شكوه شكست
در اين فيلم با يك موقعيت خاص سياسي روبروييم؛ به اين معنا كه يك گروه اپوزيسيون براي برگزاري ميتينگ، با مشكلات عديده و فشارهاي وحشتناكي روبرو مي شود و فعل و انفعالات كه در حواشي اين موضوع براي اعضاي آن پديد مي آيد، دستمايه يك درام جذاب و در عين حال ارزشمند سينمايي سياسي مي شود.
فيلم «Z» به خوبي و درستي، كاراكترهاي سينمايي اش را در متن حوادث سياسي - جغرافيايي مدنظرش، تعريف مي كند و با ايجاد يك موقعيت جامع و مانع، به فراگيري و زيبايي هر چه تمامتر، مخاطب را درگير وقايع مي نمايد تا با نزديك شدن به داستان و آدم هايش، حقيقت را در يابد.
اين فيلم به عنوان يكي از آثار شاخص سينماي سياسي جهان، مورد توجه مخاطبان و بويژه منتقدان سينمايي بوده است.
از 22 خرداد سال پيش تا كنون روزها و شب هايي را تجربه كرديم كه بي ترديد براي هميشه در حافظه تاريخي ملتمان خواهد ماند.
روزهايي كه بستر وقايعي تلخ و خاطره هايي تكان دهنده و منقلب كننده شد؛ شيريني روزهاي شور و نشاط ملي و در امتداد آن حضور چشمگير مردم در يك نمايش غرورآفرين و شكوهمند به نام انتخابات، اما در ادامه، حوادث تلخي كه كام همه را به شرنگي ناخواسته آغشته كرد.
آنچه پيش و پس و در طول اين مجموعه وقايع در حافظه ما به ثبت رسيد، در قالب ها و به اشكال متنوع و صورت هاي متكثر و از ناحيه تفكرات مختلف بود؛ هر كسي از ظن خود يار اين حادثه گشت و گفت و شنود.
اما آنچه تا كنون جاي خاليش به نماياني در امتداد خواست و مطالبه تاريخي اين فرآيند به چشم مي آيد، ثبت سينماورزانه اين روزها و شب هاست و آنچه به پديد آمدن و شكل گيري و امتداد آن منجر شد.
شنيدم كه تني چند از سينماگران در عرصه مستند و داستاني، قصد به تصوير كشيدن اين حوادث عبرت آموز و تلخ را دارند، اما سوال اينجاست كه چه انديشه و فرآيندي مي تواند به بيان كاملترين و درست ترين شكل ممكن از اين موقعيت تاريخي نايل آيد.
شايد نكته اصلي در اين زمينه، يافتن محملي باشد كه به حقيقت امر و واقعيت قصه انتخابات سال 88 نزديك باشد.
در طول اين مدت تعبير «فتنه» براي اين وقايع بسيار به كار رفت و نگارنده معتقد است كه اتفاقاً تعبير درست و دقيق و قابل تاملي است.
اما به راستي فتنه اصلي چه بود و رنجي كه از برآيند آنچه بر همه ملت ايران رفت، منشعب از كدام اتفاق دردناك بود و چرا و چگونه؟
فيلمساز ما بايد بتواند از دل حوادث و كوران وقايع تلخ سالي كه گذشت، اين درد منتشر در جامعه ايران را در طول اين مدت به تصوير بكشد و با سينماورزي اش، به يك همدردي ملي و يك همياري ميهني امداد رساند.
فتنه اصلي در اين روزها، جدايي صفوف ملت و فاصله اي بود كه ميان دل ها افتاد؛ گسستگي جمع هاي دوستانه، دوري دل ها و ديده ها از هم و انفكاك ملتهب و وخيم و فسرده اي كه ميان آحاد مردم پديد آمد و موقعيتي كه مي توانست غنيمتي براي شور و نشاط ملي و بارقه اي براي همبستگي و ياري شود، تبديل شد به جنگي خانگي كه به از بين رفتن قوت ها و استعدادها و ... و «دولت» ي ها انجاميد.
اي كاش فيلمساز بتواند با تصويرگري سينماورزانه آنچه گذشت و روي داد، خاصه فتنه «اصلي» كه ذكر آن رفت، با تجديد روحيه حميت و ياريگري آييني و ملي و با زيبايي رگه هاي همبستگي و پيوندهاي عاطفي مردم، گامي در جهت ترسيم معصوميتي بردارد كه از دست رفته.
يكي از مدعيان ساخت اين فيلم چندي قبل گفت كه براي تفوق بر موضوع به بررسي مفصل و همه جانبه «سايت» هاي داخلي و خارجي پرداخته و من به ايشان يادآوري مي كنم كه حداقل به موازات اين كار كه معلوم نيست چقدر مفيد فايده باشد، به دل و ديده خود و مردم كشورش مراجعه كند و حقيقت موضوع را آنجا بجويد. باشد كه بيابد و بنماياند./انتهاي پيام/