ميهماني هاى پُرسروصدا و هتل‏گرفتن ها و خرج هاى زياد، كار طاغوتي ها بود
آخرین اخبار:
کد خبر:۷۹۰۲۷
بازخواني// بيانات رهبر معظم انقلاب در 20 تيرماه 70:

ميهماني هاى پُرسروصدا و هتل‏گرفتن ها و خرج هاى زياد، كار طاغوتي ها بود

حالا چنانچه ما آن كار مضر (تجملات) را در عرصه‏ ازدواج بياوريم و بخواهيم از آن استفاده كنيم، اين ديگر غلط‌اندرغلط خواهد شد؛ بسيار بد است. اين ميهماني‌هاى پُر سر و صدا و هتل‏گرفتن‌ها و خرج‌هاى زياد، كار آن طاغوتي‌ها بود.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن كامل بيانات حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي كه 20 تيرماه 1370در مراسم اجراى خطبه‏ عقد ازدواج جمعي از جوانان‏ ايراد فرمودند به اين شرح است:

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

الحمدللَّه اقرارا بنعمته و لااله‏الّااللَّه اخلاصا لوحدانيّته والصّلاة والسّلام على اشرف بريّته و على‏الاصفياء من عترته. و بعد فقد كان من فضل‏اللَّه على‏الانام ان اغناهم بالحلال عن‏الحرام و قال: وانكحوا الايامى منكم والصّالحين من عبادكم و امائكم ان يكونوا فقراء يغنهم اللَّه من فضله واللَّه واسع عليم(1)

قال رسول‏اللَّه(صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم)النّكاح سنّتى فمن رغب عن سنّتى فليس منّى(2) و قال (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله) من تزوّج احرز نصف دينه فليتّق اللَّه فى‏النّصف الاخر(3) و قال (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله) تناكحوا تكثروا فانّى اباهى بكم الامم يوم‏القيامة ولو بالسّقط(4)

از نظر اسلام، خانواده يك ركن بزرگ‏

قبل از اين‏كه صيغه‏ى عقد را جارى بكنيم، چند جمله به عنوان تذكر براى عروسها و دامادها عرض مى‏كنيم:

نكته‏ى اول اين است كه در كار ازدواج و اين مراسم، و رسم و سنتى كه در اسلام و در همه‏ى اديان و در بشريت وجود دارد، به نظر اسلام آن چيزى كه اصل و محور است، تشكيل كانون خانوادگى است. از نظر اسلام، خانواده يك ركن بزرگ است. اگر باشد و سالمش باشد و تربيت درست باشد، در پيشرفت كار جامعه به صورتى كه اسلام مى‏خواهد، تأثير زيادى دارد. اسلام مى‏خواهد اين كانون تشكيل بشود و به وجود بيايد.

هنر اديان - و بيشتر از همه اسلام - در اين است كه غرايز جنسى و غريزه‏ى زوج‏طلبى انسان را - كه غير از غريزه‏ى جنسى است - در خدمت تشكيل خانواده قرار داده و كارى كرده‏اند كه كانون خانواده، با پشتوانه‏ى غريزه‏ى جنسى، يا با پشتوانه‏ى آن غريزه‏ى ديگر - كه از غريزه‏ى جنسى عموميتش بيشتر است - تحقق پيدا كند و باقى بماند. بعضيها ممكن است در سنين خاصى نياز جنسى هم نداشته باشند، اما نياز به زوج‏طلبى را دارند و مى‏بايد زوجى از جنس مخالف را داشته باشند؛ زن و مرد فرقى نمى‏كند. سكن، مايه‏ى آرامش است. اديان - و بيش از همه اسلام - اينها را پشتوانه‏ى تشكيل خانواده قرار داده‏اند.

اگر انسانها رها بودند كه غريزه‏ى جنسى را هر طور مى‏خواهند، اشباع كنند، يا خانواده تشكيل نمى‏شد، يا يك چيز سست و پوچ و تهديدپذير و ويرانى‏پذير مى‏شد و هر نسيمى او را به هم مى‏زد. لذا در هر جاى دنيا كه مى‏بينيد آزاديهاى جنسى هست، در آن‏جا به همان نسبت خانواده ضعيف است؛ چون مرد و زن براى اشباع اين غريزه، احتياجى به اين كانون ندارند. اما در آن‏جاهايى كه دين حاكم است و آزادى جنسى نيست، اين‏جا همه چيز براى مرد و زن هست؛ لذا اين، حفظ و نگهداشته مى‏شود.

اصل قضيه اين است كه بايد كانون خانواده به وجود بيايد؛ اسلام اين را خواسته است. شما يك دختر از جايى و يك پسر از جاى ديگرى مى‏آييد و با يكديگر آشنا و متصل مى‏شويد؛ يك خانواده به وجود مى‏آيد. اين خانواده، منشأ خيراتى است. در اداره‏ى كشور و اداره‏ى انسانيت، كارهاى عظيمى به عهده‏ى اين خانواده است. اين، چيز بسيار مهمى است. شما بايد اين را مواظب باشيد و حفظ كنيد.

با اين كلمات عقدى كه مى‏خوانيم - كه يك امر اعتبارى است - يك علقه‏ى اعتبارى بين شما به وجود مى‏آيد. بايد همه‏ى همت دختر و پسر اين باشد كه اين را حفظ كنند. مبادا با گله‏ها، با دلخوريها، با افزون‏طلبى و پُرتوقعيها، با بى‏محبتيها، و گاهى با دخالتهاى ديگران و از اين قبيل، اين كانون سست بشود. آن چيزى كه مهم است، اين است. هم دختر و هم پسر سعى كنند كه اين علقه‏ى زوجيت را حفظ كنند. چگونه مى‏توانيد اين علقه را حفظ كنيد؟ البته آدمهاى عاقل و زيرك و با احساس و وجدان صادق، راهش را پيدا مى‏كنند. اين، با اطمينان و با محبت متقابل حفظ مى‏شود. زن به مرد تحميل نكند و زور نگويد؛ مرد هم به زن زور نگويد و افزون‏طلبى نكند؛ مثل دو رفيق و مثل دو شريك، با هم صميمى باشند، تا اين كانون خانواده حفظ بشود.

در ازدواج، اصل قضيه يك امر انسانى است‏

نكته‏ى دوم اين است كه در ازدواج، اصل قضيه يك امر انسانى است؛ نه يك امر مادّى. اسلام مهريه را قرار داده است؛ اما مهريه اين را به‏صورت يك معامله‏ى دادوستدى نمى‏كند. اين‏جا دادوستدى نيست؛ بلكه طرفين در يك جاى مشترك سرمايه‏گذارى مى‏كنند. اين‏طور نيست كه شما مثل خريد و فروش، يك چيز بدهيد و يك چيز بگيريد. نه، اين‏جا چيزى دادن و چيزى گرفتن نيست؛ بلكه هر دو نفر موجودى خودشان را در صندوق و كاسه‏ى مشتركى مى‏گذارند و هر دو از آن استفاده مى‏كنند. در ازدواج، قضيه اين است.

بنابراين، نقش مادّيات در اين‏جا بايد خيلى ضعيف باشد. ما كه مى‏گوييم مهريه‏ها را سنگين نكنند، از اين بابت است. اگر ما گفته‏ايم كه مهريه بيش از فلان مقدار نباشد، معنايش اين نيست كه اگر بيش از فلان مقدار بود، عقد باطل يا حرام است؛ نه، جايز هم هست، اما كار غلط است.

بعضيها چند ميليون تومان مهريه مى‏گذارند؛ يعنى ازدواج را كه يك امر انسانى است، به يك دادوستد و به يك كار بازارى و معامله‏گرى تبديل مى‏كنند. اين، تحقير و توهين به نقش و شأن انسانيت در ازدواج است. اين، كار غلطى است.

ازدواج صحنه‏ى تفاخر نيست‏

بعضيها هم ازدواج را كه يك امر عاطفى و انسانى و وجدانى است، به صحنه‏ى تفاخر تبديل مى‏كنند. مثلاً مى‏گويند كه جهيزيه‏ى ما اين‏چيزها را داشت؛ آيا جهيزيه‏ى دختر شما هم اينها را دارد؟! تفاخر و تنافس! يا مثلاً مى‏گويند كه ما عقدمان را در فلان سالن گرفتيم. البته حالا كه متأسفانه مرسوم شده است در هتلها مى‏گيرند؛ كه كار بسيار بدى است. حتّى گاهى شنيده يا ديده مى‏شود، بعضى افرادى هم كه از آنها توقع نيست، براى تفاخر به همديگر، مراسم عقد خود را در هتلها و سالنها مى‏گيرند! نه، مراسم عقد را در اتاق خانه و حياط منزل خودتان و يا همسايه‏تان بگيريد و مردم را دعوت كنيد؛ همين‏طور كه هميشه بوده است. اين‏گونه محيطها، يك محيط انس خانوادگى است. عده‏يى دوست، عده‏يى قوم و خويش، عده‏يى همرديفهاى دختر يا پسر، دوستان مدرسه، دوستان پسر در محيط كار يا مدرسه، جمع مى‏شوند و شادى و خوشى مى‏كنند؛ اين درست است.

اين‏كه ما اين‏جا را صحنه‏ى تفاخر قرار بدهيم، غلطاندرغلط است. هم محيط ازدواج را آلوده‏ى به مادّيات مى‏كند، هم اين صحنه‏ى پاك و لطيف وجدانى را صحنه‏ى تفاخرها و تنافسها و زياده‏رويها مى‏كند، بعد هم اين دختر و پسر از اول عادت مى‏كنند كه بايستى زندگى آنان بر تجمل و تشريفات بگذرد؛ چرا؟ بگذاريد از اول به يك زندگى متوسط عادت كنند.

با تجملات زيادى، جامعه زيان مى‏كند

تجملات براى يك جامعه، مضر و بد است. آن كسانى كه با تجملات مخالفت مى‏كنند، معنايش اين نيست كه از لذتها و خوشيهايش بى‏اطلاعند؛ نه، كار مضرى براى جامعه است؛ مثل يك دارو يا يك خوراكى مضر. با تجملات زيادى، جامعه زيان مى‏كند. البته در حد معقول و متداول ايرادى ندارد؛ اما وقتى كه همين‏طور مرتب پاى رقابت و مسابقه به ميان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز مى‏كند و به جاهاى ديگرى مى‏رود؛ و اين براى جامعه مضر است. حالا چنانچه ما آن كار مضر را درعرصه‏ى ازدواج بياوريم و بخواهيم از آن استفاده كنيم، اين ديگر غلط اندرغلط خواهد شد؛ بسيار بد است.

اين ميهمانيهاى پُرسروصدا و هتل‏گرفتنها و خرجهاى زياد، كار آن طاغوتيها بود. اخيراً در روزنامه هم موردى را نوشته بودند، كه چه‏قدر خوب كردند كه نوشتند؛ تامردم بفهمند كه اين كارها زشت است. ماها هميشه در خانه‏هاى خودمان - يك اتاق، دو اتاق - عقد و عروسى مى‏گرفتيم. اگر هم نداشتيم، از همسايه قرض مى‏گرفتيم. مقدارى شيرينى و ميوه چيده مى‏شد؛ مى‏گفتيم، مى‏خنديديم، شوخى مى‏كرديم؛ خيلى هم خوش مى‏گذشت. البته آن طاغوتها و آدمهاى بدى كه بحمداللَّه ازاله شدند، اين‏طور برگزار نمى‏كردند. آنها به اين وضع قانع نبودند؛ در آن هتلها مى‏رفتند و ميهمانيهاى پُرخرج و چنين و چنان برپا مى‏كردند.

حالا ما كه بر سر كار آمده‏ايم، نبايد كار آنها را تكرار بكنيم. اگر تكرار بكنيم، ما هم مثل آنها مى‏شويم؛ آن بد بود. نه اين‏كه وقتى آدم نمى‏تواند كار پُرخرجى بكند، نكند؛ ولى وقتى كه توانست، برود بكند! پس چى شد؟! آن منطق صحيح، اين را ايجاب نمى‏كند. بايد بنا را بر سادگى گذاشت. جهيزيه‏ها را ساده بگيريد. اگر جهيزيه نيازهاى دختر را تأمين مى‏كند، خوب است؛ اما به سمت تجملات نرود.

بناى كار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است‏

نكته‏ى سوم اين است كه بناى كار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است؛ بايد با هم بسازند. اين «با هم بسازند»، معناى خيلى عميقى دارد. من يك‏وقت خدمت امام رفتم، ايشان مى‏خواستند خطبه‏ى عقدى را بخوانند؛ تا من را ديدند، گفتند شما بيا طرف عقد بشو. ايشان برخلاف ما - كه طول و تفصيل مى‏دهيم و حرف مى‏زنيم - عقد را اول مى‏خواندند، بعد دو، سه جمله‏ى كوتاه صحبت مى‏كردند. من ديدم ايشان پس از اين‏كه عقد را خواندند، رويشان را به دختر و پسر كردند و گفتند: برويد با هم بسازيد. من فكر كردم، ديدم كه ما اين همه حرف مى‏زنيم، اما كلام امام در همين يك جمله‏ى «برويد با هم بسازيد»، خلاصه مى‏شود! حالا ما هم عرض مى‏كنيم كه شما دختران و پسران، برويد با هم بسازيد. سازش، اصل است. هر چيزى كه با ساختن عروس و داماد، دختر و پسر، زن و شوهر منافات دارد، بايستى بيگانه تلقى بشود. اين را اصل قرار بدهيد، تا ان‏شاءاللَّه خداوند متعال بركاتش را بر شما نازل كند.

اميدواريم كه خداوند ان‏شاءاللَّه اين عقدهايى را كه مى‏خوانيم، مبارك كند؛ اين دختران و پسران، محيطهاى شادى را به خانواده‏ها بياورند؛ و خداوند نسل طيب و طاهرى هم به آنها عنايت كند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

1) نور: 32

2) بحارالانوار، ج 100 ، ص 220

3) الاصول‏من‏الكافى، ج 5 ، ص 328

4) بحارالانوار، ج 100 ، ص 220

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار