کد خبر:۷۵۵۰۵
فتنه 88 از نگاه شعر (1)
«تبت يدا ابي لهب» آيد به گوش باز
«تبت يدا ابي لهب» آيد به گوش باز سودي نبخشد اين همه مال و منالتان
چنديست از وقاحت وهم و خيالتان،
گوش فلك كر است از اين قيل و قالتان
افكندهايد فتنه و آشوب، شرمتان،
آشفته باد خاطر و خواب و خيالتان
خون موج مي زند كه عزادر عزاست اين،
اسفند قلب ماست به روي زغالتان
قرآن به دوش و دشمن الله اكبريد،
آتش به ريشتان به عبايتان به شالتان
تخم نفاق سبز و علفهاي هرز شد،
روييده در حرام لنجزار مالتان
«تبت يدا ابي لهب» آيد به گوش باز
سودي نبخشد اين همه مال و منالتان
خود باطليد و دور شما نيز بگذرد،
ثبت است برجريدهاي عالم زوالتان
آن خط سرخ راست براين خط روسياه
قائم فرود آيد و اين است فالتان
ديگر سلاح سرد سخن كار ساز يست
كور و كريد و شمع و بيابان مثالتان
از خط و خال خستهام از بس كه ديدهام
خاري ز خطتان و خيانت زخالتان
خون غزل حلال و به مسلخ سپردهام
وزن و رديف و قافيه را با قتالتان
* سروده اي از احسان كاوه.
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰