در هيچ دوراني وظيفه علما به سنگيني امروز نبوده است
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 20 تيرماه 1386 در مراسم بيعت مدرّسان، فضلا و طلاب حوزهى علميهى مشهد ايراد فرمودند به اين شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
وظيفهاي كه امروز برعهده علماست، استثنايى و سنگين است
به همهى آقايان محترم و علماى اعلام و اساتيد و مدرّسان محترم حوزهى علميهى مشهد كه در حركت عظيم اسلامى مردم حقيقتاً صادق و ثابتقدم بودند و سابقهى درخشانى داشتند و انشاءاللَّه در آينده هم همين خصوصيات برجسته را حفظ خواهند كرد، خير مقدم عرض مىكنم و متقابلاً اين مصيبت جانكاه و فقدان بزرگ براى عالم اسلام را به همهى شما، مخصوصاً علماى اعلام و اساتيد و بزرگان، تسليت مىگويم.
به مناسبت اجتماع شما آقايان محترم و اقتران اين روزها با سالگرد شهادت حضرت امام باقر(صلواتاللَّهوسلامهعليه)، بجاست اشارهيى به مسايل خاص روحانيت و حوزههاى علميه بكنيم. وظيفهيى كه امروز در نظام جمهورى اسلامى برعهدهى علما و روحانيون است، از چند جهت وظيفهى استثنايى است: هم براى خود ما در طول تاريخ روحانيت شيعه و فقاهت اسلام استثنايى است و هرگز چنين دورانى را نداشتيم كه فقها و علما وظيفهى سنگينى مانند امروز داشته باشند، و هم نسبت به ساير علماى دين در سراسر جهان اين وظيفه استثنايى است؛ چون در كشور و جامعهى ما نظامى استقرار پيدا كرده است كه بر مبناى تفكر و شريعت اسلامى شكل گرفته و اداره مىشود و اين نظام پذيرفته است كه به سمت تحقق كامل شريعت و اهداف اسلامى حركت كند. علما در بلاد اسلامى، از اين جهت بار سبكترى بر دوش دارند.
وظايف روحانيون در ايران با كشورهاى ديگر متفاوت است
اگرچه به يك معنا وظيفهى دفاع از دين عمومى است و سكوت علما در مقابل سلاطين و رؤساى ظالم و ضد دين و مماشات آنها در برابر سياستهاى استكبارى - چه شرقى و چه غربى - قابل قبول نيست و خداى متعال وظيفهى دفاع از دين را برعهدهى علما و مرشدان ملت و معلمان امت گذاشته است و اين امر اختصاص به زمان و مكان خاصى ندارد و در همهى اقطار اسلامى، دفاع از اسلام و قرآن و شريعت اسلامى در درجهى اول برعهدهى علماست و در هيچ شرايطى از اين كار معاف نمىشوند، منتها در آن كشورها كار علما آسانتر و سادهتر است و پيچيدگى كار در نظام اسلامى را ندارد.
در آنجا مسؤوليت دفاع از حيثيت جهانى اسلام و تنظيم سيستم و نظامى كه لزوماً تمام جوانب آن براساس اسلام شكل بگيرد، بر دوش آنها نيست. آنها وظيفهى امر به معروف و نهى ازمنكر را تا حدى كه در فقه مشخص شده و به اندازهيى كه امكان اثر و يا قدرت انجام آن باشد، لازم مىدانند؛ اما ادارهى نظام و مردم و ساختن و پرداختن و جمع وجور كردن مجموعهى زندگى انسانها براساس اسلام، كار بسيار پيچيده و ظريف و دشوارى است كه در اين زمان بر دوش ما و علما در جامعهى اسلامى است.
ممكن است آنها از لحاظ مبارزهى سياسى، بعضى از دشواريها را داشته باشند؛ اما آن سختيها به مراتب آسانتر و سبكتر از مسؤوليتهايى است كه براى دفاع از حيثيت جهانى اسلام در نظام ما وجود دارد. بايد باور كنيم كه اگر امروز جمهورى اسلامى بد و ضعيف عمل كند، فقط به حيثيت اين نظام صدمه نمىخورد؛ بلكه به تمام حيثيت اسلام صدمه خواهد خورد.
عمل ضعيف ما، و قضاوت نادرست درباره اسلام
درحقيقت از نظر ناظران جهانى، قبةالاسلام و عَلَم و مظهر جامعهى نمادين اسلام اينجاست. اگر ما ضعيف و بد عمل كنيم و نتوانيم احكام اسلامى و عدالت اجتماعى را استقرار ببخشيم و استعدادها را جوشان سازيم و ازآنها استفاده كنيم و نتوانيم اخلاق اسلامى را در جامعه رواج دهيم و روابط انسانها را به صورت مطلوب تنظيم كنيم، قضاوت دنيا اين خواهد بود كه اسلام نتوانست به وعدههاى خود عمل كند. مىبينيد كه اين مسؤوليت فقط برعهدهى ماست، و علماى كشورهاى ديگر كه با نظامهاى متفاوت زندگى مىكنند، اين احساس را در خود ندارند.
داستانى را مولوى نقل كرده است كه البته نمادين (سمبليك) است؛ ولى هرگاه به يادم مىآيد، بر خودم مىلرزم و به خدا پناه مىبرم. او مىگويد:
در شهرى كه هم مسلمانها و هم مسيحيها زندگى مىكردند، مؤذن بدصدايى وارد محلهى مسلمانها شد و چند وعده اذان گفت. روزى يك مرد نصرانى از محلهى خود به محلهى مسلمانها آمد و سراغ مؤذن را گرفت؛ او را راهنمايى كردند، تا بالاخره مؤذن را پيدا كرد و بعد از ديدنش تشكر فراوانى از او كرد! مؤذن گفت: چرا از من تشكر مىكنى؟ مرد نصرانى پاسخ داد: تو حق بزرگى بر گردن من دارى كه هيچكس ندارد؛ زيرا من دختر جوانى در خانه دارم كه مدتى است محبت اسلام به دلش افتاده است و تمايل به مسلمانى دارد. هر كار مىكردم، به كليسا نمىآمد و در مراسم ما شركت نمىكرد و به عقايد ما بىاعتنا بود. ما در كار اين دختر، عاجز و درمانده شده بوديم. دو، سه روز پيش كه تو اذان گفتى و اين دختر صدايت را شنيد، گفت: اين صداى كريه از كجاست؟! گفتم: اذان مسلمانهاست. از آن لحظه بود كه ما راحت شديم و بكلى محبت اسلام از دل اين دختر رفت و در حال حاضر مثل زمان عادى گذشته، به زندگى خود مشغول است و در كليسا حاضر مىشود و مراسم را انجام مىدهد! بنابراين، تو بودى كه دختر ما را به ما برگرداندى!
بارها به خود و دوستانم گفتهام كه مبادا ما آن مؤذن بدصدا باشيم كه عشق به اسلام را در دلها فرو بنشانيم و استفهام عظيمى را كه در دنيا براى شناخت اسلام به وجود آمده است، با پاسخ منكر و زشتى پاسخ دهيم.
ما مبارزه خود را براى اسلام و خدا شروع كرديم
ما مبارزهى خود را براى اسلام و خدا شروع كرديم و قصد قدرتطلبى و قبضه كردن حكومت را هم نداشتيم. چندين بار از امام عزيزمان(اعلىاللَّهكلمته) پرسيده بودم كه شما از چه زمانى به فكر ايجاد حكومت اسلامى افتاديد، و آيا قبل از آن چنين تصميمى داشتيد؟ (اين پرسش به خاطر آن بود كه در سال 1347، درسهاى «ولايت فقيه» ايشان در نجف شروع شده بود و 48 نوار از آن درسها نيز به ايران آمده بود). ايشان گفتند: درست يادم نيست كه از چه تاريخى مسألهى حكومت برايمان مطرح شد؛ اما از اول به فكر بوديم ببينيم چه چيزى تكليف ماست، به همان عمل كنيم؛ و آنچه كه پيش آمد، به خواست خداوند متعال بود.
امام عزيز(ره)، با ايمان و جهاد و اخلاص و عمل صالح خود، سنگ بناى حكومت اسلامى را در ايران گذاشت وخداى متعال هم نصرت خود را بر او نازل كرد. پروردگار عالم اصدقالقائلين است كه فرمود: «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»(1)، «منكان للَّه كان اللَّه له»(2)، «و لينصرن اللَّه من ينصره»(3). اين آيات و روايات، بيان حقيقت و واقعيت است.
در كشور ما، جهاد و مبارزه و تلاش و اخلاص در ميان مردم نمود پيدا كرد و خداى متعال هم بركت داد و پيروزى به دست آمد و اسلام حاكميت يافت و قرآن عزيز شد و مسلمانها در دنيا اعتزاز معنوى پيدا كردند و روىآورى به اسلام را افتخار خود دانستند و از مسلمان بودن خويش خجالت نكشيدند.
بايد همچنان به تكليف حساس و دقيق خود عمل كنيم
اسلام در ايران ريشه دواند و مردم ده سال با مشكلات مبارزه كردند. اينها همه از نعمات و بركات الهى است. بايستى شكرگزار و قدرشناس اين نعمات باشيم و همچنان به تكليف حساس و دقيق و ظريف خود عمل كنيم.
اگر ما نتوانيم قضاى اسلامى به معناى واقعى را در جامعه پياده كنيم و عدل اسلامى را در دستگاه قضاوت و حكومتمان نشان دهيم و نتوانيم زمينههاى تداول ثروت بين اغنيا را كه اسلام آن را منع كرده است، با نظام اقتصادى درست در جامعهى اسلامى از بين ببريم و نتوانيم اخلاق و ارزشهاى اسلامى را در جامعه مجسم و محقق كنيم، در نتيجه نظامى با پرچم و اسم اسلام، اما با حقيقت و معناى غيراسلامى - و احياناً جاهلى - خواهيم داشت؛ كه هر چيز غيراسلامى باشد، جاهلى است؛ «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال»(4). اگر خداى نكرده چنين شد، ما همان مؤذن بدصدايى خواهيم بود كه صدا و آهنگ ناخوش ما، به جاى آنكه به اسلام عزت و آبرو ببخشد، آن را دچار سرشكستگى خواهد كرد.
دراين ميان، جامعهى روحانيت و حوزههاى علميه نقش اول را دارند و مسؤولند كه اسلام را درست تبيين كنند و هرجا كه احتياج به متصديان لايق و مؤمن و عارف و آشنا به رموز اسلامى است، آنجا را پُر كنند و مردم را ارشاد و حكومت را نصيحت نمايند و با قدرت معنوى خود، مسير مشكلات را هموار سازند.
مبانى تحرك و سازماندهى و نوآورى حوزههاى علميه
حوزههاى علميه بايد بر سه مبنا تحرك خودشان را افزايش دهند و سازماندهى و نوآورى كنند:
مبناى اول، فقه سنتى و جواهرى است، كه تعبير امام بزرگوارمان بود. صاحب جواهر، مظهر يك فقيه مقيد به مقررات فقاهت و قواعد اصولى و فقهى است. او يك ملاى اصولىِ مقيد و دقيق و منظم بود كه از موازين رايج فقهى بين اصوليين، هيچ تخطى نكرد و در بررسى هر مسأله، شهرت و اجماع و ظواهر ادله و اصول و هرچه را كه جزو ابزارهاى معمولى كار فقاهت شمرده مىشود، در اختيار گرفت و آنها را با همان دقتِ يك فقيه اصولى به كار مىبست. بنابراين، فقه جواهرى، يعنى همان فقه سنتى رايج با متد فقاهت. اين روش و متد، همان كيفيت رسيدگى يك مسأله در فقه است.
روش رايج فقها، بدين ترتيب است: اولاً، استفاده از ظواهر و علاج مشكلات ظواهر و امارات؛ و هنگامى كه فقيه دستش از امارات كوتاه شد، مراجعه به اصول، و پيدا كردن اصلى كه اينجا مجراى آن است؛ و اگر معارضهيى ميان اصول وجود داشته باشد، علاج كردن آن معارضه و ديگر مشكلات باب اجراى اصول ... و بالاخره از آب در آوردن مسألهى فقهى.
اين، فقه جواهرى است. ما دو فقه، يكى سنتى و ديگرى پويا نداريم. فقه پويا، همان فقه سنتى ماست. پوياست، يعنى علاجكنندهى مشكلات انسان و پاسخگوى حوادث واقعه است؛ و سنتى است، يعنى داراى شيوه و متدى است كه بر طبق آن «اجتهاد» انجام مىگيرد، و اين شيوه قرنها معمول بوده و كارايى خود را نشان داده است.
بايد فقاهت تقويت شود و درسها و حوزههاى فقاهت مورد اهتمام قرار گيرند. اصولاً بىمايه فطير است و بدون درس خواندن و زحمت كشيدن و ملا شدن، نمىتوان مفيد واقع شد.
مبناى دوم، تزكيهى اخلاقى است، كه اگر در افراد حوزوى نباشد، همان مسألهى دزدى است كه با چراغ مىآيد و كار را مشكلتر مىكند. اين قسمت، مستغنى از بيان است.
مبناى سوم، آگاهيهاى سياسى است. اگرشما اعلم علما هم باشيد، ولى زمانتان را نشناسيد، محال است بتوانيد براى جامعهى اسلامىِ امروز مفيد واقع شويد. اگر ندانيم كه استكبار چه كار مىخواهد بكند و دشمنان ما چه كسانى هستند و از كجا نفوذ مىكنند، و اگر متوجه نباشيم كه در جامعهى ما چه مىگذرد و چه مشكلاتى وجود دارد و علاجش چيست، و اگر اطلاع نداشته باشيم كه در جبههبنديهاى امروز جهان چه جايگاهى داريم، نمىتوانيم نقش واقعى خود را ايفا كنيم.
هميشه كتك و توسرى را كسانى مىخورند كه بين دو جناحِ بازيگر قرار گيرند و ندانند چه اتفاقى مىخواهد بيفتد و چه عواملى صحنهى بازى را به نفع خود تغيير مىدهند. بصيرت و علم به زمان و استفاده از موقعيتها براى هر عاملى - چه اعلمالعلماء باشد، و چه كسى كه در يك محله احكام دين را به چند نفر تعليم مىدهد - ضرورى است؛ منتها هرچه مقام بالاتر باشد، آگاهيهاى بيشتر و وسيعترى مورد لزوم است.
بايد آگاهى و بصيرت را در خود تقويت كنيم
ما در طول تاريخ تشيع، به خاطر عدم آگاهى علما از حقايق جريانات دنيا، خيلى ضربه خورديم؛ بخصوص در دويست سال اخير كه دنيا شكل جديدى پيدا كرد و استعمار پديد آمد و سياستها عوض شد و دولتهاى اروپايى وارد ميدان سياست جهانى شدند و به كشورهاى اسلامى تعرض كردند.
هرگاه ما عالِم دين و تقىّ و باهوش و زرنگ و دقيقى مثل ميرزاى شيرازى و شيخ انصارى داشتيم، از شر دشمن محفوظ مىمانديم و برنده بوديم؛ ولى آنجا كه قدرى غفلت و ناآگاهى در كار بوده است، ضرر مىكرديم، كه آن ضرر، به يك نفر و يك حوزه و يك مجموعه و يك شهر و يك سال و چند سال محدود نمىشد؛ بلكه در برخى موارد اثرش تا پنجاه سال تمام، جامعهى اسلامى را تحت فشار قرار مىداد.
ديگر نبايد تسليم ناآگاهيها شويم. بايد آگاهى و بصيرت را در خودمان تقويت كنيم. بايد برآن سه مبنا، حوزهها را بازسازى كنيم و توسعه دهيم. حقاً و انصافاً حوزهى مشهد از استعداد بالايى برخوردار است و از نظر علمى و عملى و اخلاقى و سياسى، اساتيد خوب و علماى بزرگ وشخصيتهاى برجستهيى دارد و طلاب باسابقهى خوب و مستعدى در آنجا مشغول تحصيل هستند. انشاءاللَّه حوزهى مشهد بتواند در اين زمينه نقشى داشته باشد و اقدام مهمى بكند.
امروز دشمنها منتظرند تا به ما ضربه زنند؛ ما بايد حواسمان جمع باشد. خوشبختانه امروز طورى است كه توطئههاى استكبار جهانى از نظر ملتها افشا شده است و اين جملهى منسوب به امام سجاد(ع): «الحمدللَّه الّذى جعل اعدائنا من الحمقاء»، واقعاً در مواردى صدق مىكند. همين توطئهى اخير حكام سعودى براى متهم كردن ملت بزرگ ايران و مسؤولان آن، از همان قبيل توطئههايى است كه تاكنون افشا شده است. همه مىدانند و مىفهمند كه اين بغضها و حقدها از كجا سرچشمه مىگيرد.
مجدداً به همهى آقايان خيرمقدم و تسليت مىگويم و از اينكه راهى طولانى را طى فرموديد و تشريف آورديد، تشكر مىكنم. اميدوارم كه لطف و فضل الهى شامل حال شما باشد و روزبهروز انشاءاللَّه وضعى بهتر از گذشته داشته باشيد و قلب مقدس حضرت ولىّعصر(ارواحنافداهوعجّلاللَّهتعالىفرجه) از ما راضى باشد و دعايش شامل حالمان گردد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) عنكبوت: 69
2) بحارالانوار، ج 85 ، ص 319
3) حج: 40
4) يونس: 32
/انتهاي پيام/