مهدويت معنا يافتن تحولات در چهارچوب طرح مقدس وحي براي بشريت است
به گزارش خبرنگار فرهنگي «شبکه خبر دانشجو»، دکتر حسن کچوئيان عصر ديروز در همايش «بررسي مهدويت در اديان ابراهيمي و رويکرد غير ديني نسبت به آينده تاريخ» که در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد، اظهار داشت: از 10 سال پيش که مباحثات مربوط به جهاني شدن در ايران مطرح شد، بعد از طرح اين موضوع در غرب به مدت زيادي فضاي اجتماعي و فکري ما تحت تاثيرش قرار گرفت.
وي ادامه داد: متوجه شدم در ايران بسياري سعي مي کنند بين نظريه مهدويت و جهاني شدن مشابه سازي کنند و اين به دليل آن بود که تصور مي کردند تحولات و نظريات جهاني شدن همان تحولاتي است که نهايتا منجر به ظهور امام عصر و تحقق نظام جهاني مهدوي مي شود.
کچوئيان در ادامه با بيان اين مطلب که بايد به نزديک بودن دو موضوع جهاني شدن و مهدويت از حيث کلي فکر و تامل شود، گفت: تشابه اين دو در اين است که هر دو راجع به موضوع واحدي مي گويند که همان سخن گفتن از وضعيتي است که پس از گذر تاريخ از نظامات تاريخي خاص قرار است جهان وارد نظام عام و فراگيري شود که همه بشريت در آن زندگي کنند.
اين استاد دانشگاه تصريح کرد: مسئله فوق زمينه مقايسه را فراهم کرد و به اعتبار همين وجه بود که کساني جهاني شدن را مساوي با مهدويت دانستند.
وي در ادامه گفت: چون تصور اين بود که جهان به سمت يک نظام واحد در حرکت است سوال اين بود که نظام نهايي را چه کسي اداره خواهد کرد که در اين باره سه نظريه مطرح شد که در نظريه نخست برخي مي گفتند کشوري در مقام تاسيس امپراطوري بر خواهد آمد با اين تفاوت که اين دفعه مثل بريتانيا بخشي از جهان در دست آن کشور نيست بلکه کل جهان را در بر مي گيرد.
کچوئيان در ادامه با اشاره به نظريه دوم گفت: مطابق اين نظريه که بعد از جنگ اول مطرح شد واحدهاي تحت پوشش سازمان ملل اداره کنند جهان خواهند بود و به بيان ديگر سازمان ملل جهان را اداره خواهد کرد و نهايتا در نظريه سوم جهان آتي و نظم جهاني را شرکت هاي فرامليتي اداره خواهند کرد.
مدير گروه رشته جامعه شناسي دانشگاه تهران در ادامه با مطح کردن اين سوال که آيا جهاني شدن با مهدويت ارتباطي دارد، گفت: اين مسئله را از جهات مختلف از جمله سازوکارهايي که هر دوي اين نگاه ها مطرح مي کنند مي توان بررسي و مقايسه کرد.
وي ادامه داد: آنچه که روشن است اين است که اين دو نگاه در پايان حيات تاريخي انسان در روي زمين در چهارچوب دو دسته نگاه به عالم شکل گرفته است و همين مسئله اين دو را از هم جدا مي کند.
کچوئيان افزود: آنچه در اين بين به چشم مي آيد دو فلسفه متفاوت از تاريخ است که شامل فلسفه ديني و فلسفه سکولاريستي است.
مدير گروه رشته جامعه شناسي دانشگاه تهران در ادامه با بيان اين مطلب که تمدن هاي بشري از ابتدا تصويري بسته از انتهاي وضع بشر گفته اند اما در هيچ کدام وضوحي که در نظريات اسلام هست وجود ندارد، گفت: اسلام در اين باره احاديث و روايات بسياري دارد و به جزيياتي از جمله اينکه چه کسي اداره وضعيت جهان را بر عهده مي گيرد و غيره پرداخته است.
وي در ادامه با اشاره به فلسفه ديني و تاريخي در باره مهدويت گفت: نکته اصلي در مورد نگاه فلسفي تاريخي اين است که نگاهش به عالم و تاريخ ديني مي باشد و در اين فلسفه از مهدويت نيز صحبت شده است.
كچوئيان تصريح کرد: در فلسفه تاريخ سکولار که نظريه جهاني شدن در آن مطرح مي شود مهدويت را امري طبيعي مي دانند که خدا در آن تاثيري ندارد و اين ويژگي اصلي اين فلسفه است، همه نظريه هاي ذيل اين نوع نگاه معتقد هستند عالم به حال خودش رها شده است وانسان در جهان تاثير گذار است.
مدير گروه رشته جامعه شناسي دانشگاه تهران در ادامه با بيان اين مطلب که در نظريه جهاني شدن، موعود و مهدويت معلول حوادث روشن در سال هاي اخير است، گفت: نظريه جهاني شدن و مکانيسم هايي که تحت تاثير آن جلو مي روند با يکديگر فرق دارند اما همه اين موارد توضيح اجتماعي تاريخي ارائه مي دهند مثلا در نظريه هاي ارتباطي جهاني شدن معلول ارتباطات و رسانه هاي جمعي است.
وي در ادامه مهدويت را به معناي کل تحولات و رخدادهاي در چهارچوب طرح مقدس وحي براي بشريت دانست و افزود: نظريه جهاني شدن به شدت ابزار گراست.
کچوئيان در خاتمه اظهار داشت: مهدويت در نظريه جهاني شدن حادثه اي در ادامه وضعيت روند جهان است./انتهاي پيام/