به تماشا سوگند!
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۵۵۳۹
نگاهي به آثار سينمايي محمدمهدي عسگرپور - 1

به تماشا سوگند!

من معتقدم يکي از عوامل نرم افزاري در ساخت يک پيرنگ خوب - به معناي تمام و درست کلمه - اشراف بر درون‌مايه و روايت و در واقع آن چيزي است که سازنده اثر مي‌خواهد با دست يازيدن به مؤلفه‌هاي بصري و داستاني در جهت بيانش برآيد.

آن‌چه در بررسي فيلم معناگراي «قدمگاه» مهم‌تر به نظر مي‌آيد، گذشته از عوامل ساختاري فيلم، به نوعي درون‌مايه‌ خاص است که مطابق و درآميخته با درام و داستان فيلم و نوع روايت آن مي باشد.

درونمايه‌اي که براساس تعامل ميان آدم‌هاي جامعه با کسي ساخته مي‌شود که مورد اتهام است و در عين حال مورد غفلت و تغافل. و همه اين‌ها «قدمگاه» را به لحاظ پيرنگ هم جذاب مي‌کند.

من معتقدم يکي از عوامل نرم افزاري در ساخت يک پيرنگ خوب - به معناي تمام و درست کلمه - اشراف بر درون‌مايه و روايت و در واقع آن چيزي است که سازنده اثر مي‌خواهد با دست يازيدن به مؤلفه‌هاي بصري و داستاني در جهت بيانش برآيد.

به عبارت ديگر، «قدمگاه» وقتي مي‌تواند از يک درون‌مايه فوق‌العاده و بکر - که واقعاً هم داراست - سود ببرد که تعامل سازنده‌اي ميان ساير شاخصه‌هاي ساخت فيلم هم برقرار باشد.

گفتيم «قدمگاه» درباره‌ کسي است در ميانه‌ جامعه و مردم مورد اتهام است؛ آن هم اتهامي سنگين، اما اين «دام» توانسته صيدي درخور بيابد و آن اوج گرفتن مفهوم لايه‌لايه‌ فيلم به سمت يک برآيند عظيم و خاص است: بيرون آمدن، تطهير و تنزيه از دل ناپاکي‌هاي ظاهري و به بيان رساتر از دل چشم‌هايي که ظاهري شائبه آلود را - فقط - مي‌نگرند و قضاوت‌شان هم براساس همين شائبه‌هاست، که شايد نان شايعه بر قامت بي‌اندام‌شان لايق‌تر باشد.

براي درک بهتر اين درون‌مايه براي مخاطبان محترمي که فيلم را نديده‌اند و في‌البداهه با اين نقد رو‌برو شده‌اند، خوب است به پايان اين بخش و براي اتصال به پردازش درونمايه به مباحث ساختاري و مفهومي ديگر فيلم، اشاره‌اي داشته باشيم کوتاه به سيناپس و داستان «قدمگاه»:

داستان متعلق به جواني است ساده دل که در يک آبادي زندگي مجهولي را مي‌گذراند. کارگري همه‌فن‌حريف که بي‌خانواده و پدر و مادر در خانه‌هاي مردم بزرگ شده و آن‌ها را خانواده‌ خود مي‌داند، اما نمي‌داند که کيست و از کجا و از کدام پدر و مادر؟

اما روي ديگر سکه مردمان اين آبادي‌اند. کساني که اين جوان براي آن‌ها مجهول نيست. کساني که مي‌دانند و مي‌شناسند پدر و مادر او را. کساني که خود نقشه‌ قتل مادر مظلومه‌ او را پي‌ريزي کرده و اجرا نموده‌اند. کساني که بار سنگين تهمت‌زدن به اين جوان را – آن‌هم تهمتي بزرگ و نابخشودني - به دوش مي‌کشند: نتيجه و زاده‌ يک پيشينه‌ غير اخلاقي، مولود خطاي مادر!

اما اين اتهام و دروغ که نتيجه‌ نشخوار مشتي رياکار و صاحبان زر و زور و تزوير است در مصاف با يک حقيقت طاهر است که باورش نکردند مگر با دست نوازشگر اعجاز: اين جوان پاسخ توکل مادر است به امام زمان(عج) و دعاي او براي صاحب فرزند شدن.

آري! اين مادر تداعي‌کننده‌ خاطره مريم پاک و آسماني است. اما نه براي چنين مردمي و دريغ از روزهايي که راز آسان برملا مي‌شود و … .

به اعتقاد من يکي از عناصر سازنده‌ فيلم «قدمگاه» که بسيار جاي بحث و تبادل نظر سازنده دارد، پيام فيلم است.

هيچ ابايي ندارم که از واژه‌ «پيام» براي اين اثر ارجمند استفاده کنم؛ چرا که معتقدم در مقابل شعاري شدن‌ها و سوءاستفاده‌هاي رايج در سينماي ما که از اين واژه انجام گرفته، چاره‌اي نداريم مگر به کار بردن کلمات پرمغز و معنادار در جاي درست و مصاديق معتنابه آن در اين وادي.

از اين رو، در اين بخش به پيام فيلم «قدمگاه» مي‌پردازم و در صورت دست‌دادن مجال مناسب، احتمالاً در شماره‌هاي آينده اين مطلب نيز به اين موضوع خواهم پرداخت.

نمي‌توان محتواي فيلم را در يک بحث، به تنهايي دسته‌بندي کرد. آن‌چه در لوا و تحت پوشش داستان فيلم مورد بيان و کنکاش قرار گرفته تا حدي گسترده است و براي آسيب نخوردن آن‌ها بايد ابتدا به طور جداگانه مورد توجه قرار گيرد.

يک ديالوگ در فيلم هست که باب يک فصل فوق‌العاده را باز مي‌کند. فصلي که مي‌تواند هم منش تفکر و تاويل‌هاي عقيدتي و بررسي‌هاي معرفت‌شناختي شود و هم نقبي به اجتماع و قشرهاي گوناگون آن بزند، علاوه بر اين، بياني هنري باشد بر يک عاشقانه‌ تلخ و در عين حال اميدآفرين و انتظار مدار.

در اين ديالوگ که چند بار، به درستي و هنرمندانه در فيلم تکرار مي‌شود، مي‌شنويم که: «امام زمان به چه کسي بدهکاره؟»

و با اين جمله اساساً نگاهي جديد به ذهن مخاطب، نسبت به ابعاد مختلف داستان فيلم و شخصيت اصلي‌اش باز مي‌شود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار