در هيچ دوراني وظيفه علما به سنگيني امروز نبوده است
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۸۹۴۱
بازخواني// بيانات مقام معظم رهبري در 20 تيرماه 68:

در هيچ دوراني وظيفه علما به سنگيني امروز نبوده است

وظيفه‌اى كه امروز در نظام جمهورى اسلامى برعهده‏ علما و روحانيون است، از چند جهت وظيفه‏ استثنايى است: هم براى خود ما در طول تاريخ روحانيت شيعه و فقاهت اسلام استثنايى است و هرگز چنين دورانى را نداشتيم كه فقها و علما وظيفه‏ سنگينى مانند امروز داشته باشند.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 20 تيرماه 1386 در مراسم بيعت مدرّسان، فضلا و طلاب حوزه‏ى علميه‏ى مشهد ايراد فرمودند به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

وظيفه‏اي كه امروز برعهده‏ علماست، استثنايى و سنگين است‏

به همه‏ى آقايان محترم و علماى اعلام و اساتيد و مدرّسان محترم حوزه‏ى علميه‏ى مشهد كه در حركت عظيم اسلامى مردم حقيقتاً صادق و ثابت‏قدم بودند و سابقه‏ى درخشانى داشتند و ان‏شاءاللَّه در آينده هم همين خصوصيات برجسته را حفظ خواهند كرد، خير مقدم عرض مى‏كنم و متقابلاً اين مصيبت جانكاه و فقدان بزرگ براى عالم اسلام را به همه‏ى شما، مخصوصاً علماى اعلام و اساتيد و بزرگان، تسليت مى‏گويم.

به مناسبت اجتماع شما آقايان محترم و اقتران اين روزها با سالگرد شهادت حضرت امام باقر(صلوات‏اللَّه‏وسلامه‏عليه)، بجاست اشاره‏يى به مسايل خاص روحانيت و حوزه‏هاى علميه بكنيم. وظيفه‏يى كه امروز در نظام جمهورى اسلامى برعهده‏ى علما و روحانيون است، از چند جهت وظيفه‏ى استثنايى است: هم براى خود ما در طول تاريخ روحانيت شيعه و فقاهت اسلام استثنايى است و هرگز چنين دورانى را نداشتيم كه فقها و علما وظيفه‏ى سنگينى مانند امروز داشته باشند، و هم نسبت به ساير علماى دين در سراسر جهان اين وظيفه استثنايى است؛ چون در كشور و جامعه‏ى ما نظامى استقرار پيدا كرده است كه بر مبناى تفكر و شريعت اسلامى شكل گرفته و اداره مى‏شود و اين نظام پذيرفته است كه به سمت تحقق كامل شريعت و اهداف اسلامى حركت كند. علما در بلاد اسلامى، از اين جهت بار سبكترى بر دوش دارند.

وظايف روحانيون در ايران با كشورهاى ديگر متفاوت است‏

اگرچه به يك معنا وظيفه‏ى دفاع از دين عمومى است و سكوت علما در مقابل سلاطين و رؤساى ظالم و ضد دين و مماشات آنها در برابر سياستهاى استكبارى - چه شرقى و چه غربى - قابل قبول نيست و خداى متعال وظيفه‏ى دفاع از دين را برعهده‏ى علما و مرشدان ملت و معلمان امت گذاشته است و اين امر اختصاص به زمان و مكان خاصى ندارد و در همه‏ى اقطار اسلامى، دفاع از اسلام و قرآن و شريعت اسلامى در درجه‏ى اول برعهده‏ى علماست و در هيچ شرايطى از اين كار معاف نمى‏شوند، منتها در آن كشورها كار علما آسانتر و ساده‏تر است و پيچيدگى كار در نظام اسلامى را ندارد.

در آن‏جا مسؤوليت دفاع از حيثيت جهانى اسلام و تنظيم سيستم و نظامى كه لزوماً تمام جوانب آن براساس اسلام شكل بگيرد، بر دوش آنها نيست. آنها وظيفه‏ى امر به معروف و نهى ازمنكر را تا حدى كه در فقه مشخص شده و به اندازه‏يى كه امكان اثر و يا قدرت انجام آن باشد، لازم مى‏دانند؛ اما اداره‏ى نظام و مردم و ساختن و پرداختن و جمع وجور كردن مجموعه‏ى زندگى انسانها براساس اسلام، كار بسيار پيچيده و ظريف و دشوارى است كه در اين زمان بر دوش ما و علما در جامعه‏ى اسلامى است.

ممكن است آنها از لحاظ مبارزه‏ى سياسى، بعضى از دشواريها را داشته باشند؛ اما آن سختيها به مراتب آسانتر و سبكتر از مسؤوليتهايى است كه براى دفاع از حيثيت جهانى اسلام در نظام ما وجود دارد. بايد باور كنيم كه اگر امروز جمهورى اسلامى بد و ضعيف عمل كند، فقط به حيثيت اين نظام صدمه نمى‏خورد؛ بلكه به تمام حيثيت اسلام صدمه خواهد خورد.

عمل ضعيف ما، و قضاوت نادرست درباره‏ اسلام‏

درحقيقت از نظر ناظران جهانى، قبةالاسلام و عَلَم و مظهر جامعه‏ى نمادين اسلام اين‏جاست. اگر ما ضعيف و بد عمل كنيم و نتوانيم احكام اسلامى و عدالت اجتماعى را استقرار ببخشيم و استعدادها را جوشان سازيم و ازآنها استفاده كنيم و نتوانيم اخلاق اسلامى را در جامعه رواج دهيم و روابط انسانها را به صورت مطلوب تنظيم كنيم، قضاوت دنيا اين خواهد بود كه اسلام نتوانست به وعده‏هاى خود عمل كند. مى‏بينيد كه اين مسؤوليت فقط برعهده‏ى ماست، و علماى كشورهاى ديگر كه با نظامهاى متفاوت زندگى مى‏كنند، اين احساس را در خود ندارند.

داستانى را مولوى نقل كرده است كه البته نمادين (سمبليك) است؛ ولى هرگاه به يادم مى‏آيد، بر خودم مى‏لرزم و به خدا پناه مى‏برم. او مى‏گويد:

در شهرى كه هم مسلمانها و هم مسيحيها زندگى مى‏كردند، مؤذن بدصدايى وارد محله‏ى مسلمانها شد و چند وعده اذان گفت. روزى يك مرد نصرانى از محله‏ى خود به محله‏ى مسلمانها آمد و سراغ مؤذن را گرفت؛ او را راهنمايى كردند، تا بالاخره مؤذن را پيدا كرد و بعد از ديدنش تشكر فراوانى از او كرد! مؤذن گفت: چرا از من تشكر مى‏كنى؟ مرد نصرانى پاسخ داد: تو حق بزرگى بر گردن من دارى كه هيچ‏كس ندارد؛ زيرا من دختر جوانى در خانه دارم كه مدتى است محبت اسلام به دلش افتاده است و تمايل به مسلمانى دارد. هر كار مى‏كردم، به كليسا نمى‏آمد و در مراسم ما شركت نمى‏كرد و به عقايد ما بى‏اعتنا بود. ما در كار اين دختر، عاجز و درمانده شده بوديم. دو، سه روز پيش كه تو اذان گفتى و اين دختر صدايت را شنيد، گفت: اين صداى كريه از كجاست؟! گفتم: اذان مسلمانهاست. از آن لحظه بود كه ما راحت شديم و بكلى محبت اسلام از دل اين دختر رفت و در حال حاضر مثل زمان عادى گذشته، به زندگى خود مشغول است و در كليسا حاضر مى‏شود و مراسم را انجام مى‏دهد! بنابراين، تو بودى كه دختر ما را به ما برگرداندى!

بارها به خود و دوستانم گفته‏ام كه مبادا ما آن مؤذن بدصدا باشيم كه عشق به اسلام را در دلها فرو بنشانيم و استفهام عظيمى را كه در دنيا براى شناخت اسلام به وجود آمده است، با پاسخ منكر و زشتى پاسخ دهيم.

ما مبارزه‏ خود را براى اسلام و خدا شروع كرديم‏

ما مبارزه‏ى خود را براى اسلام و خدا شروع كرديم و قصد قدرت‏طلبى و قبضه كردن حكومت را هم نداشتيم. چندين بار از امام عزيزمان(اعلى‏اللَّه‏كلمته) پرسيده بودم كه شما از چه زمانى به فكر ايجاد حكومت اسلامى افتاديد، و آيا قبل از آن چنين تصميمى داشتيد؟ (اين پرسش به خاطر آن بود كه در سال 1347، درسهاى «ولايت فقيه» ايشان در نجف شروع شده بود و 48 نوار از آن درسها نيز به ايران آمده بود). ايشان گفتند: درست يادم نيست كه از چه تاريخى مسأله‏ى حكومت برايمان مطرح شد؛ اما از اول به فكر بوديم ببينيم چه چيزى تكليف ماست، به همان عمل كنيم؛ و آنچه كه پيش آمد، به خواست خداوند متعال بود.

امام عزيز(ره)، با ايمان و جهاد و اخلاص و عمل صالح خود، سنگ بناى حكومت اسلامى را در ايران گذاشت وخداى متعال هم نصرت خود را بر او نازل كرد. پروردگار عالم اصدق‏القائلين است كه فرمود: «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»(1)، «من‏كان للَّه كان اللَّه له»(2)، «و لينصرن اللَّه من ينصره»(3). اين آيات و روايات، بيان حقيقت و واقعيت است.

در كشور ما، جهاد و مبارزه و تلاش و اخلاص در ميان مردم نمود پيدا كرد و خداى متعال هم بركت داد و پيروزى به دست آمد و اسلام حاكميت يافت و قرآن عزيز شد و مسلمانها در دنيا اعتزاز معنوى پيدا كردند و روى‏آورى به اسلام را افتخار خود دانستند و از مسلمان بودن خويش خجالت نكشيدند.

بايد همچنان به تكليف حساس و دقيق خود عمل كنيم‏

اسلام در ايران ريشه دواند و مردم ده سال با مشكلات مبارزه كردند. اينها همه از نعمات و بركات الهى است. بايستى شكرگزار و قدرشناس اين نعمات باشيم و همچنان به تكليف حساس و دقيق و ظريف خود عمل كنيم.

اگر ما نتوانيم قضاى اسلامى به معناى واقعى را در جامعه پياده كنيم و عدل اسلامى را در دستگاه قضاوت و حكومتمان نشان دهيم و نتوانيم زمينه‏هاى تداول ثروت بين اغنيا را كه اسلام آن را منع كرده است، با نظام اقتصادى درست در جامعه‏ى اسلامى از بين ببريم و نتوانيم اخلاق و ارزشهاى اسلامى را در جامعه مجسم و محقق كنيم، در نتيجه نظامى با پرچم و اسم اسلام، اما با حقيقت و معناى غيراسلامى - و احياناً جاهلى - خواهيم داشت؛ كه هر چيز غيراسلامى باشد، جاهلى است؛ «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال»(4). اگر خداى نكرده چنين شد، ما همان مؤذن بدصدايى خواهيم بود كه صدا و آهنگ ناخوش ما، به جاى آن‏كه به اسلام عزت و آبرو ببخشد، آن را دچار سرشكستگى خواهد كرد.

دراين ميان، جامعه‏ى روحانيت و حوزه‏هاى علميه نقش اول را دارند و مسؤولند كه اسلام را درست تبيين كنند و هرجا كه احتياج به متصديان لايق و مؤمن و عارف و آشنا به رموز اسلامى است، آن‏جا را پُر كنند و مردم را ارشاد و حكومت را نصيحت نمايند و با قدرت معنوى خود، مسير مشكلات را هموار سازند.

مبانى تحرك و سازماندهى و نوآورى حوزه‏هاى علميه‏

حوزه‏هاى علميه بايد بر سه مبنا تحرك خودشان را افزايش دهند و سازماندهى و نوآورى كنند:

مبناى اول، فقه سنتى و جواهرى است، كه تعبير امام بزرگوارمان بود. صاحب جواهر، مظهر يك فقيه مقيد به مقررات فقاهت و قواعد اصولى و فقهى است. او يك ملاى اصولىِ مقيد و دقيق و منظم بود كه از موازين رايج فقهى بين اصوليين، هيچ تخطى نكرد و در بررسى هر مسأله، شهرت و اجماع و ظواهر ادله و اصول و هرچه را كه جزو ابزارهاى معمولى كار فقاهت شمرده مى‏شود، در اختيار گرفت و آنها را با همان دقتِ يك فقيه اصولى به كار مى‏بست. بنابراين، فقه جواهرى، يعنى همان فقه سنتى رايج با متد فقاهت. اين روش و متد، همان كيفيت رسيدگى يك مسأله در فقه است.

روش رايج فقها، بدين ترتيب است: اولاً، استفاده از ظواهر و علاج مشكلات ظواهر و امارات؛ و هنگامى كه فقيه دستش از امارات كوتاه شد، مراجعه به اصول، و پيدا كردن اصلى كه اين‏جا مجراى آن است؛ و اگر معارضه‏يى ميان اصول وجود داشته باشد، علاج كردن آن معارضه و ديگر مشكلات باب اجراى اصول ... و بالاخره از آب در آوردن مسأله‏ى فقهى.

اين، فقه جواهرى است. ما دو فقه، يكى سنتى و ديگرى پويا نداريم. فقه پويا، همان فقه سنتى ماست. پوياست، يعنى علاج‏كننده‏ى مشكلات انسان و پاسخگوى حوادث واقعه است؛ و سنتى است، يعنى داراى شيوه و متدى است كه بر طبق آن «اجتهاد» انجام مى‏گيرد، و اين شيوه قرنها معمول بوده و كارايى خود را نشان داده است.

بايد فقاهت تقويت شود و درسها و حوزه‏هاى فقاهت مورد اهتمام قرار گيرند. اصولاً بى‏مايه فطير است و بدون درس خواندن و زحمت كشيدن و ملا شدن، نمى‏توان مفيد واقع شد.

مبناى دوم، تزكيه‏ى اخلاقى است، كه اگر در افراد حوزوى نباشد، همان مسأله‏ى دزدى است كه با چراغ مى‏آيد و كار را مشكلتر مى‏كند. اين قسمت، مستغنى از بيان است.

مبناى سوم، آگاهيهاى سياسى است. اگرشما اعلم علما هم باشيد، ولى زمانتان را نشناسيد، محال است بتوانيد براى جامعه‏ى اسلامىِ امروز مفيد واقع شويد. اگر ندانيم كه استكبار چه كار مى‏خواهد بكند و دشمنان ما چه كسانى هستند و از كجا نفوذ مى‏كنند، و اگر متوجه نباشيم كه در جامعه‏ى ما چه مى‏گذرد و چه مشكلاتى وجود دارد و علاجش چيست، و اگر اطلاع نداشته باشيم كه در جبهه‏بنديهاى امروز جهان چه جايگاهى داريم، نمى‏توانيم نقش واقعى خود را ايفا كنيم.

هميشه كتك و توسرى را كسانى مى‏خورند كه بين دو جناحِ بازيگر قرار گيرند و ندانند چه اتفاقى مى‏خواهد بيفتد و چه عواملى صحنه‏ى بازى را به نفع خود تغيير مى‏دهند. بصيرت و علم به زمان و استفاده از موقعيتها براى هر عاملى - چه اعلم‏العلماء باشد، و چه كسى كه در يك محله احكام دين را به چند نفر تعليم مى‏دهد - ضرورى است؛ منتها هرچه مقام بالاتر باشد، آگاهيهاى بيشتر و وسيعترى مورد لزوم است.

بايد آگاهى و بصيرت را در خود تقويت كنيم‏

ما در طول تاريخ تشيع، به خاطر عدم آگاهى علما از حقايق جريانات دنيا، خيلى ضربه خورديم؛ بخصوص در دويست سال اخير كه دنيا شكل جديدى پيدا كرد و استعمار پديد آمد و سياستها عوض شد و دولتهاى اروپايى وارد ميدان سياست جهانى شدند و به كشورهاى اسلامى تعرض كردند.

هرگاه ما عالِم دين و تقىّ و باهوش و زرنگ و دقيقى مثل ميرزاى شيرازى و شيخ انصارى داشتيم، از شر دشمن محفوظ مى‏مانديم و برنده بوديم؛ ولى آن‏جا كه قدرى غفلت و ناآگاهى در كار بوده است، ضرر مى‏كرديم، كه آن ضرر، به يك نفر و يك حوزه و يك مجموعه و يك شهر و يك سال و چند سال محدود نمى‏شد؛ بلكه در برخى موارد اثرش تا پنجاه سال تمام، جامعه‏ى اسلامى را تحت فشار قرار مى‏داد.

ديگر نبايد تسليم ناآگاهيها شويم. بايد آگاهى و بصيرت را در خودمان تقويت كنيم. بايد برآن سه مبنا، حوزه‏ها را بازسازى كنيم و توسعه دهيم. حقاً و انصافاً حوزه‏ى مشهد از استعداد بالايى برخوردار است و از نظر علمى و عملى و اخلاقى و سياسى، اساتيد خوب و علماى بزرگ وشخصيتهاى برجسته‏يى دارد و طلاب باسابقه‏ى خوب و مستعدى در آن‏جا مشغول تحصيل هستند. ان‏شاءاللَّه حوزه‏ى مشهد بتواند در اين زمينه نقشى داشته باشد و اقدام مهمى بكند.

امروز دشمنها منتظرند تا به ما ضربه زنند؛ ما بايد حواسمان جمع باشد. خوشبختانه امروز طورى است كه توطئه‏هاى استكبار جهانى از نظر ملتها افشا شده است و اين جمله‏ى منسوب به امام سجاد(ع): «الحمدللَّه الّذى جعل اعدائنا من الحمقاء»، واقعاً در مواردى صدق مى‏كند. همين توطئه‏ى اخير حكام سعودى براى متهم كردن ملت بزرگ ايران و مسؤولان آن، از همان قبيل توطئه‏هايى است كه تاكنون افشا شده است. همه مى‏دانند و مى‏فهمند كه اين بغضها و حقدها از كجا سرچشمه مى‏گيرد.

مجدداً به همه‏ى آقايان خيرمقدم و تسليت مى‏گويم و از اين‏كه راهى طولانى را طى فرموديد و تشريف آورديد، تشكر مى‏كنم. اميدوارم كه لطف و فضل الهى شامل حال شما باشد و روزبه‏روز ان‏شاءاللَّه وضعى بهتر از گذشته داشته باشيد و قلب مقدس حضرت ولىّ‏عصر(ارواحنافداه‏وعجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه) از ما راضى باشد و دعايش شامل حالمان گردد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) عنكبوت: 69

2) بحارالانوار، ج 85 ، ص 319

3) حج: 40

4) يونس: 32

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار