ميهماني هاى پُرسروصدا و هتلگرفتن ها و خرج هاى زياد، كار طاغوتي ها بود
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 20 تيرماه 1370در مراسم اجراى خطبه عقد ازدواج جمعي از جوانان ايراد فرمودند به اين شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
الحمدللَّه اقرارا بنعمته و لاالهالّااللَّه اخلاصا لوحدانيّته والصّلاة والسّلام على اشرف بريّته و علىالاصفياء من عترته. و بعد فقد كان من فضلاللَّه علىالانام ان اغناهم بالحلال عنالحرام و قال: وانكحوا الايامى منكم والصّالحين من عبادكم و امائكم ان يكونوا فقراء يغنهم اللَّه من فضله واللَّه واسع عليم(1)
قال رسولاللَّه(صلّىاللَّهعليهوالهوسلّم)النّكاح سنّتى فمن رغب عن سنّتى فليس منّى(2) و قال (صلّىاللَّهعليهواله) من تزوّج احرز نصف دينه فليتّق اللَّه فىالنّصف الاخر(3) و قال (صلّىاللَّهعليهواله) تناكحوا تكثروا فانّى اباهى بكم الامم يومالقيامة ولو بالسّقط(4)
از نظر اسلام، خانواده يك ركن بزرگ
قبل از اينكه صيغهى عقد را جارى بكنيم، چند جمله به عنوان تذكر براى عروسها و دامادها عرض مىكنيم:
نكتهى اول اين است كه در كار ازدواج و اين مراسم، و رسم و سنتى كه در اسلام و در همهى اديان و در بشريت وجود دارد، به نظر اسلام آن چيزى كه اصل و محور است، تشكيل كانون خانوادگى است. از نظر اسلام، خانواده يك ركن بزرگ است. اگر باشد و سالمش باشد و تربيت درست باشد، در پيشرفت كار جامعه به صورتى كه اسلام مىخواهد، تأثير زيادى دارد. اسلام مىخواهد اين كانون تشكيل بشود و به وجود بيايد.
هنر اديان - و بيشتر از همه اسلام - در اين است كه غرايز جنسى و غريزهى زوجطلبى انسان را - كه غير از غريزهى جنسى است - در خدمت تشكيل خانواده قرار داده و كارى كردهاند كه كانون خانواده، با پشتوانهى غريزهى جنسى، يا با پشتوانهى آن غريزهى ديگر - كه از غريزهى جنسى عموميتش بيشتر است - تحقق پيدا كند و باقى بماند. بعضيها ممكن است در سنين خاصى نياز جنسى هم نداشته باشند، اما نياز به زوجطلبى را دارند و مىبايد زوجى از جنس مخالف را داشته باشند؛ زن و مرد فرقى نمىكند. سكن، مايهى آرامش است. اديان - و بيش از همه اسلام - اينها را پشتوانهى تشكيل خانواده قرار دادهاند.
اگر انسانها رها بودند كه غريزهى جنسى را هر طور مىخواهند، اشباع كنند، يا خانواده تشكيل نمىشد، يا يك چيز سست و پوچ و تهديدپذير و ويرانىپذير مىشد و هر نسيمى او را به هم مىزد. لذا در هر جاى دنيا كه مىبينيد آزاديهاى جنسى هست، در آنجا به همان نسبت خانواده ضعيف است؛ چون مرد و زن براى اشباع اين غريزه، احتياجى به اين كانون ندارند. اما در آنجاهايى كه دين حاكم است و آزادى جنسى نيست، اينجا همه چيز براى مرد و زن هست؛ لذا اين، حفظ و نگهداشته مىشود.
اصل قضيه اين است كه بايد كانون خانواده به وجود بيايد؛ اسلام اين را خواسته است. شما يك دختر از جايى و يك پسر از جاى ديگرى مىآييد و با يكديگر آشنا و متصل مىشويد؛ يك خانواده به وجود مىآيد. اين خانواده، منشأ خيراتى است. در ادارهى كشور و ادارهى انسانيت، كارهاى عظيمى به عهدهى اين خانواده است. اين، چيز بسيار مهمى است. شما بايد اين را مواظب باشيد و حفظ كنيد.
با اين كلمات عقدى كه مىخوانيم - كه يك امر اعتبارى است - يك علقهى اعتبارى بين شما به وجود مىآيد. بايد همهى همت دختر و پسر اين باشد كه اين را حفظ كنند. مبادا با گلهها، با دلخوريها، با افزونطلبى و پُرتوقعيها، با بىمحبتيها، و گاهى با دخالتهاى ديگران و از اين قبيل، اين كانون سست بشود. آن چيزى كه مهم است، اين است. هم دختر و هم پسر سعى كنند كه اين علقهى زوجيت را حفظ كنند. چگونه مىتوانيد اين علقه را حفظ كنيد؟ البته آدمهاى عاقل و زيرك و با احساس و وجدان صادق، راهش را پيدا مىكنند. اين، با اطمينان و با محبت متقابل حفظ مىشود. زن به مرد تحميل نكند و زور نگويد؛ مرد هم به زن زور نگويد و افزونطلبى نكند؛ مثل دو رفيق و مثل دو شريك، با هم صميمى باشند، تا اين كانون خانواده حفظ بشود.
در ازدواج، اصل قضيه يك امر انسانى است
نكتهى دوم اين است كه در ازدواج، اصل قضيه يك امر انسانى است؛ نه يك امر مادّى. اسلام مهريه را قرار داده است؛ اما مهريه اين را بهصورت يك معاملهى دادوستدى نمىكند. اينجا دادوستدى نيست؛ بلكه طرفين در يك جاى مشترك سرمايهگذارى مىكنند. اينطور نيست كه شما مثل خريد و فروش، يك چيز بدهيد و يك چيز بگيريد. نه، اينجا چيزى دادن و چيزى گرفتن نيست؛ بلكه هر دو نفر موجودى خودشان را در صندوق و كاسهى مشتركى مىگذارند و هر دو از آن استفاده مىكنند. در ازدواج، قضيه اين است.
بنابراين، نقش مادّيات در اينجا بايد خيلى ضعيف باشد. ما كه مىگوييم مهريهها را سنگين نكنند، از اين بابت است. اگر ما گفتهايم كه مهريه بيش از فلان مقدار نباشد، معنايش اين نيست كه اگر بيش از فلان مقدار بود، عقد باطل يا حرام است؛ نه، جايز هم هست، اما كار غلط است.
بعضيها چند ميليون تومان مهريه مىگذارند؛ يعنى ازدواج را كه يك امر انسانى است، به يك دادوستد و به يك كار بازارى و معاملهگرى تبديل مىكنند. اين، تحقير و توهين به نقش و شأن انسانيت در ازدواج است. اين، كار غلطى است.
ازدواج صحنهى تفاخر نيست
بعضيها هم ازدواج را كه يك امر عاطفى و انسانى و وجدانى است، به صحنهى تفاخر تبديل مىكنند. مثلاً مىگويند كه جهيزيهى ما اينچيزها را داشت؛ آيا جهيزيهى دختر شما هم اينها را دارد؟! تفاخر و تنافس! يا مثلاً مىگويند كه ما عقدمان را در فلان سالن گرفتيم. البته حالا كه متأسفانه مرسوم شده است در هتلها مىگيرند؛ كه كار بسيار بدى است. حتّى گاهى شنيده يا ديده مىشود، بعضى افرادى هم كه از آنها توقع نيست، براى تفاخر به همديگر، مراسم عقد خود را در هتلها و سالنها مىگيرند! نه، مراسم عقد را در اتاق خانه و حياط منزل خودتان و يا همسايهتان بگيريد و مردم را دعوت كنيد؛ همينطور كه هميشه بوده است. اينگونه محيطها، يك محيط انس خانوادگى است. عدهيى دوست، عدهيى قوم و خويش، عدهيى همرديفهاى دختر يا پسر، دوستان مدرسه، دوستان پسر در محيط كار يا مدرسه، جمع مىشوند و شادى و خوشى مىكنند؛ اين درست است.
اينكه ما اينجا را صحنهى تفاخر قرار بدهيم، غلطاندرغلط است. هم محيط ازدواج را آلودهى به مادّيات مىكند، هم اين صحنهى پاك و لطيف وجدانى را صحنهى تفاخرها و تنافسها و زيادهرويها مىكند، بعد هم اين دختر و پسر از اول عادت مىكنند كه بايستى زندگى آنان بر تجمل و تشريفات بگذرد؛ چرا؟ بگذاريد از اول به يك زندگى متوسط عادت كنند.
با تجملات زيادى، جامعه زيان مىكند
تجملات براى يك جامعه، مضر و بد است. آن كسانى كه با تجملات مخالفت مىكنند، معنايش اين نيست كه از لذتها و خوشيهايش بىاطلاعند؛ نه، كار مضرى براى جامعه است؛ مثل يك دارو يا يك خوراكى مضر. با تجملات زيادى، جامعه زيان مىكند. البته در حد معقول و متداول ايرادى ندارد؛ اما وقتى كه همينطور مرتب پاى رقابت و مسابقه به ميان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز مىكند و به جاهاى ديگرى مىرود؛ و اين براى جامعه مضر است. حالا چنانچه ما آن كار مضر را درعرصهى ازدواج بياوريم و بخواهيم از آن استفاده كنيم، اين ديگر غلط اندرغلط خواهد شد؛ بسيار بد است.
اين ميهمانيهاى پُرسروصدا و هتلگرفتنها و خرجهاى زياد، كار آن طاغوتيها بود. اخيراً در روزنامه هم موردى را نوشته بودند، كه چهقدر خوب كردند كه نوشتند؛ تامردم بفهمند كه اين كارها زشت است. ماها هميشه در خانههاى خودمان - يك اتاق، دو اتاق - عقد و عروسى مىگرفتيم. اگر هم نداشتيم، از همسايه قرض مىگرفتيم. مقدارى شيرينى و ميوه چيده مىشد؛ مىگفتيم، مىخنديديم، شوخى مىكرديم؛ خيلى هم خوش مىگذشت. البته آن طاغوتها و آدمهاى بدى كه بحمداللَّه ازاله شدند، اينطور برگزار نمىكردند. آنها به اين وضع قانع نبودند؛ در آن هتلها مىرفتند و ميهمانيهاى پُرخرج و چنين و چنان برپا مىكردند.
حالا ما كه بر سر كار آمدهايم، نبايد كار آنها را تكرار بكنيم. اگر تكرار بكنيم، ما هم مثل آنها مىشويم؛ آن بد بود. نه اينكه وقتى آدم نمىتواند كار پُرخرجى بكند، نكند؛ ولى وقتى كه توانست، برود بكند! پس چى شد؟! آن منطق صحيح، اين را ايجاب نمىكند. بايد بنا را بر سادگى گذاشت. جهيزيهها را ساده بگيريد. اگر جهيزيه نيازهاى دختر را تأمين مىكند، خوب است؛ اما به سمت تجملات نرود.
بناى كار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است
نكتهى سوم اين است كه بناى كار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است؛ بايد با هم بسازند. اين «با هم بسازند»، معناى خيلى عميقى دارد. من يكوقت خدمت امام رفتم، ايشان مىخواستند خطبهى عقدى را بخوانند؛ تا من را ديدند، گفتند شما بيا طرف عقد بشو. ايشان برخلاف ما - كه طول و تفصيل مىدهيم و حرف مىزنيم - عقد را اول مىخواندند، بعد دو، سه جملهى كوتاه صحبت مىكردند. من ديدم ايشان پس از اينكه عقد را خواندند، رويشان را به دختر و پسر كردند و گفتند: برويد با هم بسازيد. من فكر كردم، ديدم كه ما اين همه حرف مىزنيم، اما كلام امام در همين يك جملهى «برويد با هم بسازيد»، خلاصه مىشود! حالا ما هم عرض مىكنيم كه شما دختران و پسران، برويد با هم بسازيد. سازش، اصل است. هر چيزى كه با ساختن عروس و داماد، دختر و پسر، زن و شوهر منافات دارد، بايستى بيگانه تلقى بشود. اين را اصل قرار بدهيد، تا انشاءاللَّه خداوند متعال بركاتش را بر شما نازل كند.
اميدواريم كه خداوند انشاءاللَّه اين عقدهايى را كه مىخوانيم، مبارك كند؛ اين دختران و پسران، محيطهاى شادى را به خانوادهها بياورند؛ و خداوند نسل طيب و طاهرى هم به آنها عنايت كند.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) نور: 32
2) بحارالانوار، ج 100 ، ص 220
3) الاصولمنالكافى، ج 5 ، ص 328
4) بحارالانوار، ج 100 ، ص 220
/انتهاي پيام/