حركت در جهت تضعيف جمهوري اسلامي خيانت به اسلام و مسلمين است
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۸۹۷۲
بازخواني// بيانات رهبر معظم انقلاب در 20 تيرماه 69:

حركت در جهت تضعيف جمهوري اسلامي خيانت به اسلام و مسلمين است

هر كسى كه امروز در جهت تضعيف نظام جمهورى اسلامى، حركتى انجام بدهد، حرفى بزند و اقدامى بكند، دامنه‏ كار خلاف او، به همه‏ ملت‌هاى مسلمان، گسترش پيدا مى‏كند. يعنى بايد بداند كه اين كار، فقط خيانت به اين ملت نيست؛ خيانت به اسلام و به ملت‌هاى متعدد و به تاريخ اسلام است.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 20 تيرماه 1369 در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران، به مناسبت عيد سعيد غدير ايراد فرمودند به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

متقابلاً اين عيد سعيد را به همه‏ى ملت عظيم‏الشأن ايران و به ساير مسلمين در سرتاسر عالم و به شما برادران و خواهران، صميمانه تبريك عرض مى‏كنم. امسال، به خاطر آغاز پانزدهمين قرن اعلام ولايت در غديرخم، خصوصيتى دارد. بزرگداشت عيد مبارك غدير در تمام سالهاى بعد از انقلاب، معناى روشنتر و مفهوم زيباتر و شيرينترى را براى ملت ما داشته است و دارد. عيد غدير، حقيقتاً يكى از عظيمترين اعياد اسلامى است و بنا بر بعضى از روايات، بزرگتر از اعياد ديگر است و در اين باب كه فضيلت عيدغدير نسبت به ديگر اعياد، چه‏قدر افزونتر است، روايات معتبرى هم داريم.

علت اهميت عيدغدير، مسأله‏ى ولايت است. در اين ماه - ذى حجةالحرام - هم عيدغدير را داريم و هم روز مباهله را كه آن هم اشاره‏ى روشنى به مسأله‏ى ولايت است. به خاطر اين دو خاطره - كه هر دو مربوط به ولايت است - بعضى از بزرگان، اين ماه را «شهرالولاية» و افضل ماهها دانسته‏اند.

وقتى براى يك ملت، قضيه‏ى ولايت و حكومت حل شود، آن هم به شكلى كه در غديرخم حل شد، حقيقتاً آن روز براى آن ملت، عيد است. چون اگر ما بگوييم كه مهمترين و حساسترين مسأله‏ى هر ملتى، همين مسأله‏ى حكومت و ولايت و مديريت و حاكميتِ والاى بر آن جامعه است، اين تعيين‏كننده‏ترين مسأله براى آن ملت است. ملتها هركدام به نحوى، اين قضيه را حل كرده‏اند؛ ولى غالباً نارسا و ناتمام و حتّى زيانبخش.

پس، اگر ملتى توانسته باشد اين مسأله‏ى اساسى را به نحوى حل كند كه در آن، همه چيز آن ملت - كرامت او، معنويت او، توجه او به خدا، حفظ سعادت دنيايى او و بقيه‏ى چيزهايى كه براى يك ملت مهم است - رعايت شده باشد، واقعاً آن روز و آن لحظه، براى آن ملت عيد است. در اسلام، اين قضيه اتفاق افتاد. روز عيد غدير، ولايت اسلامى - يعنى رشحه و پرتوى از ولايت خدا در ميان مردم - تجسم پيدا كرد و اين‏چنين بود كه دين كامل شد. بدون تعيين و تبيين اين مسأله، دين واقعاً ناقص مى‏ماند و به همين خاطر بود كه نعمت اسلام بر مردم تمام شد. مسأله‏ى ولايت در اسلام، اين‏طور مسأله‏يى است.

سرپرستى جامعه، متعلق به خداى متعال‏

ولايت، يعنى حاكميت و سرپرستى در جامعه‏ى اسلامى، طبيعتاً چيزى جدا از ولايت و سرپرستى و حكومت در جوامع ديگر است. در اسلام، سرپرستى جامعه، متعلق به خداى متعال است. هيچ انسانى اين حق را ندارد كه اداره‏ى امور انسانهاى ديگر را به‏عهده بگيرد. اين حق، مخصوص خداى متعال است كه خالق و منشئ و عالم به مصالح و مالك امور انسانها، بلكه مالك امور همه‏ى ذرات عالم وجود است. خود اين احساس در جامعه‏ى اسلامى، چيز كم‏نظيرى است. هيچ قدرتى، هيچ شمشير برايى، هيچ ثروتى، حتّى هيچ قدرت علم و تدبيرى، به كسى اين حق را نمى‏دهد كه مالك و تصميم‏گيرنده درباره‏ى سرنوشت انسانهاى ديگر باشد. اينها ارزش هستند. حق توليت امور و زمامدارى مردم را به كسى اعطا نمى‏كند. اين حق، متعلق به خداست.

خداى متعال، اين ولايت و حاكميت را از مجارى خاصى اعمال مى‏كند. يعنى آن وقتى هم كه حاكم اسلامى و ولىّ امور مسلمين، چه بر اساس تعيين شخص - آن‏چنان‏كه طبق عقيده‏ى ما، در مورد اميرالمؤمنين و ائمه(عليهم‏السّلام) تحقق پيدا كرد - و چه بر اساس معيارها و ضوابط انتخاب شد، وقتى اين اختيار به او داده مى‏شود كه امور مردم را اداره بكند، باز اين ولايت، ولايت خداست؛ اين حق، حق خداست و اين قدرت و سلطان الهى است كه بر مردم اعمال مى‏شود. آن انسان - هركه و هرچه باشد - منهاى ولايت الهى و قدرت پروردگار، هيچ‏گونه حقى نسبت به انسانها و مردمِ ديگر ندارد. خود اين، يك نكته‏ى بسيار مهم و تعيين‏كننده در سرنوشت جامعه‏ى اسلامى است.

عهده‏دار ولايت، بايد پرتويى از ولايت الهى را در جامعه تحقق ببخشد

و اما آن كسى كه اين ولايت را ازطرف خداوند عهده‏دار مى‏شود، بايد نمونه‏ى ضعيف و پرتو و سايه‏يى از آن ولايت الهى را تحقق ببخشد و نشان بدهد، يا بگوييم در او باشد. خصوصيات ولايت الهى، قدرت و حكمت و عدالت و رحمت و امثال اينهاست. آن شخص يا آن دستگاهى كه اداره‏ى امور مردم را به عهده مى‏گيرد، بايد مظهر قدرت و عدالت و رحمت و حكمت الهى باشد. اين خصوصيت، فارق بين جامعه‏ى اسلامى و همه‏ى جوامع ديگرى است كه به شكلهاى ديگر اداره مى‏شوند. جهالتها، شهوات نفسانى، هوى‏ و هوس و سلايق شخصىِ متكىِ به نفع و سود شخصى يا گروهى، اين حق را ندارند كه زندگى و مسير امور مردم را دستخوش خود قرار بدهند. لذا در جامعه و نظام اسلامى، عدالت و علم و دين و رحمت بايد حاكم باشد؛ خودخواهى نبايد حاكم بشود، هوى‏ و هوس - از هر كس و در رفتار و گفتار هر شخص و شخصيتى - نبايد حكومت كند.

سرّ عصمت امام در شكل غايى و اصلى و مطلوب در اسلام هم همين است كه هيچ‏گونه امكان تخطى و تخلفى وجود نداشته باشد. آن‏جايى هم كه عصمت وجود ندارد و ميسر نيست، دين و تقوا و عدالت بايد بر مردم حكومت كند كه نمونه‏يى از ولايت الهى محسوب مى‏شود. پس، روز عيد غدير، روز ولايت و روز تعيين‏كننده‏يى در سرنوشت جامعه‏ى اسلامى است.

مسأله‏ ولايت و حكومت در اسلام، مسأله‏اى اساسى و مهم‏

اهميتى كه به اين روز داده‏اند، چه خود نبىّ‏اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) كه بنا به وحى الهى، يك موقعيت استثنايى و روزگرم و جايگاه سختى را انتخاب كرد، تا اهميت قضيه را نشان بدهد، و چه روايات ما و ائمه‏ى اطهار(عليهم‏السّلام) كه به اين روز، اين‏قدر اهميت دادند، به خاطر اين است كه مسأله‏ى ولايت و حكومت در اسلام، مسأله‏ى اساسى و مهم است. اگر اسلام - كه دين خداست و مى‏خواهد زندگى مردم را بر اساس ارزشهاى الهى اداره بكند - در امر حكومت، دچار يك وضعيت دنيايى شد؛ دچار همان چيزى شد كه جوامع ديگر به آن مبتلا هستند، مصالحِ مترتب بر نظام اسلامى، بكلى از آن سلب خواهد شد. در دستگاه اداره‏كننده و مديريت و حاكميت، بايد يك نظام معنوى و الهى باشد.

اين‏كه علماى اسلام و ملت انقلابى ما و دلسوزان جامعه، اين‏قدر روى مسأله‏ى ولايت فقيه عادل تكيه مى‏كنند و امام بزرگوار ما(رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه)، آن را آن‏قدر مهم مى‏شمردند، به خاطر همين بود كه اگر اين مسأله‏ى معنوى را از جامعه‏ى اسلاميمان سلب بكنيم - همچنان‏كه آن كسانى كه دلسپرده به روشهاى غربى بودند و ارزشهاى غربى براى آنها اصل بود، در باب حكومت در جامعه‏ى اسلامى، مى‏خواستند در سالهاى اول، به همان شيوه‏هاى غربى عمل بكنند - و اگر ما اين اشتباه را مى‏كرديم و بكنيم كه در مسأله‏ى حكومت و مديريت جامعه، ملاك و معيار اسلامى را فراموش بكنيم و به سمت همان فرمهاى رايج دنيايى برويم، معناى جامعه‏ى اسلامى ما از بين خواهد رفت. اين نقطه، تعيين‏كننده است.

شايد اين حديث را ماها بارها گفته‏ايم و شنيده‏ايم و نقل كرده‏ايم كه «لاعذّبنّ كلّ رعيّة فى‏الاسلام اطاعت اماما جائرا ليس من اللَّه عزّ و جل و ان كانت الرّعيّة فى اعمالها برّة تقيّة ولاعفونّ عن كلّ رعيّة فى‏الاسلام اطاعت اماما هاديا من اللَّه عزّ و جل و ان كانت الرّعيّة فى اعمالها ظالمة مسيئة»(1). حاصل، اين‏كه اگر دستگاه مديريت جامعه، صالح و سالم باشد، خطاهاى متن جامعه، قابل اغماض است و در مسير جامعه، مشكلى به‏وجود نخواهد آورد. اما اگر مديريت و رأس جامعه، از صلاح و سلامت و عدل و تقوا و ورع و استقامت دور باشد، ولو در ميان مردم صلاح هم وجود داشته باشد، آن صلاح بدنه‏ى مردم، نمى‏تواند اين جامعه را به سرمنزل مطلوب هدايت كند. يعنى تأثير رأس قله و هرم و مجموعه‏ى مديريت و دستگاه اداره كننده در يك جامعه، اين‏قدر فوق‏العاده است. اين است كه ما روى مسأله‏ى غدير، اين‏قدر تكيه مى‏كنيم.

گرفتارى عمده‏ى ملتها، ناشى از مديران جامعه است‏

مسأله‏ى غدير، يعنى گزينش علم و تقوا و جهاد و ورع و فداكارى در راه خدا و سبقت در ايمان و اسلام و تكيه روى اينها در تشخيص و تعيين مديريت جامعه. اين قضيه، يك قضيه‏ى ارزشى است. به اين معنا، غدير نه براى شيعيان، بلكه براى همه‏ى مسلمانان، آموزنده و حاوى درس است و مى‏تواند مورد تجليل و تكريم قرار بگيرد كه حالا نمى‏خواهيم در اين زمينه‏ها، وارد بحثهاى فرقه‏يى و طايفه‏يى بشويم و نبايد بشويم. عيد غدير، حقيقتاً براى مردم عيد است؛ چون به يادآورنده‏ى يك امر حساس و مهم است.

امروز گرفتاريهاى عمده‏ى ملتها در دنيا، گرفتارى ناشى از مديران و دستهاى گرداننده‏ى جامعه است. آنها فاسدند كه فساد در ملتها، ريشه‏ى همه‏ى ارزشها و اصالتها را مى‏كند و از بين مى‏برد. آنها فاسدند كه ملتها، ذليل و برده و نوكرصفت بار مى‏آيند. آنها فاسدند كه قدرتهاى شيطانى، بر ملتهايشان تسلط پيدا مى‏كنند. آنها فاسد و بى‏بندوبارند كه در متن جوامعشان، ايمان بكلى رخت برمى‏بندد. امروز، اين بلاى عمومىِ جوامع غربى است؛ بلاى بى‏ايمانى و سردرگمى و عدم تكيه‏ى روحى به يك نقطه‏ى مطمئن و بقيه‏ى انواع فسادهايى كه در دنيا هست. چيز خيلى خطرناك و بلاى بزرگى است و همين نقطه، جوامعى را كه به آن دچار هستند، به باد فنا خواهد داد. اين ظواهر، تعيين‏كننده نيست. اين مهم است كه آحاد يك ملت، بر گرد يك محور ايمانى جمع نشده باشند.

مجموعه‏ى دستگاه مديريت كشور بايد علوى باشد

البته آقايان و بخصوص مسؤولان، اين نكته را توجه داشته باشند كه اگر ما بر نقش مديريت و سرپرستى در جامعه‏ى اسلامى تكيه مى‏كنيم و آن را تعيين‏كننده معرفى مى‏نماييم، با يك گزينش، قضيه تمام نمى‏شود. اين‏طور نيست كه يك شخص، در رأس برگزيده بشود و شرايط لازم را داشته باشد، بعد ديگر همه چيز به خودى خود، حل خواهد شد. تأثير مديران بالا در سرنوشت جامعه هم تا حدود زيادى از اين جهت است كه مدير برتر و بالاتر، اين قدرت را دارد كه دستها و ايادى چرخاننده‏ى چرخهاى كشور را سالم انتخاب بكند. يعنى سلامت آنها، جزو سلامت دستگاه حكومت است.

وقتى اميرالمؤمنين علىّ‏بن‏ابى‏طالب (عليه الصّلاة والسّلام) در رأس حكومت قرار مى‏گيرد، تمام شاخه‏هاى مديريت در جامعه، به طرف صلاح حركت مى‏كند؛ به‏طورى كه اگر يك گوشه از مجموعه‏ى اين دستگاه مديريت، ناسالم و ناپاك و غيرمنطبق با معيارها باشد، براى قطع و قلع و قمع آن، اميرالمؤمنين(ع) جنگِ چندين ماهه را بر خودش هموار مى‏كند. يعنى مجموعه‏ى دستگاه مديريت كشور، بايد علوى باشد.

در جامعه‏ى اسلامى، ارتباط بين ولىّ و مردم، غيرقابل انفكاك است‏

آن دستگاهى كه حكومتش به شكل ولايت است، ارتباط بين ولىّ و مردم، غيرقابل انفكاك مى‏باشد. ولايت، يعنى سرپرستى، پيوند، ارتباط، اتصال، به‏هم‏پيچيده‏شدن دوچيز، به‏هم‏جوشيدگى و به‏هم‏پيوستگى كسانى كه با يكديگر ولايت دارند. معنا و شكل و مفهوم ولايت در جامعه و نظام اسلامى، اين است. از اين‏جهت، در جامعه‏ى اسلامى، كلمه‏ى ولايت به حكومت اطلاق مى‏شود و رابطه‏ى بين ولىّ و مردم، يك رابطه‏ى ولايتى است و ارتباط و اتصال آنها، غيرقابل انفكاك مى‏باشد و تمام اجزاى اين جامعه، با يكديگر متصلند و از هم جدا نيستند. قضيه، مثل دستگاههاى سلطنت، دستگاههاى قدرت و كودتاچيهايى كه بر يك جامعه مسلط مى‏شوند، نيست.

در جامعه‏ى اسلامى، دستگاه مديريت و حاكميت جامعه، همه و همه، متكى به مردم، جزو مردم، همراه با مردم، متصل به مردم - به تمام معناى اتصال - هستند و جدا نيستند. آن‏جايى كه دستگاههاى حكومت، به راهى مى‏روند و مصالح مردم، به راه ديگرى، به خاطر همين احساس جدايى است. مصالح دستگاه حاكم، يك چيز است؛ مصالح مردم، يك چيز ديگر. مصالح دستگاه حاكم، پيوند با امريكا و قدرتهاى مسلط و استعمارگران و غارتگران منابع نفتى و اين چيزهاست - همچنان‏كه در دوران رژيم منحوس پهلوى، در كشور ما بود و امروز در خيلى از كشورهاى ديگر هست - مصالح مردم، يك چيز ديگر است. مصالح مردم در اين است كه آن دستگاه حاكم و آن نوكران و پيوستگان بيگانه را از سر راه كمال خودشان بردارند. مصالح اين دو، بكلى در دوجهت قرار دارد. ليكن در نظام اسلامى، اين‏طور نيست. در نظام اسلامى، حاكم، ولىّ و دوست و سرپرست و برادر و مرتبط و براى مردم است.

مسأله‏ى حكومت و ولايت، در جامعه‏ى ما تحقق بخشيده شد

اين، يكى از افتخارات جمهورى اسلامى است كه توانسته ولايت اسلامى را پياده كند. ما هنوز نتوانسته‏ايم خيلى از احكام اسلامى را به‏طور كامل تحقق ببخشيم. يك جامعه، تا به‏طور كامل اسلامى بشود، زمانِ زيادى لازم است؛ ليكن بحمداللَّه مسأله‏ى حكومت و ولايت، در جامعه‏ى اسلامى ما تحقق بخشيده شد. شكل اسلامى، على‏رغم طرد و نفى و بغض و عناد قدرتهاى جهانى، در جامعه‏ى ما پياده شد. دشمنان اسلام، مخالفت هم كردند؛ اما بحمداللَّه روزبه‏روز در جامعه‏ى ما، ثابت‏تر و درخشانتر و ماندگارتر شده است.

ما مسؤولان وظيفه داريم كه ولايت الهى و اسلامى را در جامعه‏ى خودمان، در شكل پرجاذبه‏ى آن، براى انسانهاى مشتاق و محروم، هرچه بيشتر تحقق ببخشيم. قدم اول اين است كه از راه مردم جدا نشويم و فراموش نكنيم كه همين مردم، پابرهنگان، طبقات ضعيف، اين كسانى كه در معيارهاى مادّى جوامع، چيزى به‏حساب نمى‏آيند، صاحبان اصلى كشورند و پيروزيهاى اين انقلاب و اين كشور و عزت ايران، به خاطر فداكاريهاى آنان به‏دست آمده است. فراموش نكنيم كه اين مردم بودند كه اسلام را براى اين كشور الهى و اسلامى خواستند و اراده كردند و آن را تحقق بخشيدند. از مردم جدا نشويد.

اين، افتخار نظام و جامعه‏ى اسلامى است كه قريب دوازده سال از پيروزى اين انقلاب مى‏گذرد و با وجود اين‏همه تبليغات و كارشكنيهاى دشمنان، مردم روزبه‏روز به آرمانهاى اين انقلاب و اين نظام اسلامى، علاقه‏مندتر و دلبسته‏تر شده‏اند و دشمن حقيقتاً در مقابل خواست و اراده‏ى اين مردم، عاجز مانده است.

دنياى اسلام، به جامعه‏ى اسلامى ما متوجه است‏

امروز دنياى اسلام، به جامعه‏ى اسلامى ما متوجه است. هرچه در اين‏جا اسلام، بهتر و قويتر و واقعيتر پياده بشود، مسلمانان در كشورهاى اسلامى و در سرتاسر عالم، اميدوارتر مى‏شوند. اين جوانان و گروههاى اسلامى كه با مظلوميت، در فلسطين و در بسيارى از كشورهاى اسلامى، با كفر و استكبار و ايادى آنها مبارزه مى‏كنند، پشتگرمى و دلگرميشان، به جمهورى اسلامى است. ايستادگى اين ملت است كه آنها را شاداب نگهداشته و سختيها را بر آنها هموار كرده است.

امروز در دنياى اسلام، حكامى وجود دارند كه براى مسلمانانى كه تحت حكومت آنها هستند و براى ملتهاى مظلومشان، از سمّ مهلك خطرناكترند. اين حكومتهايى كه آلت دست استكبار جهانى هستند، براى منافع و اهداف استكبار دل مى‏سوزانند؛ اما براى ملتها و منافعشان، نه. اين حادثه‏ى اخيرى كه در منى‏ اتفاق افتاد، حادثه‏ى واقعاً تلخ و مصيبت‏بارى بود. (2) البته حادثه، مشكوك هم هست. درباره‏ى علت حادثه، آن چيزى كه حكام سعودى گفتند و ادعا كردند، به آسانى نمى‏پذيريم. حادثه، حادثه‏ى مشكوكى است. تعداد كثيرى از مردم مسلمان و حاجى، جانشان را در اين حادثه از دست دادند و مظلومانه مُردند يا كشته شدند. بايد تحقيق بشود. بايد مسلمانان تحقيق كنند و سران كشورهاى اسلامى، اين قضيه را دنبال نمايند. چنين حادثه‏ى تلخ و مصيبت‏بارى، در اظهارات و گفته‏هاى حكام سعودى، آن‏چنان بازگو مى‏شود كه نشانه‏ى بى‏اعتنايى آنها به نفوس مسلمين و حيات آنهاست؛ آن هم با كشته شدن صدها و شايد هزاران مسلمان؛ در حالى كه در اسلام، جان يك مسلمان هم محترم است. اگر در اين حادثه، دست عمد و خيانت مؤثر بوده باشد - آن‏چنان‏كه گفته شده و حدس زده شده و خلافش هم هنوز ثابت نشده - جنايت عظيمى اتفاق افتاده است. جنايت، لزوماً اين نيست كه هزار و چند صدنفر يا بيشتر مسلمان كشته شوند؛ حتّى اگر يك نفر هم به آن شكل و مظلومانه و بدون جرم كشته بشود، جنايت عظيمى رخ داده است.

البته حرفى كه چند نفر آخوند دربارى از كشورهاى اسلامى بزنند و تعريف و ستايش كنند كه اين‏قدر خدمت كرديد و چگونه خدمت كرديد، مسؤوليت حكام سعودى را هم از بين نمى‏برد. اين، قضيه‏ى اول هم كه نيست؛ تا حالا اين‏گونه قضايا مكرر اتفاق افتاده است. كشتار فاجعه‏آميز حجاج ايرانى، زشت‏ترين و نمونه‏ى وحشيانه‏ترين آن بود. غير از آن هم، قضاياى متعددى در گذشته اتفاق افتاده است. اين حادثه‏ى اخير هم كه خودش قضيه‏ى بسيار مهمى است.

مسايل ما، مسايل دنياى اسلام و ملتهاست‏

امروز، آن ملت و مركزى كه مسلمانان با توجه به آن، در ميان اين‏همه گرفتارى، دلشان اميد پيدا مى‏كند، مردم ايران و نظام جمهورى اسلامى است. اين مسلمانان مظلوم فلسطينى و لبنانى كه به‏طور روزمره مورد تهاجم جنايت‏آميز اسرائيل قرار دارند و همين روزها هم آمدند بمباران كردند و اين جناياتها ادامه دارد، اميدشان به هيچ‏كدام از اين قدرتها و مدعيانى كه ادعا مى‏كنند، نيست. اگر اميدى داشته باشند - كه دارند - به انقلاب اسلامى و به حركت پُربركت ملت مسلمان ماست. شما، مايه‏ى اميد مسلمانان هستيد.

امروز، به خاطر همين خصوصيات در جمهورى اسلامى، هر كسى كه براى عزت و پيشرفت اين جمهورى، براى اصلاح امور مردم در اين جمهورى و براى موفقيتهاى روزافزون اين نظام مقدس تلاش بكند، براى كل جهان اسلام مجاهدت و تلاش كرده و در حقيقت، اسلام را پشتيبانى كرده است. امروز، مسأله، مسأله‏ى يك ملت نيست. مسايل ما، مسايل دنياى اسلام و مسايل ملتهاست. مسأله‏ى ما، مسأله‏ى اصل اسلام و پرچم و عَلَم اسلام مى‏باشد كه در جهان به اهتزاز درآمده است. هر كسى كه امروز در جهت تضعيف نظام جمهورى اسلامى، حركتى انجام بدهد، حرفى بزند و اقدامى بكند، دامنه‏ى كار خلاف او، به همه‏ى ملتهاى مسلمان، گسترش پيدا مى‏كند. يعنى بايد بداند كه اين كار، فقط خيانت به اين ملت نيست؛ خيانت به اسلام و به ملتهاى متعدد و به تاريخ اسلام است.

دشمن به ايجاد اختلاف در ميان مردم ما چشم دوخته است‏

امروز دشمن، به ايجاد اختلاف و شكاف در ميان مردم ما، چشم دوخته است. امروز تنها اميد دشمن، اين است. با حمله‏ى نظامى - حتّى با بمب اتم - نمى‏شود اين انقلاب و اين نظام را از بين برد. با دست‏به‏دست‏هم دادن و از جوانب مختلف حمله كردن هم نمى‏شود. استكبار نمى‏تواند با كار نظامى، مسأله‏ى جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى را براى خودش حل كند؛ با فشار اقتصادى هم نمى‏شود.

در اين يازده سال، آگاهىِ مردم ما را تجربه كردند. مردم، اوضاع را خوب مى‏دانند. مردم، چه‏قدر سختى گذراندند و چه كمبودهايى را تحمل كردند. همه‏ى اينها، ناشى از آگاهى مردم است. مردم مى‏دانند كه استكبار جهانى، به چه اميدى روى نظام جمهورى اسلامى فشار مى‏آورد و چه مى‏خواهد. مردم ما مى‏دانند كه استكبار جهانى فشار مى‏آورد، براى اين‏كه راه برگشت استعمارگران را به اين كشور باز كند. مردم ما مى‏دانند كه بسيارى از نابسامانيها و كمبودها و مشكلات، به خاطر دشمنى و دخالت و خباثت دشمنان جهانى ماست. و اين را هم مى‏دانند كه با تكيه به نيروى خودشان، با مقاومت و پشتكار و يگانگى و همكارى و صميميتشان با دولت و مسؤولان اجرايى كشور، خواهند توانست اين مشكلات را حل كنند؛ همچنان‏كه خيلى از اين مشكلات را حل كردند.

پس، مى‏دانند كه از اين راه هم نمى‏توانند به اين انقلاب و اين نظام جمهورى اسلامى، صدمه بزنند. اميدشان، به دو، سه نقطه‏ى داخلى است و از همه مهمتر، ايجاد اختلاف و شكاف بين مسؤولان، بين دولت و ملت، بين آحاد مردم، بين دستگاههاى گوناگون و بين شخصيتهاى مختلف است. اين، تنها اميد آنهاست. اگر توانستند اختلاف ايجاد كنند، ايجاد مى‏كنند؛ اگر هم نتوانستند، وانمود مى‏كنند كه اختلاف هست. تقريباً تمام دستگاههاى تبليغى دنيا - آنهايى كه نسبت به مسايل ايران اهتمام دارند - امروز همتشان را در اين متمركز كرده‏اند كه ثابت كنند در دستگاههاى اصلى نظام جمهورى اسلامى، اختلاف عميق هست! براى اين‏كه هم چهره‏ى اين نظام را در دنيا مغشوش جلوه بدهند و بگويند نظامى مبتلا به مشكلات خودش و درگيرِ اختلافات و جنگ قدرت است - از اين تعبيراتى كه مى‏كنند - و هم اگر صدايشان به گوش ملت ما و هر كس ديگر رسيد، او را مأيوس و نااميد كنند.

اين نكته را براى آن عرض مى‏كنم، تا توجه بكنيد كه مسأله‏ى اختلاف، چه‏قدر براى دشمن مهم است. كسانى كه زبان و قلمشان در جامعه كار مى‏كند و ذهنها و دلها و نفوسى متوجه آنها مى‏شود، مواظب باشند كه دشمن از اظهارات آنها سوء استفاده نكند. امروز، هر حركتى كه نمايش دودستگى و اختلاف عميق و توأمِ با تضاد باشد و هر حركتى كه مسؤولان نظام و مجريان كشور و مديران زحمتكش و دلسوز و خدمتگزار را تضعيف بكند، حركتى برخلاف مصالح اين ملت و بر ضد خواسته‏هاى اسلام و امام بزرگوارمان است.

در جامعه‏ى ما، دلها به هم نزديك است‏

بحمداللَّه در جامعه‏ى ما، دلها به هم نزديك است. از آن انگيزه‏هاى خودخواهانه و قدرت‏طلبانه‏يى كه نظايرش در دنيا ديده مى‏شود، در جامعه‏ى ما بندرت ديده مى‏شود. نمى‏گويم وجود ندارد - شيطان همه جا هست - اما آن‏طورى كه در دنيا معمول است، در جامعه‏ى ما نيست. به آن شدتى كه همه جا هست، بحمداللَّه اين‏جا نيست. اين‏جا، معنويت و وظيفه‏ى دينى حاكم است. كوشش كنيد كه اين جامعه و اين نظام اسلامى و اين كشور اسلامى را با وحدت كلمه، يكپارچگى، مديريتِ توأمِ با محبت و عواطف و همراهى مردم، آن‏چنان بسازيد و پيش ببريد كه اميد ملتها، با ديدن شما روزافزون بشود. اين، آن چيزى است كه اسلام از ما مى‏خواهد.

غديرخم، براى كسانى كه اهل معنا و معنويت و درك حقايقند، درسهاى فراوان و بى‏نهايت و فوق‏العاده‏يى دارد. براى ما نيز، درس صفا و معنويت و تقوا در مديريت كشور و همه‏ى بازوهاى گرداننده و اجرايى دارد. ما بايد اين درس را از غدير بگيريم و مطمئناً در اين راه، دست قدرت الهى، كمك و پشتيبان ماست. اراده‏ى الهى بر اين است كه در اين برهه از زمان، ان‏شاءاللَّه كلمه‏ى حق پيروز بشود و اسلام جايگاه برجسته‏ى خودش را در دنيا پيدا بكند و اين تلاشهاى دشمنان هم، به جايى نخواهد رسيد.

ان‏شاءاللَّه خداى متعال، به همه‏ى شما توفيق بدهد و ما را هدايت و كمك كند كه راه را بشناسيم و آن را ان‏شاءاللَّه با قوّت و استقامت طى كنيم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) بحارالانوار، ج 25 ، ص 110

2) v در مراسم حج سال 1369 ، صبح دوشنبه يازدهم تيرماه، بر اثر نشت گاز در داخل تونل «المعصم» منى‏، بيش از هزاروچهارصد نفر از حجاج بيت‏اللَّه‏الحرام دچار خفگى شدند.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار