کد خبر:۶۴۹۶۳۰
یادداشت/
بررسی وضعیت داعش در عراق و سوریه
مهمترین مسئله بحث شاکله فکری و ایدئولوژیکی است همانند گروه طالبان که درسال ۲۰۰۱ امریکا حمله کرد و قدرت خودشان را از دست دادند، اما کماکان در داخل جامعه افغانستان وجود دارند.

گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، نرجس بهشتی؛ داعش در عراق و سوریه شکست خورده، اما این امکان وجود دارد که همانند گروههای تروریستی دیگر ازمکانی به مکان دیگر یا ازحرکتی به حرکتی دیگرمنتقل شود.
داعش قبل ازاین که سازمان نظامی یا تشکیلاتی سیاسی باشد یک تفکر واندیشه است. اندیشهای که نمیتوانیم باشکست درمحدوده سرزمینی این ادعاراداشته باشیم که تفکر ازبین رفته اینکه درجغرافیای سرزمینی باکمک دیگر کشورها توانستیم داعش راشکست بدهیم کاملا مورد قبول است، اما تازمانی که ریشهها و سر منشا این تفکر ازبین نرود قطعا نمیتوان خوش بین بود که شاخهی نظامی آن ازبین رفته است.
این ریشههای فکری_عقیدتی که ریشه اصلی این تفکر عربستان و وهابیت است تازمانی که کمکهای مالی و نظامی و ... خودراقطع نکنند ماشاهد یک گروه تروریستی دیگر درمحدوده سرزمینی دیگر هستیم مانند کشورهایی که دچار بی ثباتی سیاسی اند یا دولت هایی که پایدارنیستند و دچار انواع بحرانها میباشند.
اما مهمترین مسئله بحث شاکله فکری و ایدئولوژیکی است همانند گروه طالبان که درسال ۲۰۰۱ امریکا حمله کرد و قدرت خودشان را ازدست دادند، اما کماکان در داخل جامعه افغانستان وجود دارند.
درست است که از صحنه سیاسی دور شدند، اما در صحنه اجتماعی حضور دارند و این تفکرو اندیشه ازبین نرفته است. دولتمردان، سیاست مداراران و جریانهای سیاسی به این امر واقف اند که باوجود اینکه ماتوانستیم داعش را ازصحنه سیاسی عراق و سوریه خارج کنیم، اما کماکان این آمادگی وجود دارد که ممکن است دراینده این تفکر سر بگیرد و گام بعدی دولت سازی و حمایتهای بین المللی ومردمی، ساختار دولت و ارتش مرکزی قوی هستیم که زمینه را ازبین ببرد.
مدیریت بعد ازبحران مسئله مهمی است اندیشه باید ازبین برود کشورهای عربستان و قطر که کشورهای حامی داعش هستند باید توسط سازمان بین الملل محدود گردند. هدف کشورهای حامی سرنگونی بشاراسد، تضعیف محور مقاومت، ایران و حزب الله و ... است.
با آوردن داعش ایران را درگیر اتفاقات منطقه کردند که قدرت ایران را تضعیف کنند، اما برخلاف تصور نفوذ ایران در منطقه افزایش پیداکرد.
امروزه برخلاف گذشته که تصور میشد با امیدواری برقدرت سیاسی و نظامی کنترل منطقه را میتوان به دست گرفت، نظریه سازه انگاری بیان میکند که در کنار ساختار مادی، ساختارهای غیرمادی هم تاثیرگذارند وایران فقط برگرفته از ساختارنظامی نیست، قدرت ایدئولوژیک، فکری و ... تاًثیر خودرادارند.
پس ممکن است داعش در قالب تفکر، حرکت ویاکنش در اشکال دیگر خودش را نشان دهد مانند القاعده، طالبان و... که امچنان در افغانستان حضور دارند ازلحاظ تاریخی مشکل دارند، اما حضور تفکراتی دارند میتوان گفت: حالت مک دونالدی دارند شعبه میزنند ازیک مکان به مکان دیگر. (افغانستان، افریقا، عربستان)
یاحالت تل ماسهای دارند هرجا را مساعد ببینند حرکت میکنند. پس وظیفه ما برای مدیریت بحران این است که اولا درون ساختار سیاسی کشورها به صورت دراز مدت ارتش و دولت قوی تشکیل شود و ازطرف دیگر جلوی ریشههای فکری و حمایتهای مالی و. گرفته شود
داعش قبل ازاین که سازمان نظامی یا تشکیلاتی سیاسی باشد یک تفکر واندیشه است. اندیشهای که نمیتوانیم باشکست درمحدوده سرزمینی این ادعاراداشته باشیم که تفکر ازبین رفته اینکه درجغرافیای سرزمینی باکمک دیگر کشورها توانستیم داعش راشکست بدهیم کاملا مورد قبول است، اما تازمانی که ریشهها و سر منشا این تفکر ازبین نرود قطعا نمیتوان خوش بین بود که شاخهی نظامی آن ازبین رفته است.
این ریشههای فکری_عقیدتی که ریشه اصلی این تفکر عربستان و وهابیت است تازمانی که کمکهای مالی و نظامی و ... خودراقطع نکنند ماشاهد یک گروه تروریستی دیگر درمحدوده سرزمینی دیگر هستیم مانند کشورهایی که دچار بی ثباتی سیاسی اند یا دولت هایی که پایدارنیستند و دچار انواع بحرانها میباشند.
اما مهمترین مسئله بحث شاکله فکری و ایدئولوژیکی است همانند گروه طالبان که درسال ۲۰۰۱ امریکا حمله کرد و قدرت خودشان را ازدست دادند، اما کماکان در داخل جامعه افغانستان وجود دارند.
درست است که از صحنه سیاسی دور شدند، اما در صحنه اجتماعی حضور دارند و این تفکرو اندیشه ازبین نرفته است. دولتمردان، سیاست مداراران و جریانهای سیاسی به این امر واقف اند که باوجود اینکه ماتوانستیم داعش را ازصحنه سیاسی عراق و سوریه خارج کنیم، اما کماکان این آمادگی وجود دارد که ممکن است دراینده این تفکر سر بگیرد و گام بعدی دولت سازی و حمایتهای بین المللی ومردمی، ساختار دولت و ارتش مرکزی قوی هستیم که زمینه را ازبین ببرد.
مدیریت بعد ازبحران مسئله مهمی است اندیشه باید ازبین برود کشورهای عربستان و قطر که کشورهای حامی داعش هستند باید توسط سازمان بین الملل محدود گردند. هدف کشورهای حامی سرنگونی بشاراسد، تضعیف محور مقاومت، ایران و حزب الله و ... است.
با آوردن داعش ایران را درگیر اتفاقات منطقه کردند که قدرت ایران را تضعیف کنند، اما برخلاف تصور نفوذ ایران در منطقه افزایش پیداکرد.
امروزه برخلاف گذشته که تصور میشد با امیدواری برقدرت سیاسی و نظامی کنترل منطقه را میتوان به دست گرفت، نظریه سازه انگاری بیان میکند که در کنار ساختار مادی، ساختارهای غیرمادی هم تاثیرگذارند وایران فقط برگرفته از ساختارنظامی نیست، قدرت ایدئولوژیک، فکری و ... تاًثیر خودرادارند.
پس ممکن است داعش در قالب تفکر، حرکت ویاکنش در اشکال دیگر خودش را نشان دهد مانند القاعده، طالبان و... که امچنان در افغانستان حضور دارند ازلحاظ تاریخی مشکل دارند، اما حضور تفکراتی دارند میتوان گفت: حالت مک دونالدی دارند شعبه میزنند ازیک مکان به مکان دیگر. (افغانستان، افریقا، عربستان)
یاحالت تل ماسهای دارند هرجا را مساعد ببینند حرکت میکنند. پس وظیفه ما برای مدیریت بحران این است که اولا درون ساختار سیاسی کشورها به صورت دراز مدت ارتش و دولت قوی تشکیل شود و ازطرف دیگر جلوی ریشههای فکری و حمایتهای مالی و. گرفته شود
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰