کد خبر:۷۸۸۶۰
سروده ای از مرتضي حيدري آل كثير؛
اين همه كشته مي ارزد به محمد شدنت
تو به درياي «لك الحمد» تعلق داري/ كمر جذر، شكست از خبر مد شدنت/ تو همان نور زمين آمده حق هستي/ كه به فانوس دل افروخته بايد شدنت/ زنده در گور شدنها به فدايت اي عشق!/ اين همه كشته ميارزد به «محمد» شدنت
وسعت مكه تب آلود مقيد شدنت
هيجان دو جهان لال زبانزد شدنت
آيه در آيه به تدريج به معراج برآ
دهن جن و ملك آب موكد شدنت
تو به درياي «لك الحمد» تعلق داري
كمر جذر، شكست از خبر مد شدنت
تو همان نور زمين آمده حق هستي
كه به فانوس دل افروخته بايد شدنت
زنده در گور شدنها به فدايت اي عشق!
اين همه كشته ميارزد به « محمد» شدنت
اين لب تر شده توست و يا اقيانوس؟
آسمان است و يا سايه ممتد شدنت؟
پرِ جبريل اگر از شعشعه سدره نسوخت
سوخت از جذبه ي نزديك به گنبد شدنت
نفسِ ريخته در سينه عشقي و هنوز
خواب آيينه برآشفته از آمد شدنت
سعي ابليس، به سرسختيات ايمان آورد
نرسيده ست، به يك لحظه مردد شدنت
مرتضي حيدري آل كثير
/انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰