عالم از نعره عشاق مبادا خالي ...
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۱۲۵۸
نقد و تحليل فيلم «طلا و مس»

عالم از نعره عشاق مبادا خالي ...

«طلا و مس» يك فيلم حقيقي است اما حقيقت اين فيلم صرفاً بر مبناي واقعيت عيني نيست كه علاوه بر اين حظ و بهره اي تام و تمام از حقيقتي همدلانه در اين اثر وجود دارد در عين حال داستاني كه «طلا و مس» روايت مي كند يك داستان ملي و ميهني است.

محمدرضامحقق-گروه ادب و هنر

اگر بخواهيم فيلم «طلا و مس» را در فضاي كنوني سينماي ايران به نقد بگذاريم اثري است كه شايستگي‌هاي ساختاري معتنابهي را به همراه دارد و ميزانسن فيلم بسيار درست و ساير عناصر ساختاري و مولفه‌هاي بصري فيلم حاوي ارزش‌هاي ارزشمند بصري است.

«طلا و مس» روايت منسجم و لطيفي را در بستر داستاني بدون ادا و اطوار به مخاطب عرضه مي كند، حضور مخاطب در كنار فيلم يك حضور جاندار و محرك است.

تلاقي ارزش‌هاي بصري فيلم به همراه ويژگي‌هاي همدلانه آن توانسته است موقعيت خطير اما دلنشيني را براي فيلم و براي مخاطب به مثابه دو قطب همزاد پنداري سينمايي پديد آورد.

شخصيت‌ها در فيلم كاملاً به جا، حقيقي و درست در چينشي بصري و داستاني كم كشش اما جذاب و لطيف پديد آمده است و اين پديداري در كنار نگاه معصومانه و منزه فيلم ساز موقعيتي را فراهم آورده كه توانسته ارزش‌هاي بصري را در كنار ويژگي‌هاي ارجمند محتوايي كنار هم بنشاند.

«طلا و مس» يك فيلم حقيقي است اما حقيقت اين فيلم صرفاً بر مبناي واقعيت عيني نيست كه علاوه بر اين حظ و بهره اي تام و تمام از حقيقتي همدلانه در اين اثر وجود دارد در عين حال داستاني كه «طلا و مس» روايت مي كند، يك داستاني ملي و ميهني است، داستاني كه از ظرايف و لطايف قشري از همين جامعه كه داد و ستد معنوي با ساير اقشار مردم دارند، پديد آورده است.

اما اين حقيقت يك حقيقت صرفاً سينمايي نيست بلكه يك بازتاب تاريخي و اجتماعي است.

يكي از ويژگي‌هاي جذاب و بسيار ارجمند «طلا و مس» يكپارچگي حاكم بر فيلم است، يكپارچگي كه توانسته ساختار و محتوا را به عنوان كل واحد در خدمت مضمون فيلم قرار دهد، مضموني كه به راستي و درستي بدون ادا و اطوار به بازنمايندن حسي مشغولي است كه منتزع و متاثر از انسانيت انسان‌هاي فيلم است.

نوع شخصيت پردازي در «طلا و مس» كاملاً سينمايي و در عين حال كاملاً وفادار به حقيقت و واقعيت ما به ازاي بيروني فيلم است.

«طلا و مس» از جمله نوادر سينماي ايران است كه توانسته به راستي و درستي و بدون كژي و راستي به واقعيت‌ها و حقايق زندگي طلبگي نزديك شود.

آنچه در اين فيلم مي بينيد از بازنماي ذي طلبگي، ويژگي‌هاي زندگي و وضعيت معيشتي اين قشر و نيز سختي‌ها و مصائبي كه اين گروه و به تبع خانواده‌هايشان با آن دست به گريبان هستند همگي نمودار نگاهي پاك و ديالوگي سالم است كه كارگردان و به ويژه نويسنده فيلمنامه با اين فضا برقرار كرده است.

اما آنچه در فيلم «طلا و مس» بسيار حائز اهميت است و جاي آن در سينماي ايران بسيار خالي نوع حسي است كه «طلا و مس» براي مخاطب پديد مي آورد و تداركي كه در بستر داستاني و شخصيت پردازي و نوع فضاسازيش در جهت آشنا نمودن مخاطب با يك موقعيت انساني در جامعه امروز مي بيند تا هم مخاطب و هم فيلم بتوانند در يك داد و ستد باورپذير و همزاد پندارانه به ظرايف و لطايف يك موقعيت سترگ و شگرف انساني در جامعه امروز نائل آيد.

«طلا و مس» شرحي وفادار از موقعيت يك طلبه است كه به خوبي توانسته بازنمايي قشري باشد كه در بسياري از ويژگي‌هاي زندگي همچون او هستند و به مثابه يك هويت صنفي، فيلم را ياري مي كنند.

«طلا و مس» وامدار يك هويت صنفي است هويت صنفي روحاني كه مولفه‌هايش را دينداري، جهاد، هجرت، پيامبر بودن، دلسوزي، هدايت و مشكلات و مصائب معنوي و مادي اين نوع زندگي تشكيل مي دهند.

«طلا و مس» تلفيقي از مولفه‌هايي است كه زندگي طلبگي را مي سازد و عصاره آن روحيه‌اي مي شود كه شخصيت اصلي فيلم با آن به جنگ مسائل زندگي مي رود و به مدد آن خانواده‌اش را در آغوش آرامش خود سكني مي دهد.

در فيلم «طلا و مس» كاراكترهاي سينمايي عميقاً مرهون يك باورپذيري پاك و منزه نسبت به ما به ازاي عيني خود هستند.

واقعيت آن است كه شخصيت طلبه و همسر و فرزندانش نه در يك فضاي انتزاعي شكل گرفته‌اند و نه در يك خلسه ماورايي، نه نتيجه‌اي سينمايي مريض و ناقص الخلقه‌اي به اصطلاح معنا گرا هستند و نه نتيجه سفارش كور و ابتر يك نهاد شبه دولتي.

«طلا و مس» هويت صنفي طيف روحاني است كه صرفاً وامدار واقعيت‌ها و حقايق عيني اين هويت هست.

بي توجه بودن به زد و بندهاي سفارشي سازي يا مولفه‌هاي ماورا سازي‌هاي سينمايي به اصطلاح معناگرا توانسته است «طلا و مس» را از تمام نكات منفي كه طي اين سال‌ها گريبان گير اين نوع از سينما بوده است، رها سازد.

نكته بسيار مهمي كه در فيلم ارزشمند «طلا و مس» وجود دارد شكل گيري نوع ارتباط عاطفي ميان طلبه جوان و همسر اوست كه دست به گريبان يك بيماري صعب العلاج است.

اين ارتباط عاطفي در فضاي داستاني در اوج باورمندي و صداقت، روايتگر يك لطافت انساني است كه توانسته تمام ارزش‌هاي بصري را در خود جمع كند.

حركت مدرج شخصيت‌هاي فيلم در تلفيق با گره اصلي داستان يعني بيماري صعب العلاج همسر جوان طلبه موقعيتي را فراهم مي آورد تا مخاطب بتواند با ويژگي‌هاي يك طلبه و روحيات و ذائقه او و احساسات و عواطف و صد البته حساسيت‌هاي او آشنا شود.

«طلا و مس» به جهت بازنمايي حساسيت‌هاي منحصر به فرد طلاب علوم ديني فيلم منحصر به فرد و حيرت آوري است.

«طلا و مس» آنچنان دقيق، حرفه‌اي، حس آميز، درست و سينمايي به بيان تصويري رفتارهاي احساسي، عواطف انساني و حساسيت‌هاي خاص اين طيف پرداخته كه مخاطب آگاه را شگفت زده مي كند و مخاطب ناآگاه را به تعجب و سئوال وا مي دارد.

سكانس‌هاي قابل توجهي در فيلم وجود دارد كه بازگو كننده اين موقعيت است كه از آن جمله مي توان به سكانس‌هاي فوق العاده جذاب و عميقاً تكان دهنده بيمارستان اشاره كرد، صحنه‌هايي كه با ظرافت و در اوج هنرمندي ويژگي‌هاي طلبگي يك انسان روحاني به چشم مي خورد حتي در جزئي ترين حركات و سكنات و ريزترين تغيير حالت‌ها مي توان رد اين احساسات را گرفت و از اين همه دقت مندي و ظرافت هنرمندانه در يك بيان سينمايي لذت برد.

فيلم «طلا و مس» در عين حال حائز يك موقعيت ويژه ديگر هم هست، بازي فوق العاده خوب و ارزشمند و دقيق نگار جواهريان در نقش همسر جوان يك طلبه كه مبتلا به يك بيماري صعب العلاج است.

نگار جواهريان در اين فيلم يكي از جدي ترين و منحصر به فردترين و جذاب ترين نقش آفريني‌هاي تاريخ سينمايي ايران را به نمايش گذاشته شده است.

بي ترديد فيلم «طلا و مس» يكي از نمونه‌هاي نادر اداي دين سينماي ايران به هويت صنفي و سنتي روحانيت است، هويتي كه در سال‌هاي دور و نزديك به شدت مورد غفلت رسانه‌ها و به ويژه سينما بوده است.

هويتي كه يا در سايه نوع خاصي از ظاهرگرايي عوام فريبانه بعضي از سينماورزان و سريال سازان گرفتار آمد يا از اساس انكار شد يا در جهت منافع ديگري غير از آنچه بود و بايد به كار رفت و «طلا و مس» توانست پاسخ درست و قاطعي به تمام اين انحرافات و بيراهه‌ها بدهد كه طي اين سال‌ها بر اين هويت صنفي مهم و تاثيرگذار و در عين حال مغفول مانده و انكار شده و به حاشيه رانده، بدهد.

فيلم «طلا و مس» اثر ارزشمند و دوست داشتني همايون اسعديان به نويسندگي حامد محمديان با تمام ظرافت‌ها و لطافت‌هايش و با تمام حجم سترگ اندوهش قصه‌اي بود پر آب و چشم كه در روايت سينمايي و بياني بصري گويا و جوياي حلقه مفقوده ارتباط پيامبرگونه در جامعه امروز ما شد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار