نمي شناسمت!
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۲۹۳۱
نگاهي به فيلم «به نام پدر» ساخته ابراهيم حاتمي كيا؛

نمي شناسمت!

«به نام پدر» از آن جمله فيلم هايي است كه به معناي كامل نشانگر نوعي سرگرداني و بي هويتي در مولف خود است، نكته مهم اين است كه اساساً موضوع اين فيلم بر پايه يك توهم عجيب بنا شده است که اختلاف ميان نسل سوم و نسل جنگ است؛ دروغ احمقانه‌ اي كه هيچ اهميتي ندارد.

محمد آرمان - گروه ادب و هنر؛ من در سينماي ابراهيم حاتمي كيا هرگز به دنبال تكنيك و جذابيت ‌هاي بصري‌اش نيستم گر اينكه معتقدم هر مفهوم و محتوايي هر چقدر هم متعالي باشد، براي درآمدن در قالب هنر مي بايستي با تكنيك‌ قابل و معتبري همراه باشد ولي در نوع سينمايي حاتمي كيا اين تكنيك و اين اصل مهم در اولويت اصلي و اولي قرار نمي گيرد، هيچ ابايي ندارم از اينكه صراحتاً به عرض برسانم سينماي حاتمي كيا به لحاظ مفاهيم - به عبارت ساده تر- حرف‌هايش، براي من مهم است و جلوه دارد و نه چيزهاي مهم يا بي اهميت ديگر.

فيلم سينمايي «به نام پدر» از آن جمله آثاري است كه به معنايكامل نشانگر نوعي سرگرداني و بي هويتي در مولف خود است يك نكته مهم اين است كه اساساً موضوع فيلم به نام پدر بر پايه يك توهم عجيب بنا شده است و آن هم اختلاف ميان نسل سوم و نسل جنگ است دروغ احمقانه‌اي كه هيچ اهميتي برايم ندارد كه به دنبال سازندگان و شايعه پراكنانش باشم و بدانم براي چه و با چه قصدي چنين مي كنند.

من معتقدم چاره‌اي نيست كه در برابر به نام پدر حتي در صورت امكان فارغ از مولف و سابقه درخشانش و قضاوتي في البداهه و به هنگام داشته باشيم.

 اما از آنجاكه روزگار ما اساساً زمانه‌اي بيچاره است عطاي اين قضاوت را به لقاي نوعي تحليلي تاريخي مي بخشم.

به نام پدر نتيجه نداشتن حرفي براي گفتن است درباره دفاع مقدس و جنگي كه هنوز تمام نشده البته كوته بينان ظاهر پرست، از جنگ فقط تانك و توپ و آتش را مي بينند و مي فهمند ولي يك درك ديني و تاريخي ما مي گويد كه اين فقط لايه سطحي و قشري از جنگ است و باطن  جنگ  كه در حاشيه‌هاي دروني و عميق تر زندگي بشر، جريان دارد، در ساحت‌هاي مثل فرهنگ و هنر به عرصه درآمده است همچنان ......

سازنده فيلم در لحظات اوج اثر و سربزنگاه‌هايش، البته به شكلي غير هنرمندان و شعاري با آن شخصيت‌هاي باسمه‌اي و غيرقابل باورش، پشت سر هم و چكش حرف از، امضا كردن سرنوشت ديگران مي زند و حرف از عدم درك جوانان، عدم همزباني و اختلاف روش و منش و فكر و انديشه و عملي و ...... مي زند.

توهم است و دروغ، اما خوب است، يعني محمل خوبي است براي همچنان، و گاندار بودن در عرصه سينما آن هم با رنگ و لعابي مقدس دفاع مقدس!

به نظر من هيچ عيبي ندارد كه آقاي كارگردان  همچنان درباره جنگ فيلم بسازد گناهي كه بارها از آن توبه كرده است ولي قطعاً اين فيلم سازي نبايد چوپ حراجي باشد بر ارزش‌هاي همين دفاع عزيز.

اما همين جا مي خواهم اشاره كنم به يك نكته جالب و غريب
عجيب است كه در اين فيلم شخصيت‌ها به شدت مصنوعي و قشري از آب درآمده اند و حرف‌هايشان توي دهنشان، كاشته شده و بيشتر به بيانيه‌ و تظاهر است مي ماند تا ديالوگ‌هاي صميمي يك فيلم سينمايي.

و اين اتفاقاً زاييده به انحراف كشيده شدن سينمايي اشراقي كسي است كه روزي ققنوس .... بماند قضيه از اين قرار است كه به نام پدر از نوعي پيچيدگي سطحي فتبارك الله از عارضه‌هاي ناشي از توهم رنج مي برد قصه عدم ارتباط ميان آدم‌هايي از يك بتار كه به ناصر و دختر وهمسرش تحميل شده و نتيجه‌اش افتضاحي است كه آقاي حاتمي كيا بار آورده.

 شخصيت اول فيلم يك آقايي كه رزمنده دفاع مقدس بوده و الان انگار كاشف معدن است حقاً هم آدم معتقدي است ولي يك قدري هم دلال است دقيقش مي شود دزدي كه معدن ملت را مي خواهد يكجا بالا بكشد به تلافي 5 درصدي كه از او مي خواهند بالا بكشند.

همين آدم طي يك سخنراني مبسوط و كاملاً هنرمندانه اعلام مي كند كه دارد تاوان جنگيدن گذشته‌اي را مي پردازد ولي بدبخت آن قدر شعاري است كه مجبور است براي همين سخنراني هم راهي برود و بيابان شود انگار كه توي شهر يا مثلاً توي خانه‌اش، دهانش كار نمي كند و .....

آدم مي ماند كه اين عارضه توهم و عقده‌هاي شخصي تا كجا قرار است از افتخارات و ميراث خونين اين ملت كار بكشد و به حراجشان بگذارد.

 همان ابتداي مطلب كار را راحت كردم و گفتم كه تكنيك در اين سينما برايم اهميتي ندارد ولي اگر بخواهيد چانه بزنيد، شكي نمي بينيم در اينكه به عرض برسانم.

اين فيلم نسبتاً محترم، هرچه باشد، ملودرام نيست چون هرگز نتوانسته به مرحله همزات پنداري فردي يا جمعي ميان قهرمان و شخصيت‌هاي از يك طرف و تماشاگر خوشبختش از طرف ديگر برسد.

 فيلم، حتي به اندازه نسخه درجه سوم يك فيلم هندي هم نمي تواند از آدم اشك بگيردو قدري سبكش كند.

حتي بخش هم نمي تواند بدهد، چرا؟
چون بخش دادن به زمين و زمان هم كار آدم‌هايي است كه خيلي غرق خود و توهماتشان نشده باشند آن هم با توهماتي كه بخواهد با مقدسات بازي كند.

جملاتي از اين دست كودكانه كه مثلاً اگر فيلمي هايي جنگي ساختم نگاتيواش را به آتش بكشيد و ....
فقط در حد شنيدن و لبخند زدن يا نزدن، خوبند، ولي من مي خواهم استفاده ديگري از اين حيث حرف‌ها از اين جور آدم‌ها بكنم و آن اينكه:
مهم اين است كه در گذر زمان، تغييرات فكري و انديشگي انسان تا چه حد رشد و اعتلاء برسد و يا سقوط كند و به قهقهرا كشيده شود.

 تعجب نمي كنم ديگر، از آدم هايي كه هنوز نمي فهمند يا مي فهمند و هزار و يك عاطفه و حادثه و معجزه و از اين دست در جنگ مقدس ما به وجود آمد كه هنوز معرفي شان نكرده‌ايم چه برسد به تتبتشيان، اينها و از جنس موضوعات، مي تواند محل‌هايي باشد براي ماندگار شدن آدم در سينما و لازم نيست براي رسيدن به اين متصور، نسل‌ها را به دروغ به جان هم انداخت و مثلاً سئوال ايجاد كرد.

 بعد از فيلم به خدمت آقاي حاتمي كيا رسيدم و گفت: جناب، اولاً كه اعتقادي به آنچه شما درباره اختلاف نسل ها گفتيد ندارم ثانياً اگر هم سئوال باشد شما وظيفه جواب دادن داريد نه سئوال ساختن.

 شما در جبهه بوده‌ايد، هنرمند هم هستيد، پس جواب بدهيد به اين سئوال‌ها نه اينكه .....
فرمودند من در جبهه فقط تصوير بردار بودم و نه .....

گفتم اين سئوال‌ها كه مي گوييد، جوابش را بايد از چه كسي پرسيد؟
فرمودند: تو آنقدرها هوش نداري كه بفهمي از چه كسي بايد پرسيد؟
گفتم راستي اين سئوال‌ها كه مي گوييد منظور فيلم‌هايشان بود چقدر تواسنت با جوان‌ها ارتباط برقرار كند و بازتابش چه بوده؟
خنديدند و فرمودند و من دو تا بچه دارم كه با آنها صحبت مي كنم مگر آنها جوان نيستند؟
نهايتاً اينكه فيلم به نام پدر زاييده توهمات آدمي است كه معلوم نيست مشكلش چيست و يا احياناً كيست فيلمنامه‌اي ضعيف و غير منسجم با ادم‌هايي باسمه‌اي و باور نكردني يك غيرملودرام سطحي و شعاري كه البته بيش از آنكه به درد مردم و منتقدين هنري بخورد، به درد سياسي‌ها و سياستمداران مي خورد كه خورد!
فيلم آنقدر بي درد و پيكر است كه حتي حرف ظاهراض اصلي‌اش را هم نتوانسته بيان كند.
چرا ناصر و دخترش نمي تواند با هم باشند و ديالوگ برقرار كنند و اصلاً مشكلشان چيست.

راحت تر بگويم، فيلم به نوعي دريوزگي مبتلا شده كه با التماس از ما مي خواهد، چند چيز را فرض بگيريم و بعد سعي كنيم بفهميش:
ناصر و دخترش نمي توانند همديگر را درك كنند اهميت ندارد چرا! و اين مسئله چند نتيجه دارد كه فيلم پر از آنهاست و البته دست تماشاگر از لذت و جذابيت، خالي!

البته با اين حرف‌ها و مشكلات عديده و خيلي مهم فيلم، ديگر جايي براي نقد بازيگري، و موسيقي و ... باقي نمي ماند ولي اشاره‌اش بدنيست كه:
بازي مصنوعي سخت و تكراري و تداعي كننده پرويز پرستويي، واقعاً استثنايي بود!

 راحله، راحله اش همان فاطمه،فاطمه آژانس بود كه براي كامل كردن اين افتضاح بي مزه و تاسف برانگيز واقعاً به كارآمد!

اما بايد بگوييم متاسفانه يا خوشبختانه،كارگردان محترم در بعضي از قسمت‌هاي فيلم، خودش را لو داده و رسماً اعلام كرده كه به حرف‌هايي كه مي زند، اساساً بي اعتقاد است و نشان مي دهد.

كه عجالتاً تماشاگر، اين تصاوير پراكنده را در حد يك تلافي كور و ناكجا آبادي از او قبول كند تا بعد به بنيم چه اتفاقي مي افتد و تكليف مولف و ديگران از دوست و دشمن به كجا مي رسد.

صحنه‌هاي مواجهه ميان مادر و دختر كه به طرز رقت انگيزي دچار پرت و پلاسازي است واينها دقيقاً لحظاتي كه كارگران ما را غافلگير كرده كه اصلاً حواسش نبوده كه رابطه ميان مادر و دختر آن هم در چنين شرايطي و با چنان مسابقه‌اي اصلاً چگونه است و بار عاطفي‌اش چقدر است و مثلاً ديالوگ‌هايان ..... بگذريم.

 به نام پدر شخصيت پردازي ندارد داستانش جعلي و مفهومش ناشي از توهم است.
ساختار نداشته‌اش هم بيشتر به گزارش نويسي‌هاي جعلي روزنامه‌هاي حوادث مي خورد تا اثر سينمايي و و حاشا و كلا كه هيچ اهميتي هم براي امثال من ندارد كه اين فيلم نازل و سطحي، چند مرغ و سيمرغ نسبتاً محترم و تقريباً بين المللي فيلم فجر از آن خود كرده باشد، اتفاقاً من معتقدم خيلي هم خوب شد كه به نام پدر سيمرغ‌ها را درو كرد.

 واقعاً هم چنان جشنواره‌اي بايد جوايزش را به چنين فيلمي بدهد تا همه چيزش به همه چيزش بيايد!

 بعد از به نمايش درآمدن فيلم در سالن مطبوعات‌هاي جشنواره، با تعدادي از رفقاي رسانه، از جمله مهرزاد دانش و حسين معززي نيا و .... صحبت كردم و نظرات جالبي داشتند كه حتماً در نوشته‌هايشان آمده و خواهد آمد.

اماخوشحالم از اينكه هنر، بي رحم است و با رنگ و لعاب سيمرغ و شانتاژهاي به ظاهر موقر و با كلاس هم نمي شود،  جلوي حركت رو به رشدش را گرفت و به ؟؟؟؟ اين و آن با انواع و اقسام رانت‌ها رسميت و محبوبيت بخشيد.

در فيلم به نام پدر سازنده يك موسسه خيريه را محملي قرار داده براي نشان دادن آدم‌هاي بي شرف و دزدي كه كاري ندارند جز پدر ناصر رزمنده جامانده در اين روزگار، را در آوردن بعيد و بلكه ابعد مي دانم كسي ذره‌اي انصاف داشته باشد و در عرض قبول نداشته باشد كه جامعه امروز ما شاهد مشتي آدم  رياكار و تظاهرگراست كه با رنگ و لعاب‌هاي مقدس، دنبال خواهش‌هاي نفساني و اميال كثيف دنيايي‌شان آنهم به هر قيمتي هستند.

اما اين يك طرف قضيه است طرف ديگر بيان هنرمندانه كه درد است كه البته به نام پدر از آن خالي است.

اگر خيلي خوش بين باشيم و ساده انگار به نام پدر فقط در ح طرح يك صورت مسئله آن هم به شكل ابتر و بي فايده در اين زمينه است.

عجيب است كه آقاي حاتمي كيا در اين بحث‌ها دنبال سئوال و جواب نمي گردد و به شعاري و فحشي اكتفا مي كند و بايد پرسيد اين آدم‌ها كه هستند و از كجا آمده‌اند و چگونه به اين مقام‌ها و منصب‌ها و جايگاه‌ها رسيده‌اند از چه رافتي بهره برده‌اند و .......

 و سئوال‌هاي مهم والبته خطرناكي از اين دست.

كه البته در به نام پدر اين چيزها مهم نيست و قضيه اصلي اختلاف و تفاوت نسل‌ها و نفهميدن حرف‌هاي همديگر است مسئله اصلي تقاص پس دادن است براي جنگي كه ........... بماند!

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار