کد خبر:۸۱۲۱۷
به تماشاترين صبح باز ميآيي
نگاه ما به افقهاي شعر عادت داشت به وزن و قافيه در سطرها پيدايي
به سوي جاده شب چشمها خيره شدند به تماشاترين صبح باز ميآيي
دلم گرفته از اين واژههاي تنهايي
در انتظار تو اي گل دمي كه باز آيي
سبوي صبر جهان پر شده است مولايم
بيا كه دل به نوا آمده ز شيدايي
شكوه در قدمت خستگي كنار زند
تمام خاطرهها نقشبند زيبايي
نگاه ما به افق هاي شعر عادت داشت
به وزن و قافيه در سطرها پيدايي
به زورقي كه دلم آفتاب ميپرسيد
ز حسن مهر تو دريا شكست دريايي
تمام قصه همين است بزم ما روشن
و تماشا كنيم لحظه تماشايي
به سوي جاده شب چشمها خيره شدند
به تماشاترين صبح باز ميآيي
سراينده: ضرغام نصرتي
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰