از «کوی دانشگاه» تا «بن بست فتنه»
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۸۷۹۱
گزارش تحلیلی//

از «کوی دانشگاه» تا «بن بست فتنه»

 پروژه كشته سازي فتنه گران، حضور موسوي در مجلس ختم آدم زنده و گريه مدعي روشنفکري بر سر گور بي مرده، دامن زدن به قتل مشکوک ندا آقا سلطان و ... تداعي گر استعفاي معين و اظهارات تاج زاده و عبدلله نوري و نيز تيتر هاي روزنامه هاي زنجيره اي و رسانه هاي صدانقلاب در 18 تير 78 مي باشد.

*مهدي امامقلي-  بي شك، واقعه كوي دانشگاه  18 تير 87 به عنوان اولين اعتراض كاملا سياسي سازماندهي شده و غير قانوني در دولت اصلاحات بود كه بستر ساز بسياري از حوادث و تعيين كننده معادلات سياسي پس از خود شد، تا جايي كه به روشني مي توان گفت كه 18 تير 87، آبستن فتنه 88 و وقايع پس از آن شد.

چنانكه در هر دو جريان، استراتژي «براندازي نرم» و شيوه هايي چون «فشار از پايين و چانه زني در بالا»، «فتح سنگر به سنگر»، «فروپاشي از درون» و... نمود عيني داشت.

از اين رو 18 تير 78 با فتنه تابستان 88 در چند بعد مهم از مشباهت هاي تاكتيكي و تشكيلاتي ملموسي برخوردار است؛ علاوه بر آن كه در شكست هر دو فتنه، تدبير رهبري معظم انقلاب با حضور مردم دلايلي مسلم و انكار ناپذيرند.

آنچه در پي مي‌آيد مرور كوتاهي بر اين ابعاد مهم است:

• بهانه جويي هاي ماكياوليستي و خودزني‌هاي سياسي

جريان راديكال اصلاحات به دليل توهمات برآمده از شرايط سياسي موجود «آراي 20 ميليوني ملت آگاه ايران» در ادامه، حيات سياسي خود را در مقابله با ارزش ها و قرائت هاي انقلابي اسلامي مي‌ديد و براي پيش بردن شرايطي ايجابي، به تحركاتي راديكالي دست ميزد تا در برابر جبهه مقابل خود «شاكله و حاكميت انقلابي اسلامي نظام»، روحيه اعتراضي و پروتستاني فراهم آورده و با فتح سنگر به سنگر، قدرت حاكمه اسلامي را دچار تزلزل و براندازي كند.

يكي از تاكتيك هاي افراطي اين جريان، بهانه جويي هاي ماكياوليستي بود؛ به اين منظور كه براي پيشبرد هدف بايد به هر وسيله اي تمسك جست، چه بسا كه ممكن است در فرايندهاي اجتماعي و تشكيلاتي، خودزني سياسي هم رخ دهد، از اين رو بود كه «توبيخ روزنامه سلام» بهانه اي براي راديكال‌ها شد.

اكنون پس از گذشت يك دهه از آن واقعه اين سوال مطرح است، كه مگر موسوي خوئيني‌ها بعنوان مدير مسئول روزنامه سلام نمي دانست كه انتشار يك مطلب محرمانه جرم مطبوعاتي است؟

بي شك علت انتشار آن مطلب چيزي جز اشتعال يك فتنه و بهانه جويي ماكياوليست و خودزني سياسي نمي توانسته باشد.

در فتنه تابستان 88 نيز اين بهانه جويي‌ها و خودزني‌ها از سرگرفته شد تا در ابعادي وسيع‌تر با طول و عرض رسانه‌اي و تشكيلاتي داخلي و خارجي، انتخابات دهم رياست جمهوري بعنوان بهانه اي قرار گرفت و عناصري چون مير حسين موسوي و مهدي كروبي كه مي دانستند مخالفت با احكام و قوانين اسلامي جرم است، دست به خودزني سياسي زده اند تا آغازگر فتنه اي شوند كه عليه نرم افزار جمهوري اسلامي، شمشير عناد از رو بندند.


• دروغ و آنارشيسم در آينه تكرار فتنه

كشته سازي و تحريك احساسات و هيجانات روحي و رواني ملت ايران در راستاي شكار ذهن‌ها و مسخ روح‌ها يكي از سناريوهاي تكراري بود كه اصلاح طلبان راديكال، هم در واقعه 18 تير و هم در فتنه 88 دنبال مي كردند.

 پروژه كشته سازي فتنه گران، حضور موسوي در مجلس ختم آدم زنده و گريه مدعي روشنفکري بر سر گور بي مرده، دامن زدن به قتل مشکوک ندا آقا سلطان و ... تداعي گر استعفاي معين و اظهارات تاج زاده و عبدلله نوري و نيز تيتر هاي روزنامه هاي زنجيره اي و رسانه هاي صدانقلاب در 18 تير 78 مي باشد: «دانشگاه تهران به خون كشيده شد! قتل سه دانشجو تا به امروز محرز است!»

از طرفي فضاي اكسپرفيونيستي و هيجاني فتنه 88 الگوي ديگري از شرايط 18 تير 78 چه آنكه ايجاد پارلمان خياباني و خروج از كوي دانشگاه و بروز و ظهور مفهوم خون ريزي و ايجاد ضرب و شتم و درگيري در كف خيابان ها، وارد آوردن آسيب و خسارت به اموال عمومي در هر دو جريان فتنه به روشني مشهود است.

در 18 تير 78 خوابگاه هاي دانشجويي، مهد كودك و آرايشگاه و مغازه هاي رو به روي كوي مورد خسارت و تخريب قرار گرفت و ده ها نفر از دانشجويان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و در فتنه 88، علاوه بر 300 ميليارد تومان خسارت به اماكن و اموال عمومي شهر تهران، ده ها انسان بي گناه نيز به قتل رسيدند.

• مهار فتنه از سوي رهبري و مردم

يكي از اصول بديهي و مسلم در مانيفست انقلاب اسلامي، جمهوريت است كه در طول ولايت الهي نشان دهنده اهميت نقش و حضور مردم در مديريت نظام اسلامي است كه در پيوندي معنوي، معرفتي و عاطفي با رهبري نظام اسلامي معنا مي يابد.

موضع گيري و اظهارات صريح و مدبرانه مقام معظم رهبري در نماز جمعه 29 خرداد، تداعي گر اظهارات حكيمانه و مدبرانه ايشان در سخنراني به يادماندني پس از واقعه 18 تير بود چه آن كه رهنمودها و تاكيدات معظم له چون آبي بر آتش فتنه گران بود.

چنانكه شاهد بوديم معظم له در هر دو فتنه 78 و 88 حمله به كوي دانشگاه در هر شكل و لباسي را محكوم كردند و دستر صريح و اكيد به برخورد با مسببين را صادر فرمودند.

به كرات شاهد بوديم كه رهبر معطم انقلاب در خطابه هاي مختلف بر لزوم دشمن شناسي، تبيين اصول ناب اسلامي، جمهوريت و هم بستگي و انسجام اسلامي تاكيد ويژه داشتند و مردم انقلابي و وبويژه افسران جوان جبهه جنگ نرم را بر تبيين اين مسائل براي جامعه امر مي فرمودند. 

از سويي اعتراضات عمومي مردم در نماز جمعه هاي بعد از تير ماه 78 عليه فتنه گران كوي دانشگاه، شمه‌اي از هم بستگي ملي در برابر فتنه گران 88 بود و چنانچه شاهد خروش انقلابي ملت ايران در «حماسه 9 دي و 22 بهمن ماه» بوديم كه تير خلاص بر پيكر نيمه جان فتنه دوباره زنده شده پس از فتنه 78 بود.

*مهدي امامقلي - عضو اسبق اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار