داستاني جنگي در فضاي عاطفي
مجموعه داستان «بازمانده»، اولين نوشته مريم دلبازي، داستان نويس آباداني است كه با 10 داستان و در 62 صفحه، توسط نشر «افزار» به بازار كتاب عرضه شده است.
بچه آبادان هم كه باشي در و ديوارهاي سوراخ از تركش و گلوله در دو طرف مسير هر روزه ات به خانه، نگاه حسرت بارشان را به تو مي دوزد.
بارها اگر در خانه هاي مسخر و به زمان جنگ بيشتر باشي و پاي صحبت عشاقي كه به جاي قرار مدارهاي نامزدي، طعم تلخ جنگ زدگي و آوارگي چشيده اند، باز هم نوشتن داستان كوتاه «بازمانده» كار ساده اي نخواهد بود.
داستان هاي دلبازي مالامال است از لحظه هاي نابي كه تا مدت ها ذهن را درگير مي كند، داستان ها در فضايي با شدت عاطفي شكل مي گيرند.
داستان كوتاه «بازمانده» كه نام كتاب در برگرفته از همين داستان است، پس از سال هاي شروع جنگ اتفاق مي افتد.
لهجه آباداني، بوي رطب كه از لابه لاي صفحات كتاب به مشام مي رسد و صداي مردم تشنه اي كه ظرف و مبتكه به دست به سمت تانكر آب شيرين ازدحام كرده اند با خلق فضاي داغ و پرعطش جنوب، پا به پاي نويسنده به روايت داستان كمك مي كند.
بطور كلي فضاي بومي و زندگي شهري به صورت كاملا محسوسي داستان كتاب را به 2 قسمت تقسيم مي كند، تا آن جا كه شخصيت هاي اصلي داستان هاي «من، تو، او»، «بادكنك يادگاري»، «شب يلدا» و «با من مي ماني خانم»، هيچ وابستگي به فضاي بومي ندارند.
شخصيت هاي اصلي 9 داستان از 10 داستان كتاب، زن هستند كه همين امر دغدغه هاي نويسنده را نشان مي دهد و راوي رنج هاي انساني بي پناهي است كه در نقش ها و موقعيت هاي متفاوت ظاهر مي شود.
به نظر مي رسد هرگاه نويسنده، به قصد بازي با عناصر داستان، سعي در تجربه كردن شيوه هاي روايت كرده تا حدي به ورطه تصنع افتاده است.
اين مجموعه كوچك كه كلكسيوني از يادگارهاي اولين داستان هاي مريم دلباري است، نويد نويسنده اي مستعد و آينه دار از خطه جنوب را مي دهد، بوي آبادان و هرم تابستان عطشناك جنوب را از سطر به سطر اين كتاب خواهيد شنيد؛ بوي خاك خرابه هاي جنگ و خاكستر سينما ركس و دل هايي كه با آن ها سوخت./انتهاي پيام/