پيش از طلوع؛ قبل از غروب
محمدرضا محقق-گروه ادب و هنر
با سينما روبرو ميشويم چون دوست داريم با يك دنياي تازه آشنا شويم و حتي المقدور در خلسه گرم و دوست داشتني يك داستان غرق شويم و لذت نابي را تجربه كنيم.
سينما دنياي باورهاي ماست در زمانه ناباوري و ناباروري خواسته ها و خواستني ها. سينما محل رويدادن روياهاي ماست در دنيايي كه رسيدن به آنچه دوست داريم بيش از اندازه سخت شده است.
وقتي مختصات اين زمان و زمانه در بي حوصلگي و سطحيت و ابتذال و...چيزهايي از اين دست خلاصه ميشود و خاصه هنر سينما ظرفي براي اين مظروف هاي نه چندان محترم و قابل اعتماد ميگردد، چاره اي نمي ماند جز تجديد خاطره با آنچه داشته ايم و اميد بستن به آنچه در راه است.
تا شايد بار ديگر چشم ما به جمال دلرباي سينماي اصيل و «ارزش» مند كه هم حاوي روح گرم داستانگو باشد و هم پر از طراوت جلوه هاي بصري سترگ و شگرف و تكان دهنده,روشن شود.
شايد حرف زدن درباره فيلم هاي ناگوار اين سال ها هميشه چيز خوبي نباشد و گاهي هم بايد درباره خاطرات خوبمان از سينما حرف بزنيم. در اين مجال تصميم نگارنده بر آن است كه به فيلم هايي كه حكم فرار از اين وضعيت نه چندان قابل تحمل و لحظه اي سكني گزيدن در صحراي سينماي اصيل و قابل عشق ورزي و دفاع را دارد، بپردازد.
حالا كه فكر ميكنم مي بينم تا وقتي لحظاتي مثل «پيش از طلوع» و «قبل از غروب» را داريم كماكان ميتوانيم به سينما و داشته ها و كاركردهاي ذاتي و ماهيتي اش اميدوار و دلخوش باشيم و براي هميشه پرونده سينماي روزگارمان را نبنديم و آن را از اتمسفر وجودي مان پاك نكنيم.
دو گانه «پيش از طلوع» و «قبل از غروب» از جمله خاطره هاي ماندگار در سينماي هم روزگار ماست.
تجلي سينمايي يك داستان نرم و ناب و گرم كه تمام تلاشش را براي پرداختي روان و بصري و در عين حال وامداري به يك داستان گويي لطيف و بي ادا و اطوار انجام داده است.
دوري فيلم از زوائد و نزديكي اش به ارزش هاي اصيل بصري و انتخاب يك ريتم روان براي روايت داستاني اش بهترين مولفه و بالاترين كاركرد سينمايي را براي سازنده فيلم به همراه داشته است.
دقيقا همين تمركز روايي و نوع پردازش سينمايي است كه كارگردان را موفق كرده تا از دل يك داستان ساده و بي ادا و اطوار و پر رنگ و لعاب، يك بازنمايي خوب و جذاب سينمايي را بيافريند.
كاركردي كه نوع روايت و زبان فيلمنامه در جذابيت بخشي بصري به يك اثر سينمايي دارد واقعا غيرقابل انكار و از ضروريات آثار خوب و به يادماندني سينمايي است و فيلمهاي «پيش از طلوع» و «قبل از غروب» به خوبي و سترگي از اين كاركرد شگرف بهره بردهاند.
آنچه مي تواند براي سينماي ما به عنوان درسي از اين نحوه روايتگري باشد آموزش و ممارست و تمركز كارگردانان و به ويژه نويسنگان ادبيات داستاني و فيلمنامه نويسان سينمايي ماست. تا سعي كنند با دقيق ديدن اين آثار و تلمذ در محضر آنها بر دانش سينمايي خود بيافزايند و سواد بصري خود را ارتقاء دهند.
اما براستي اين توقع از كساني كه فيلم نمي بينند مگر براي...بگذريم!/انتهاي پيام/