و انجمن مركزي را ناگزير كرد كه انجمن مركزي تهران با آن كه چند نفر از آنها در ليست دولتي بود راي به ابطال انتخابات بدهند.»

با ترور هژير، انتخابات باطل و صفوف مردم نيز تقويت و متشكل تر شد و آنان براي پيروزي در انتخابات براي بار دوم اميدوار شدند.

سرانجام پس از مدتي پيش زمينة انتخابات بعدي فراهم و جمعيت فداييان اين بار نيز به صورت غير مستقيم و شبانه روزي وظيفه پاسداري از صندوق ها را بر عهده داشت و انجمن نظارت بر انتخابات تهران در روز 22 فروردين 29 نتايج قطعي انتخابات دوره در حوزه تهران را اعلام و افراد زير اكثريت آرا را به دست آوردند:

محمد مصدق، مظفر بقايي، حايري زاده، آيت الله كاشاني، عبدالقدير آزاد، جمال امامي، علي شاگيان، محمود نريمان، سيدمحمدصادق طباطبايي و جواد مسعودي.

بدين ترتيب، با همكاري همه جانبه جمعيت فداييان اسلام، اعضاي جهبه ملي كه در دوره پانزدهم تعدادي از آنها به عنوان وكلاي اقليت بودند – راهي مجلس شوراي ملي شدند. در اين دوران كه حسنعلي منصور – عامل وابسته انگليس – نخست وزير بود از يك سو قرارداد الحاقي را جهت تصويب به مجلس تقديم كرد و از سوي ديگر آيت الله كاشاني را كه در تبعيد به سر مي برد به منظور جلب حمايت مذهبيون، از وي دعوت كرد كه به ايران بازگردد.

آيت الله كاشاني يك هفته پس از ورود خود، طي پيامي به مجلس به خاطر طرح بحث قرارداد الحاقي در مجلس توسط منصور به انتقاد پرداخت و اعلام داشت «اكنون نيز بنا به تكليف ديني و ملي و وظيفه اجتماعي بار ديگر به وسيله مجلس شواري ملي عقايد ملت ايران را در چند جمله به سمع عالميان مي رسانم، اولاً، نفت ايران متعلق به ملت ايران است و به هر ترتيبي كه بخواهند نسبت به آن رفتار مي كنند و قرارداد غيرقانوني كه با اكراه و اجبار تحميل شود هيچ نوع ارزش قضايي ندارد و نمي تواند ملت ايران را از حقوق مسلم خود محروم كند.» آيت الله كاشاني با طرح شعار «نفت ايران متعلق به ملت ايران است» انديشه ملي شدن نفت را در بين نمايندگان، مطبوعات و علما شعله ورتر ساخت و حسنعلي منصور نيز با توجه به مخالفت هاي مردم و آيت الله كاشاني به ناچار در پنجم تير سال 1329 استعفا كرد و شاه حاجعلي رزم آرا را جايگزين وي كرد.

علي رغم مخالفت صريح آيت الله كاشاني، نمايندگان جبهه ملي و جهت فداييان اسلام با نخست وزيري رزم آرا، نمايندگان مجلس در روز سيزدهم تيرماه، نود و سه راي مثبت به نخست وزيري رزم آرا دادند. مهمترين مأموريت دولت رزم آرا، تصويب لايحه الحاقي قرارداد گس – گلشاييان در مجلس شوراي ملي بود. «رزم آرا در واقع قبل از روي كار آمدن، با هر سه دولت استعمارگر روس و انگليس و آمريكا به توافق رسيده بود. با روسها در مورد لغو و انحلال حزب توده و رسميت بخشيدن به آن حزب و همچنين تصويب امتياز نفت شمال را كه قوام نتوانسته بود به تصويب مجلس برساند و اين كه وسايل فرار سران حزب توده را از زندان مهيا كند.

به انگليس ها قول داده بود مانع از ملي شدن نفت شود و فقط تغييراتي در وضع قرارداد بدهد. به آمريكا هم قول داده بود كه اگر تغييري در وضع شركت نفت به وجود نيامد، سرزمين هايي را كه در حال حاضر شركت نفت از آنها استفاده مي كند، از شركت نفت بگيرد و در اختيار كمپاني هاي نفتي آمريكا بگذارد.» اگرچه رزم آرا در اوايل دوران نخست وزيري نسبت به لايحه گس گلشاييان اظهارنظر صريحي نداشت و سياست دفع الوقت را در پيش گرفته بود، لهذا جبهه ملي كه از آغاز نهضت، هدايت مبارزات مردم عليه شركت نفت جنوب را بر عهده داشت، دولت رزم آرا را به علت مسامحه و وقت گذراني در مهرماه سال 29 مورد استيضاح قرار داد و دولت در پاسخ استيضاح كنندگان صراحتاً موافقت خود را با قرارداد الحاقي اعلام و از آنها دفاع كرد.

از اين رو در روز 27 مهر، اكثريت نمايندگان مجلس به استيضاح اقليت راي به سكوت داد. اما كميسيون نفت كه در آخرين روزهاي نخست وزيري منصور، در مجلس تشكيل شده بود – در روز بيست و ششم آذرماه با اين قرارداد مخالفت كرد و لايحه مذكور را به دولت مسترد داشت و بدين ترتيب قرارداد گس – گلشاييان از دور كار خارج شد.

در اين مقطع حساس جمعيت فداييان اسلام، پس از آگاهي از تصميم كميسيون نفت، در تظاهراتي عليه شركت نفت و دولت رزم آرا، پشتيباني خود را از نمايندگان اقليت مجلس اعلام داشتند. همچنين بسياري از  شخصيت هاي مذهبي و مراجع تقليد از جمله آيت الله كاشاني، آيت الله سيدمحمدتقي خوانساري، حاج شيخ محمدرضا كلبادي، آيت الله سيدعلي بهبهاني، آيت الله گلپايگاني و نيز جرايد و مطبوعات ملي و آزادي خواه، مردم را به مبارزه براي ملي كردن صنعت نفت دعوت كردند. اما رزم آرا همچنان بر موضع خود مبني بر مخالفت با ملي شدن نفت اصرار داشت و آن را حتي نوعي خيانت به كشور مي دانست.

همان طور كه در سوم دي ماه در جلسه خصوصي مجلس شوراي ملي، مي گويد «چون اين موضوع مسئوليت بسيار شديدي در پيشگاه تاريخ و در مقابل ملت ايران ايجاد مي نمايد. لذا ايران داراي آن قدرت صنعتي نيست كه به خودي خمود استخراج نفت نموده و در بازارهاي دنيا شخصاً به فروش برساند.» وي حتي روزي كه براي دفاع از لايح الحاقي به مجلس آمده بود طي نطقي گفت: «ايراني لياقت لو لهنگ – آفتابه گلي – ساختن را ندارد، چگونه مي خواهد صنايع نفت خود را اداره كند؟» اين گونه اهانت هاي صريح رزم آرا كه موجي از انزجارهاي عمومي را به دنبال داشت، موجب شد تا آيت الله كاشاني و جبهه ملي با ارسال پيغامي به نواب صفوي، از جمعيت فداييان اسلام براي حل قضيه ملي شدن صنعت نفت و سركوب رزم آرا درخواست كمك نمايد.

آنها در ملاقاتي كه در منزل حاج محمود آقايي – تاجر معروف تهراني – با نواب داشتند، از وي خواستند تا با يك حركت انقلابي، سد راه حكومت ملي رزم آرا را از ميان بردارند. آنها معتقد بودند كه شاه فعلاً خطرناك نيست و همه كارها زير سر رزم آرا است. اگرچه نواب و جمعيت فداييان با اين ايده نمايندگان جبهه ملي موافق نبوده و مشكل اصلي ايران را تنها در وجود شاه مي ديدند و نظرشان مبارزه رودررو با دربار بود، سرانجام تسليم راي و نظر مخالفانشان در اين جلسه شدند.

سرانجام نواب با يك شرط اين پيشنهاد را پذيرفت، شرط نواب همان آرمان هميشگي اش بود «اجراي احكام اسلام و بنيان گذاري حكومت اسلامي» آنها نيز قول دادند كه در صورت به دست آوردن حكومت خواسته هاي نواب را عملي سازند. حتي متعهد شدند در اولين روز فرصت و قدرت طبق قانون اساسي كه هرگونه قانون مخالف اسلام را ملغي دانسته و حكم به اجراي احكام اسلامي كنند و به اجراي قوانين اسلامي بپردازند.

شهيد نواب دو روز پس از اين نشست، جلسه اي را جهت بحث و بررسي اوضاع كشور با آيت الله كاشاني تدارك ديد كه در اين جلسه نيز آيت الله كاشاني فتواي قتل رزم آرا را صادر كرد. و بدين طريق جمعيت فداييان اسلام گام مؤثر ديگري را درجهت پيشبرد نهضت ملي شدن نفت برداشتند. از اين رو پس از ائتلاف تمامي فعالان نهضت ملي نفت، درجهت از بين برداشتن رزم آرا، قرار بر اين شد كه يپش از ترور با وي اتمام حجت نمايند.

لذا جمعيت فداييان اسلام با صدور اعلاميه هاي پي در پي، گردهمايي بزرگي را در تاريخ يازدهم اسفند 29 در مسجد شاه (امام خميني) برگزار كردند. در اين اجتماع بزرگ مردمي عبدالحسين واحدي – مرد شماره دو جمعيت فداييان – دخالت حكومت هاي انگليس، شوروي و آمريكا را در امور داخلي مردم ايران به شدت محكوم و اعلام داشت: نفت ايران متعلق به مردم ايران است و هيچ بيگانه اي حق طمع در ثروت اين مرز و بوم را ندارد، اكثريت وكلاي مجلس، نماينده واقعي اين ملت نيستند. همچنين در اين سخنراني ضمن تهديد رزم آرا به صراحت اعلام كرد «اگر چنانچه تا سه روز ديگر خودت كنار نروي، ترا كنار خواهيم فرستاد.»

متعاقب اين گردهمايي و سخنراني، در شانزدهم اسفند 29 هنگامي كه رزم آرا براي شركت در مجلس ختم آيت الله فيض – از مراجع قم – تصميم ورود به صحن مسجد سپهسالار را داشت، با شليك سه گلوله از سوي خليل طهماسبي – از ياران باوفاي نواب و جمعيت فداييان اسلام – به قتل رسيد. طهماسبي بلافاصله با فرياد الله اكبر به سمت حياط مسجد رفت كه توسط مأمورين شهرباني دستگير شد.

از قتل رزم آرا تا ملي شدن نفت

پس از قتل رزم آرا، اختلاف در ميان سردمداران نهضت ملي آشكار شد، زيرا فداييان اسلام با رژيم به منظور اجراي احكام اسلام و برقراري حكومتي اسلامي مي جنگيدند، آيت الله كاشاني براي بيرون راندن انگليس مبارزه مي كرد و جبهه ملي براي رسيدن به قدرت و برقراري حكومتي ليبرال با رژيم درگير بود. گرچه اين اختلافات اصولي از همان آغاز نهضت بين نواب – رهبر فداييان – و مصدق – رهبر جبهه ملي – وجود داشت لكن در مقطع ملي شدن صنعت نفت به اوج خود رسيد.

از مصاديق مهم اين اختلافات تفاوت راهبردي آن دو در مبارزه براي ملي شدن نفت بود. مرحوم نواب معتقد بود كه اگر ما حكومت اسلامي را اعلام كنيم، نفت به خودي خود ملي مي شود. اما مصدق طرفدار سياست موازانه منفي بود. وي در جريان مبارزات ملي شدن نفت، سعي مي كرد يك دولت خارجي را به دست دولت خارجي ديگري بيرون كند در حالي كه نواب اصلاً هر دولت بيگانه اي را نفي مي كرد.

اما جرقه اولين اختلاف جبهه ملي و فداييان با نحوه انعكاس قتل رزم آرا شروع شد. در حالي كه طرفداران مصدق و جبهه ملي در روزنامه هاي وابسته به خود سعي داشتند قتل رزم آرا را نشأت گرفته از حس ميهن پرستي طهماسبي قلمداد نمايند، جمعيت فداييان اسلام به شدت با اين موضوع مخالفت داشت. برداشت فداييان از اقدام جبهه ملي اين بود كه آنان چندان تمايلي به عظمت اسلام ندارند و اول راه پيمان شكني مي كنند و همچنين مي خواهند به اين عمل كنند. با باور به اسلام شكل گرفته، رنگ ملي گرايانه بدهند.

علي رغم اين موضوعات اختلافي، در تاريخ 17 اسفند 29 كميسيون نفت، به اتفاق آرا ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور را تصويب كرد. روز بيست و نهم اسفند نيز مجلس سنا راي مجلس شوراي ملي را تاييد كرد. اين خبر توام با خبر ترور رزم آرا به عنوان مهمترين واقعه روز در سراسر جهان انتشار يافت و لندن را سخت نگران و متضرر كرد زيرا درپي انتشار خبر مزبور بهاي سهام شركت نفت انگليس به شدت كاهش يافت. همچنين قتل رزم آرا كشورهاي اروپايي و استعمارگر را كه به نوعي از اين مسئله بهره برداري مي كردند به تلاطم انداخت به طوري كه روزنامه تريبون دوناسيون نوشت «در نتيجه قتل رزم آرا بهاي سهام شركت نفت تنزل كرده است. درياداري انگلستان و اينتلجنت سرويس برابر اين حادثه ميليون ها دلار متضرر شده اند.»

با قتل رزم آرا شاه سمت نخست وزيري را در تاريخ بيست و هشت اسفند بيست ونه به حسين علاء سپرد كه اين امر با مخالفت نواب روبرو شد. وي پس از اخذ رأي اعتماد از مجلس، مجدداً لايحه نفت را درمجلس مطرح كرد كه تمامي نمايندگان با اتفاق به ملي شدن صنعت نفت راي دادند. مجلس همچنين در ثبت بيست و نهم اسفند به حكومت نظامي راي داد كه عمده هدف حكومت نظامي دستگيري جمعيت فداييان اسلام قرار داشت كه تعدادي از آنان نيز دستگير شدند.

اما حسين علاء پس از دو ماه اعلام كرد چون قدرت اجراي ملي شدن نفت را ندارد از سمت خود استعفا و دكتر مصدق با پيشنهاد رئيس و طرفداري آيت الله كاشاني و به پشتيباني مردم در روز 12 ارديبهشت سال 30 با 99 راي از مجموع 102 راي مجلس پست نخست وزيري را احراز كرد.

در ابتداي امر، دكتر مصدق مسئله ملي شدن نفت را در راس امور قرار داد و بر اين نكته تاكيد بسيار داشت و با توجه به تمامي فشارها و مشكلات همچنان به تلاش خود براي تصويب لايحه ملي شدن نفت ادامه داد و به همين منظور نيز طي يك مسافرت خارج از كشور در تاريخ چهاردهم مهر سال 30 در شوراي امنيت و دادگاه لاحه از حقوق ايران در اين زمينه دفاع كرد كه نتيجتاً شوراي امنيت بر سر اين مسئله به نفع ايران راي صادر كرد.

از طرفي پس از به قدرت رسيدن مصدق، جمعيت فداييان اسلام بر اين باور بودند كه حتي تعدادي از اعضاي اين جمعيت كه در دوران علاء بازداشت شده بودند آزاد خواهند شد و مصدق و جبهه ملي بر عهد و پيمان خود – اجراي احكام اسلام – نيز پايبند باشند. در صورتي كه نه تنها چنين نشد، بلكه دولت مصدق شب سيزدهم خرداد، نواب را دستگير كرد.

فرجام سخن اين كه با نقش آفريني فداييان اسلام اقلام شهادت طلبانه شهيد امامي در ترور هژير، نمايندگان جبهه ملي توانستند در مجلس شانزدهم راهيابي نمايند و با قتل رزم آرا توسط يكي ديگر از ياران باوفاي اين جمعيت مانع ديگري در راه ملي شدن نفت را برداشته، دربار را با تمام اميدهايي كه نسبت به آمريكاييان براي حفظ سلطه خود داشت شكست داده، مجلسين شوراي امنيت و سنا را در برابر خود  تسليم نمايند و پايان دخالت كشورهاي خارجي در زمينه نفت را رقم زدند و به عنوان بازوي اجراي نهضت ملي نفت نقش مؤثر خود را به انجام رسانده و برگي از صفحات سراسر افتخار تاريخ ايران را براي هميشه به نام خود به ثبت برسانند.

 منابع

1. روح الله حسينيان، بيست سال تكاپوي اسلام شيعي در ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1381، صفحه 67 – 66
2. روح الله حسينيان، همان منبع، صفحه 79
3. ماهنامه ياران شاهد، ويژه نامه سرداران و سردمداران، شماره 2، دي ماه 1384، صفحه18
4. صورت مذاكرات مجلس شوراي ملي، 12/9/1323
5. روح الله حسينيان، همان منبع، صفحه 87
6. شمس قنات آبادي، خاطرات، سيري درنهضت ملي شدن نفت، تهران، مركز بررسي اسناد تاريخي، 1377، صفحه 62
7. حسين ملكي، استيضاح حسين ملكي، بقايي، حائري زاده از دولت محمدساعد، تهران، نشر اميركبير، 1357، صفحه 8
8. دهنوي،محمد، مجموعه اي از مكتوبات، سخنراني ها و پيام هاي آيت الله كاشاني، جلد 1، تهران، نشر چاپ پخش، 1361، صفحه 57
9. حسين ملكي، خلع يد و كتاب سياه، جلد سوم، تهران، انتشارات نو، 1360، صفحه 16
10. مجدالدين معلمي، سربداران بيدار، قم، مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، 1380، صفحه 50
11. دهنوي، محمد، پيشين، صفحه 71
12. ناگفته ها، خاطرات شهيد حاج مهدي عراقي، تهران، چاپ ديبا، صفحه 59
13. داود اميني، جمعيت فداييان اسلام، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1381، صفحه 196
14. ناگفته ها، همام منبع صفحه 69 – 65
15. پيترآوري، تاريخ معاصر ايران، همان صفحه 401
16. خواندني ها، سال 16، شماره 19
17. سحابي، ويژه نامه اطلاعات، 17 دي ماه 1359
18. خوش نيت، سيدحسين، سيدمجتبي نواب صفوي، انديشه ها، مبارزات و شهادت او، منشور برادري، 1360، صفحه 52
19. سيدمحمد واحدي، خواندني ها، سال 16، شماره 17
20. ناگفته ها، همان منبع صفحه 73 – 72
21. خوش نيت، همان منبع، صفحه 54
22. روح الله حسينيان، پيشين، صفحه 316
23. ماهنامه ياران شاهد، شماره 2، دي ماه 84، صفحه 18
24. روح الله حسينيان، پيشين، صفحه 319
25. روزنامه فرانسوي تريبون دوناسيون، 21/12/1329
26. ناگفته ها، صفحه 95 – 94 و 87- 86
27. خوش نيت، همان منبع، صفحه 124
28. جعفر مهدي نيا، زندگي سياسي رزم آرا، تهران، نشر پاسارگاد، 1363، صفحه

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار