تقابل حجاب با بي حجابي در جنگ نرم
گروه سياسي - فاطمه كرماني؛ بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران گذشته است انقلابي كه ريشه هاي آن با اراده جمعي، اعتقاد، باورها و مشي ديني مردم آبياري شد و همچون درختي تنومند به قدمت و اصالت روز افزون دست يافت.
اما در اين سالها آنچه همواره به عنوان يك دغدغه اجتماعي، جامعه ايران اسلامي را به چالش كشيده است، مفهومي به نام حجاب بوده مفهومي كه شايد برداشت ما از آن يك تعبير تصنعي بوده و تنها ابعاد كليشه اي آن مورد توجه قرار گرفته باشد.
آنچه قابل بحث است پرداختن به حجاب و تقابل معنايي آن با بي حجابي است تقابلي كه همواره بدون در نظر گرفتن ريشه هاي آن دو گروهي سعي در سنگين كردن و گروهي سعي در سبك كردن دو كفه ترازوي آن كردند.
حال اين سئوال پيش مي آيد چرا برخي علي رغم مواجه و تقابل با مفاهيمي همچون حجاب،پاكدامني، عفاف و مفاهيمي ارزشي كه در لواي دين به منصفه ظهور رسيده در سنگين كردن كفه بي حجابي از هيچ تلاشي فروگذار نكردند.
چرا تا امروز گام هاي بلند در راستاي نهادينه كردن حجاب بي اثر بوده و برخي هنوز مفهوم آن را ثقيل پنداشته اند و بر نمي تابند.
شكي نيست مسيري كه جامعه در آن پيش مي رود، بي حجابي را به يك ارش اجتماعي تبديل كرده است و تداوم يافتن اين مسير جامعه را هر روز از ارزش هاي اصيل ديني آن دورتر و دورتر مي كند.
برخي معتقدند بي حجابي نوعي آنومي اجتماعي است و گروهي آن را يك چالش فرهنگي برميشمارند و عدهاي هم آن را زمينه اي براي دستيابي به تمدن دانسته و نشانه هايي از يك جامعه در حال گذار.
اما حقيقت بي حجابي چيست؟
بي حجابي در معناي عام يعني آزادي تن و جسم از هر گونه پوشش و رفع موانع فيزيكي در نگهداري از اعضا يبدن اما در تعبير خاص آن بايد گفت بي حجابي يعني اسارت و به بردگي گرفتن انديشه، عقل، اختيار و هويت فردي انسانها.
انسان ذاتاً موجودي مختار و برخودار از شعور باطني و عقل آفريده شده است اين صفت يك موهبت الهي است و حقوقي حقه انسان به شمار مي رود دستيابي بشر به انواع حقوق، آزادي ها، امنيت و هويت فردي واجتماعي در پرتو اين صنعت ميسر و قابل وصول خواهد بود.
انسان با بهره گيري از قدرت اختيار سعي در ارزش گذاري بر اعمال، رفتار، گفتار و انديشه هاي خود دارد حال آنچه بحث برانيگز است نقش عقل و اختيار بر ارزش گذاري به يك مفهوم يا يك رفتار به نام بي حجابي است بايد ديد بي حجابي تا چه حدبا خرد فردي و قدرت تعقل و اراده انسان در ارتباط است و اينكه بي حجابي از منظر پايه گذاران آن تا چه حد از ارزش هاي انساني برخوردار بوده و ابعاد كمال انسان كه همان هدف از خلقت است را محقق مي سازد.
بي حجابي برخواسته از يك ايدئولوژي و يك انديشه سازمان يافته است انديشه اي كه در وهله نخست هدفش دستيابي به يك چشم انداز تقابلي با ارزش هاي ديني و باورهاي مردم يك جامعه دين مداراست چشم اندازي كه ميكوشد تا با ارزش گذاري واهي بر يك پديده كم كم از ارزش مفهوم متقابل كاسته و حقيقت آن را مبهم سازد.
بايد ديد گردانندگان اين ايدئولوژي در كجاي بازي ايفاي نقش مي كنند آيا اينها همان جوانان نسل سوم و چهارم انقلاب هستند كه خود دسته كم وابستگي هايي با نسل اول انقلاب داشته و نه چندان دور و دراز با تقابل بي حجابي و حجاب و تاثيرات آن در دوران مبارزات انقلابي آشنا هستند آيا اينها همان كساني هستند كه خود اذعان دارند، انقلاب اسلامي ايران در رويارويي حجاب و بي حجابي ثمر گرفت آيا اينها همان هايي هستند كه مي گويند بي حجابي ارزش است و دستيابي به آن هر لحظه ما را به توسعه و مدرنيسم نزديك مي كند.
نه اينها آنهايند و نه آنها كه گردانندگان اين ايدئولوژي هستند،نسل سوم و چهارم انقلاب.
گردانندگان اين ايدئولوژي كساني هستند كه با ارزش گذاري بر بي حجابي تنها چهره دهشتناك از سيماي تمدن غرب را به نمايش كشاندند.
آنها هدفي جز سوق دادن انسان به سر حد بي هويتي نداشتند هويت و اصالتي كه پنداشته مي شود تنها در مواجه با قراردادها و مررات يك جامعه به رسميت شناخته مي شود بلكه خرد جمعي و اهانت خود آگاه موجب نهادينه شدن آن در فرد و ايجاد نوعي خودباوري در او مي شود.
بايد به عقب برگشت و مفهوم حجاب و بي حجابي را تعريف نمود. بايد ديد آيا مي توان بي حجابي را كه طي سالها از سوي طراحان جنگ نرم ارزش گذاري شده به يكباره با توسل به اجبار و زورو اقداماتي دستوري به ضد ارزش تبديل كرد تلاش هاي صرت گرفته از سوي طراحان جنگ نرم به منظور ارزش گذاري بر پديده بي حجابي اغماض ناپذير است اما بايد ديد اين ميان در تقابل با جنگ نرم حجاب چه جايگاهي خواهد داشت آيا نبايد به عنوان يك ارزش انساني كه در وهله نخست هدفش تقدس بخشي به گوهر وجودي انساني است باز تعريف كرد آيا نبايد تفكر شكل گرفته در اذهان را كه حجاب جدايي بخش هويت فردي و اجتماعي براي زنان است را ويراش كنيم./انتهاي پيام/